Grace to You Resources
Grace to You - Resource

در موعظۀ قبلی، مجموعه پیغام‌هایی را دربارۀ خدمت روح‌القدس شروع کردیم تا با بررسی شخصیت روح‌القدس و کار روح‌القدس بتوانیم او را به شکلی که شایستۀ روح‌القدس است بپرستیم. در موعظۀ قبل، که این مجموعه را شروع کردیم، به شما خاطرنشان کردم که روح‌القدس، دست‌کم از نظر من، عضوی از تثلیث است که بیشتر از همه از او سوءاستفاده شده است. این روزها، بسیاری از مسیحیان هر حرفی که می‌زنند و هر رفتاری که از آنها سر می‌زند و هر حال و هوایی را که تجربه می‌کنند آن را گردن روح‌القدس می‌اندازند، در حالی که روح‌القدس در آن کردارها و گفتارها و تجربه‌ها اصلاً نقشی ندارد. وقتی انجیل یوحنا فصل ۱۴ و ۱۵ و ۱۶ را می‌خوانیم که دربارۀ روح راستی سخن می‌گویند، بعد، چقدر برای ما عجیب و غریب و دردناک است که می‌بینیم اتفاق‌هایی را به روح‌القدس ربط می‌دهند که اصلاً حقیقت ندارد. این حقّه‌بازان این‌همه دروغ، این‌همه فریب، این‌همه نیرنگ را به روح‌القدس نسبت می‌دهند تا اعتماد مردم را جلب بکنند و بتوانند به خواسته‌ها و هدف‌های نامشروع خودشان برسند. آنها اتفاق‌های هولناک فراوانی را گردن روح‌القدس می‌اندازند. کتاب‌مقدس در این مورد به ما هشدار می‌دهد. کتاب‌مقدس دربارۀ خطر کفر به روح‌القدس به ما هشدار می‌دهد. با وجود این‌همه هشدار، این کفرگویی‌ها همچنین ادامه دارد. کتاب‌مقدس دربارۀ توهین به روح‌القدس به ما هشدار می‌دهد، که در موعظۀ آینده به آن می‌پردازم. کتاب‌مقدس دربارۀ مقاومت و سرسختی در مقابل روح‌القدس به ما هشدار می‌دهد. کتاب‌مقدس دربارۀ محزون کردن روح‌القدس به ما هشدار می‌دهد. کتاب‌مقدس دربارۀ خاموش کردن روح‌القدس به ما هشدار می‌دهد. در همۀ این هشدارها، فعلی که در جمله‌ها به کار رفته است بر رفتار مستقیم ما با شخص روح‌القدس دلالت دارد. اما موضوع فقط این نیست که ما از کفر به روح‌القدس و سوءاستفاده از روح‌القدس پرهیز بکنیم و مراقب باشیم تا مبادا کارهایی را که روح‌القدس انجام نداده است به او نسبت بدهیم. موضوع فراتر از اینها است. ما نه فقط باید از یک سری اشتباهات مشخص دربارۀ روح‌القدس خودداری بکنیم، بلکه بر ما واجب است روح‌القدس را دقیقاً به خاطر ذات و شخصیت خودش و آنچه انجام داده است بپرستیم و بستاییم.

هفتۀ گذشته، مقاله‌ای را به تاریخ سال ۱۶۵۷ میلادی، به قلم جان اُئن، می‌خواندم. جان اُئن یکی از مسیحیان معروف به «خالصان» و اهل انگلیس است که در ادبیات مسیحی آثار فراوانی از خودش به‌جای گذاشته است. او، جلد روی جلد، کتاب نوشته که در حال حاضر به درک و فهم ما از کتاب‌مقدس و الهیات مسیحی بسیار کمک می‌کند. یکی از رساله‌های بسیار مهمی که جان اُئن نوشته تحلیلی است در مورد رابطۀ ما با خدا و معنی و مفهوم پرستش واقعی خدا. از عنوان رسالۀ او مشخص است که این نوشتۀ یکی از مسیحیان خالصان می‌باشد. عنوان رسالۀ جان اُئن از این قرار است: «مشارکت با خدای پدر، پسر، روح‌القدس، سه شخص قابل تفکیک، در محبت، فیض، و تسلی.» چنین عنوانی مشخصۀ نوشته‌های مسیحیان معروف به خالصان است! جان اُئن به این رسالۀ خودش عنوان دیگری هم داده است: «توضیح و روشنگری مشارکت مقدسان با پدر، با پسر، با روح‌القدس.» در این رساله، جان اُئن به ما کمک می‌کند این حقیقت را درک بکنیم که ما از هر سه شخص تثلیث، تک به تک و شخص به شخص و به طور مشخص و جداگانه، برکت‌های مخصوص می‌گیریم. سپس، وقتی از هر یک از سه شخص تثلیث برکت می‌گیریم، به خاطر نعمت‌هایی که آنها به ما هدیه می‌دهند، باید به طور مشخص از هر سه شخص تثلیث تشکر و قدردانی بکنیم تا مبادا در پرستش و عبادت خدای تثلیث هر سه شخص را با هم قاطی یا ترکیب بکنیم. آیه‌ای در کتاب‌مقدس وجود دارد که می‌تواند به درک ما از این حقیقت کمک بکند. در آخرین آیه از آخرین فصل رسالۀ دوم قرنتیان، چنین می‌خوانیم: «فیض عیسی خداوند و محبت خدا و مشارکت روح‌القدس با جمیع شما باد!» این دعای برکت از خدای تثلیث نام می‌برد و خدمت هر سه شخص پدر، پسر، و روح‌القدس به ما، ایمانداران، را جداگانه بیان می‌کند. محبت خدا، که آیۀ یادشده از آن نام می‌برد، از جانب خدا می‌آید، محبتی که الهی و مقتدرانه است. فیضی که آیۀ یادشده از آن نام می‌برد فیض خداوند عیسی مسیح است. این پسر خدا است که فیض الهی و مقتدرانه را تدارک می‌بیند. مشارکتی که آیۀ یادشده از آن نام می‌برد مشارکت روح‌القدس است. از جانب پدر، محبت الهی سرازیر می‌شود. از جانب پسر، فیض الهی، و از جانب روح‌القدس مشارکت الهی. پولس رسول اعضای تثلیث را از هم تفکیک می‌کند و جنبه‌های خدمت هر سه شخص را معرفی می‌کند. محبت پدر آغازگر رابطۀ ما با خدا است. فیض پسر این رابطه را حاصل می‌کند، و مشارکت روح‌القدس این رابطه را جاری می‌سازد. ما به کار متحد و یکپارچۀ خدای تثلیث در کتاب‌مقدس کاملاً ایمان داریم. با این حال، کلام خدا بر کارهای مشخص و قابل تفکیک هر سه شخص تثلیث تأکید خاص می‌کند. به نظرم، بیشتر ما که خدا را به درستی می‌پرستیم و می‌دانیم او خدای تثلیث است و باور داریم که او یک ذات الهی در سه شخص پدر، پسر، و روح‌القدس می‌باشد، معمولاً این گرایش را داریم که وقتی خدای تثلیث را می‌پرستیم، که البته راه مشروع و درست پرستش خدا همین است، سه شخص خدای تثلیث را با هم قاطی کنیم. ولی آنچه جان اُئن می‌خواهد توجه ما را به آن جلب بکند این است که ما سه شخص تثلیث را از هم تفکیک بکنیم و تشخیص بدهیم که هر یک از این سه شخص کدام برکت‌ها را برای ما فراهم کرده‌اند و ما چگونه باید به طور خاص به خدمت‌ها و کارهای مشخص هر سه شخص تثلیث پاسخگو باشیم. در مورد روح‌القدس، جان اُئن می‌نویسد: «خدمت روح‌القدس شامل این است که وعده‌های عیسی مسیح را به یادمان بیاورد، عیسی مسیح را در دلمان جلال بدهد، محبت خدا را در ما افزایش بدهد، در مورد جایگاه و موقعیت روحانی ما شهادت بدهد که ما متعلق به خدا هستیم، ما را برای روز رستگاری مُهر و موم بکند، بیعانه یا تضمین میراث ابدی ما باشد، مسح تسلی و آرامش را به ما عطا بکند، واقعیت فرزندخواندگی ما را تأیید بکند، و در تمناها و تقاضاهای ما در کنار ما حاضر باشد.» در ادامه، جان اُئن در مورد کار روح‌القدس می‌گوید: «این حکمت ایمان است که در همۀ این خدمت‌ها ردپای تسلی‌دهنده را بییند و شیرینی و دلپذیر بودن آن خدمت‌ها را از دست ندهد و مشخص بکند که بانی آن خدمت‌ها کیست و به ما کمک بکند تا مبادا قاصر بمانیم از انجام آنچه از ما مطالبه می‌شود.» هر سه شخص تثلیث کارهای مشخصی را برای ما انجام می‌دهند. پس ما باید برای کارهای مشخصی که هر سه شخص تثلیث انجام می‌دهند، به طور مشخص، آنها را پرستش بکنیم. موضوع فقط این نیست که ما، ایمانداران، دلمان نخواهد روح‌القدس را خاموش بکنیم، که البته چه بسا ایمانداران روح‌القدس را خاموش می‌کنند. موضوع فقط این نیست که ما دلمان نخواهد روح‌القدس را محزون بکنیم، که البته چه بسا ایمانداران روح‌القدس را محزون می‌کنند. موضوع این است که ما نخواهیم در مقابل روح‌القدس مقاومت و سرسختی بکنیم. البته بحث فقط این نیست که چه کارهایی را دلمان نخواهد انجام بدهیم، بلکه باید در مشارکت روزانه و پرستش و ستایش روزانۀ خودمان هر سه شخص تثلیث را به طور مشخص بپرستیم و بستاییم و هر سه شخص را در دعا و تفکر و تأمل روزانه مخاطب قرار بدهیم و تسلیم و سرسپردۀ هر سه شخص باشیم. ما باید خودمان را تسلیم رحمت مخصوص و خدمت مخصوص هر سه شخص تثلیث بکنیم که به ما رحمت نشان می‌دهند و به ما خدمت می‌کنند. ما باید محبت و اطاعت و شادی و قدردانی خودمان را به طور مشخص و مجزا تقدیم هر یک از سه شخص تثلیث بنماییم. این کار به گفتۀ جان اُئن چرخۀ کامل ارتباط و مشارکت با خدا است.

یکی دیگر از مسیحیان محبوب من، که او هم از مسیحیان معروف به «خالصان» است، نامش توماس گودوین می‌باشد. توماس گودوین می‌گوید: «ما، در پرستش و نیایش خودمان، گاه پدر آسمانی را می‌پرستیم، گاه پسر را مخاطب قرار می‌دهیم، و گاه روی سخنمان با روح‌القدس است. گاه، دلمان از محبت پدر لبریز می‌شود که ما را برگزید. گاه، دلمان از محبت مسیح لبریز می‌شود که ما را نجات داد. گاه، دلمان از محبت برای روح‌القدس لبریز می‌شود که امور الهی را کندوکاو و آنها را برای ما مکشوف می‌کند و با ما درد می‌کشد.» این جملۀ آخر توماس گودوین را خیلی دوست دارم که می‌گوید: «روح‌القدس با ما درد می‌کشد.» آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که از روح‌القدس تشکر کنید به خاطر اینکه برای تقدیس شدن شما هر رنج و سختی را تحمل می‌کند؟! آیا تا به حال چنین دعا کرده‌اید؟ «از تو ممنونم، ای روح‌القدس، سپاسگزار تو هستم ای روح‌القدس که مرا تعلیم می‌دهی. از تو تشکر می‌کنم که با نَفْس من می‌جنگی. ممنونم که برای من شفاعت می‌کنی. ممنونم که مرا مُهر و موم می‌کنی و در امنیت ابدی نگه می‌داری. قدردان تو هستم که مرا از جادۀ وسوسه دور نگه می‌داری. ممنون تو هستم که در رو‌به‌رو شدن با گناه به من قوت می‌دهی.» توماس گودوین ما را به این مهم فرا می‌خواند و می‌گوید: «فقط، وقتی کارهای مجزا و قابل تفکیک هر یک از سه شخص تثلیث را درک می‌کنیم، با خدا رابطۀ راستین خواهیم داشت.» او می‌گوید: «تا زمانی که هر سه شخص تثلیث جای یکسانی در ذهن ما نداشته باشند، نباید آرام و قرار داشته باشیم.» چه گفتۀ زیبایی! ما نظرکردۀ هر سه شخص تثلیث هستیم و آنها به ما ابراز محبت می‌کنند. این والاترین تجربه‌ای است که عیسی مسیح در این زندگی به ما وعده می‌دهد، اینکه نظرکردۀ سه شخص تثلیث باشیم و پذیرای محبت پدر و محبت پسر و محبت روح‌القدس بشویم. این یعنی پرستش راستین. ما، ایمانداران، به محبت پدر، بسیار، فکر می‌کنیم. ما به محبت پدر در برگزیدن ما، به محبت مقتدرانۀ او، فکر می‌کنیم. ما به قربانی پسر و فیضی که به ما بخشیده است، فراوان، فکر می‌کنیم. ما می‌توانیم به هزار و یک شکل به این حقیقت نگاه بکنیم: پدر نجات ما را آغاز می‌کند، پسر نجات ما را حاصل می‌کند، روح‌القدس برکت‌های نجات را در زندگی ما جاری می‌سازد. پدر ما را برای حیات ابدی برمی‌گزیند، پسر با قربانی خودش آن حیات ابدی را مهیا می‌کند، و روح‌القدس به ما آن حیات را می‌بخشد. زمانی که ما بتوانیم خدمت هر یک از اعضای تثلیث را تشخیص بدهیم، آن‌گاه می‌توانیم خدای تثلیث را تمام و کمال بپرستیم و با این خدای تثلیث رابطۀ تمام‌عیار داشته باشیم.

در این مجموعه موعظه‌ها، تلاش ما این است که کار و خدمت روح‌القدس مبارک را بهتر درک بکنیم تا بتوانیم بهتر و بیشتر قدردان و سپاسگزار روح‌القدس باشیم و او را شایسته‌تر عبادت بکنیم. یکی از آیه‌های انجیل یوحنا فصل ۱۶ از حیرت‌آورترین آیاتی است که خداوندمان به زبان می‌آورد. این آیه واقعاً حیرت‌آور است اگر که عمیق به آن فکر بکنید. خداوندمان در انجیل یوحنا ۱۶:‏۷ می‌فرماید: «من به شما راست می‌گویم.» البته که عیسی مسیح همیشه راست می‌گوید. «من به شما راست می‌گویم که رفتن من برای شما مفید است.» یک لحظه تأمل بکنیم و از خودمان بپرسیم: «واکنش شاگردان به این خبر چه بود؟» آنها مدت سه سال، به قولی، هفت روز هفته در کنار خداوند بودند. او همه‌چیز آنها بود، واقعاً همه‌چیز. یکبار، به فرمودۀ انجیل یوحنا فصل ۶، پس از آنکه جمعیتی عیسی مسیح را ترک می‌کنند، او از بازماندگان می‌پرسد: «آیا شما نیز می‌خواهید بروید؟» پطرس از طرف بقیه پاسخ می‌دهد: «نزد که برویم؟ کلمات حیات جاودانی نزد تو است. ما جایی نمی‌رویم. هرچه می‌خواهیم بدانیم، هرچه می‌خواهیم ببینیم، هرچه احتیاج داریم، همه نزد تو است. تو همه‌چیز و همه‌کس ما هستی.» حالا چطور آنها می‌توانند با این جمله کنار بیایند که مسیح می‌فرماید: «رفتن من برای شما مفید است»؟ بهتر از عیسی مسیح چه کسی پیدا می‌شود؟ به این فکر کنید که یهودیان دقیقاً یک هزاره منتظر آمدن ماشیح بودند. نسل به نسل یهودیان، که می‌دانستند قرار است مسیح موعود ظهور بکند، آرزو داشتند زنده باشند و آمدن او را به چشم ببینند. حال آنکه، وقتی ماشیح قدم به این دنیا گذاشت، مردم زمانه‌اش او را نپذیرفتند. ولی جمعی از مردم و پیروان و شاگردان مسیح به او ایمان آوردند که این همانا تحقق تاریخ نجات و رستگاری بشر است که سابقه‌اش به زمان سقوط آدم و حوا و این وعده بازمی‌گردد که یک نفر خواهد آمد و سر مار را خواهد کوبید. پس حالا چه عالی و بی‌نظیر که ماشیح آمده و در کنارشان است. آنها دلشان نمی‌خواست مسیح جایی برود. آنها نمی‌خواستند مسیح از کنارشان برود. آنها دلشان می‌خواست مسیح بماند و سلطنتش را برقرار بکند و همه‌چیز را به کمال و به سرانجام برساند. ولی در آن شامگاه، که همگی در بالاخانه جمع بودند، عیسی مسیح پیش از آنکه مصلوب شود به شاگردانش می‌فرماید: «من می‌روم. من از اینجا می‌روم و شما به من دسترسی نخواهید داشت، ولی حرفی با شما دارم: رفتن من برای شما مفید است.» عجب جملۀ حیرت‌آوری! چنین چیزی چطور ممکن است؟ عیسی مسیح می‌فرماید: «اگر نروم، تسلی‌دهنده نزد شما نخواهد آمد. ولی، اگر بروم، او را نزد شما می‌فرستم.» چه چیزی بهتر از داشتن عیسی مسیح است؟ داشتن روح‌القدس، بله، داشتن روح‌القدس بهتر است. شما می‌پرسید: «یعنی منظورت این است که آن زمان روح‌القدس حضور نداشت؟» خیر، منظورم این نیست. «زیرا که [روح‌القدس] با شما می‌ماند و در شما خواهد بود.» روح‌القدس همیشه حضور داشته است. روح‌القدس آفرینندۀ جهان است. او به گفتۀ کتاب پیدایش سطح آب‌ها را فرو گرفت و عالم هستی را آفرید. روح‌القدس همیشه بخشندۀ حیات بوده است. روح‌القدس همیشه انسان‌ها را ملزم کرده است. روح‌القدس به فرمودۀ کتاب پیدایش فصل ۶ با انسان در تکاپو بوده است. روح‌القدس همواره به انسان‌هایی که از نظر روحانی مرده‌اند حیات بخشیده است. همۀ انسان‌ها از زمان سقوط آدم و حوا در گناه از نظر روحانی مرده‌اند. در عهدعتیق، بدون کار روح‌القدس، از نجات و رستگاری و ایمان و توبۀ نجات‌بخش و تولد تازۀ اصیل و راستین خبری نبود. روح‌القدس همواره حضور داشته تا هادی و راهنما باشد. خدمت روح‌القدس را می‌توانیم در دوران عهدعتیق مشاهده بکنیم. در عهدعتیق، حضور روح‌القدس برای نجات و رستگاری و تقدیس شدن واجب و لازم و ضروری بود. اما حالا پسر خدا آمده است. آیا حضور او بهتر نیست؟ آیا عالی‌تر نیست که در حضور پسر خدا باشیم که در کالبد انسان به زمین آمد؟ بی‌شک، همه همین نظر را دارند. این یک قدم فراتر از آن چیزی است که ایمانداران در عهدعتیق از آن بهره‌مند بودند. حالا روح‌القدس حضور دارد و پسر موعود خدا نیز حاضر است. روح‌القدس همچنان به کار خودش ادامه می‌دهد و پسر خدا هم که حضور دارد. پس چطور عیسی مسیح می‌فرماید: «رفتن من برای شما مفید است»؟ پاسخ این است که روح‌القدس از زمان تولد کلیسا به بعد خدمتی را برای ایمانداران ارمغان می‌آورد که تا قبل از آن ایمانداران از چنین خدمتی بهره‌مند نبودند. موضوع این نیست که قبل از تولد کلیسا روح‌القدس حضور نداشت یا داشت. بحث بر سر غایب و حاضر بودن روح‌القدس نیست. حرف بر سر میزان و وسعت کار روح‌القدس است. بهترین اتفاقی که می‌تواند برای یک نفر روی بدهد، بهتر از حضور عیسی مسیح در کنار یک نفر، داشتن روح‌القدس است. الان ما روح‌القدس را داریم. ما در زمانی زندگی می‌کنیم که این وعدۀ شگفت‌آور تحقق یافته است. «رفتن من برای شما مفید است تا بتوانم روح‌القدس را بفرستم.» اگر این حقیقت دارد، پس وجود روح‌القدس بسیار بسیار خاص و ویژه است، و صد البته که بسیار بسیار خاص و ویژه است. اکنون، به جای اینکه از اتفاق‌های زشت و هولناکی حرف بزنیم که به روح‌القدس نسبت می‌دهند، ما می‌خواهیم خدمت اصیل و راستین روح‌القدس را بررسی بکنیم تا بتوانیم او را بپرستیم و بستاییم، تا هر سه شخص تثلیث، به گفتۀ آقای گودوین، جایگاه یکسانی در ذهن ما داشته باشند و آنها را برابر با هم بپرستیم و حمد و ستایش بگوییم. اما اکنون باید به کدام بخش از کلام خدا مراجعه بکنیم تا با خدمت روح‌القدس آشنا بشویم؟ ما رسالۀ رومیان فصل ۸ را انتخاب کردیم.

با این مقدمۀ کوتاه، برویم به سراغ رسالۀ رومیان فصل ۸ تا خدمت روح‌القدس را که در سراسر این فصل جاری است بررسی بکنیم. واضح است که نمی‌توانیم به تک‌تک آیات عهدجدید، که دربارۀ روح‌القدس تعلیم می‌دهند، بپردازیم. ولی بدیهی است مطالبی را که برای ما مهم و اساسی هستند بررسی خواهیم کرد. رسالۀ رومیان فصل ۸ نقطۀ شروع مناسبی است، چون این فصل از خدمت روح‌القدس در خصوص نجات و رستگاری ما صحبت می‌کند. یادمان باشد که هفت فصل اول رسالۀ رومیان، همگی، دربارۀ نجات و رستگاری است. فصل ۱ آیۀ ۱۶ با انجیل شروع می‌شود. پولس از انجیل عار ندارد و انجیل را موعظه می‌کند. انجیل قدرت خدا است برای نجات. سپس پولس ماهیت انجیل را توضیح می‌دهد و دربارۀ گناه و داوری صحبت می‌کند و بعد به این موضوع می‌رسد که چقدر بیهوده و بی‌نتیجه است که بخواهیم با تلاش و کوشش مذهبی دستاوردی را حاصل بکنیم و به این وسیله عادل و بی‌گناه به حساب بیاییم. آن‌گاه، پولس از فیض و ایمان سخن می‌گوید و از ابراهیم مثال می‌زند. پولس معنی صلیب و اتحاد ما با عیسی مسیح را توضیح می‌دهد. تا قبل از فصل ۸ همه‌چیز دربارۀ نجات و رستگاری است. اکنون، به فصل ۸ و به بخشی می‌رسیم که جمع‌بندی جلال و شکوه نجات ما است. این فصل جمع‌بندی نهایی معنی و مفهوم نجات است. اینجا این خبر خوش نهایی اعلام می‌شود که نجات ما به دست روح‌القدس امن و امان خواهد بود. اکنون، برویم به سراغ آیات ۱ و ۲ تا بفهمیم روح‌القدس برای ما چکار می‌کند. بر اساس این فصل، من فهرستی از کارهای روح‌القدس را برای شما بیان می‌کنم. شما باید متوجه باشید که همۀ این حقایق از کجا شروع می‌شوند، از رسالۀ رومیان فصل ۸ آیۀ ۱، به این ترتیب: «پس هیچ قصاص نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند.» چطور ممکن است برای گناهکاران قصاصی در کار نباشد؟ مگر می‌شود؟ آیۀ ۲ پاسخ می‌دهد: «زیرا که شریعت روح حیات در مسیح عیسی مرا از شریعت گناه و موت آزاد گردانید.» به خاطر کاری که روح حیات انجام داده است، هیچ قصاص و محکومیتی نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند. روح حیات همان روح‌القدس است. ما در آیۀ ۲ با روح‌القدس ملاقات می‌کنیم و به اولین نکته می‌رسیم: روح‌القدس، با حیات بخشیدن به ما، ما را از بند مرگ آزاد می‌کند. این نخستین ویژگی حیاتی است که در آن از محکومیت خبری نیست. الان لازم است به آیۀ اول بازگردیم و به واژۀ «پس» بپردازیم که ربط دارد به گفته‌های قبل از واژۀ «پس.» قبل از این واژه، پولس از نجات گفته است، با همۀ جلال و زیبایی آن. پولس برای بیان خبر خوش اصلاً به فصل ۷ بازنمی‌گردد، او عقب و عقب می‌رود تا به فصل ۱ آیۀ ۱۶ می‌رسد که دربارۀ انجیل است. با توجه به همۀ آنچه پولس دربارۀ انجیل تعلیم داده، حالا نتیجه‌گیری او این است که هیچ قصاص نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند. این جمع‌بندی انجیل است. این خبر خوش است. شما، که گناهکاری کاملاً فاسد هستید، می‌توانید در پیشگاه خدای بی‌نهایت قدوس بایستید و اصلاً محکوم نشوید، نه در حال حاضر و نه در آینده. این یعنی خبر خوش. اما، برای درک این خبر خوش، شما باید خبر بد را اول درک بکنید. خبر بد این است که کتاب‌مقدس مقدّر نموده تک‌تک آدمیان، وقتی به دنیا می‌آیند، فرزند غضب باشند. این فرمودۀ رسالۀ افسسیان فصل ۲ آیۀ ۳ است. شما فرزند غضب هستید. به کار بردن این‌گونه تشبیه‌ها یک شیوۀ رایج در دستور زبان عبری است. منظور این است که شما ذات محکومان را به ارث می‌برید. اگر شما را پسر فساد بنامند، معنی‌اش این است که ذات شما فاسد است. اگر شما پسر غضب هستید، معنی‌اش این است که حکم داوری در انتظار شما است. کل انسان‌ها فرزند غضب هستند. کل انسان‌ها محکومند که واقعاً هم عجب وضعیت فلاکت‌باری است! حالا مشخصات این وضعیت را تعریف بکنیم. مشخصات این وضعیت این است که گناه بر ما سلطه دارد. ما همه از جلال خدا قاصریم. ما همه گناه کردیم و از جلال خدا قاصر ماندیم. ما همه لعنت شدیم. گناه بر همۀ ما سلطه و قدرت و غلبه دارد. گناه مانند یک بیماری است که به تن و جان بشر افتاده و ما را نجس کرده و روح ما فلج کرده و از کار انداخته است. گناه تک‌تک آدم‌ها را خوار و خفیف و حقیر کرده، همه را ناآرام و بی‌قرار کرده، آرامش و شادی را از همه دزدیده و جای آن را با ترس و درد و آشفتگی پُر کرده است. گناه در دل هر آدمی بذر مرگبار فساد و تباهی کاشته که نه هیچ انسانی توان غلبه بر آن را دارد و نه چاره و علاجی. وضعیت از این هم بدتر می‌شود. ما نه فقط گناهکار و پلید هستیم و چاره‌ای هم نداریم، شیطان نیز که فرشتۀ شرارت و پلیدی است و خودش اهریمن است بر ما تسلط دارد. ما متعلق به قلمروی شیطان هستیم. ما اعضای خانوادۀ شیطان هستیم. انجیل یوحنا ۸:‏۴۴ می‌فرماید: «شما از پدر خود ابلیس می‌باشید.» ما فرزندان ابلیس هستیم. رییس قدرت هوا بر ما سلطه دارد، یعنی آن روحی که در پسران سرکشی و نااطاعتی عمل می‌کند. این فرمودۀ رسالۀ افسسیان ۲:‏۲ می‌باشد. شیطان در وجود بشر مشغول کار است، بشری که نه فقط ذاتش فاسد است، بلکه شیطان نیز وجودش را به فساد کشانده است. به این دلیل، عیسی مسیح می‌فرماید: «خواهش‌های پدر خود را می‌خواهید به عمل آورید.» ما به میل و خواست شیطان رفتار می‌کنیم. در نتیجه، ما تسلیم بطالت هستیم، این گفتۀ رسالۀ رومیان ۸:‏۲۰ می‌باشد. منظور این است که ما، در این وضعیتی که گناه بر ما قدرت دارد و شیطان بر ما چیره است، تسلیم و فرمانبر هر بدی و پلیدی و شرارت هستیم. اینجا است که در زندگی به پوچی و بیهودگی می‌رسیم و طعم هر تلخی و درد و رنج و غم و غصه را می‌چشیم. ما برای مشکلات زاده می‌شویم. ما آرامش نداریم. ما از مرگ می‌ترسیم. ما پُر از دلهره و نگرانی و ناامیدی هستیم. این‌چنین است که رسالۀ عبرانیان ۱۰:‏۲۷ می‌فرماید چیزی باقی نمی‌ماند جز انتظار هولناک عذاب داوری آتشین. فقط جهنم در انتظار آدمیزاد است که تا ابد در محکومیت به سر ببرد. این فرمودۀ کتاب مکاشفه فصل ۲۰ آیۀ ۱۴ است که با مرگ دوم محکومان به دریاچۀ آتش افکنده می‌شوند. این است مصیبت و سیه‌روزی کل بشر. این مجازات و این کیفر و این محکومیت کیفر و محکومیتی عادلانه است. رسالۀ رومیان فصل ۳ آیۀ ۸ و ۹ می‌فرماید این قصاص و محکومیت به انصاف است. ما از شریعت خدا سرپیچی کردیم. رسالۀ غلاطیان فصل ۳ می‌فرماید، اگر شما یک حکم شریعت را زیر پا بگذارید، کل شریعت را زیر پا گذاشتید. محکومیت ما منصفانه است. ما هم مانند آن دزد مصلوب هستیم که اعلام می‌کند ما به انصاف جزا می‌گیریم.

نتیجه‌گیری و جمع‌بندی این است که گناهکار فرزند غضب است و زیر محکومیت خدای قدوسی قرار دارد که ما با تک‌تک گناهانمان به او اهانت کرده‌ایم و از این‌رو داوری عادلانه در انتظار ما است. بنابراین، عاقبت حتمی ما جهنم است تا ابدمدت. این وضعیت بشر است، تا اینکه روح‌القدس از راه می‌رسد. در میانۀ این تصویر تاریک، آیه‌ای که در حال بررسی آن هستیم نور پرجلال را ارمغان می‌آورد. «پس هیچ قصاص نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند، زیرا که شریعت یا قدرت یا تأثیر روح حیات در مسیح عیسی شما را از شریعت گناه و موت آزاد گردانید.» صادقانه بگویم که کتاب‌مقدس کتابی است که محکومیت انسان‌ها را اعلام می‌کند. کتاب‌مقدس کتابی بسیار محکوم‌کننده است. فصل پنجم از رسالۀ رومیان می‌فرماید در آدم همه مردند، یعنی همۀ ما ذات گناه‌آلود را از آدم به ارث می‌بریم. رسالۀ رومیان فصل ۵ این حقیقت را بارها و بارها تکرار می‌کند. رسالۀ دوم تسالونیکیان فصل ۱ تصویر ترسناکی از داوری نهایی در آینده را به ما نشان می‌دهد که بر همۀ گناهکاران نازل می‌شود در آن زمان که به فرمودۀ این رساله عیسی خداوند از آسمان با فرشتگان قوت خود ظهور می‌کند در آتش مشتعل و انتقام می‌گیرد از آنانی که خدا را نمی‌شناسند و انجیل خداوند ما عیسی مسیح را اطاعت نمی‌کنند، که ایشان به قصاص هلاکت جاودانی خواهند رسید، از حضور خداوند و جلال قوت او. در این آیات، دو جنبه از حقیقت جهنم ابدی توصیف می‌شود. یک جنبۀ آن درد و رنج و عذاب واقعی و ملموس است و جنبۀ دیگر آن غیبت خدا است. جهنم واقعی یعنی این. حالا شما می‌پرسید: «مگر خدا شریعت خودش را به ما نداد تا معیار زندگی ما باشد؟ پس، اگر با معیارهای شریعت خدا زندگی بکنیم، همه‌چیز سر جای خودش باقی خواهد بود و ما وارد بهشت می‌شویم، مگه نه؟» بسیار خوب، این سوءبرداشتی است که گریبانگیر بیشتر مردم جهان است که البته سوءبرداشتی است که مردم را محکوم می‌کند، چون شریعت خدا پاک و قدوس است و کاملاً پاک و قدوس است، چون شریعت خدا بازتاب شخصیت قدوس خدا است، شریعت خدا بازتاب اصول اخلاقی ذات خدا است که در شریعت خدا تنظیم شده و نوشته شده و بیان شده است. با این حال، شریعت نمی‌تواند ما را پاک و مقدس بسازد. شریعت نمی‌تواند گناهان ما را بیامرزد. شریعت نمی‌تواند راهی را برای ما فراهم بکند تا از محکومیت نجات پیدا بکنیم. رسالۀ رومیان فصل ۳ می‌فرماید: «آنچه شریعت می‌گوید به اهل شریعت خطاب می‌کند تا هر دهانی بسته شود و تمام عالم زیر قصاص خدا آیند.» شریعت دهان شما را می‌بندد اگر که شما مدعی باشید آدم خوب و درست‌کاری هستید. «از آنجا که به اعمال شریعت هیچ بشری در حضور او عادل شمرده نخواهد شد، چون که از شریعت دانستن گناه است.» همۀ کار شریعت این است که شما گناه را بشناسید. همۀ کار شریعت خدا این است که گناهتان را به شما نشان بدهد، اما شریعت راه غلبه کردن بر گناه را به شما نشان نمی‌دهد. شما نمی‌توانید با رعایت شریعت از محکومیتی که حاصل گناهانتان است خلاص بشوید. شریعت توانایی این کار را ندارد. شریعت نمی‌تواند وضعیت شما را تغییر بدهد. شریعت فقط می‌تواند به شما نشان بدهد در چه وضعیتی هستید. شریعت نمی‌تواند در محکومیت شما تغییری ایجاد بکند. شریعت فقط می‌تواند محکومیت شما را تشدید بکند. در واقع، شریعت همه‌چیز را بدتر می‌کند، چون تخلف و سرپیچی ما را بیشتر می‌کند. پس، با رعایت شریعت، هیچ‌کس رابطه‌اش با خدا اصلاح نمی‌شود. برعکس، شریعت جرم ما را سنگین‌تر و گناه ما را بیشتر می‌کند. از این‌رو، محکومیت و فقط محکومیت در انتظار کسی است که زیر شریعت است، چرا که شریعت نمی‌تواند کسی را نجات دهد. شریعت مکتوب خدا نمی‌تواند محکومیت کسی را برطرف بکند. منظور رسالۀ رومیان فصل ۸ آیۀ ۳ همین است که می‌فرماید: «آنچه از شریعت محال بود، چون که به سبب جسم ضعیف بود.» به عبارتی، شریعت نمی‌تواند در هیچ بشری نجات و رستگاری به بار بیاورد. شریعت فقط محکوم می‌کند. واژۀ «محکومیت» در زبان یونانی katakrima «کاتاکریما» می‌باشد که فراتر از داوری است و به تنبیه و مجازاتی اشاره دارد که پس از حکم داوری در انتظار گناهکار است. واژۀ یونانی دیگری نیز وجود دارد که گویای داوری یا خود حکم است. ولی واژۀ نامبرده از رأی و حکم فراتر می‌رود و به تنبیه و مجازات می‌پردازد. حال آنکه، هیچ تنبیه و مجازاتی وجود ندارد برای آنانی که در مسیح عیسی هستند. با وجود همۀ سرپیچی‌ها، با وجود زیر پا گذاشتن شریعت خدا، با وجود اینکه در وضعیتی هستیم که محکومیتمان منصفانه و عادلانه و قدوس و برحق است و لایق این محکومیت هستیم، با وجود همۀ فسادمان، با وجود اینکه به قلمروی تاریکی و خود شیطان متعلق هستیم، می‌توانیم نجات پیدا کنیم و وضعیتمان به وضعیتی تبدیل بشود که دیگر هیچ محکومیتی و قصاصی در انتظارمان نباشد. «هیچ» یک واژۀ نفی بسیار قوی در زبان یونانی است. در زبان یونانی، به شکل‌های زیادی می‌توان «نه» گفت، می‌توانید بگویید: «خیر.» ولی «هیچ» واژۀ نفی بسیار قوی است، یعنی اصلاً و ابداً و به هیچ عنوان محکومیتی وجود ندارد.

اینجا است که به خبر خوش می‌رسیم. اینجا است که به انجیل می‌رسیم. هر قدر که شما گناهکار هستید، این امکان برای شما وجود دارد که وضعیت شما تغییر بکند و دیگر محکوم نباشید، اصلاً و ابداً محکوم نباشید. این وضعیت تازه چه وضعیتی است؟ چه جایگاهی است؟ «در مسیح بودن» این وضعیت و جایگاه تازه است. آیۀ ۱: «آنانی که در مسیح عیسی هستند.» آیۀ ۲: «در مسیح عیسی.» اینجا بحث اتحاد با عیسی مسیح مطرح است. در مسیح بودن به چه معنا است؟ در مسیح بودن به این معنا است که به معنی واقعی کلمه، از نظر روحانی، در مسیح قرار داریم. رسالۀ رومیان فصل ۶ آیۀ ۳ می‌فرماید: «یا نمی‌دانید که جمیع ما که در مسیح عیسی تعمید یافتیم در موت او تعمید یافتیم؟ پس، چون که در موت او تعمید یافتیم، با او دفن شدیم تا آنکه به همین قِسمی که مسیح به جلال پدر از مردگان برخاست، ما نیز در تازگی حیات رفتار نماییم.» این تعمید به معنی تعمید در آب نیست. در اینجا این تشبیه به کار می‌رود تا نمادی از فرو رفتن و غوطه‌ور شدن باشد. به عبارتی، ما با مرگ مسیح می‌میریم و با رستاخیز او، در مسیح، زنده می‌شویم. ما در مسیح می‌میریم و در مسیح از مردگان قیام می‌کنیم. آیۀ ۵ می‌فرماید: «زیرا، اگر بر مثال موت او متحد گشتیم، هر آینه، در قیامت وی نیز چنین خواهیم شد. زیرا این را می‌دانیم که انسانیت کهنۀ ما با او مصلوب شد تا جسد گناه معدوم گشته، دیگر گناه را بندگی نکنیم. زیرا هر که مرد از گناه مبرّا شده است. پس، هرگاه با مسیح مردیم، یقین می‌دانیم که با او زیست هم خواهیم کرد. زیرا می‌دانیم که چون مسیح از مردگان برخاست، دیگر نمی‌میرد و بعد از این موت بر او تسلطی ندارد، زیرا به آنچه مرد یک مرتبه برای گناه مرد و به آنچه زندگی می‌کند برای خدا زیست می‌کند. همچنین شما نیز خود را برای گناه مرده انگارید، اما برای خدا در مسیح عیسی زنده.» در مسیح، ما می‌میریم و دوباره زنده می‌شویم. این اتحاد ما با مسیح است. این حقیقت را رسالۀ رومیان فصل ۶ برای ما توضیح می‌دهد تا به فصل ۸ می‌رسیم. اما فصل ۸ دیگر برای ما تعریف نمی‌کند که در مسیح بودن به چه معنا است، چون پولس قبلاً آن را توضیح داده است. الان همۀ آنچه باید بدانیم این است: هیچ قصاص نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند، یعنی ما به معنی واقعی کلمه از زیر محکومیت بیرون آورده شدیم. فصل ۸ با این موضوع شروع می‌شود و با همین موضوع تمام می‌شود. در پایان رسالۀ رومیان فصل ۸ و آیۀ ۳۵ می‌خوانیم: «کیست که ما را از محبت مسیح جدا سازد؟ آیا مصیبت یا دلتنگی یا جفا یا قحط یا عریانی یا خطر یا شمشیر؟» خیر، هیچ‌کس و هیچ‌چیز. آیۀ ۳۸: «زیرا یقین می‌دانم که نه موت و نه حیات و نه فرشتگان و نه رؤسا و نه قدرت‌ها و نه چیزهای حال و نه چیزهای آینده و نه بلندی و نه پستی و نه هیچ مخلوق دیگر قدرت خواهد داشت که ما را از محبت خدا که در خداوند ما مسیح عیسی است جدا سازد.» به عبارتی، هیچ پدیدۀ طبیعی و واقعی، هیچ اتفاق قابل تصور و غیر قابل تصور نمی‌توانند موقعیت ما را تغییر بدهند. هیچ‌یک نمی‌توانند وضعیت ما را تغییر بدهند و دوباره ما را زیر محکومیت قرار بدهند. ما در جایگاهی قرار داده شدیم که به قولی دست محکومیت به ما نمی‌رسد. کل فصل ۸ سندی طولانی و بسیار دلپذیری است که بر امنیت و ایمنی ابدی ایمانداران گواهی می‌دهد. این فصل دربارۀ امنیت و ایمنی ابدی کسانی است که در مسیح هستند. آنها از محکومیت در امان هستند، از الان تا ابدمدت. حتی اگر شیطان هم بر ما مدعی شود، به فرمودۀ همین فصل، کیست که بر ضد ما در حضور خدا مدعی شود؟ هیچ‌کس، هرگز. ما از محکومیت به دور هستیم و این را مدیون کار زیبای روح‌القدس هستیم. ما به این دلیل از محکومیت به دور هستیم که به گفتۀ آیۀ ۲ شریعت روح حیات در مسیح عیسی ما را از شریعت گناه و موت آزاد گردانید. واژۀ «شریعت» در اینجا به معنای معمول و همیشگی شریعت تنظیم‌شده و مکتوب در کتاب‌مقدس به کار نرفته است. منظور از شریعت در اینجا یک اصل و قاعده است، منظور قدرتی است که چیره است، یعنی قدرت روح حیات که ما را از قدرت سلطه‌گر گناه که به مرگ ختم می‌شود آزاد می‌کند. این جمله‌ای شفاف و مشخص و شگفت‌انگیز است در توصیف خدمت روح‌القدس. ما، که به مسیح ایمان داریم، واقعاً در مسیح هستیم. ما به عیسی مسیح پیوستیم.

ولی ما چطور به مسیح پیوستیم؟ ما به وسیلۀ روح‌القدس به معنی واقعی کلمه در مسیح قرار گرفتیم. روح‌القدس ما را از زیر یوغ گناه، که به مرگ ختم می‌شود، بیرون کشید و ما را حیات بخشید. به همین دلیل، روح‌القدس روح حیات نامیده می‌شود، روح جان‌بخش، روح حیات‌بخش. همۀ اینها صفت‌های روح‌القدس می‌باشند. مارتین لوتر می‌گوید: «محال است کسی بی‌آنکه مسیح را داشته باشد مسیحی باشد. اگر کسی مسیح را دارد، هر آنچه در مسیح است از آنِ او خواهد بود. وجدان ما زمانی آرام می‌شود که با ایمان گناهان ما دیگر به حساب ما گذاشته نمی‌شوند، بلکه خدا همۀ گناهان ما را به دوش مسیح می‌گذارد. عیسی مسیح گناهان ما را به گردن می‌گیرد. از سوی دیگر، خدا همۀ عدالت مسیح را به حساب ما می‌گذارد. عیسی مسیح بر ما دست می‌گذارد و ما را شفای روحانی می‌دهد. مسیح ردای خودش را بر ما می‌اندازد و ما را می‌پوشاند، چرا که او منجی پرجلال و مبارک ما است، تا همیشه.» این پایان نقل‌قول از مارتین لوتر بود. این یگانگی و اتحاد کنونی ما با مسیح کار روح‌القدس است. روح‌القدس ما را از مرگ و نابودی بیرون می‌آورد و در اتحاد با مسیح قرار می‌دهد. ما در مسیح زنده هستیم. این اتفاق به وسیلۀ ایمان روی می‌دهد. ما این را درک می‌کنیم. مارتین لوتر در ادامه می‌گوید: «روح و جان ما با مسیح متحد می‌شود، همچون زنی که با شوهر خود یک‌تن می‌شود. همۀ دارایی مسیح دارایی کسی می‌شود که به او ایمان می‌آورد و همۀ دارایی او که به مسیح ایمان می‌آورد دارایی مسیح می‌گردد. مسیح صاحب حیات جاودانی و همۀ برکت‌ها است. این حیات جاودانی و برکت‌های روحانی، از این به بعد، از آنِ کسی می‌گردند که به عیسی مسیح ایمان می‌آورد. ما صاحب گناهان و تقصیرهای خودمان هستیم. وقتی به مسیح ایمان می‌آوریم، گناهان و تقصیرهای ما به دوش عیسی مسیح گذاشته می‌شوند. این‌چنین است که این مبادلۀ مبارک صورت می‌گیرد. مسیح که هم خدا و هم انسان است، مسیح که هرگز گناه نکرد و قدوسیتش کامل است، مسیح قادر مطلق و ازلی و ابدی، با ایمانی که به او می‌آوریم، حلقۀ ازدواج ایمان را به دست ما می‌کند و همۀ گناهان ما و هر کسی را که به او ایمان می‌آورد به خودش می‌گیرد. این گناهان در او گم می‌شوند و از میان برداشته می‌شوند، چرا که هیچ گناهی یارای ایستادن در پیشگاه عدالت بی‌کران او را ندارد. به این ترتیب، روح کسی که به عیسی مسیح ایمان می‌آورد از گناه آزاد می‌شود و با عدالت جاودانۀ داماد، یعنی عیسی مسیح، پوشیده می‌شود.» این پایان گفتار مارتین لوتر است. به‌به که چه پیوند خجسته‌ای! این پیوند کار کیست؟ این پیوند کار روح حیات است که پیوند ما را با گناه و شیطان، که حاصلش مرگ است، باطل می‌کند و به ما حیات می‌بخشد. این است کار روح‌القدس در تولد تازه بخشیدن به ایمانداران. این معنی آیۀ ۲ در رسالۀ رومیان فصل ۸ می‌باشد.

ما از سلطۀ گناه، که مرگ بار می‌آورد، آزاد شدیم. این مرگ روحانی پیامد گناه است. ولی ما چگونه آزاد می‌شویم؟ ما با قدرت مقتدر روح حیات آزاد می‌شویم که همان روح‌القدس مبارک است. او روح حیات است. رسالۀ دوم قرنتیان فصل ۳ از روح‌القدس می‌گوید: شریعت می‌کُشد، حرف می‌کُشد، اما روح زنده می‌کند، روح حیات می‌بخشد (آیۀ ۶ و ۱۷ و ۱۸). رسالۀ غلاطیان ۶:‏۸ از روح حیات‌بخش می‌گوید. روح‌القدس آن کسی است که به ما حیات می‌بخشد. اگر هنوز در مورد این حقیقت برای شما سوالی مطرح است، کلام عیسی مسیح را به نیقودیموس به یاد بیاورید. آیا می‌خواهید وارد ملکوت خدا بشوید؟ شما باید از آب و روح متولد بشوید. شما باید از عالم بالا متولد بشوید. روح‌القدس منشأ حیات است. او حیات می‌بخشد، او تولد تازه می‌بخشد. در رسالۀ تیطس دربارۀ نجات جملۀ بی‌نظیری وجود دارد که می‌تواند به روشن‌تر شدن آنچه تا به حال گفتیم کمک بکند. رسالۀ تیطس فصل ۳ آیۀ ۳ می‌فرماید: «ما بی‌فهم و نافرمانبردار و گمراه و بندۀ انواع شهوت‌ها و لذت‌ها بوده، در خباثت و حسد به سر می‌بردیم که لایق نفرت بودیم و بر یکدیگر بغض می‌داشتیم.» این توصیف آدمیزاد است که البته تصویر زیبایی نیست. «اما چون مهربانی و لطف نجات‌دهندۀ ما، خدا، ظاهر شد.» اینجا مهربانی خدا به چشم می‌آید. همه‌چیز از محبت خدا شروع می‌شود که با فیض مسیح در ما عمل می‌کند و به مشارکت روح‌القدس ختم می‌شود. «اما، چون مهربانی و لطف نجات‌دهندۀ ما، خدا، ظاهر شد، او ما را نجات داد.» چگونه خدا ما را نجات می‌دهد؟ چگونه خدا ما را از فساد و لعنتی که در آن دست و پا می‌زنیم نجات می‌دهد؟ چگونه خدا ما را از سلطۀ شیطان آزاد می‌کند؟ چگونه خدا ما را از استبداد گناه آزاد می‌کند؟ «نه به سبب اعمالی که ما به عدالت کرده بودیم.» پس واضح است که خدا ما را به خاطر رعایت شریعت نجات نمی‌دهد. نجات و رستگاری ما نتیجۀ نیکوکاری ما نیست. «بلکه محض رحمت خود ما را نجات داد به غسل تولد تازه و تازگی که از روح‌القدس است، که او را به ما به دولتمندی اِفاضه نمود، به توسط نجات‌دهندۀ ما عیسی مسیح.» من مطمئن نیستم آیا ما کاملاً از دولتمندی روح‌القدس خبر داریم یا نه. برای همین است که قرار است با هم این حقیقت را درک بکنیم. این تازگی چگونه روی می‌دهد؟ این شستشو چگونه روی می‌دهد؟ این تولد تازه چگونه روی می‌دهد؟ این حیات چگونه روی می‌دهد؟ چه کسی ما را زنده می‌کند؟ کار فقط کار روح حیات است. این روح حیات چگونه عمل می‌کند؟ به فرمودۀ انجیل یوحنا فصل ۱۶، روح‌القدس ما را به گناه و عدالت و داوری ملزم می‌کند. این کار روح‌القدس است که گناهکاران را ملزم می‌کند. روح‌القدس انجیل را به ما هدیه می‌دهد. روح‌القدس نویسندۀ کتاب‌مقدس است. کل کتاب‌مقدس الهام خدا است. کتاب‌مقدس دَم و نَفَس خدا است که در زبان یونانی pneuma «پِنویما» می‌باشد. کتاب‌مقدس از «پِنویما،» از روح خدا، منشأ می‌گیرد. به گفتۀ پطرس، مردمان با هدایت روح‌القدس کتاب‌مقدس را نوشتند. روح‌القدس نویسندۀ کتاب‌مقدس است. پس روح‌القدس گناهکاران را ملزم می‌کند، روح‌القدس، که نویسندۀ انجیل است، انجیل را به ما هدیه می‌دهد تا ما به فرمودۀ رسالۀ یعقوب ۱:‏۱۸ با کلام حقیقت تولد دوباره پیدا بکنیم. رسالۀ اول پطرس نیز همین حقیقت را بیان می‌کند. ما با کلام حقیقت تولد تازه پیدا می‌کنیم. روح‌القدس گناهکاران را ملزم می‌کند، روح‌القدس نویسندۀ انجیل است که آن را به ما هدیه می‌دهد. روح‌القدس معلم ما می‌شود و با قدرتی که به ما تولد تازه می‌بخشد ذهن ما را باز می‌کند تا ما به انجیل ایمان بیاوریم و به گناه پشت بکنیم. همۀ اینها کار روح‌القدس است. او روح حیات‌بخش است. روح‌القدس، که حیات می‌بخشد، خودش روح حیات است. نمی‌دانم آیا شما واقعاً به خاطر کاری که روح‌القدس برای شما انجام داده یک دل سیر از او تشکر کرده‌اید؟ آیا برای اینکه او شما را به گناه و عدالت در داوری ملزم کرده، برای اینکه کتاب‌مقدس و انجیل پرجلال را نوشته، برای اینکه کلام حقیقت را نوشته از او تشکر کرده‌اید؟ روح‌القدس روح حقیقت است که کلام حقیقت را به شما هدیه داده و شما را حیات و فهم و بینش بخشیده تا حقیقت را بشنوید و زنده بشوید و توبه بکنید و به حقیقت ایمان بیاورید و از بند گناه و مرگ آزاد بشوید و حیات بیابید. اکنون، شما نه فقط زنده هستید، بلکه با عدالت مسیح پوشیده هستید و محال است محکومیتی در انتظارتان باشد. شما الان دور از دسترس محکومیت قرار دارید!

روح‌القدس چگونه این کارها را انجام می‌دهد؟ روح‌القدس به خاطر تدارکی که رسالۀ رومیان فصل ۸ آیۀ ۳ از آن نام می‌برد این کارها را انجام می‌دهد. در موعظۀ بعدی، این موضوع را بیشتر توضیح می‌دهم. ولی الان به همین مقدمه بسنده می‌کنم. شریعت قادر به این کارها نیست. شریعت ضعیف است، چون شریعت نمی‌تواند اختیاردار جسم بشود. شریعت نمی‌تواند از انسان شخص بهتری بسازد. شریعت معیار کامل و بی‌نقص را بنا می‌گذارد، ولی نمی‌تواند کاری بکند که انسان آن معیار کامل و بی‌نقص را رعایت بکند. شریعت به سبب جسم ضعیف است. البته خود شریعت ضعیف نیست، بلکه جسم و نَفْس انسان توانایی رعایت شریعت را ندارد. اما خدا از طریق روح خودش کاری را که شریعت نمی‌تواند انجام دهد به انجام می‌رساند. خدا، با قربانی مسیح، پسر خودش را در شبیه جسم گناه و برای گناه فرستاد و بر گناه در جسم فتوا داد. الان فرق کار شریعت و کار خدا در مسیح را برای شما توضیح می‌دهم. به خط آخر توجه کنید که می‌فرماید: «بر گناه در جسم فتوا داد.» آیا می‌دانید شریعت چکار می‌کند؟ شریعت گناهکار را محکوم می‌کند، اما صلیب گناه را محکوم می‌کند. آیا این فرق را متوجه می‌شوید؟ شریعت نمی‌تواند گناه را محکوم بکند؛ فقط صلیب می‌تواند گناه را محکوم بکند. شریعت گناهکار را به مرگ محکوم می‌کند، صلیب گناه را به مرگ محکوم می‌کند. گناه می‌میرد و دیگر ارباب ما نخواهد بود و دیگر بر ما قدرت نخواهد داشت. دیگر گناه نمی‌تواند مدعی کیفر و مجازات ما بشود. شریعت گناهکار را محکوم می‌کند، صلیب گناه را. اما چطور؟ چگونه؟ چون، بر روی صلیب، عیسی مسیح جریمۀ گناه را کاملاً پرداخت نمود. مجازات گناه، که خدا خودش آن را تعیین کرده، کاملاً پرداخت شد. این معنی همان آیه‌ای است که می‌فرماید ما در مرگ مسیح با او متحد می‌شویم. وقتی عیسی مسیح جان فدا کرد، جریمۀ همۀ گناهان ما کاملاً پرداخت شد. شریعت قادر به این کار نبود. باور کنید که شریعت فقط همۀ گناهکاران را محکوم می‌کند. اما شریعت نمی‌تواند گناه را محکوم بکند، در حالی که صلیب گناه را محکوم می‌کند برای کسانی که در مسیح هستند. این کار روح‌القدس است و بس.

این هفته، دنبال تعدادی سرود روحانی دربارۀ روح‌القدس می‌گشتم، چون واقعاً دربارۀ روح‌القدس سرودهای زیادی وجود ندارد. آنهایی هم که موجود است سرودهای خیلی احساساتی و شورانگیز و خیال‌برانگیز هستند. به هر حال، به جستجو ادامه دادم و به این نتیجه رسیدم که باید بروم به سراغ سرودنامۀ کلیسای مشایخی! در سرودنامۀ کلیسای مشایخی معمولاً می‌توان کمی بیشتر الهیات پیدا کرد. سرانجام، این سرود را پیدا کردم که تا به حال آن را نشنیده بودم. این یک سرود قدیمی دربارۀ روح‌القدس است که چنین می‌گوید: «ای روح‌القدس، می‌پرستیمت. از تخت عرش اعلای خودت هدیۀ تاجدار رستاخیز را فرستادی، لبریز از وجود الهی، آمدی و حیات خودت را بخشیدی به ما.» بله، این دقیقاً کار روح‌القدس است. او آمد تا حیات خدا را به ما ببخشد. نویسندۀ این سرود نامش مارگارت کِلارکسون است که ممکن است اصلاً او را نشناسید. ادامۀ این سرود که من آن را کمی ویرایش کردم در توصیف روح‌القدس می‌گوید: «تو که در سپیده‌دم آفرینش حضور داری، تو که سطح آب‌ها را فرو می‌گیری، تو که به عمق‌های بی‌جان حیات می‌دهی، تو که از سرشت تاریک ما گذر می‌کنی، تو که روح ما را از خواب بیدار می‌کنی، تو که ما را تکان می‌دهی، تو که ما را به سوی خود می‌کشی، تو که ما را جان تازه می‌بخشی، تو که ما را از بند گناه آزاد می‌کنی، تو که ما را تولد می‌بخشی، تو که ما را مُهر می‌کنی، تو که ما را پُر می‌کنی، تو که مدافع ما هستی. تو، خودت، نویسندۀ زنده‌ای، تو، خودت، به کلام مقدس جان می‌دهی، تو که برگ‌برگ کلامت را با ما می‌خوانی، تو که خداوند زندۀ ما را مکشوف می‌کنی، این تو هستی که کار می‌کنی در ما، این تو هستی که رام می‌کنی دل‌های سرکش ما را، این تو هستی که یادمان می‌دهی دست به دعا برافرازیم. این تو هستی که شب و روز چه پاک و چه مقدس شفاعت می‌کنی ما را.» بله، همۀ اینها کاملاً درست است. به این دلیل، باید حرمت روح‌القدس را نگه داریم. آیا حاضرید با من آمین بگویید؟

با هم دعا کنیم.

ای پدر آسمانی، برای این فرصت از تو ممنونیم که می‌توانیم به این امور فکر بکنیم. البته هنوز اول راه هستیم و هنوز به عمق این حقایق عظیم نرسیدیم، ولی تا همین نقطه هم بسیار آموختیم و فهمیدیم که آنچه عیسی مسیح روی صلیب انجام داد این امکان را برای روح‌القدس فراهم کرد تا به ما حیات ببخشد. این واقعیت که مسیح گناهان ما را در بدن خویش بر صلیب متحمل شد، این واقعیت که او به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته گردید و تأدیب سلامتی ما بر وی آمد و از زخم‌های او ما شفا یافتیم، این واقعیت که او که گناه نشناخت برای ما گناه گشت تا ما در او عدالت خدا گردیم، این واقعیت که او برای ما لعنت شد، همۀ این واقعیت‌های عظیم، که حاکی از جانشین شدن مسیح به جای ما است، این تدارک دیدن نجات، این حاصل کردن نجات، که خدا خودش آغازگر آن است، همۀ اینها این امکان را برای روح‌القدس فراهم نمود تا برکت‌های نجات را در زندگی ما جاری بکند، تا به ما حیات ببخشد و تا آنجا به ما حیات ببخشد که دیگر برای ما از محکومیت خبری نباشد، چرا که می‌دانیم عیسی مسیح برای گناهان ما کاملاً محکوم شد. دیگر هیچ‌چیز هرگز نمی‌تواند ما را محکوم بکند. عجب خبر باشکوه و بی‌نظیری!

چگونه تو را شکر بگوییم ای پدر برای چنین محبتی که خودت آغازگرش بودی. ای مسیح، از تو ممنونیم برای این فداکاری تو که اصل و اساس آن فیض است. از تو ممنونیم ای روح‌القدس که به ما حیات بخشیدی و این حیات را محفوظ نگه می‌داری تا زمانی که مسیح را رو در رو ببینیم و شبیه او بگردیم. ای خدای تثلیث، تو را می‌پرستیم، تو را با شادی و قدردانی می‌پرستیم. آمین.

پایان

This sermon series includes the following messages:

Please contact the publisher to obtain copies of this resource.

Publisher Information
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969

Welcome!

Enter your email address and we will send you instructions on how to reset your password.

Back to Log In

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize
View Wishlist

Cart

Cart is empty.

Subject to Import Tax

Please be aware that these items are sent out from our office in the UK. Since the UK is now no longer a member of the EU, you may be charged an import tax on this item by the customs authorities in your country of residence, which is beyond our control.

Because we don’t want you to incur expenditure for which you are not prepared, could you please confirm whether you are willing to pay this charge, if necessary?

ECFA Accredited
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Back to Cart

Checkout as:

Not ? Log out

Log in to speed up the checkout process.

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize