Grace to You Resources
Grace to You - Resource

حضور شما را در این کلیسا خیر مَقدم می‌گوییم. به مشارکت زیبای قوم خدا در کلیسای ما خوش آمدید. کلام خدا نُقل مجلس مشارکت‌های ما است. در حال حاضر، ما مشغول موعظۀ مجموعه پیغام‌هایی هستیم که به تأثیر حضور روح‌القدس در زندگی ایمانداران می‌پردازد. تا اینجا، در این مجموعۀ مختصر، اشاره کردیم که از قرار معلوم روح‌القدس عضوی از سه شخص تثلیث است که مردم کمتر به او فکر می‌کنند و نسبت به سایر اعضای تثلیث از او شناخت کمتری دارند. همۀ ما از حقایق فراوانی دربارۀ خدا آگاهیم. ما به صفت‌های خدا و اعمال خدا بسیار تأکید می‌کنیم. قطعاً که به شخص عیسی مسیح و همۀ کارهای او و ذات و شخصیت و زندگی او بسیار تأکید می‌کنیم. حالا، برای اینکه در این مورد توازن ایجاد بکنیم، باید درک بکنیم که هر سه شخص تثلیث، یکسان و برابر، شایستۀ ستایش و پرستش هستند. هدف من این است که به شما کمک بکنم تا خدای تثلیث را کامل‌تر بپرستید و بستایید. هدف من این است که به شما کمک بکنم تا کار حقیقی روح‌القدس را درک بکنید. اما این همۀ ماجرا نیست. قبلاً هم توضیح دادم که موضوع فقط این نیست که ما بر شخص روح‌القدس به قدر کفایت تمرکز و توجه نکردیم، که صد البته روح‌القدس شایسته است که او را برابر با پدر و پسر بپرستیم، ولی الان موضوع این است که آنچه شماری از مسیحیان به روح‌القدس نسبت می‌دهند درخور و برازندۀ نام او نیست. مردم پیوسته و مدام به روح‌القدس کفر می‌گویند. بدیهی است که مردم تمایل ندارند به خدای پدر و حتی مسیح، که خدای پسر است، کفر بگویند. ولی گویا در مورد روح‌القدس هر کسی هر چیزی دلش می‌خواهد به زبان می‌آورد.

فرض بکنید شما یک شخص از همه‌جا بی‌خبر هستید که می‌خواهید با تماشای برنامه‌های مسیحی در مورد روح‌القدس الهیات بیاموزید. این می‌شود حاصل تماشای شما: «روح‌القدس، هرچه که هست، یک قدرت است. روح‌القدس یک نوع قدرت است که مردم را پایین می‌اندازد، مردم را زمین می‌اندازد تا روی زمین دراز به دراز بیفتند و بعد هم از حال بروند و بیهوش بشوند. روح‌القدس یک قدرت عجیبی است که از دست انسان ساطع می‌شود، آن هم وقتی که یک نفر دستش را روی سر یک نفر دیگر می‌گذارد و دستش را روی سر او محکم فشار می‌دهد! این نیرو هرچه که هست، این روح‌القدس هرچه که هست، باعث می‌شود مردم زیر لب وِرد بخوانند و چیزهایی را نامفهوم و بی‌معنی تکرار بکنند. این نیرو باعث می‌شود مردم دست‌هایشان را رو به هوا بلند بکنند، چشمانشان را در حَدقه بچرخانند و همزمان، که با شنیدن صدای موسیقی تِلوتِلو می‌خورند و از خود بی‌خود می‌شوند، تقلا بکنند که تعادلشان را حفظ بکنند.» اینها نتیجه‌گیری شما از الهیات روح‌القدس است وقتی که این برنامه‌های مسیحی را تماشا می‌کنید. این روح‌القدس، هرچه که هست، نیرویی است که باعث می‌شود شما اختیار بدن و زبانتان را از دست بدهید و عقل از سرتان بپرد و به شدت احساساتی بشوید و رفتار ناجور و عجیب و غریب، که بویی از عقل و هوش نبرده، از شما سر بزند. اما بدانید که این حال و احوال به روح‌القدس هیچ ربطی ندارد. این کارها توهین به روح‌القدس است. حالا شما می‌پرسید: «این کارها که این جماعت انجام می‌دهند پس معنی‌اش چیست؟ این دیگر چه پدیده‌ای است؟» بسیار خوب، این پدیدۀ جوگیر شدن و شلوغکاری و هوچیگری است، پدیدۀ تجربۀ گروهی است، پدیدۀ کَلک و فریب است. این کارها اصلاً و ابداً به روح‌القدس ربط ندارند. آیا به نظر شما روح‌القدس به مکان‌هایی که به او بی‌حرمتی می‌کنند اصلاً قدم می‌گذارد که بخواهد باعث و بانی یک‌چنین رفتارهایی باشد؟ آیا روح‌القدس به جایی می‌رود که کتاب‌مقدس، کلامی را که خودش نوشته و مکاشفه داده، در آن مکان به اشتباه تفسیر می‌کنند؟ آیا روح‌القدس به جایی می‌رود که به الهیات بد و نادرست و به معلمان کاذب اعتبار بدهد و در عوض در هر کجا که حرمت روح‌القدس و کلامش را نگه می‌دارند غایب باشد؟ به نظرم، اگر این پدیده‌ها که شما در تلویزیون یا در جلسات و گردهمایی‌ها می‌بینید واقعاً کار روح‌القدس می‌بودند، همۀ شما باید مداوم زمین می‌افتادید و وِردهای نامفهوم به زبان می‌آوردید، چون روح‌القدس در کسانی کار می‌کند که مسیح و کلامش را حرمت می‌گذارند. اما کار واقعی روح‌القدس چیست؟ روح‌القدس واقعاً چکار می‌کند؟ قدرت روح‌القدس چه دستاوردی دارد؟

ابتدا، کمی دربارۀ زبان‌شناسی و دستور زبان صحبت بکنیم. واژۀ «روح» در عهدعتیق به زبان عبری، «روآخ» می‌باشد که معادل آن در عهدجدید به زبان یونانی pneuma «پِنویما» تلفظ می‌شود. هر دو واژه جزو واژگان «نام‌آوا» هستند که تلفظ آنها مستلزم دَم و بازدم و دمیدن در هوا می‌باشد [نام‌آوا به واژه‌هایی گفته می‌شود که از صداهای موجود در طبیعت تقلید شده‌اند]. تلفظ واژۀ «روح» نیز به این شکل است. معنای اصلی و اولیۀ واژۀ «روآخ» در عهدعتیق، که به معنای «روح» است، قدرت، انرژی، نیرو، و حیات می‌باشد. واژۀ «روح» بارها و بارها در عهدعتیق به کار رفته که یک‌سوم این دفعات مربوط به زمانی است که این واژه در اشاره به خدا و روح خدا می‌باشد. ولی واژۀ عبری روآخ در عهدعتیق و واژۀ یونانی پِنویما در عهدجدید بر این تأکید نمی‌کنند که روح‌القدس وجودی غیر مادی است، یعنی منظور این نیست که این شخص سوم تثلیث یک وجود غیر مادی باشد. منظور اصلاً این نیست. واژۀ «روح» به معنی قدرت، انرژی، و نیرو است، تأکید روی معنای این واژه است. پس، وقتی می‌گوییم «روآخ یهوه» یا «روح خدا،» در اصل دربارۀ قدرت خدا و انرژی خدا صحبت می‌کنیم. کتاب میکاه ۳:‏۸ مثال مناسبی است در این مورد که می‌فرماید: «من از قوت روح یهوه پُر شده‌ام.» پُر شدن از روح یهوه به معنی پُر شدن از قدرت است. باز هم تکرار می‌کنم منظور این نیست که روح‌القدس یک نیرو و انرژی است و نه یک شخص. واژۀ «روح» بر یک نیرو و قوت چیره و مسلط تأکید دارد، نه بر یک وجود غیر مادی. در واقع، نظر من این است که روح‌القدس نیرو و قوت نافذ خدا است. قدرت خدا نافذ است. یک نویسنده‌ای گفته است: «روآخ یهوه دَمش و وزش نافذ خدا است، قدرت خدا است که کسی در مقابلش توان مقاومت ندارد و خدا به وسیلۀ قدرتش هدف‌های خودش را به انجام می‌رساند، خواه هدف آفرینش و خلق نمودن باشد، خواه ویرانی و هلاکت.» وقتی دربارۀ روح خدا حرف می‌زنیم، دربارۀ شخصی حرف می‌زنیم که در اصل جلوه‌گر قدرت نافذ خدا است، جلوه‌گر انرژی الهی است، جلوه‌گر قدرتی است که عظیم و بی‌کران و نامحدود است، همچون خود خدا که عظیم و بی‌کران و نامحدود می‌باشد. این روحِ خدا است.

به قدرت نافذ خدا است که شخص سوم تثلیث، به فرمودۀ مزمور ۳۳:‏۶، لشکر آسمان را می‌آفریند: «به روآخ، خدا لشکر آسمان را می‌آفریند.» اینجا بحث قدرت مطرح است. زمانی هیچ‌چیز وجود نداشت، حتی عالم هستی وجود نداشت، چه برسد به اینکه عالم پُر باشد از اجرام آسمانی و متحرک! اما، در یک لحظه، خدا از نیستی هستی می‌آفریند. این قدرت روح خدا، روآخ، می‌باشد. چنین قدرتی است که در عهدعتیق به داوران اسراییل قوت می‌بخشد، مانند عُتْنئیل و سامسون در کتاب داوران فصل ۳ و ۱۴. روآخ یهوه قدرتی است که انبیای یهوه را در بر می‌گیرد، آنها را از یک مکان برمی‌دارد، آنها را حمل می‌کند، و آنها را در مکانی دیگر مستقر می‌کند. در کتاب‌های حزقیال فصل ۳ و ۱۱ و اول پادشاهان فصل ۱۸ شاهد این اتفاق هستیم. حرف ما اینجا دربارۀ قدرت و نیروی قوی و عظیم است. این مردمان که با روح خدا ملاقات می‌کنند و روح خدا به آنها عطا می‌شود قدرتی فراطبیعی را تجربه می‌کنند. روح‌القدس قدرت خودش را فقط به آفرینش جهان محدود نمی‌کند. او قدرت خودش را فقط به هلاکت و ویرانی و نابودی محدود نمی‌کند، هرچند که در کتاب‌مقدس شواهدی از هر دو مورد به چشم می‌آید. قدرت الهی روح‌القدس در آفرینش جهان مشهود است. روح‌القدس از عالم بالا رسالتی آسمانی را بر دوش مردان مشخصی قرار می‌دهد. او انبیا را از یک نقطه برمی‌دارد و به نقطه‌ای دیگر می‌برد. روح‌القدس به انسان‌ها درک و بینش می‌دهد. قدرت عظیم و خلاقانۀ روآخ در زندگی آدمیان در کار است. قدرت او در باطن ما در کار است. اما روح‌القدس ما را به زمین نمی‌اندازد و باعث نمی‌شود ما وِردهای نامفهوم تکرار بکنیم یا اختیارمان را از دست بدهیم و از خود بی‌خود بشویم و به خلسه برویم. قدرت روح‌القدس قدرتی است که به قول معروف گل‌درشت به چشم نمی‌آید، یعنی در بیشتر موارد قدرتی نامشهود و نادیدنی است. نمونه‌ای از این قدرت را می‌توانیم در مزمور ۵۱ مشاهده بکنیم. داوود گناه بزرگ و هولناکی مرتکب می‌شود. او با نظر شهوت به زنی نگاه می‌کند که همسرش نیست. نام این زن بتشَبَع است. داوود با این زن زنا می‌کند و بعد دلش می‌خواهد آن زن را برای همیشه داشته باشد. به همین دلیل، نقشه می‌کشد تا شوهر این زن که سربازی وفادار است در خط مُقدم جبهه گرفتار و به دست دشمن کشته شود. این گناهی ویران‌کننده است: زنا و بعد هم قتل. اما داوود در مزمور ۵۱ دل خودش را خالی می‌کند و به خدا التماس می‌کند که او را ببخشد. داوود به خدا التماس می‌کند که او را بشوید و پاک بکند. داوود به خدا التماس می‌کند درد و رنج و عذاب گناه و تقصیر و ترسش را از او بردارد. در آیۀ ۱۱ از مزمور ۵۱، داوود در اعترافش می‌گوید: «روآخِ خود را از من مگیر.» روح خود را از من مگیر. منظور داوود این نیست که نجاتش را از دست داده است، چون در آیۀ بعدی می‌گوید: «شادی نجات خود را به من باز ده!» داوود نجاتش را از دست نداد، اما شادی خودش را از دست داده بود. پس منظورش چیست که می‌گوید: «روح قدوس خود را از من مگیر»؟ الان به شما می‌گویم منظور داوود چیست. او موضوع خاصی را در ذهن داشت، او به شائول فکر می‌کرد. داوود خیلی خوب از سابقه و کارنامۀ شائول باخبر بود. قبل از او، فقط شائول پادشاه بود. بنابراین، اسراییل تاریخچۀ پادشاهی کوتاه و مختصری داشت. خدا روحش را از شائول گرفته بود. در اسراییل باستان، در دوران عهدعتیق، روح‌القدس به شکلی مخصوص بر پادشاهان و کاهنان و انبیا نازل می‌شد. البته همۀ خدمت روح‌القدس به این کار محدود نبود. حتی در دوران عهدعتیق هیچ‌کس نمی‌توانست بدون حضور و خدمت روح‌القدس نجات پیدا بکند. هیچ‌کس نمی‌توانست بدون حضور و خدمت روح‌القدس تقدیس بشود، حتی در دوران عهدعتیق نیز. در دوران عهدعتیق، روح‌القدس در کار بود و با جان و دل مردم در کشمکش بود تا در آنها توبه بیافریند. روح‌القدس نویسندگان کلام خدا را هدایت می‌کند تا کتاب‌مقدس را بنویسند. در دوران عهدعتیق، روح‌القدس مشغول به کار بود. درست است که کار روح‌القدس در عهدجدید، واضح و روشن و شفاف، به چشم می‌آید و کمال خدمت او در عهدجدید مشهود است، ولی روح‌القدس در گذشته نیز در کار بود، که اگر جز این می‌بود، کسی نجات نمی‌یافت، کسی تقدیس نمی‌شد. علاوه بر کار معمول و همیشگی روح‌القدس، او به طور مخصوص بر پادشاهان و کاهنان و انبیا نازل می‌شد و با قدرت از عالم بالا بر آنها قرار می‌گرفت. داوود از این می‌ترسید که او هم به مصیبت شائول گرفتار بشود. به همین دلیل، برای خودش به حضور خدا دعا می‌کند تا خدا حضور روح‌القدس را در او حفظ بکند، که اگر نمی‌کرد، داوود قدرت نمی‌داشت آن‌طور که باید سلطنت بکند. داوود برای سلطنت و برای رهبری روحانی و حکمت روحانی محتاج قدرت بود.

در عهدجدید، کار روح‌القدس گسترده‌تر می‌شود. در آن بالاخانه، عیسی مسیح دربارۀ روح‌القدس به شاگردانش می‌فرماید: «او با شما بوده و در آینده در شما خواهد بود.» البته که او با شما بوده، که اگر نبود، اصلاً در شما تغییری صورت نمی‌گرفت، شما توبه نمی‌کردید، ایمان نمی‌آوردید، از نظر روحانی پیشرفت نمی‌کردید، ذهن شما روشن نمی‌شد تا کتاب‌مقدس را درک بکنید. روح‌القدس با شما بوده و در آینده در شما خواهد بود. بحث بر سر حضور و غیاب روح‌القدس نیست، بلکه میزان و وسعت کار روح‌القدس مطرح است. اکنون، روح‌القدس به پُری در همۀ ایمانداران ساکن است. به این موضوع به این شکل نگاه بکنید: اکنون، همۀ ما، ایمانداران، پادشاهیم، همۀ ما کاهنیم، همۀ ما نبی هستیم. همۀ ما مسوولیم تا انجیل را بشارت بدهیم. ما همه پادشاه و کاهن هستیم. پس مسح کامل روح‌القدس بر ما قرار گرفته تا ما را قوت ببخشد، مانند کسانی که سلطنت را به عهده داشتند، مانند کاهنان که در حضور خدا برای مردم شفاعت می‌کردند، مانند انبیا که از جانب خدا برای مردم موعظه می‌کردند. به همین شکل، پُری خدمت روح‌القدس در حال حاضر برای همۀ ایمانداران مهیا است. در رسالۀ اول قرنتیان فصل ۱۲ می‌خوانیم که روح‌القدس ما را در بدن مسیح جای می‌دهد، به ما عطیۀ روحانی و توانایی می‌بخشد تا خدمت‌هایی را که خودش به ما واگذار می‌کند انجام بدهیم. ما همه از روح‌القدس می‌نوشیم، که معنی‌اش این است که او تا همیشه در ما ساکن خواهد بود. پیش از روز پنطیکاست، روح‌القدس همراه ایمانداران بود؛ اکنون، روح‌القدس در ما، ایمانداران، ساکن می‌شود. اینجا حرف بر سر پُری و کمال و پرباری است. اما روح‌القدس چکار می‌کند؟ در این خدمت، روح‌القدس به چه کاری مشغول است؟ خدمت آفرینش عالم هستی به دست روح‌القدس تمام شده است. جهان مادی آفریده شد و رسالت آفرینش جهان به دست روح‌القدس پایان یافته است. حالا کار روح‌القدس خلقت روحانی است. او حیات روحانی می‌آفریند، تولد تازه و خلقت تازه می‌بخشد. روح‌القدس تقدیس می‌کند، مجهز می‌کند، عطیه می‌بخشد، فرا می‌خواند، میوه بار می‌دهد، قدرت می‌بخشد. وقتی از قدرت حرف می‌زنیم، منظور یک نیروی نافذ است. به نظرم، ما خیلی در این باره فکر نمی‌کنیم که قدرت روح‌القدس در زندگی شما قدرتی نافذ است. اگر به وضعیت خودتان قبل از نجات توجه بکنید، می‌دانید که چه نوع قدرت نافذی بر شما حکمفرما بود. شما در خطایا و گناهان مرده بودید، شما به حقیقت خدا کور بودید. این حقایق را در رسالۀ رومیان فصل ۸ بیشتر بررسی خواهیم کرد. همۀ وجودمان فاسد بود، ما مردگان متحرک بودیم. این وضعیت کل بشر است تا قبل از آنکه به عیسی مسیح ایمان بیاورند. آن‌گاه، قدرتی نافذ مردگان را فرا می‌گیرد و به آنها حیات می‌بخشد، قدرتی تقدیس‌گر ما را فرا می‌گیرد تا با فساد وجودمان بجنگد و آن را سرنگون بکند. یک روز، همین قدرت شما را از نو می‌آفریند برای ورود به حیات جاودان در آسمان. عجب قدرت شگفت‌آوری!

قدرت روح‌القدس در نوشتن کتاب‌مقدس نیز به چشم می‌آید. کل کتاب‌مقدس دَم و نَفَس خدا است، پِنویما از جانب خدا است. این کلام گویای روح‌القدس است که مکتوب می‌شود. به گفتۀ پطرس، مردمان جذب روح‌القدس می‌شوند و کلام خدا را می‌نویسند. الان این روند را برای شما توضیح می‌دهم. یک نفر، با افکار و اندیشه‌ها و نظرها و عقیده‌ها و پیش‌فرض‌هایی که در ذهن دارد، قلم به دست می‌گیرد و به چیزهای فکر می‌کند که برای او دلپسند و مهم هستند. این شخص قلم به دست می‌گیرد تا بنویسد. ناگهان، روح‌القدس نازل می‌شود و بر ذهن او می‌دمد و واقعاً هر فکر و اندیشه و عقیده و نظر و پیشنهاد را از ذهنش می‌زداید، جز آنچه خود روح‌القدس می‌خواهد که این شخص به قلم درآورد. این همان نیروی نافذ است که بر ذهن و فکر و توقعات و خواسته‌ها و رویاهای آن شخص چیره می‌شود و او می‌ماند و این بینش و ادراک و روشنگری که می‌فهمد باید فقط آن حقیقتی را بنویسد که خواستۀ روح خدا است. این یعنی قدرت روح‌القدس. این قدرتی است که غلبه می‌کند بر پیش‌داوری‌ها، قدرتی است که غلبه می‌کند بر اولویت‌ها و تمایلات فردی نویسندگان کتاب‌مقدس. از این‌رو، آنچه در کتاب‌مقدس می‌خوانید کلام روح‌القدس است که به قلم نویسندگانی نوشته شد که به جای آنکه آنچه خودشان دلشان می‌خواهد بنویسند، به خاطر قدرت نافذ و فروگیرنده‌ای که ذهن آنها را در برگرفت و به خاطر اینکه جذب روح‌القدس شدند، هر فکر و اندیشه و عقیدۀ دیگری را کنار گذاشتند و خواست روح‌القدس را اجرا کردند. به همین دلیل، در سخنان آخر داوود، که در کتاب دوم سموییل ۲۳:‏۲ ثبت شده است، داوود می‌گوید: «روح خداوند به وسیلۀ من متکلم شد و کلام او بر زبانم جاری گردید.» هر یک از نویسندگان کتاب‌مقدس فقط چیزی را نوشتند که خواست روح‌القدس بود. روح‌القدس بر محدودیت دانش انسان و حکمت و درک و بینش انسان مسلط می‌شود تا آنها حقیقتی را بنویسند که دقیقاً خواست روح‌القدس است. پس روح خدا، با همان قدرت شگفت‌انگیزی که کتاب‌مقدس را الهام می‌بخشد، در ایماندارانی که در آنها ساکن می‌شود عمل می‌کند. کتاب‌مقدس زاییدۀ ذهن روح‌القدس است، همان روح‌القدس در زندگی ایمانداران نیز عمل می‌کند. روح خدا صاحب فکر و اراده است و فکر و ارادۀ او کاملاً با فکر و ارادۀ پدر آسمانی هماهنگ می‌باشد. این حقیقت را در رسالۀ رومیان فصل ۸ بررسی خواهیم کرد. روح‌القدس هر مانعی را که سد راه انجام هدف و ارادۀ خدا است از سر راه برمی‌دارد. پس قدرت روح‌القدس نیروی نافذ است، هرچند ما آن را احساس نمی‌کنیم. این نیرو ما را اذیت نمی‌کند، ذهن و فکر ما را آشفته نمی‌کند. اما زمان‌هایی پیش می‌آیند که ما درگیر جنگ روحانی می‌شویم و با وسوسه می‌جنگیم. در این زمان‌ها است که جسم ما با کار روح‌القدس در تنش و کشمکش است.

شخص روح‌القدس در عهدجدید کامل‌تر مکشوف می‌شود. در عهدعتیق، ما تصویر روح‌القدس را کامل نمی‌بینیم. این تصویر کامل در عهدجدید مکشوف است. در عهدجدید، خدمت کامل روح‌القدس به طور مشخص در زندگی ایمانداران مکشوف می‌شود، یعنی فقط در زندگی کسانی که عیسی مسیح را می‌شناسند. چرا مردم مسیحی این کارهای زشت و هولناک را به روح‌القدس نسبت می‌دهند؟ چون آنها عیسی مسیح را نمی‌شناسند. در انجیل یوحنا ۱۶:‏۱۳، مسیح می‌فرماید: «چون او، یعنی روح راستی، آید، شما را به جمیع راستی هدایت خواهد کرد، زیرا که از خود تکلم نمی‌کند، بلکه به آنچه شنیده است سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد. او مرا جلال خواهد داد، زیرا که آنچه از آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد.» عیسی مسیح می‌فرماید: او، یعنی روح‌القدس، آنچه از آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد. اگر شما متعلق به مسیح هستید، روح‌القدس معلم شما خواهد بود. شما شخصیت روح‌القدس را به درستی درک خواهید کرد و شخصیت عیسی مسیح را به درستی درک خواهید کرد. به فرمودۀ رسالۀ اول یوحنا ۲:‏۲۰، روح‌القدس آن مسح می‌باشد که همه‌چیز را به شما تعلیم می‌دهد و شما نیاز ندارید انسان به شما تعلیم بدهد، چون روح‌القدس معلم شما است. روح‌القدس بر جهالت و ناآگاهی شما چیره می‌شود. او بر پیش‌داوری‌های شما غلبه می‌کند. روح‌القدس بر طبع و خُلق و خوی شما مسلط می‌شود. او روآخ یهوه می‌باشد. در عهدجدید همه‌چیز روشن و شفاف می‌گردد. نجات ما را پدر بنا می‌گذارد، پسر نجات ما را حاصل می‌کند، و روح‌القدس برکت‌های نجات را برای ما ارمغان می‌آورد. روح‌القدس برگزیدگان را تولد تازه می‌بخشد. او حیات می‌بخشد. او برگزیدگان را تقدیس می‌کند. روح‌القدس برگزیدگان را از جلال به جلال می‌برد (دوم قرنتیان ۳:‏۱۸) و یک روز در آینده همۀ ما را به جلال خواهد برد. این گفتۀ رومیان فصل ۸ آیۀ ۱۱ می‌باشد که بعد آن را بررسی خواهیم کرد. او بدن‌های فانی ما را از مردگان قیام خواهد داد تا به آن جلال نهایی برسیم. بنابراین، روح‌القدس صاحب قدرت است. این شخص قدرتمند تثلیث ما را تولد تازه می‌بخشد، ما را تقدیس می‌کند، و روزی ما را به جلال خواهد برد. قدرت نافذ و پرانفجار و رحیمانۀ روح‌القدس، غنی و پربار و شگفت‌انگیز، به ما مکشوف شده است. این قدرت روح‌القدس است که ما را خلقت تازه می‌بخشد و ما را در عدالت قوت می‌بخشد و سرانجام ما را برای جلال ابدی تقویت خواهد داد. بنابراین، هر کجا که قدرت روح‌القدس نمایان است، در آنجا از نادانی و حماقت خبری نیست، از به زمین افتادن و روی زمین غلتیدن خبری نیست، از تکرار وِردهای نامفهوم خبری نیست، از به خلسه رفتن و از خود بی‌خود شدن خبری نیست، از گُر گرفتن و احساساتی شدن و از دست دادن اختیار خبری نیست. هیچ‌یک از این کارها و رفتارها قطعاً ربطی به روح‌القدس ندارند، برعکس، همۀ این کارها و رفتارها کار واقعی روح‌القدس را به مسخره می‌گیرند. وقتی روح‌القدس یا روح یهوه در مردم کار می‌کند، مردم نجات پیدا می‌کنند و تقدیس می‌شوند و یکپارچه می‌شوند و توانا می‌شوند و صاحب عطیه‌های روحانی می‌شوند و قوت می‌یابند تا خداوند را بپرستند و او را خدمت بکنند و مطیع کتاب‌مقدس بشوند. کسانی که روح‌القدس آنها را رستگار می‌کند عاقل هستند و اندیشمند هستند و منطقی هستند و مرتب و منظم هستند و امین هستند به کلام خدا، چرا که روح‌القدس در آنها عمل می‌کند.

تا اینجا، مقدمه بود. راستش را بخواهید من همیشه دوست دارم موعظه‌ها را با کمی مقدمه شروع بکنم! حالا برویم سراغ رسالۀ رومیان فصل ۸. من کتابی نوشتم به نام «آشفتگی و هرج و مرج در جنبش کَریزماتیک.» در این کتاب، مطالب فراوانی را دربارۀ جنبش کَریزماتیک توضیح دادم که قطعاً نمی‌توانم در این مجموعه موعظه‌ها همۀ آنها را بازگو بکنم. ممکن است بتوانم این کتاب را بازنویسی بکنم، ولی، اگر بازنویسی هم بکنم، فقط مثال‌های آن را تغییر می‌دهم، نه الهیاتش را. اگر این کتاب را مطالعه بکنید، بسیاری از مطالب، بیشتر، در ذهنتان جا می‌افتد. اکنون، بپردازیم به رسالۀ رومیان فصل ۸ که فصل روح‌القدس می‌باشد. کتاب رومیان به چند بخش تقسیم می‌شود. بخش اول بخش مربوط به خدا است. فصل‌های ۱ و ۲ و ۳ به این می‌پردازند که کل نژاد بشر در پیشگاه خدا مقصر و محکوم است و داوری الهی بر کل نژاد بشر قرار دارد. سپس در فصل‌های ۳ تا ۷ به بخش مربوط به عیسی مسیح و کار او بر روی صلیب می‌رسیم که ما را از غضب خدا و داوری خدا نجات می‌دهد، چرا که فصل‌های اول به گناهان ما و گناهکار بودن ما می‌پردازند. حالا به فصل مربوط به روح‌القدس می‌رسیم. پس ما در بخش بی‌نظیر مربوط به خدا شاهد هستیم که کل نژاد بشر زیر محکومیت و داوری الهی قرار دارد. سپس به تدارک رحیمانه و شگفت‌آور عیسی مسیح می‌رسیم و حالا به کار روح‌القدس می‌پردازیم. آن نجات را که خدا بانی آن می‌باشد و مسیح آن را حاصل می‌کند، حالا روح‌القدس برکت‌های آن را برای ما ارمغان می‌آورد. رسالۀ اول قرنتیان ۱۲:‏۳ می‌فرماید هیچ‌کس نمی‌تواند عیسی را خداوند بنامد، جز به قدرت روح‌القدس. وقتی خدا شما را نجات می‌دهد، عیسی را خداوند می‌خوانید. اگر به زبان اعتراف کنید عیسی خداوند است، نجات پیدا می‌کنید. اما شما نمی‌توانید بدون قدرت روح‌القدس عیسی را خداوند بخوانید، چون شما توانایی آن را ندارید. تا زمانی که قدرت نافذ روح‌القدس بر فساد درون شما غلبه نکند و به شما توانایی نبخشد، نمی‌توانید عیسی را خداوند بخوانید. آیۀ ۱ می‌فرماید: «پس هیچ قصاص نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند.» این جانِ کلام یک خبر خوش است. این خبر خوش در پایان فصل نیز تکرار می‌شود. در پایان فصل، در آیۀ ۳۴، همه‌چیز دربارۀ این خبر خوش است. کیست که ما را محکوم بکند؟ بعد، این آوا در گوشمان طنین‌انداز می‌شود که هر احتمال و هر فرضیه‌ای هم که پیش بیاید، ما دیگر محکوم نخواهیم بود. هیچ‌چیز نمی‌تواند ما را از محبت خدا جدا بکند. ما برای همیشه، تا ابدمدت، از محکومیت آزادیم. به خاطر کار عیسی مسیح در فصل‌های ۴ تا ۷، ما به معنای واقعی کلمه از محکومیت نامبرده در فصل‌های ۱ و ۲ و ۳ آزاد شدیم. ما این حقیقت را درک می‌کنیم که دیگر محکومیتی در انتظار ما نیست. اما چه اتفاقی روی داد؟ چه شد که ما دیگر محکوم نیستیم؟ ما می‌دانیم که خدا نجات ما را تدبیر نمود. ما می‌دانیم مسیح نجات ما را روی صلیب حاصل کرد. اما این نجات چگونه به ما ربط پیدا می‌کند؟ پاسخش روح‌القدس است.

اکنون، به کار روح‌القدس می‌رسیم که ما را در موقعیتی قرار می‌دهد که دیگر محکوم نیستیم، بلکه رستگاریم. نخستین نکتۀ آیات ۲ و ۳ که قبلاً به آن پرداختیم این است که روح‌القدس ما را از مرگ به حیات می‌آورد، او ما را زنده می‌کند. شریعت روح حیات در مسیح عیسی ما را از شریعت گناه و مرگ آزاد می‌کند. واژۀ «شریعت» در اینجا به معنی اصل و قاعده به کار رفته است که می‌توانید حتی آن را سرمشق، سلطه، یا قلمرو بنامید. ما مردۀ روحانی بودیم. ما زیر اصل مغلوب‌گر گناه و مرگ بودیم. ما در خطایا و گناهانمان مرده بودیم. این گفتۀ پولس در رسالۀ افسسیان فصل ۲ می‌باشد. آن‌گاه، روح حیات آمد و ما را از شریعت گناه و مرگ آزاد نمود. این نخستین کار روح‌القدس است، این یعنی تولد تازه، خلقت تازه، زنده شدن از مرگ به حیات. این کار روح خدا است. شما باید از روح متولد بشوید، در انجیل یوحنا فصل ۳ این را عیسی مسیح به نیقودیموس می‌فرماید. این تولد دوباره زمانی ممکن می‌شود که به گفتۀ آیۀ ۳ مسیح عیسی، پسر خدا، خودش را برای گناه قربانی می‌کند. او جانشین ما شد. مسیح به جای ما جان سپرد. او جریمۀ گناهان ما را کاملاً پرداخت نمود و گناه را محکوم کرد. شریعت گناهکار را محکوم می‌کند، شریعت نمی‌تواند گناه را محکوم بکند، ولی مسیح با مرگ خودش، زمانی که در کالبد انسان به زمین آمد، در جسم انسان، گناه را محکوم نمود. از این‌رو، به خاطر کار مسیح در آیۀ ۳، ما حیات داریم. اما این حیات خود به خود ایجاد نمی‌شود و به تصمیم و ارادۀ انسان بستگی ندارد. این حیات نتیجۀ کار روح‌القدس است که ما را از مردگان زنده می‌کند. این نخستین کار روح‌القدس است. او حیات می‌بخشد، تولد دوباره می‌بخشد. اما دومین کار روح‌القدس این است که به خاطر این حیات او به ما توانایی می‌بخشد تا شریعت خدا را به‌جای بیاوریم. این جانِ کلام حقیقتی است که پولس برای ما بیان می‌کند و قصد من هم این است که شما این حقیقت را کاملاً متوجه بشوید. لطفاً به آیۀ ۴ دقت کنید. اکنون ما حیات داریم، که البته این حیات به گفتۀ آیۀ ۳ به خاطر قربانی مسیح برای ما ممکن شد. در جسم مسیح، که برای گناه قربانی شد، گناه محکوم گشت تا مطالبات شریعت در ما به انجام برسند. وقتی شما تولد تازه پیدا می‌کنید، برای اولین بار در زندگی‌تان می‌توانید مطالبات شریعت خدا را به‌جای آورید، البته نه کاملاً بلکه تا اندازه‌ای. اما چرا؟ چرا اکنون، که من تولد تازه دارم، می‌توانم شریعت خدا را به انجام برسانم؟ چرا حالا می‌توانم هم در دلم و هم در عمل مطیع شریعت خدا باشم؟ چون آیۀ ۴ می‌فرماید: ما «نه به حسب جسم بلکه بر حسب روح رفتار می‌کنیم.» این یک اصل و یک واقعیت است. مسیحی بودن یعنی این. محال است که کسی بگوید: «من مسیحی هستم. من مرده بودم و حالا به قدرت روح‌القدس زنده شدم، ولی علاقه‌ای به رعایت شریعت خدا ندارم.» چنین چیزی محال است. اتفاق‌هایی که در ما روی می‌دهند به ترتیب هستند. حرف «تا» در آیۀ ۴ یک حرف هدفمند است. ما از مرگ به حیات آورده شدیم «تا» مطالبات شریعت در ما به انجام برسند. رسالۀ افسسیان ۲:‏۱۰ می‌فرماید: «زیرا که صنعت او هستیم، آفریده شده در مسیح عیسی برای کارهای نیکو که خدا قبل مهیا نمود تا در آنها سلوک نماییم.» شما از نظر روحانی واقعاً از مردگان قیام کردید و اکنون نه به حسب جسم بلکه بر حسب روح رفتار می‌کنید. در موعظۀ قبلی بررسی کردیم که اینجا بحث رفتار و کردار روزانه و زندگی روزانه مطرح است. شما روزانه در کلام خدا سلوک می‌کنید. رفتار و کردار روزانۀ شما سازگار است با روح‌القدس، که در شما قدرت است و انرژی و نیروی نافذ. این قدرت، این روح‌القدس، واقعاً بر شما می‌دمد و شما را که از نظر روحانی مردید حیات می‌بخشد. حالا همین قدرت، همین قدرت اختیاردار و فراگیرنده و مسلط روح‌القدس، شما را هدایت می‌کند تا از شریعت خدا اطاعت بکنید. الان ذات شما عوض شده، فکر شما عوض شده، ارادۀ شما عوض شده، احساسات شما عوض شده. این یک دگرگونی و تحولی تمام‌عیار است.

اکنون، به آیۀ ۴ بازگردیم. فقط دو دسته آدم در دنیا وجود دارد، فقط دو دسته. یک دسته کسانی هستند که بر حسب جسم رفتار می‌کنند و دستۀ دیگر کسانی که بر حسب روح. خدا هیچ‌گاه مردم را بر اساس فرهنگ و نژاد و میزان تحصیلات و جنسیت و موقعیت اجتماعی و اقتصادی آنها دسته‌بندی نمی‌کند. خدا فقط دو دسته آدم را می‌شناسد: آنها که بر حسب جسم رفتار می‌کنند و آنها که بر حسب روح؛ به عبارتی، غیرایمانداران و ایمانداران، کسانی که تولد تازه ندارند و آنها که تولد تازه دارند، مردگان متحرک و کسانی که به واقع زنده شده‌اند. فقط همین دو دسته وجود دارند. در این مرحله، پولس رسول به ریشه‌یابی سقوط در گناه و فساد درون آدمیزاد می‌پردازد. اگر شما دانش‌آموز کتاب‌مقدس هستید و می‌خواهید با دیگران دربارۀ گناه و تباهی انسان صحبت بکنید، معمولاً به سراغ رسالۀ رومیان فصل ۳ می‌روید که پولس رسول آیه‌های عهدعتیق را بازگو می‌کند: «کسی عادل نیست، یکی هم نه، کسی طالب خدا نیست.» سپس در همین فصل ۳ از آیۀ ۱۰ تا آیۀ ۲۰ به همۀ بایدها و نبایدها می‌پردازید. بدیهی است که این آیات یادشده توصیفی بسیار قوی و پرقدرت هستند در مورد سقوط انسان در گناه، ولی نه به قدرت آیۀ ۴ در فصل ۸. این آیۀ ۴ در رومیان فصل ۸ نافذترین توصیف دربارۀ بشر سقوط‌کرده است که به نظرم در میان نوشته‌های پولس رسول این واقعه را عمیق ریشه‌یابی می‌کند. پولس در اینجا خاطرنشان می‌کند که این مردم به حسب روح رفتار نمی‌کنند، بلکه رفتارشان بر حسب جسم است. ولی پولس به همین گفته بسنده نمی‌کند. آیۀ ۵ می‌فرماید: «آنانی که بر حسب جسم هستند در چیزهای جسم تفکر می‌کنند.» آیۀ ۶: «از آن جهت که تفکر جسم موت است.» آیۀ ۷: «تفکر جسم دشمنی خدا است، چون که شریعت خدا را اطاعت نمی‌کند، زیرا نمی‌تواند هم بکند.» آیۀ ۸: «کسانی که جسمانی هستند نمی‌توانند خدا را خشنود سازند.» این یک ریشه‌یابی جدی و دقیق از وضعیت کسانی است که تولد تازه ندارند. چقدر جالب و حیرت‌آور! آنها در جسم رفتار می‌کنند، چون در چیزهای جسم تفکر می‌کنند. آنها مرده‌اند. آنها با خدا دشمن هستند. آنها نمی‌توانند خودشان را تسلیم ارادۀ خدا بکنند. آنها توانایی‌اش را ندارند. آنها نمی‌توانند خدا را خشنود بسازند. آیا متوجه هستید که خود شما از چنین وضعیتی نجات یافتید؟ به خاطر کار روح‌القدس، شما حیات دارید و اکنون روح‌القدس پیوسته در شما کار می‌کند و شما را تقدیس می‌کند. اینجا بحث بحث تولد دوباره است که وقتی نجات پیدا می‌کنید در شما روی می‌دهد. اینجا حرف بر سر کار مداوم روح‌القدس در تقدیس کردن شما است، کار قدرتمند شخص سوم تثلیث در زندگی شما که شما را در مسیری که خودش می‌خواهد هدایت می‌کند. شما اکنون در روح رفتار می‌کنید. مسیر زندگی شما الان به معنای واقعی در مسیری پیش می‌رود که خواست روح‌القدس است. طرز فکر شما اکنون متوجه روح‌القدس است. شما الان دیگر با خدا دشمن نیستید و قادرید شریعت خدا را به‌جای بیاورید. شما الان قادرید خدا را خشنود بکنید. این است کار عظیم تولد تازه و تقدیس شدن. این کار کوچکی نیست.

عده‌ای در جسم رفتار می‌کنند و کردارشان جسمانی است، چون ذهنشان به جسم متمرکز است، چون این طرز فکرشان است. از این‌رو، مرده‌اند و این موقعیتشان است. عده‌ای دیگر در روح رفتار می‌کنند و کردارشان روحانی است، چون ذهنشان به روح متمرکز است، چون این طرز فکرشان است. این افراد حیات و آرامش دارند. این حقیقتی است که پولس آن را بیان می‌کند. این قدرت روح‌القدس است که وقتی به ما تولد تازه می‌بخشد و ما را تقدیس می‌کند، آن‌گاه، به ما توانایی می‌بخشد شریعت را به‌جای بیاوریم. ناگهان، شما دلباختۀ کتاب‌مقدس می‌شوید، شما دلبستۀ کتاب‌مقدس می‌شوید، شما گرسنۀ کتاب‌مقدس می‌شوید، شما دلتان می‌خواهد خدا را بشناسید، دلتان می‌خواهد خدا را بیشتر دوست داشته باشید. شما کلام خدا را دوست دارید و می‌خواهید کلام خدا را بشنوید، می‌خواهید کلام خدا را درک بکنید و می‌خواهید از کلام خدا اطاعت بکنید. اصل موضوع بسیار ساده است: دو دسته مردم وجود دارند، آنها که پیروِ جسم هستند و در امور جسم تفکر می‌کنند و مرده‌اند و مردگان متحرکند. این دسته نمی‌توانند شریعت خدا را به‌جای بیاورند، نمی‌توانند خدا را خشنود بکنند، چون قابلیت و ظرفیتش را ندارند. این یعنی تباهی آدمیزاد. کسی که نجات ندارد انسانیت تباه و فاسدش، که تولد تازه نیافته، بر او تسلط دارد و اختیاردار او است. چنین شخصی از خدا و از امور الهی بیزار است و دیر یا زود این بیزاری و تنفر را نشان خواهد داد. او در دلش از امور الهی بیزار است و اصلاً و ابداً نمی‌تواند امور الهی را به‌جای بیاورد. این موضوع را کمی عمیق‌تر توضیح می‌دهم تا به درک ما از این حقیقت کمک بیشتری بکند. آیۀ ۵ می‌فرماید: «آنانی که بر حسب جسم هستند در چیزهای جسم تفکر می‌کنند.» فعلی که در این آیه به کار رفته است در زبان یونانی phroneo «فِرونِئو» می‌باشد که به معنی «تمایل داشتن و علاقه‌مند بودن» است. این فعل در حالت اسم phren «فِرِن» تلفظ می‌شود که گاه به مرکز تمایلات ذهنی و توانایی‌ها و قابلیت‌های ذهنی اشاره دارد و توصیفگر هر گونه فعالیت ذهنی می‌باشد، چه احساسی چه ارادی و یا ترکیبی از احساس و اراده. این واژه برای «ذهن» به کار نمی‌رود. از نظر دستور زبان، واژۀ «ذهن» یک اسم است که در زبان اصلی رسالۀ اول قرنتیان ۲:‏۱۶ به کار رفته است: «ما فکر مسیح [یعنی ذهن مسیح] را داریم.» اما واژۀ نامبرده در رسالۀ رومیان فصل ۸ آیۀ ۵ واژه‌ای است در بیان میل و گرایش و تمایل. این واژه توصیفگر راه و رسم زندگی شما است. در واقع، به نظرم، «طرز فکر عمدی و خودخواسته» بهترین شکل ترجمۀ این واژه است. کسی که نجات ندارد طرز فکر عمدی و خودخواسته بر او مسلط است و جسمش اختیاردار او است. جسم یعنی چه؟ منظور از جسم بدن و پیکر جسمانی ما نیست که می‌توانیم آن را لمس بکنیم و آن را به چشم ببینیم. منظور از جسم انسانیت سقوط‌کردۀ یک شخص است. منظور بدن نیست، بلکه آن چارچوب فکری در ذهن است که قابل دیدن نیست، ولی رفتار و کردار انسان را شکل می‌دهد. این سقوط و تباهی در بطن وجود انسان است و ما نمی‌توانیم آن را اصلاح بکنیم. شما نمی‌توانید این سقوط و تباهی و فساد را با آموزش و تحصیلات عالی از بین ببرید. این قدرت درونی تباهی و فساد، این قدرت جسم، بر کسی که نجات ندارد مسلط است. عهدجدید دربارۀ جسم، دربارۀ تمایلات جسم، دربارۀ اعتماد به جسم، دربارۀ اعمال جسم، دربارۀ خواسته‌های جسم، فراوان، سخن می‌گوید. عهدجدید دربارۀ آیین و مذهبی که بر پایۀ جسم است، دربارۀ دعایی که بر پایۀ جسم است، دربارۀ عبادتی که بر پایۀ جسم است، دربارۀ خدای جسم، و فساد جسم، بسیار، سخن می‌گوید. همۀ اینها توصیفگر وضعیت سقوط‌کردۀ شما است که از خدا جدا هستید. شما مردگان متحرک و فاسد هستید. این توصیف کسانی است که یوحنا می‌گوید دنیا و امور دنیا را دوست دارند و محبت پدر در آنها نیست. این توصیف همۀ کسانی است که نجات ندارند. آنها به میل جسم و خواسته‌های فاسدش رفتار می‌کنند. آنها به گفتۀ پطرس در پی شهوات جسم و امیال فاسدش می‌دوند. این یک واقعیتی است. این افراد نمی‌توانند شریعت خدا را به‌جای بیاورند. آنها از شریعت خدا سرپیچی می‌کنند و ما می‌دانیم که این سرپیچی چه جریمه‌ای دارد: مزد گناه مرگ است.

حالا در آیۀ ۵ به دستۀ دیگر می‌رسیم، یعنی آنهایی که بر حسب روح هستند و در امور روح تفکر می‌کنند. فعلی که در اینجا به کار رفته است باز هم در زبان یونانی «فِرونِئو» می‌باشد. آیۀ ۶ می‌فرماید: «تفکر روح حیات و سلامتی است.» این یک دسته‌بندی کاملاً متفاوتی است. اکنون، ما با خدا دشمن نیستیم. ما خودمان را خودخواسته سرسپردۀ شریعت خدا می‌کنیم. ما به قوت روح‌القدس قادریم شریعت را به‌جای بیاوریم و حتی می‌توانیم خدا را خشنود بکنیم. اما چقدر می‌توانیم خدا را خشنود بکنیم؟ الان به شما می‌گویم چقدر می‌توانیم خدا را خشنود بکنیم. به خنوخ فکر بکنید. خنوخ چقدر خدا را خشنود کرد؟ او بسیار خدا را خشنود کرد. او انسانی بود که مانند ما شور و اشتیاق داشت. خنوخ به قدری خدا را خشنود نمود که یک روز، که با خدا راه می‌رفت، خدا او را به آسمان برد. حالا می‌خواهم نکته‌ای را دربارۀ خنوخ بگویم. او سیصد و شصت و پنج سال با خدا راه رفت. بله، سیصد و شصت و پنج سال! وای که ایماندار بودن چقدر سخت است. یک نفر می‌گوید: «من دوازده سال است که ایماندارم. ایماندار بودن سخت است، واقعاً سخت است.» شما می‌گویید: «بسیار خوب، بله، ولی خنوخ در یک دنیای کامل و بی‌عیب زندگی می‌کرد.» اما آیا به یاد داریم دو نسل بعد از خنوخ چه اتفاقی افتاد؟ خدا کل کرۀ زمین را در آب غرق کرد. چگونه شما سیصد و شصت و پنج سال، راست و درست، در حضور خدا راه می‌روید؟ شما با خدا راه می‌روید، و بعد، یک روز، خدا می‌فرماید: «من تو را با خودم می‌برم. ما به راهمان ادامه می‌دهیم.» سپس به سمت آسمان می‌روند! اما با خدا راه رفتن به چه معنا است؟ با خدا راه رفتن به معنی خشنود کردن خدا است، به این معنا است که مطیع خواسته‌های خدا باشیم. راه رفتن با خدا به معنی مشارکت با خدا است. ناگهان، تمایلات و گرایش‌های ما تغییر می‌کنند، تمایل تازه، گرایش تازه، طبع و خُلق و خوی تازه، مسیر تازه، نیرو و قدرتی تازه که اختیاردار ما می‌شود، همه به قدرت روح‌القدس. نویسندۀ کتاب‌مقدس، که باید مطیعش باشیم، در ما زندگی می‌کند، و نه فقط در ما زندگی می‌کند تا به ما رهنمود ببخشد و هادی ما باشد، بلکه در ما زندگی می‌کند تا به ما قوت ببخشد که از آن رهنمود اطاعت بکنیم. بنابراین، به فرمودۀ آیۀ ۵، ما در امور روح تفکر می‌کنیم. امور روح اموری هستند که برای روح‌القدس عزیز می‌باشند، همان اموری که مسیح و خدا را حرمت می‌نهند، اموری که در کتاب‌مقدس مکشوف هستند. ما الان قدرتی داریم که اختیاردار ما است. ما دیگر زیر قدرت جسم، که قدرت مرگ است، قرار نداریم. به فرمودۀ آیۀ ۶، روح‌القدس بر ما قدرت دارد. طرز فکر ما بر روح متمرکز است. این طرز فکر ما است، تفکر روح حیات و آرامش است. برکت واقعی این است. ما در خدا زنده هستیم و با خدا در صلح و آرامش هستیم. ما به معنای واقعی کلمه جذب این قدرت نافذ روح‌القدس شدیم تا خدا را حرمت بگذاریم.

تفکر جسم مرگ است. به همین دلیل، کسانی که تولد دوباره ندارند همۀ اعمالشان، به گفتۀ رسالۀ عبرانیان ۹:‏۱۵، اعمال مرده است، چون آنها مرده‌ای بیش نیستند. رسالۀ اول تیموتائوس ۵:‏۶ می‌فرماید: «زن عیاش، در حال حیات، مرده است.» ولی به ما حیات روحانی عطا شده و اکنون صاحب این حیات هستیم، چرا که با خدا در صلح و آرامش هستیم. این یعنی مشارکت با خدا، یعنی آشتی با خدا، یعنی پایان جدایی از خدا و پایان زندگیی که مشخصۀ این جدایی بود. این‌گونه است که کار عظیم و پرقدرت روح‌القدس در خودمان را درک می‌کنیم، این مشارکت دلنشین را با خدا درک می‌کنیم، این فیض خدا را که بی‌وقفه بر ما جاری است، رحمت بی‌پایان خدا، محبت خدا که در دل ما سرازیر است، شادی ابدی، خاطرجمعی و اطمینان درونی، دوست داشتن خدا، دوست داشتن کلام خدا، دوستدار مطیع بودن، شور و شوق برای اینکه روح و جانمان از حقیقت خدا سیراب شود. همۀ اینها ثمرۀ کار عظیم روح‌القدس است. اما آیا همۀ اینها به آن معنا است که ما کامل هستیم؟ خیر. ما باز هم با جسم کشمکش داریم، چون ته‌ماندۀ این جسم در ما باقی است. ما در جسم نیستیم. تفکر ما به امور جسم متمرکز نیست. طرز فکر ما از جسم نیست. ما بر حسب جسم رفتار نمی‌کنیم. اما جسم هنوز با ما است و هنوز به ما وصل است. این جسم مرگ است که به گفتۀ رسالۀ رومیان فصل ۷ به ما چسبیده است. اما، با حضور روح‌القدس، از قدرت جسم به شدت کاسته شده است. ذهن ما و طرز فکر ما اکنون عوض شده و ما دیگر با خدا دشمن نیستیم، برخلاف کسانی که رومیان فصل ۸ آیۀ ۷ به آنها اشاره می‌کند. ما سرسپردۀ شریعت خدا هستیم. ما به قدرت روح‌القدس قادریم از شریعت خدا اطاعت بکنیم. ما حتی می‌توانیم به فرمودۀ آیۀ ۸ خدا را خشنود بسازیم. پس قدرتی وارد می‌شود و بر این فسادی که جدی و عمیق در وجود تک‌تک انسان‌ها ریشه دوانده است غلبه می‌کند. روح‌القدس بر این فساد وجود بشر چیره شده و توانایی اطاعت از شریعت خدا را به ما عطا نموده است. این توانایی با دوست داشتن خدا و خشنود کردن خدا آغاز می‌شود.

یک خدمت دیگر هم وجود دارد که دلم می‌خواهد شما به آن توجه بکنید. به رسالۀ رومیان فصل ۸ و آیۀ ۹ و ۱۰ و ۱۱ نگاه بکنیم. شما در جسم نیستید، این جانِ کلام پولس است. شما زیر فیض هستید و این موقعیت نجات شما است. برای این موقعیت فیض و نجات چه سند محکمی داریم؟ سند محکمش این است که شما در جسم نیستید، بلکه در روح، هرگاه روح خدا در شما ساکن باشد. هرگاه کسی روح مسیح را ندارد، وی از آنِ او نیست. این اصل و واقعیتی پایه و اساسی است. توجه کنید که روح خدا و روح مسیح یک روح می‌باشند. شما در جسم نیستید. شما در امور جسم تفکر نمی‌کنید. شما بر حسب جسم رفتار نمی‌کنید. شما مرده نیستید. این جانِ کلام است. شما در روح هستید. شما در روح رفتار می‌کنید. شما در امور روح تفکر می‌کنید. شما حیات و آرامش دارید. همۀ اینها حقیقت مسلم هستند اگر که روح خدا در شما ساکن است. نشانۀ نجات اصیل و راستین حضور روح‌القدس است. نمی‌شود کسی ایماندار باشد و روح‌القدس را نداشته باشد. یکی دیگر از اشتباهات هولناک جنبش کَریزماتیک این است که به قولی شما می‌توانید نجات داشته باشید، ولی روح‌القدس را نداشته باشید. حال آنکه، شما، بدون کار روح‌القدس، فقط گناهکاری فاسد و مفلوک هستید. کار روح‌القدس دایم و پیوسته است، نه اینکه یکبار در شما کار بکند و پس از آن شما مدام به دنبال یافتن روح‌القدس باشید. گواه تغییر و دگرگونی شما سکونت روح‌القدس در شما است. واژۀ oikeo «اُیکِئو» در زبان یونانی به معنای زندگی کردن در خانۀ خود است. روح‌القدس در شما ساکن می‌شود. «رَواقِ منظر چشم من آشیانۀ تو است، کَرَم نما و فرود آی که خانه خانۀ تو است.» به فرمودۀ رسالۀ اول قرنتیان ۳:‏۱۶، شما معبد خدا هستید، شما معبد روح‌القدس هستید. رسالۀ اول قرنتیان فصل ۶ نیز به این حقیقت اشاره می‌کند. اما انتهای آیۀ ۹ در رومیان فصل ۸ نقطۀ مقابلِ این موقعیت را بیان می‌کند: «هرگاه کسی روح مسیح را ندارد، وی از آنِ او نیست.» واژگان «روح مسیح و روح خدا» نمودار این حقیقت می‌باشند که روح‌القدس با شخص دوم تثلیث همان رابطه و مشارکتی را دارد که با شخص اول تثلیث دارد. پس نشانۀ ایماندار واقعی این است که روح‌القدس در او ساکن است. چون روح‌القدس در شما ساکن است، پندار شما و گفتار شما و کردار شما و رفتار شما تغییر می‌کند، دلبستگی‌های شما تغییر می‌کند. همۀ این تغییرات به این دلیل است که قدرت روح‌القدس بر انسانیت سقوط‌کردۀ شما چیره می‌شود. پس روح‌القدس تولد تازه می‌بخشد و تقدیس می‌کند.

حالا به نکتۀ آخر می‌رسیم: روح‌القدس ما را قیام می‌دهد که تا همیشه زنده باشیم. این یعنی جلال یافتن. جنبۀ نهایی نجات ما، که الان نزدیک‌تر است از قبل، جلال یافتن ما است. آیا این هم کار روح‌القدس است؟ بسیار خوب، ببینیم آیۀ ۱۰ چه می‌گوید: «اگر مسیح در شما است،» به عبارتی، نظر به اینکه مسیح در شما است، «جسم به سبب گناه مرده است.» حواسمان باشد که پولس نمی‌گوید شما همیشه خوش و خرّم و زنده باقی می‌مانید. ما نمی‌گوییم شما نمی‌میرید. ما این را نمی‌گوییم. بله، شما یک روزی می‌میرید. شما این را خیلی خوب می‌دانید که یک روزی می‌میرید. «جسم به سبب گناه مرده است.» پس جسم شما می‌میرد. جسم شما به خاطر گناه می‌میرد و هیچ‌چیز مرگ جسم شما را تغییر نمی‌دهد. شما نمی‌توانید چیزی را در این جسم خاکی و فانی تغییر بدهید. کاری نمی‌شود کرد. ولی روح شما به سبب عدالت زنده است. روح شما با عدالت مسیح که به حساب شما گذاشته شده پوشیده است. انسان درونی شما، روح شما که در جسمتان ساکن است، حیات جاودان دارد و تا ابدمدت زنده خواهد بود. اما برای این جسم در این کرۀ خاکی کاری از دست شما ساخته نیست. این جسم جسم مرگ است. تنها امید شما این است که از این جسم گناه و از مغزتان که در گناه سقوط کرده است آزاد بشوید. آیۀ ۱۱ می‌فرماید: «و اگر روح او که عیسی را از مردگان برخیزانید در شما ساکن باشد، او که مسیح را از مردگان برخیزانید بدن‌های فانی شما را نیز زنده خواهد ساخت به روح خود که در شما ساکن است.» چند مرتبه باید پولس این را به ما بگوید؟ روح‌القدس کجا زندگی می‌کند؟ در شما، در شما، در شما. چرا؟ چون شما بدون قدرت روح‌القدس نمی‌توانید حتی یک لحظه در زندگی‌تان خدا را خشنود بکنید. شما بدون قدرت روح‌القدس نمی‌توانید بر فساد وجودتان غلبه بکنید. روح‌القدس نه فقط ما را تولد تازه می‌بخشد و تقدیس می‌کند، بلکه خدا، که مسیح را از مردگان برخیزانید، ما را نیز از مردگان قیام خواهد داد. ما می‌دانیم که خدا مسیح را از مردگان برخیزانید، رسالۀ رومیان ۱:‏۱-‏۴ خاطرنشان می‌کند که خدای پدر مسیح را از مردگان برخیزانید تا اعتبار خدمت مسیح را اعلام بکند، تا حقانیت خدمت مسیح را ثابت بکند. پس خدا، به روح خودش که در ما ساکن است، به بدن‌های فانی ما حیات خواهد بخشید.

همۀ ما می‌میریم. من یکی از دوستان عزیزم را همین هفته از دست دادم. سرطان سَرش را خورده بود. او دوست عزیزی بود و من می‌دانستم که خیلی زنده نمی‌ماند. برای همین، دعا کردم خداوند او را همین هفته به حضور خودش ببرد. دیدن او در این وضعیت خیلی دردناک بود. تا حالا ندیده بودم سرطان واقعاً وجود یک نفر را مثل خوره تا آنجا بخورد که تقریباً چیزی از آن باقی نماند. جسم مرگ این‌چنین است. البته در مورد همه به این اندازه مشهود نیست. ولی، به هر حال، این جسم می‌میرد. اما حقیقت این است که روز مرگ ما از روز به دنیا آمدن ما بهتر است، چون، وقتی به دنیا می‌آییم، در گناه زاده می‌شویم. ولی، وقتی می‌میریم، در کمال، در کمال مقدس، دوباره متولد می‌شویم. جسم می‌میرد، ولی روح تا ابد زنده است. روزی که از دنیا می‌روید، روح شما به آسمان می‌رود. غایب از بدن، حاضر با خداوند. خیلی بهتر است که رحلت بکنیم و با مسیح باشیم. پس آیا متوجه هستید که قرار نیست شما به برزخ بروید؟ برزخ وجود ندارد. شما قرار نیست به اتاق انتظار بروید. شما قرار نیست تا ابد به قول معروف یک‌لنگه‌پا منتظر قطار بعدی بمانید تا شما را به آسمان ببرد. غایب از بدن، حاضر با خداوند، رحلت از اینجا، حاضر در آنجا. شما بی‌درنگ خداوند را ملاقات خواهید کرد. البته، تا روز رستاخیز، شما روح خواهید بود و جسم نخواهید داشت. در روز رستاخیز، به گفتۀ پولس رسول، خداوند عیسی جسد ذلیل ما را به شباهت بدن پرجلال خودش تبدیل خواهد کرد. عجب حقیقتی! خداوند عیسی به ما بدنی خواهد داد مانند بدن قیام‌کردۀ خودش، مانند بدن خودش که به آسمان صعود کرد، مانند بدن خودش که از دیوار عبور کرد. اما او این مهم را چگونه انجام خواهد داد؟ او این مهم را به قدرتی که خودش آن را مکشوف کرده است انجام خواهد داد. صاحب این قدرت چه کسی است؟ روح‌القدس این قدرت است. آیۀ ۱۱ می‌فرماید: «به روح او که در شما ساکن است.» یک روز، روح‌القدس شما را از نو می‌آفریند. شما می‌پرسید: «آیا روح‌القدس برای قیام دادن ما به داخل قبر می‌رود؟ امیدوارم تا آن زمان چیزی از پیکر ما باقی مانده باشد.» واقعاً فرقی نمی‌کند چیزی از پیکرتان باقی مانده باشد یا نه. روح‌القدس برای خودش یک روش کار دارد. او می‌داند شما چقدر عیب و ایراد دارید، چون مدت طولانی در شما زندگی کرده است! هم درک و بینش روح‌القدس کامل است و بی‌نقص است و هم زمان‌بندی او تا شما را کامل بسازد، که البته با شمایی که الان هستید فرق خواهید داشت. روح‌القدس شما را از نو می‌آفریند. این یعنی قدرت روح‌القدس. این، اگر قدرت نیست، پس چیست؟ او تک‌تک ایماندارانش را، کل ایمانداران در سراسر تاریخ را بازآفرینی می‌کند تا بدن‌هایشان مانا و ابدی باشد. این است کار روح‌القدس. ما برای کار روح‌القدس او را تمجید می‌کنیم. او ما را از گناه و مرگ آزاد می‌کند. او ما را توانایی می‌بخشد شریعت را به‌جای بیاوریم. او ذات ما را عوض می‌کند و به ما بدنی جلال‌یافته می‌بخشد که با آن بدن تا ابد در آسمان ساکن خواهیم بود.

این روزها که به روح‌القدس فکر می‌کنم، به دنبال تعدادی سرود قدیمی دربارۀ روح‌القدس هستم. خیلی جالب است که بدانیم مردم در گذشته دربارۀ روح‌القدس چه طرز فکری داشتند. سرودی قدیمی را پیدا کردم که سرودۀ صد و شصت سال پیش است، یعنی سال ۱۸۵۰ میلادی. شاعر چنین سروده است: «ای روح خدا، بر قلبم نازل شو، قلبم را ز دنیا دل بکن، تپش‌های دلم را تو در دست بگیر و پیش ببر، مدد نما ضعف و سستی‌ام را، قوی هستی تو، توانمندی تو، یاری‌ام دِه که دوست بدارم تو را.» این دعای یک ایماندار است که از روح‌القدس می‌خواهد او را کمک بکند تا برای روح‌القدس محبت بیشتری در دل داشته باشد. مصراع بعدی را خیلی می‌پسندم: «نخواهم رویا و نبوت، نخواهم شوریدگی و خلسگی، نخواهم پرده درافتاد به ناگه از چشم این خاکی‌ظرف.» به عبارتی، شاعر مشتاق تجربه‌های ماورایی و فراطبیعی نیست. «نخواهم دیدار فرشتگان، نخواهم گشایش آسمان.» یعنی سرایندۀ این شعر به سفر به آسمان علاقه‌ای ندارد. «بِزُدای غبار روحم تا که بینم حقیقت تو را.» و این هم مصراع آخر: «بیاموز مرا که دوستت بدارم چو فرشتگانی که دوستت دارند. خواهم که وجودم باشد لبریز ز شوق مقدس. شعلۀ آن کبوتر ز آسمان به زمین، دل من مذبح تو، دوست می‌دارم من آن شعله را.» بله، روح‌القدس می‌خواهد دل شما را آتش بزند تا او را دوست بدارید، تا پسر را دوست بدارید، تا پدر را دوست بدارید. این است کار راستین روح‌القدس، که در آن از کارهای بی‌مفهوم و بی‌معنی خبری نیست.

با هم دعا کنیم.

ای پدر آسمانی، برای این وقت از تو ممنونیم. برای یکپارچگی کلام گران‌بهایت از تو ممنونیم. هر بخش از کلامت را که می‌خوانیم، آوای حقیقت، شیوا و روشن و بلند و رسا، طنین‌انداز است. از تو ممنونیم که این مکاشفۀ شگفت‌انگیز را به ما دادی تا ما از هرچه باید بدانیم باخبر بشویم. مشتاقیم تا هرچه یاد می‌گیریم در عمل به کار بگیریم و بپرستیم و حرمت بگذاریم و خدمت بکنیم خدای تثلیث را، پدر، پسر، روح‌القدس را. دعا می‌کنیم، دعای ما را بشنو. آمین.

پایان

This sermon series includes the following messages:

Please contact the publisher to obtain copies of this resource.

Publisher Information
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969

Welcome!

Enter your email address and we will send you instructions on how to reset your password.

Back to Log In

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize
View Wishlist

Cart

Cart is empty.

Subject to Import Tax

Please be aware that these items are sent out from our office in the UK. Since the UK is now no longer a member of the EU, you may be charged an import tax on this item by the customs authorities in your country of residence, which is beyond our control.

Because we don’t want you to incur expenditure for which you are not prepared, could you please confirm whether you are willing to pay this charge, if necessary?

ECFA Accredited
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Back to Cart

Checkout as:

Not ? Log out

Log in to speed up the checkout process.

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize