Grace to You Resources
Grace to You - Resource

در این مجموعه پیغام‌ها قرار است دربارۀ آسمان موعظه بکنیم. البته این مجموعه، به خصوص پیغام این جلسه، در واقع بیشتر شبیه کلاس درس خواهد بود تا موعظه. در مقدمۀ این درس‌ها، هدفم این می‌باشد: به شما تعلیم بدهم کتاب‌مقدس دربارۀ آسمان به ما چه می‌گوید.

دو هفته پیش، اشاره کردم که ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که همه می‌خواهند رفاه و آسایش برای آنها در یک آن حاضر و آماده باشد و کامروایی و خوشگذرانی حرف اول را بزند. ما در اجتماعی زندگی می‌کنیم که مردم نمی‌خواهند به اصطلاح یک لحظه از قافلۀ کامیابی و کامجویی عقب بمانند. البته، اگر قرار است برای چیزی تأخیر بکنند یا آن را عقب بیندازند، قسط‌های ماهانه است. ولی قطعاً که مردم حاضر نیستند خوشگذرانی و کامرانی و رفاه خودشان را لحظه‌ای عقب بیندازند. تنها چیزی که نمی‌خواهند فکرش را بکنند و از آن طفره می‌روند بهایی است که باید برای آن رفاه و کامرانی پرداخت بکنند. منظورم این است که ما در دوره و زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که همۀ مردم همین الان می‌خواهند به هرچه دلشان می‌خواهد برسند. ما با کارت‌های اعتباری خریدهایی می‌کنیم که واقعاً پولش را نداریم، جاهایی می‌رویم که پول رفتن به آن مکان‌ها را نداریم، دست به کارهایی می‌زنیم که پولش را نداریم. اما همه‌چیز را با کارت اعتباری پرداخت می‌کنیم، به این امید که در آینده قسط‌ها را پرداخت بکنیم. اما گاه این قسط‌ها روی هم جمع می‌شوند و مردم می‌مانند و کوهی از بدهی که نمی‌دانند چطور آن را پرداخت بکنند. آن‌وقت است که خودشان را از نظر اقتصادی گرفتار می‌کنند.

این مشکل بدهی کارت‌های بانکی از یک طرز فکر مشخص ناشی می‌شود: «دلم این را می‌خواهد و هرچه دلم می‌خواهد باید همین الان داشته باشم.»

دو هفته پیش، اشاره کردم که قبلاً چقدر دربارۀ آسمان سرود می‌خواندیم! اما این روزها مگر چه بشود که هر از گاه از سرودهای آسمان یاد بکنیم. هرچه فکر می‌کنم، خاطرم نمی‌آید به تازگی سرودی دربارۀ آسمان نوشته شده باشد. چرا؟ چون نمی‌توانیم خوشگذرانی و کامروایی را حتی لحظه‌ای عقب بیندازیم و البته که خیلی خوب می‌دانیم که فکر کردن به آسمان یعنی تأخیر در کامروایی و رفاه و خوشگذرانی. ما آدم‌هایی هستیم که اصلاً و ابداً نمی‌خواهیم چیزی را به آینده موکول بکنیم. ما اهل خوشگذرانی فوری و حاضر و آماده‌ایم. ما همه‌چیز را همین الان می‌خواهیم و با کمال میل حاضریم آینده را روی مذبح حال قربانی بکنیم. ما نمی‌خواهیم برای هیچ‌چیز صبر بکنیم. به خاطر زندگی در یک جامعه که کامروایی و خوشگذرانی فوری و آنی حرف اول را می‌زند، به خاطر زندگی در یک جامعۀ مادی‌گرا و لذت‌جو، کلیسا نیز در دام چنین طرز فکری افتاده است. بر خلاف آنچه رسالۀ کولسیان فصل ۳ حکم می‌دهد، ما دیگر در آنچه بالا است تفکر نمی‌کنیم، بلکه فکر و ذکرمان بر زمین است.

بله، ما واقعاً به آینده‌ای که هنوز نیامده علاقه نداریم. ما به مکانی در دورست‌های این سپهر و کیهان عظیم، که به قول عده‌ای آسمان چنین جایی است، علاقه نداریم. ما سرسپرده نیستیم تا به فرمودۀ عیسی مسیح گنج‌های خودمان را در آسمان بیندوزیم، بلکه ترجیح می‌دهیم روی زمین پول روی پول بگذاریم.

در این میان، یک سری واعظان در رادیو و تلویزیون به مردم وعده و وعید می‌دهند که عیسی می‌خواهد آنها همین الان پولدار بشوند، همین الان سالم و تندرست باشند، همین الان موفق و کامیاب باشند. این خادمان رادیویی و تلویزیونی با این حرف‌ها یک دنیا طرفدار جمع می‌کنند. ولی ما این شکل از موعظه کردن را «موعظۀ انجیل کامیابی» می‌نامیم که چقدر هم این روزها طرفدار دارد، چون مردم دلشان می‌خواهد همین حالا و در یک آن صاحب همۀ دارایی‌های دلچسب و جذاب بشوند.

به تازگی، طی گفتگو با آقای جری فال‌وِل [کشیش و برنامه‌گذار مسیحی در تلویزیون] از روی کنجکاوی از او پرسیدم: «حالا که از خدمت در برنامۀ تلویزیونی پی‌تی‌اِل استعفا دادی، آیندۀ این برنامه را چطور می‌بینی؟» او جواب داد: «به نظرم، جیم و تامی بِیکِر دوباره به این برنامه بازمی‌گردند.»

خیلی جالب است که دلیل اصلی چنین تغییر و تحول در این برنامۀ تلویزیونی مسیحی این است که کسانی که از این برنامه طلب مالی دارند خیال می‌کنند با بازگشت جیم و تامی به این برنامه هدیه‌های مالی افزایش پیدا می‌کند و پول جمع می‌شود تا بدهی طلبکاران را پرداخت بکنند. واقعیت این است که اصلاً در ذهنم نمی‌گنجد که این اشخاص دوباره روی صحنه بیایند، توجه همه را جلب بکنند و در کلیسا به اصطلاح به خدمت مشغول بشوند. این موضوع اصلاً برای من قابل درک نیست. البته به خودم یادآوری می‌کنم در روزگاری که مردم برای انجیل کامیابی به قول معروف سر و دست می‌شکنند، حضور چنین آدم‌هایی در کلیسا چندان دور از انتظار نیست. مردم به هر کسی که فروشندۀ انجیل کامیابی باشد پول می‌دهند. مردم خریدار هر چیزی هستند که به خیالشان آنها را پولدار و موفق و کامیاب می‌کند. این وعده و وعید واعظان انجیل کامیابی به مردم است.

ناگفته نماند که به طور کلی کلیسای آمریکا به آسمان فکر نمی‌کند. در اینجا، میل به لذت‌جویی و خودخواهی و خودمحوری در کلیسا رخنه کرده و کلیسا از نظر روحانی ضعیف شده است. کلیسا غرق لذت‌گرایی شده و لحظه‌ای غم به دلش راه نمی‌دهد که چرا اصلاً در اندیشۀ آسمان نیست. اما واقعیت این است که هر آنچه برای ما عزیز و پربها و ارزشمند است در آسمان در انتظارمان است.

الان لازم است کمی بیشتر دربارۀ این موضوع توضیح بدهم. همۀ شما با این آیه در انجیل متی فصل ۶ آشنایید. در آیۀ ۹، عیسی مسیح می‌گوید: «پس شما به این‌طور دعا کنید: ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد.»

واقعیت این است که آن یکتا کسی که برای ما منشأ همه‌چیز است، یعنی خدا، در آسمان است. در این راستا، به رسالۀ عبرانیان فصل ۹ آیۀ ۲۴ نگاه بکنید: «زیرا مسیح به قدس ساخته‌شده به دست داخل نشد که مثال مکان حقیقی است، بلکه به خود آسمان تا آنکه الان در حضور خدا به جهت ما ظاهر شود.»

بنابراین، فقط پدر آسمانی در آسمان ساکن نیست، بلکه منجی ما در آسمان است. در رسالۀ عبرانیان فصل ۱۲ آیۀ ۲۳ چنین می‌خوانیم: «کلیسای نخست‌زادگانی که در آسمان مکتوبند.» پس نه فقط پدر آسمانی در آسمان است و منجی ما در آسمان است، برادران و خواهران ایماندار ما در آسمانند، ایمانداران دوران عهدعتیق در آسمانند، ایمانداران دوران عهدجدید در آسمانند، هر کسی که با ایمان به مسیح از این دنیا رفته، هر کسی که در دوران عهدعتیق با ایمان به خدا از دنیا رفته، در آسمان است.

در این خصوص، در انجیل لوقا فصل ۱۰، این جملۀ بسیار جالب در آیۀ ۲۰ به دلمان امید می‌بخشد. در اینجا عیسی مسیح خطاب به شاگردانش که دیوها را اخراج کرده بودند چنین می‌گوید: «ولی از این شادی مکنید که ارواح اطاعت شما می‌کنند بلکه بیشتر شاد باشید که نام‌های شما در آسمان ثبت است.»

بله، پدر آسمانی و منجی ما در آسمان است، برادران و خواهران ایماندار ما در آسمانند، حتی نام ما در آسمان ثبت است. این یعنی چه؟ یعنی سند مالکیت یک مکان به نام ما ثبت است. ما شهروند و ساکن آن مِلک هستیم.

گذشته از اینها، میراث ما در آسمان است: «متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که به حسب رحمت عظیم خود ما را به وساطت برخاستن عیسی مسیح از مردگان از نو تولید نمود، برای امید زنده، به جهت میراث بی‌فساد و بی‌آلایش و ناپژمرده که نگاه داشته شده است در آسمان برای شما.» بله، میراث ابدی شما در آسمان است. منظور چیست؟ یعنی همۀ دولت جلال و فیض خدا برای من و شما در آسمان محفوظ است. پدر آسمانی ما در آسمان است، منجی ما در آسمان است، برادران و خواهران ایماندار ما در آسمانند، نام ما در آسمان ثبت است، یعنی در آن سرزمین یک سند مالکیت به نام ما است، میراث ما در آسمان است.

خلاصه، رسالۀ فیلیپیان ۳:‏۲۰ جانِ کلام را بیان می‌کند زمانی که پولس رسول می‌گوید: «وطن ما در آسمان است که از آنجا نیز نجات‌دهنده یعنی عیسی مسیح خداوند را انتظار می‌کشیم.» بله، وطن ما آسمان است. ما شهروند آسمانیم. ما اهل آسمانیم، متعلق به آسمانیم.

در انجیل متی ۵:‏۱۲، عیسی مسیح می‌گوید: «خوشحال باشید چون شما را جفا رسانند، زیرا پاداش شما در آسمان است.» بله، پاداش ابدی شما در آسمان است. پولس به ایمانداران افسس یادآوری می‌کند که آقای آنها در آسمان است. در انجیل متی فصل ۶ آیۀ ۱۹ تا ۲۱، عیسی مسیح می‌فرماید تنها گنجی که تا ابد صاحبش خواهید بود در آسمان است.

بنابراین، وقتی به آسمان فکر می‌کنید، مکانی به ذهنتان می‌آید که پدر آسمانی آنجا است، منجی شما آنجا است، برادران و خواهران ایماندار شما آنجا هستند، نام شما آنجا ثبت است، میراث شما آنجا است، وطن شما آنجا است، پاداش شما آنجا است، آقا و ارباب شما، خدا و عیسی مسیح، آنجا است، گنج شما آنجا است. خلاصه، آسمان خانۀ شما است. در این دنیا ما غریب هستیم، مسافریم، بیگانه‌ایم. ما مثل فضانوردانیم که روی سیّاره‌ای قدم می‌گذارند که سیّارۀ خودشان نیست. ما متعلق به اینجا نیستیم. هر بار کسی ما را می‌بیند، انگار با موجودات فضایی ملاقات می‌کند. در واقع، موجودات فضایی ما هستیم. ما به اینجا قدم گذاشتیم، اما خانۀ ما جای دیگری است. همۀ دلبستگی ما در آسمان است، هر چیزی که برایمان عزیز است در آسمان است، هر چیزی که برایمان گران‌بها و ارزشمند است در آسمان است، هر چیزی که ابدی و جاودانی است در آسمان است. با این حال، اینجا، در کشور آمریکا، در این قرن، در کلیسای مسیح، خودمان را سرسپرده کردیم که در این سرزمین بیگانه غرق لذت‌جویی بشویم.

موضوع اینجا است که این مسیحیت لذت‌جو چشم‌انداز آسمان را از دست داده است. امروز، امید آسمان در دل کلیسا زنده نیست. کلیسای امروز امیدوار است فعلاً به آسمان نرود. کلیسای امروز، تا به همۀ خواسته‌های دنیوی خودش در دنیا نرسد، دلش نمی‌خواهد به آسمان برود. ایمانداران در کلیسای امروز وقتی به همۀ خواسته‌های دلشان برسند، وقتی آن‌قدر پیر بشوند یا مریض و ناخوش که دیگر نتوانند لذت دنیا را ببرند، آن‌وقت، ذوق می‌کنند که آسمان و بهشت در انتظارشان است که پذیرای آنها می‌شود. اما، در حالت معمول، حرف دل بعضی ایمانداران این است: «خدایا، لطفاً فعلاً مرا به آسمان نبر. من هنوز هاوایی نرفتم، هنوز ماشین تازه نخریدم، هنوز جزایر باهاما را ندیدم. قرار است سر کار ترفیع بگیرم. یک خانۀ جدید دلم می‌خواهد. خدایا، لطفاً حرف آسمان را نزن.» واقعاً که این دسته مردم عجب چشم‌انداز کسالت‌آوری دارند!

در این خصوص، در رسالۀ اول یوحنا فصل ۲، یوحنا می‌گوید آنچه در دنیا است در گذر است. «اگر کسی دنیا را دوست دارد، محبت پدر در وی نیست.» خیلی از مردم ادعا می‌کنند مسیح را دوست دارند، اما واقعیت این است که دلبسته و دل‌باختۀ دنیا هستند و اصلاً شهروند آسمان نیستند. یک مَثَل قدیمی می‌گوید: «با بهشت بهشت گفتن بهشتی نمی‌شویم.» اما مشکل اینجا است که آنها نیز که اهل بهشتند اصلاً حرفی از بهشت نمی‌زنند و حرف بهشت وِرد زبانشان نیست. این دسته از ایمانداران از آن طرف بام افتادند و اصلاً دیدگاه آسمان را ندارند. ولی باید یاد بگیریم در پرتوِ آسمان زندگی بکنیم. امید آسمان باید دلمان را پُر بکند، باید زندگی‌مان را دگرگون بکند، باید ما را چنان غرق شادی انتظار برای رفتن به آسمان بکند که آزاد بشویم از بند این دنیای گذرا. چقدر آسان می‌توانیم در قید و بند این دنیا باقی بمانیم! ما در این دنیا غرق امور فانی می‌شویم، به جای اینکه گنج در آسمان بیندوزیم.

البته می‌دانم که از نظر شماری از آدم‌ها آسمان یک جای تخیلی است. دسته‌ای از مردم تصور می‌کنند آسمان یک خیال‌بافی برای کودکان است. عده‌ای تصور می‌کنند آسمان خیالی بیش نیست. عده‌ای آسمان را یک ذهنیت و پندار می‌دانند. تعدادی از آدم‌ها آسمان را تصویر همۀ خوبی‌های بشریت می‌دانند. برخی تصور می‌کنند آسمان یعنی جاودانگی حقیقت و زیبایی.

بله، از این دست تعریف‌ها برای آسمان فراوان است. اما، به گفتۀ کتاب‌مقدس، آسمان یک مکان است. لطفاً این را درک بکنید که آسمان یک مکان است و همۀ دوستداران خدا یا همین الان در آسمان هستند یا در آینده به آسمان می‌روند. این یک موضوع پیچیده نیست. آسمان یک مکان است و همۀ دوستداران اصیل و راستین خدا یا الان آنجا هستند یا در آینده به آسمان می‌روند تا در جلال و کمال بی‌عیب و نقص، تا ابد، در آسمان ساکن بشوند. بنابراین، در حال حاضر، باید در پرتوِ نور آسمان روزگار سپری بکنیم.

الان این حقیقت را بیشتر توضیح می‌دهم. به رسالۀ دوم قرنتیان فصل ۵ نگاه بکنیم تا ببینیم در این مورد در دل پولس رسول چه می‌گذرد. پولس بسیار جفا دیده و سختی کشیده بود. فصل ۴ آیۀ ۸: «در هر چیز، زحمت کشیده، ولی در شکنجه نیستیم. متحیر ولی مأیوس نه. جفا دیده، اما نه متروک. افکنده شده، ولی هلاک شده نه. پیوسته مرگ عیسی خداوند را در بدن خود حمل می‌کنیم تا حیات عیسی هم در بدن ما ظاهر شود.» حرف پولس این است: «خیلی روزهای سختی را می‌گذرانم. زحمت دیده، جفا دیده، متحیر شده، ضربه خورده.» آیۀ ۱۱: «همواره به خاطر عیسی به مرگ سپرده می‌شویم.» آیۀ ۱۲: «مرگ در ما کار می‌کند، ولی حیات در شما.» سپس، در آیۀ ۱۶، پولس می‌گوید: «خسته‌خاطر نمی‌شویم.» با وجود همۀ این سختی‌ها، «هرچند انسانیت ظاهری ما فانی می‌شود، اما باطن روز به روز تازه می‌گردد. زیرا که این زحمت سبک ما، که برای لحظه‌ای است، بار جاودانی جلال را برای ما زیاده و زیاده پیدا می‌کند.» به عبارتی، هر سختی که در این زندگی تحمل می‌کنیم قابل مقایسه نیست با جلال زندگی ابدی ما در آینده. هرچه بیشتر رنج می‌کشید، جلال افزون‌تر خواهد شد.

در این خصوص، در انجیل متی، یعقوب و یوحنا و مادرشان به عیسی می‌گویند: «آیا امکان دارد در ملکوت خدا دست راست تو بنشینیم؟» عیسی مسیح در پاسخ می‌گوید: «از آنِ من نیست که بدهم، مگر به کسانی که از جانب پدرم برای ایشان مهیا شده است.» منظور این است که خدا این امتیاز را به کسانی خواهد داد که در این دنیا به خاطر نامش بیشترین آزار و جفا را تحمل می‌کنند. هرچه بیشتر سختی بکشید، بیشتر تمجید می‌شوید. خداوند به این شکل میان جفا دیدن و جلال یافتن تعادل برقرار می‌کند. از این‌رو، پولس می‌گوید: «این زحمت سبک ما، که برای لحظه‌ای است، بار جاودانی جلال را برای ما زیاده و زیاده پیدا می‌کند.» هر سختی و جفا، که امروز تحمل می‌کنید، در ابدیت جبران خواهد شد. این زحمت سبک لحظه‌ای به جلال ابدی می‌ارزد.

حالا به رسالۀ دوم قرنتیان فصل ۴ آیۀ ۱۸ نگاه بکنید. پولس می‌گوید: «ما نظر نمی‌کنیم به چیزهای دیدنی، بلکه به چیزهای نادیدنی، زیرا که آنچه دیدنی است زمانی است و نادیدنی جاودانی.» ما دیدگاه ابدی داریم. سختی‌های این دنیا را تحمل می‌کنیم، چون می‌دانیم سختی‌ها بار جاودانی جلال را در ابدیت برای ما بیشتر می‌کند. ما به این جلال چشم می‌دوزیم.

سپس، در فصل ۵ آیۀ ۱، پولس می‌گوید: «زیرا می‌دانیم که هرگاه این خانۀ زمینی خیمۀ ما ریخته شود،» یعنی، وقتی از این دنیا چشم ببندیم، «عمارتی از خدا داریم، خانه‌ای ناساخته شده به دست‌ها و جاودانی در آسمان‌ها.» یک زندگی دیگر در انتظار ما است، یک شکل و ظاهر دیگر، یک خانۀ دیگر.

بله، این خیمۀ زمینی در حال فرو ریختن است. یکبار، یک نفر از آقای جان کویین‌سی آدامز [ششمین رییس‌جمهور آمریکا] احوال‌پرسی می‌کند. او پاسخ می‌دهد: «جان کویین‌سی آدامز حالش خوب است، خیلی خوب. خانه‌ای که در او سکونت دارد دیگر قدیمی و کلنگی شده. معمار خانه به او گفته که باید به زودی خانه را تخلیه بکند. اما جان کویین‌سی آدامز حالش خوب است، خیلی خوب.»

بله، تا بوده همین بوده. انسانیت ظاهری ما پیوسته رو به زوال است. این خیمۀ زمینی در حال فرو ریختن است. اما می‌دانیم، زمانی که این خیمه فرو بریزد، عمارتی از خدا داریم، خانه‌ای ناساخته شده به دست‌ها و جاودانی در آسمان‌ها. پس نگاهمان به آسمان است. خانۀ تازۀ ما از جانب خدا آنجا است، بار جاودانی جلال آنجا است.

سپس در آیۀ ۲ پولس می‌گوید: «زیرا که در این [خانۀ زمینی] آه می‌کشیم.» بله، در این خانه آه می‌کشیم. من آه می‌کشم، شما آه می‌کشید، همه آه می‌کشید. ما به خاطر رنجوری و ضعف بدنمان آه می‌کشیم. ما به خاطر گناه که بر جسم ما سلطنت می‌کند آه می‌کشیم. ما به خاطر اینکه نمی‌توانیم آن کسی باشیم که باید باشیم و نمی‌توانیم کاری را بکنیم که باید انجام بدهیم آه می‌کشیم. در این بدن جسمانی، روز به روز ناتوان‌تر و فرسوده‌تر می‌شویم و همراه با تمام خلقت آه می‌کشیم، چنان که رسالۀ رومیان فصل ۸ می‌گوید: «آه می‌کشیم در انتظار پسرخواندگی.» ما مشتاقیم خانۀ آسمانی را بپوشیم. دلمان برای بدن آسمانی پر می‌زند.

آیا شما هم دلتان هوای آسمان دارد؟ آیا می‌توانید با پولس همدل باشید؟ آیا می‌توانید بگویید: «آه که چقدر مشتاقم خانۀ آسمانی را بپوشم.» یا اینکه دعایتان بیشتر شبیه این است: «خدایا، دلم پر می‌زند بروم مرکز خرید و هر لباسی را که در فروشگاه نورستروم روی حراج است بپوشم.» جانِ کلام این است که آرزو و اشتیاقتان برای چیست؟ دلتان برای چه چیزی غنج می‌زند؟

امروز، اگر به کلیسا نگاه بکنید، آدم‌های خیلی کمی را می‌بینید که دلتنگ آسمان باشند و دلشان برای حضور خدا در آسمان پر بزند. این خیلی غم‌انگیز است که افراد زیادی در کلیسا چنین بار غمی به دل ندارند. اما پولس می‌گوید: «مشتاق هستیم که خانۀ خود را که از آسمان است بپوشیم، زیرا که با پوشیدنش عریان یافت نشویم.»

با این توصیف، سوال از پولس این است که چرا این‌همه مشتاقی؟ چرا این‌همه بی‌تاب و بی‌قراری که آن بدن ابدی را بپوشی؟ پاسخ آیۀ ۴ است: «از آن‌رو که ما نیز که در این خیمه هستیم گران‌بار شده، آه می‌کشیم.» یعنی بار گناه را به دوش می‌کشیم، بار ناخوشی و بیماری را، بار مرگ، بار اشک و غصه و ناراحتی و درد و رنج را به دوش می‌کشیم. برای ما فقط کفایت نمی‌کند روحمان به حضور خدا برود، دلمان می‌خواهد بدنمان نیز در حضور خدا باشد. «بلکه آن را بپوشیم تا فانی در حیات غرق شود.» این درد دل مردی است که در آرزوی رسیدن به شکل و شمایل آسمانی است، دلش پر می‌زند در خانۀ ابدی باشد.

سپس پولس در آیۀ ۵ چنین می‌گوید: «اما او که ما را برای این درست ساخت خدا است که بیعانۀ روح را به ما می‌دهد.» منظور از «بیعانۀ روح» چیست؟ پولس در رسالۀ افسسیان فصل ۱ دوباره همین واژۀ «بیعانه» را به کار می‌برد. این واژۀ «بیعانه» یا «نشان» در زبان یونانی arrabon «آرابون» می‌باشد که به معنی «حلقۀ نامزدی» است. وقتی خدا روح خودش، روح‌القدس، را به شما داد، انگار به شما حلقۀ نامزدی داد و شما را نشان کرد برای روزی که عروسش بشوید و با او ازدواج بکنید، زمانی که به آسمان می‌روید. روح‌القدس پیش‌پرداخت است. آرابون یعنی پیش‌پرداخت، حلقۀ نامزدی، قسط اول، یعنی ودیعه.

بله، روح‌القدس بیعانۀ زندگی جاویدان ما است، بیعانۀ بدن‌های تازۀ ما در جلال و شکوه آسمان. حالا، که چنین آینده‌ای در انتظارمان است، آیۀ ۶ چنین می‌گوید: «پس دائماً خاطرجمع هستیم و می‌دانیم که مادامی که در بدن منزل داریم، از خداوند غریب می‌باشیم، زیرا که به ایمان رفتار می‌کنیم، نه به دیدار. پس خاطرجمع هستیم و این را بیشتر می‌پسندیم که از بدن غربت کنیم و به نزد خداوند منزل بگیریم.»

در اینجا می‌بینیم که پولس کاملاً صریح و شفاف این را بیان می‌کند. آیا شما هم می‌توانید این را به زبان بیاورید که از صمیم قلب و با تمام وجود دلتان می‌خواهد از این بدن غربت بجویید و در حضور خداوند منزل بگیرید؟ البته بیان این حرف برای ما آسان نیست، چون دودستی به این زندگی چسبیدیم، چون فقط همین دنیا جلوی چشم ما است، چون در این دنیا دلبستۀ عزیزانمان می‌شویم و عشق و محبت و دوستی و روابط پرمهر با دیگران را تجربه می‌کنیم که همگی بخشی از ارمغان این زندگی است. برای همین، گرفتار این زندگی می‌شویم. ولی باید از این دنیا گذر بکنیم و چشم ما فراسوی این زندگی باشد. برای همین، هدف من این است که به فیض خدا در چند هفتۀ آینده، که موضوع آسمان را مطالعه می‌کنیم، کمی از قید و بند این زندگی، که دودستی به آن چسبیدیم، آزاد بشویم.

پس دوباره به این آیه نگاه می‌کنیم: «این را بیشتر می‌پسندیم که از بدن غربت کنیم و به نزد خداوند منزل بگیریم.» به عبارت «نزد خداوند منزل بگیریم» دقت بکنید. خانۀ ما نزد خداوند است. ما به آسمان تعلق داریم. خانۀ ما آسمان است. قبلاً اشاره کردم که همۀ دلبستگی ما در آسمان است، پدر آسمانی ما در آسمان است، منجی ما در آسمان است، برادران و خواهران ایماندار ما در آسمان هستند، نام ما در آسمان ثبت است. میراث ما در آسمان است، وطن ما در آسمان است، ما شهروند آسمانیم، پاداش ما و گنج ما در آسمان است. آسمان خانۀ ما است. ما دلمان برای خانه پر می‌زند. همۀ شما این حس را تجربه می‌کنید وقتی یک مدت طولانی از خانۀ خودتان دور می‌شوید. وقتی مدتی از خانه دورید، حتماً دلتان هوای خانه را می‌کند.

ما در پیغام‌های آینده دوباره به این آیۀ ۸ بازمی‌گردیم. ولی الان فقط می‌خواستم این آیه را مختصر به شما یادآوری بکنم تا متوجه بشوید باید در دلمان برای رفتن به آسمان چه حال و هوایی داشته باشیم. ما دلمان می‌خواهد به نقطه‌ای برسیم که در دلمان برای رسیدن به آن بدن آسمانی آه بکشیم، که آرزویمان این باشد که از بدن غربت کنیم و به نزد خداوند منزل بگیریم. ما می‌خواهیم به نقطه‌ای برسیم که بیشتر در حال و هوای بار جاودانی جلال باشیم تا اینکه فکرمان را مدام مشغول زحمت سبک و گذرای این دنیا بکنیم. می‌خواهیم حواسمان جمع باشد تا در آسمان گنج بیندوزیم که تا ابد از آن لذت ببریم، نه اینکه گنج‌ها روی زمین انباشته بکنیم و در پایان عمرمان همه را همین‌جا بگذاریم و برویم. مثالش آن آدم ثروتمندی است که از دنیا می‌رود و یک نفر از دوست او می‌پرسد: «چقدر از خودش میراث باقی گذاشت؟» دوست آن ثروتمند جواب می‌دهد: «هرچه داشت گذاشت و رفت.» بله، شما هم دقیقاً هرچه دارید می‌گذارید و می‌روید.

حالا وقتش است دربارۀ آسمان به یک سری اصول پایه اشاره بکنیم تا برای شروع این مطالعه به ما کمک بکند. قبل از هر چیز، این را بگوییم که کتاب‌مقدس پانصد و پنجاه بار از آسمان نام می‌برد. اگر قرار است طرز فکر آسمانی داشته باشیم، اگر قرار است مشتاق آسمان باشیم، باید دربارۀ آسمان معلومات داشته باشیم تا نگاهمان و توجهمان به آسمان جلب بشود.

همین‌جا بگوییم که در عهدعتیق واژۀ اصلی و کلیدی که برای آسمان به کار می‌رود، در زبان عبری، «شاماییم» می‌باشد که یک کلمۀ جمع است و در مفهوم واقعی کلمه به این معنا است: «بلندی‌ها.»

حالا به عهدجدید نگاه بکنیم. در عهدجدید، واژۀ اصلی و کلیدی که برای آسمان به کار می‌رود، در زبان یونانی، ouranous «اورانوس» می‌باشد که نام سیّارۀ اورانوس از آن ریشه گرفته است. این واژه در مفهوم واقعی کلمه به این معنا است: «برافراشته.» پس کلمه‌ای که در توصیف آسمان به کار می‌رود به معنای بلند و برافراشته است.

ما سر بلند می‌کنیم و به آسمان نگاه می‌کنیم. ولی نگاهمان از این سپهر بالای سرمان فراتر نمی‌رود. اما ببینیم پولس رسول در این مورد چه می‌گوید. در رسالۀ دوم قرنتیان فصل ۱۲ آیۀ ۲، او می‌گوید: «تا آسمان سوم ربوده شدم.» بنا بر این آیه، واضح و مشخص است که سه آسمان وجود دارد.

پس حالا دربارۀ این سه آسمان صحبت بکنیم. اولین آسمان را اتمسفر یا جوّ می‌نامیم [که معادل فارسی آن «هواسپهر» می‌باشد.] این اتمسفر در واقع فضای بالای کرۀ زمین است. این اتمسفر همان هوایی است که تنفس می‌کنیم. البته در اتمسفر زمین یک لایۀ دیگر وجود دارد که پایین‌ترین لایه است و تِروپوسفر یا وَردسپهر نام دارد.

گاه، وقتی کتاب‌مقدس دربارۀ آسمان صحبت می‌کند، به همین آسمان اول اشاره دارد، یعنی اتمسفر کرۀ زمین، یعنی هوایی که تنفس می‌کنیم، یعنی محیطی که در آن زندگی می‌کنیم. وقتی کتاب‌مقدس از آسمان نام می‌برد، خیلی واضح است که منظورش اتمسفر زمین است. برای نمونه، اشعیا فصل ۵۵ آیۀ ۹ چنین می‌گوید: «چنان که آسمان از زمین بلندتر است، همچنان طریق‌های من از طریق‌های شما و افکار من از افکار شما بلندتر می‌باشد و چنان که باران و برف از آسمان می‌بارد.» این آسمان اول است. آسمان اول همان هواسپهر است که برف و باران از آنجا می‌بارد. در ادامه، آیۀ ۱۰ چنین می‌گوید: «و به آنجا برنمی‌گردد، بلکه زمین را سیراب کرده، آن را بارور و برومند می‌سازد و برزگر را تخم و خورنده را نان می‌بخشد.» منظور این است که چرخۀ آب در آسمان اول جریان دارد. آسمان اول یعنی جوّ کرۀ زمین.

در خصوص جوّ زمین، در کتاب مزامیر چندین اشاره وجود دارد. برای نمونه، مزمور ۱۴۷:‏۸ می‌گوید که خدا آسمان‌ها را با ابرها می‌پوشاند و باران را برای زمین مهیا می‌کند. در اینجا، آسمان همان اتمسفر زمین است.

حالا به آسمان دوم نگاه بکنیم. کتاب‌مقدس دربارۀ این آسمان نیز صحبت می‌کند. آسمان دوم فضایی است که ستاره‌ها و قمرها و سیّاره‌ها آنجا هستند. کتاب‌مقدس به این آسمان نیز اشاره می‌کند. در واقع، در فصل اول کتاب پیدایش، خدا می‌فرماید: «نیّرها در فلک آسمان باشند.» کلام خدا در ادامه می‌فرماید: «و خدا دو نیّر بزرگ ساخت، نیّر اعظم را برای سلطنت روز و نیّر اصغر را برای سلطنت شب، و ستارگان را.» خدا ستارگان را هم آفرید. «و خدا آنها را در فلک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند.» پس آسمان دوم همان مکانی است که سیّاره‌ها و ستاره‌ها و قمرها آنجا هستند. مزمورنویس این جایگاه ستارگان و سیّاره‌ها را آسمان می‌نامد. این آسمان دوم است.

حالا به آسمان سوم می‌رسیم که فراسوی آسمان دوم است. آسمان سوم آسمان الهی است، محل سکونت خدا است. در این آسمان سوم، خدا همراه فرشتگان مقدس و همۀ ایمانداران و رستگاران همۀ عصرها و دوران‌ها ساکن است. این همان آسمان است که دلمان می‌خواهد همۀ هوش و حواسمان به آن باشد. خدا در این آسمان زندگی می‌کند، فرشتگان مقدس در این آسمان ساکنند، رستگاران همۀ عصرها و دوران‌ها در این آسمان ساکنند و تا ابدالاباد آنجا ساکن می‌مانند.

الان از یک آیۀ دیگر نام می‌برم تا در این مورد در ابهام نباشید. در کتاب اول پادشاهان ۸:‏۲۷، سلیمان در توصیف خدا می‌گوید: «اینک، فلک و فلک‌الافلاک تو را گنجایش ندارد، تا چه رسد به این خانه‌ای که من بنا کرده‌ام.» در اینجا، کتاب‌مقدس می‌گوید حتی رفیع‌ترین آسمان، که در زبان عبری دقیقاً به معنای «آسمان آسمان‌ها» است، گنجایش خدا را ندارد. با این توصیف، چطور از یک طرف می‌گوییم آسمان آسمان‌ها گنجایش خدا را ندارد، از طرف دیگر، می‌گوییم آسمان آسمان‌ها محل سکونت خدا است؟ راستش، دقیقاً نمی‌دانم چطور این را می‌گوییم، اما این حقیقتی است که کتاب‌مقدس بیان می‌کند. از یک نظر، آسمان آسمان‌ها گنجایش خدا را ندارد. با این حال، آسمان آسمان‌ها محل سکونت خدا است. البته درک این موضوع خیلی دشوار نیست. با یک مثال ساده از زندگی انسان‌ها می‌توانید این را درک بکنید. برای مثال، من یک مکانی دارم که در آن زندگی می‌کنم، ولی از یک نظر خانه‌ام دربرگیرندۀ من نیست، یعنی همیشه و همه‌وقت دربرگیرندۀ بدنم نیست. قطعاً که خانه‌ام نمی‌تواند اثر زندگی‌ام یا نفوذی را که دارم و خیلی چیزهای دیگر را در بر بگیرد. البته این یک مثال به اصطلاح دم دستی و معمولی است. ولی با همین مثال می‌توانیم درک بکنیم با اینکه خدا در آسمان ساکن است، از یک نظر، آسمان گنجایش خدا را ندارد.

با همۀ این توصیف‌ها، اما آسمان آسمان‌ها محل سکونت خدا است. آسمان مسکن خدا است، خانۀ خدا است، اقامتگاه خدا است. در این مورد، در کتاب اشعیا ۵۷:‏۱۵ چنین می‌خوانیم: «زیرا او که عالی و بلند است و ساکن در ابدیت می‌باشد و اسم او قدوس است چنین می‌گوید: من در مکان عالی و مقدس ساکنم.»

بنابراین، خدا یک محل زندگی دارد، یک مکان واقعی، یک محل سکونت. اشعیا فصل ۶۳ آیۀ ۱۵ چنین می‌گوید: «از آسمان بنگر و از مسکن قدوسیت و جلال خویش نظر افکن.» از این آیه می‌فهمیم مسکن خدا آسمان است. در اشعیا فصل ۵۷، او به ما می‌گوید خدا در یک مکان ساکن است. در فصل ۶۳، اشعیا در توصیف خدا می‌گوید از مکان خود بنگر. اشعیا این مکان را آسمان می‌نامد. آسمان آسمان‌ها مسکن خدا است.

در همین راستا، مزمور ۳۳:‏۱۳ می‌گوید: «از آسمان، یهوه نظر افکند.» بله، خدا در یک مکان ساکن است. آن مکان «آسمان» نام دارد. آسمان آسمان‌ها، آسمان سوم، مسکن خدا است. مزمور ۱۰۲ آیۀ ۱۹: «زیرا که از بلندی قدس خود نگریسته، یهوه از آسمان بر زمین نظر افکنده است.»

حالا به عهدجدید نگاه بکنیم تا در این مورد از عهدجدید نیز آیه داشته باشیم. در کتاب مکاشفه ۳:‏۱۲ چنین می‌خوانیم: «هر که ‌غالب آید او را در معبد خدای خود ستونی خواهم ساخت و دیگر هرگز بیرون نخواهد رفت و نام خدای خود را و نام شهر خدای خود یعنی اورشلیم جدید را که از آسمان از جانب خدای من نازل می‌شود بر وی خواهم نوشت.» در عهدجدید می‌بینیم که خدا در آسمان است. خدا در آسمان زندگی می‌کند.

الان وقتش است به سفری کوتاه در انجیل متی برویم تا حقیقت آسمان ملکۀ ذهنتان بشود. به متی فصل ۵ آیۀ ۱۶ نگاه بکنیم تا اهمیت این موضوع را در عهدجدید به شما نشان بدهم. متی ۵:‏۱۶: «بگذارید نور شما بر مردم بتابد تا اعمال نیکوی شما را دیده، پدر شما را که در آسمان است تمجید نمایند.» آیۀ ۳۴: «اما من به شما می‌گویم هرگز قسم مخورید، نه به آسمان، زیرا که عرش خدا است.» آیۀ ۴۵: «تا پدر خود را که در آسمان است پسران شوید.»

حالا به متی فصل ۶ آیۀ ۱ نگاه بکنید: «آگاه باشید که عدالت خود را پیش مردم به‌جا نیاورید تا شما را ببینند، و الاّ نزد پدر خود که در آسمان است پاداشی ندارید.» آیۀ ۹: «پس شما به این‌طور دعا کنید: ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد.» متی فصل ۷ آیۀ ۱۱: «پس، هرگاه شما که شریر هستید دادن بخشش‌‌‌های نیکو را به اولاد خود می‌دانید، چقدر زیاده، پدر شما که در آسمان است چیزهای نیکو را به آنانی که از او سوال می‌کنند خواهد بخشید!» آیۀ ۲۱: «نه هر که مرا خداوند، خداوند گوید داخل ملکوت آسمان گردد، بلکه آن که ارادۀ پدر مرا که در آسمان است به‌جا آورد.»

پس می‌بینیم که عیسی مسیح این حقیقت را بارها تکرار می‌کند. به فصل ۱۰ آیۀ ۳۲ نگاه بکنید: «هر که مرا پیش مردم اقرار کند من نیز در حضور پدر خود که در آسمان است او را اقرار خواهم کرد. اما هر که مرا پیش مردم انکار نماید من هم در حضور پدر خود که در آسمان است او را انکار خواهم نمود.» فصل ۱۲ آیۀ ۵۰: «زیرا هر که ارادۀ پدر مرا که در آسمان است به‌جا آورد همان برادر و خواهر و مادر من است.» فصل ۱۶ آیۀ ۱۷: «خوشا به حال تو، ای شمعون، پسر یونا! زیرا جسم و خون این را بر تو کشف نکرده، بلکه پدر من که در آسمان است.» فصل ۱۸ آیۀ ۱۰: «زنهار، یکی از این کوچکان را (یعنی ایمانداران را) حقیر مشمارید، زیرا شما را می‌گویم که فرشتگان ایشان دائماً در آسمان روی پدر مرا که در آسمان است می‌بینند.» آیۀ ۱۴: «همچنین ارادۀ پدر شما که در آسمان است این نیست که یکی از این کوچکان هلاک گردد.» آیۀ ۱۹: «باز به شما می‌گویم هر گاه دو نفر از شما در زمین دربارۀ هرچه که بخواهند موافق شوند، هر آینه، از جانب پدر من که در آسمان است برای ایشان کرده خواهد شد.» آیۀ ۳۵: «به همین‌طور، پدر آسمانی من نیز با شما عمل خواهد نمود.»

با توجه به این آیه‌ها، می‌توانید ببینید که خواست عیسی مسیح این است که ما درک بکنیم خدا در آسمان است. عیسی مسیح بارها و بارها این حقیقت را بازگو می‌کند. در انجیل یوحنا فصل ۶ آیۀ ۳۳، عیسی مسیح در پیوند خدا با آسمان چنین می‌گوید: «زیرا که نان خدا آن است که از آسمان نازل شده.» بدیهی است او که از آسمان آمد عیسی مسیح است. اینجا دوباره اشاره می‌شود که آسمان محل سکونت خدا است.

حالا، در این خصوص که عیسی مسیح از آسمان به زمین آمد، به ادامۀ آیه‌ها در انجیل یوحنا فصل ۶ توجه بکنید که از زبان عیسی مسیح بیان می‌شود. آیۀ ۳۸: «زیرا از آسمان نزول کردم.» آیۀ ۴۱: «من هستم آن نانی که از آسمان نازل شد.» آیۀ ۴۲: «از آسمان نازل شدم.» آیۀ ۵۰: «این نانی است که از آسمان نازل شد.» آیۀ ۵۱: «من هستم آن نان زنده که از آسمان نازل شد.» آیۀ ۵۸: «این است نانی که از آسمان نازل شد.»

الان نکته‌ای که لازم می‌دانم آن را درک بکنید این است که بدانید آسمان یک مکان است و خدا در آسمان ساکن است و عیسی مسیح از آسمان آمد. آسمان توهم و خیال نیست، یک حس و حال و شور و هیجان نیست. آسمان یک مکان است، مکان سکونت خدا. آسمان محل زندگی خدا است.

در مورد این حقیقت، به یک نکتۀ مهم توجه بکنید که در واقع یکی از کلیدهای تفسیر عهدجدید می‌باشد. آسمان مسکن خدا است. این حقیقت به قدری چشمگیر و شایان توجه است که در کلام خدا کلمۀ آسمان مترادف و هم‌معنی با نام خدا به کار می‌رود. این مورد را می‌توانید در آیه‌های عهدجدید پیدا بکنید. چندین نمونه در عهدجدید وجود دارد. اما به یکی دو نمونه اشاره می‌کنیم.

در انجیل متی ۲۳:‏۲۲، عیسی مسیح می‌فرماید: «هر که به آسمان قسم خورد به کرسی خدا و به او که بر آن نشسته است قسم خورده باشد.» در این آیه، آسمان به جای خدا به کار رفته است. یعنی، اگر به آسمان قسم بخورید، انگار به خدا قسم می‌خورید. آسمان و خدا مترادفند. آسمان محل سکونت خدا است. چون آسمان منحصر به خدا است، می‌توانید آسمان را به جای خدا به کار ببرید، چون هر دو به یک معنا هستند.

حالا به مثال دیگر در انجیل لوقا فصل ۱۵ آیۀ ۷ نگاه بکنید: «به شما می‌گویم که به همین شکل خوشی در آسمان رخ می‌نماید.» این جمله یعنی چه؟ یعنی شادی از جانب خدا.

در همین انجیل لوقا فصل ۱۵ به آیۀ ۱۸ نگاه بکنید. این آیه را دوست دارم. در اینجا، پسر گمشده، که قصد بازگشت به خانه دارد، چنین می‌گوید: «ای پدر، به آسمان و به حضور تو گناه کرده‌ام.» منظورش چیست؟ یعنی به خدا گناه کردم.

الان با دقت به آنچه می‌گویم توجه بکنید. هرگاه کتاب‌مقدس به «ملکوت آسمان» اشاره می‌کند، منظورش «ملکوت خدا» است. در واقع، کلام خدا به این طریق از خدا نام می‌برد. شما می‌پرسید: «چرا واژۀ آسمان جای واژۀ خدا به کار می‌رود؟»

این نکتۀ جالبی است. البته نویسندگان عهدجدید لزوماً خودشان را مقید نمی‌کنند که در این مورد فقط یک عبارت را به کار ببرند. آنها هر دو عبارت «ملکوت خدا» و «ملکوت آسمان» را به کار می‌برند. عیسی مسیح، خودش، از ملکوت خدا و ملکوت آسمان نام می‌برد. اما هر دو عبارت به یک معنا است.

ناگفته نماند که بین دوران عهدعتیق و دوران عهدجدید چهارصد سال فاصله است. این فاصلۀ زمانی «دوران حد فاصل دو عهد» نام دارد. در این دوران، یهودیان چندان تمایل نداشتند نام خدا را مستقیم به زبان بیاورند. در واقع، این عدم تمایل در پایان دوران عهدعتیق رواج پیدا کرد. آنها دوست نداشتند نام خدا را، یعنی نامی که خدا خودش را به آن نام معرفی کرد و با قوم اسراییل عهد بست، به زبان بیاورند. از دیدگاه یهودیان، نام خدا آن‌قدر مقدس است که اصلاً نباید آن را به زبان آورد. برای همین، تصمیم گرفتند نام‌های دیگری را جایگزین نام خدا بکنند. یکی از این نام‌ها، که در دوران حد فاصل عهدعتیق و عهدجدید رواج پیدا کرد، واژۀ آسمان بود. به جای اینکه بگویند: «خدا را می‌پرستم،» می‌گفتند: «آسمان را می‌پرستم.» به جای اینکه بگویند: «نام خدا را بخوانید،» می‌گفتند: «نام آسمان را بخوانید.» چون نام خدا در نظر یهودیان بسیار مقدس است، کلمۀ «آسمان» را جایگزین نام خدا کردند.

سپس، وقتی به دوران عهدجدید می‌رسیم، یهودیانی که با این فرهنگ و این طرز فکر تربیت شده بودند هر اشاره به «ملکوت آسمان» در گوش آنها به معنای اشاره به «ملکوت خدا» بود. واقعیت این است که این دو عبارت به یک معنا است. آسمان محل سکونت خدا است. آسمان محل سلطنت خدا است. از این‌رو، ورود به ملکوت آسمان یعنی ورود به ملکوت خدا.

دوباره تکرار می‌کنیم که آسمان یک مکان است.

الان لازم است این موضوع را کمی بیشتر توضیح بدهیم. پولس رسول در رسالۀ افسسیان فصل ۱ آیۀ ۳ گفتۀ بسیار جالبی دارد. «متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که ما را مبارک ساخت به هر برکت روحانی، در جای‌های آسمانی، در مسیح.» در این آیه، به زمان فعل گذشته دقت بکنید: «ما را مبارک ساخت.»

حالا به افسسیان فصل ۲ نگاه بکنید. آیۀ ۴: خدا در رحمت خود ما را محبت نمود. آیۀ ۵: زمانی که در خطایا مرده بودیم، ما را با مسیح زنده گردانید. یعنی نجات و رستگاری ما با فیض است. من و شما با فیض نجات یافتیم. «زیرا که محض فیض نجات یافته‌اید.» به زمان فعل گذشته دقت بکنید: «و با او برخیزانید و در جای‌های آسمانی در مسیح عیسی نشانید.»

حالا به این نکته توجه بکنید. ما هنوز به آسمان، که یک مکان است، نرفتیم. با اینکه هنوز در آسمان نیستیم، در جای‌های آسمانی هستیم. این یعنی چه؟ الان توضیح می‌دهم. آسمان مکان سکونت خدا است. آسمان مکان سلطنت خدا است. آسمان مکان فرمانروایی خدا است. ما هنوز به این مکان که نامش آسمان است نرفتیم. اما، در حال حاضر، تابعان و مطیعان پادشاه آسمانیم. پس هنوز به آسمان نرفتیم. اما در جای‌های آسمانی هستیم. منظور نویسندۀ رسالۀ افسسیان این است که ما تابع فرمانروایی خدا هستیم. وقتی کتاب‌مقدس به موعظۀ عیسی مسیح اشاره می‌کند که می‌گوید ملکوت آسمان نزدیک است، منظورش این است که ملکوت خدا نزدیک است. زمانی که عیسی مسیح مردم را به ملکوت می‌خواند، در واقع آنها را به نجات و رستگاری می‌خواند. وقتی عیسی می‌فرماید باید نجات پیدا بکنید، منظورش رستگاری و نجات ابدی است. وقتی او می‌گوید باید وارث حیات ابدی بشوید، منظورش رستگاری و نجات ابدی است. وقتی عیسی مسیح می‌گوید داخل ملکوت خدا، ملکوت آسمان بشوید، منظورش رستگاری و نجات ابدی است. زمانی که نجات پیدا می‌کنید و وارث حیات ابدی می‌شوید و ایماندار مسیح می‌گردید، داخل ملکوت خدا می‌شوید و تابع فرمانروایی خدا می‌گردید. البته هنوز به آسمان نرفتید، اما در جای‌های آسمانی هستید. شما تابع سلطنت خدا هستید. بنابراین، در حال حاضر، در آسمان زندگی نمی‌کنیم، ولی در جای‌های آسمانی هستیم. برای همین، باید فکر و ذکر و هوش و حواسمان امور آسمانی باشد. ما صاحب حیات آسمانی هستیم. حیات تازۀ ما در مسیح حیات در جای‌های آسمانی است، یعنی زیر اقتدار و فرمانروایی خدا هستیم.

حالا وقتش است که ببینیم آسمان به چه می‌ماند. آسمان یک نظم و ترتیب تازه است. آسمان اجتماع پاکی و قدوسیت است. آسمان یک مشارکت تازه و هماهنگ و متناسب و سازگار با خدا و مسیح است. آسمان محل شادی، آرامش، قدوسیت، محبت، و رضایت است. ما همۀ اینها را همین الان در این دنیا تجربه می‌کنیم. همین الان، روح‌القدس، که ضامن و بیعانۀ حیات ابدی ما در آسمان است، میوۀ محبت، شادی، آرامش، ملایمت، نیکویی، ایمان، تواضع، و خویشتن‌داری را در ما بار می‌دهد. همۀ اینها مشخصات آسمان است. ما، همین الان، کم و زیاد، طعم این میوه‌ها را می‌چشیم. چرا؟ چون، با اینکه در حال حاضر در آسمان نیستیم، در جای‌های آسمانی می‌باشیم. یک نویسندۀ سرود روحانی چه زیبا گفته است: «گوارا پیش‌مزۀ جلال الهی.» ما طعم آسمان را که در آینده از آن ما است، همین حالا، مزه می‌کنیم. ما بیعانۀ روح‌القدس را داریم. حیات خدا درون ما است. خدا بر ما سلطنت می‌کند. ما طعم شادی، آرامش، محبت، نیکویی، و برکت‌های روحانی را می‌چشیم. انسانیت ما تازه شده است. ما داخل یک اجتماع تازه‌ایم، یک مشارکت تازه، یک خانوادۀ جدید. ما از قلمروی تاریکی به ملکوت نور آمدیم. ما دیگر زیر سلطۀ شیطان نیستیم، بلکه، در مسیح، زیر اقتدار و فرمانروایی خدا هستیم. زندگی ما یک قاعدۀ جدید دارد. «اگر کسی در مسیح باشد، خلقت تازه‌ای است. چیزهای کهنه درگذشت، اینک، همه‌چیز تازه شده است» (دوم قرنتیان ۵:‏۱۷).

بله، ما خلقت تازه‌ایم. ما عضو یک خانوادۀ جدیدیم. ما دیگر متعلق به خانوادۀ قبلی نیستیم. ما فرزندان خداییم و ساکن در یک مکان جدید. رسالۀ غلاطیان ۴:‏۲۶: «اورشلیم مادر جمیع ما می‌باشد.» اما این اورشلیم کجا است؟ این اورشلیم خدا محل سلطنت خدا است. ما یک وطن تازه داریم. به گفتۀ رسالۀ فیلیپیان ۳:‏۲۰، وطن ما این دنیا نیست، وطن ما آسمان است. طرز فکر ما تازه شده است. ما باید به امور آسمانی فکر بکنیم، نه به امور زمینی. ما یک انبار یا مخزن تازه داریم، گنج‌های ما باید آنجا انباشته بشود.

بنابراین، فهمیدیم که آسمان یک مکان است. اما در این دنیا نیز در سیطره و قلمرویی که خدا سلطنت و فرمانروایی می‌کند پیش‌مزه‌ای از آسمان را به ما عطا می‌کند تا در حال حاضر طعم جلال الهی را بچشیم.

الان به این نکته توجه بکنید. بهترین تجربۀ روحانی شما، در حال حاضر، در این دنیا، یک تجربه و اتفاق عادی معمولی در آسمان خواهد بود. اوج آنچه در این دنیا از نظر روحانی تجربه می‌کنید، بالاترین حس و حال شما از نظر معنوی، پرمایه‌ترین و پرمغزترین و عمیق‌ترین تجربۀ روحانی شما در این دنیا، عالی‌ترین برکت‌های روحانی در این دنیا، عادی‌ترین و معمولی‌ترین تجربه‌ها و اتفاق‌ها در آسمان خواهند بود. در حال حاضر، گوشه‌چشمی از زندگی آینده را می‌بینیم و گوشه‌چشمی از جلال و شکوه آینده را می‌چشیم.

بنابراین، متوجه شدیم که الان در جای‌های آسمانی زندگی می‌کنیم و باید فکرمان را با امور آسمانی مشغول بکنیم. ما جزیی از یک نظم و ترتیب تازه‌ایم، عضو یک اجتماع تازه، یک مشارکت جدید. زندگی ما یک قاعدۀ جدید دارد. ما صاحب یک خانوادۀ جدید هستیم. ما یک وطن تازه داریم. حس و حال و احساسات و عواطف و طرز فکر ما تازه شده است. ما روزهای عمرمان را در این دنیا سپری می‌کنیم تا روزی که به مکانی قدم بگذاریم که همۀ واقعیت‌های آسمانی از آنِ ما می‌شوند. در حال حاضر، در این دنیا، ما در یک سیطره زندگی می‌کنیم که تابع فرمانروایی خدا هستیم و در برکت حضور روح خدا زندگی می‌کنیم. اما روزی فرا خواهد رسید که وارد آن مکان می‌شویم و به معنای واقعی کلمه با پای جلال‌یافته به آن مکان واقعی قدم می‌گذاریم.

در این راستا، به دعای باشکوه عیسی مسیح در انجیل یوحنا فصل ۱۷ آیۀ ۲۴ توجه بکنید. این دعا را خیلی دوست دارم: «ای پدر، می‌خواهم آنانی که به من داده‌ای با من باشند، در جایی که من می‌باشم، تا جلال مرا ببینند.» بله، عیسی مسیح خطاب به پدر آسمانی دعا می‌کند که خاصّانش را به آسمان بیاورد، در جایی که او تا ابدالاباد آنجا ساکن است.

از این‌رو، در حال حاضر، در جای‌های آسمانی هستیم و یک روز در آسمان خواهیم بود. چه امید عظیم و باشکوهی! در انجیل یوحنا فصل ۱۴، عیسی مسیح عجب وعدۀ زیبایی به ما می‌دهد: «دل شما مضطرب نشود! به خدا ایمان آورید. به من نیز ایمان آورید. در خانۀ پدر من منزل بسیار است.» یادمان باشد که خداوند از عمارت و کاخ حرف نمی‌زند، بلکه اتاق و منزل. «در خانۀ پدر من منزل بسیار است، و الاّ به شما می‌گفتم. می‌روم تا برای شما مکانی حاضر کنم، و اگر بروم و از برای شما مکانی حاضر کنم، باز می‌آیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جایی که من می‌باشم شما نیز باشید.»

پس می‌بینید که خواست عیسی مسیح این است که ما تا ابد جایی باشیم که او هست و جلال او و جلال پدر او را ببینیم. همین حالا، عیسی مسیح در آسمان است و برای ما مکانی مهیا نموده است: «در خانۀ پدر من منزل بسیار است.» بله، عیسی مسیح برای ما مکانی آماده کرده و ما روزی واقعاً به آن مکان خواهیم رفت. آن مکان همان‌قدر واقعی است که این مکان که الان در آن نشستید واقعی است.

همین‌جا این را بگوییم که ما در شکل و شمایل جسمانی در آسمان حضور خواهیم داشت. در پیغام‌های آینده در این مورد صحبت می‌کنیم. ما در آسمان واقعاً چه شکلی خواهیم بود؟ از یک نظر، جسم خواهیم داشت. ولی، همزمان، بدنمان جلال‌یافته و جاودانه و آسمانی خواهد بود. شما می‌پرسید: «منبع این حرفت کجا است؟ منبع این گفته‌ام بدن رستاخیزیافتۀ مسیح می‌باشد. حتماً یادتان می‌آید که عیسی مسیح پس از رستاخیزش راه رفت، غذا خورد. با این حال، به بالا صعود کرد و به آسمان رفت.

دوباره مرور بکنیم که ما چشم به راه آن مکان، یعنی آسمان، هستیم. کتاب‌مقدس آن مکان را چنین می‌نامد: «شهری که معمار و سازندۀ آن خدا است.»

ناگفته نماند که در دوران باستان شهر و دیار برای مردم خیلی اهمیت داشت. قدیم‌ها، یک شهر یعنی یک مکان امن و امان. یک شهر یعنی پناهگاه. آن سوی دیوارهای شهر برادری و دوستی و سازش و هماهنگی حکمفرما بود. زندگی آن سوی دیوارهای شهر برابر بود با امنیت و ایمنی.

در دوران باستان، خیلی از مردم چادرنشین و بیابان‌گرد بودند، از این صحرا به آن صحرا کوچ می‌کردند، و همواره جانشان در معرض خطر دزدان و راهزنان بود که اموالشان را غارت می‌کردند و جانشان را می‌گرفتند. یک لحظه خودتان را جای آن مردم چادرنشین و بیابان‌گرد بگذارید که چه حس و حالی داشتند وقتی که پس از هفته‌ها و ماه‌ها به یک شهر می‌رسیدند و در پناه دیوارهای آن شهر مستحکم و محافظت‌شده نَفَس تازه می‌کردند و به امنیت می‌رسیدند. داخل شهر هماهنگی و مشارکت و شادی و همراهی و همدلی به چشم می‌آمد. پس باید در چارچوب تاریخی کتاب‌مقدس و از چشم‌انداز مردم باستان به معنا و مفهوم شهر نگاه بکنید.

در این دوره و زمانه، شهرها نماد انحطاط و زوال و جرم و جنایتند. امروز، شهرها نماد هر گونه پلیدی و شرارتند. از نظر من، مردم شهرنشین آرزو دارند به دل طبیعت و دشت و صحرا پناه ببرند و روستانشین بشوند. اما، در روزگار قدیم، مردم روستانشین آرزوی شهرنشینی داشتند. برای آنها یک شهر یعنی پناهگاه، جای امن، یعنی امنیت، ایمنی، محافظت. ما نیز باید همین دیدگاه را داشته باشیم. باید خودمان را رهگذر و مسافر و غریبه بدانیم که از این دنیا در حال گذر هستیم و مشتاق شهری می‌باشیم که معمار و سازندۀ آن خدا است. ما باید مشتاق و چشم‌انتظار آن مکان واقعی باشیم که می‌دانیم واقعاً به آنجا خواهیم رفت و به راستی با مسیح زندگی خواهیم کرد.

بله، همان‌طور که شاگردان عیسی مسیح پس از رستاخیزش همراه او بودند، همان‌قدر واقعی، در آسمان با عیسی مسیح خواهیم بود. همان‌طور که توما به انگشتان و پهلوی مسیح دست زد، ما نیز او را لمس خواهیم کرد. ما در یک مکان واقعی با عیسی مسیح خواهیم نشست و با او سرود خواهیم خواند. در حال حاضر، در شادی گام برداشتن با مسیح، که او را ندیدیم اما دوستش داریم، فقط آن مکان ابدی را پیش‌مزه می‌کنیم. اما دلمان از شادی پُر است که می‌دانیم روح‌القدس، که در ما زندگی می‌کند، بیعانه است که تضمین می‌کند روزی به آن مکان وارد خواهیم شد.

این هم ناگفته نماند که شما، ایمانداران، لحظه‌ای که از این دنیا چشم می‌بندید، به آن مکان وارد می‌شوید. بر خلاف الهیدان‌های دوران قرون وُسطا، مکانی به نام limbus patrum «لیمبوس پاتروم» وجود ندارد، وضعیت معلق وجود ندارد، جایی که در آن معلق بمانیم وجود ندارد. گودال یا چاه وجود ندارد که در آنجا منتظر بمانیم. مکانی به نام برزخ وجود ندارد. شما بی‌درنگ به حضور خداوند می‌روید. به قول پولس: «غایب از این بدن، حاضر نزد خداوند.» به گفتۀ رسالۀ فیلیپیان فصل ۱: «خواهش دارم که رحلت کنم و با مسیح باشم، زیرا این بسیار بهتر است.» آیا کلام این آیه آرزوی دلتان است؟

اکنون و در حال حاضر، باید چنان غرق زندگی در جای‌های آسمانی بشویم که دلمان برای همۀ برکت‌های روحانی در جای‌های آسمانی پر بزند. آیا به خاطر کاری که خدا در زندگی‌تان انجام داده شادی می‌کنید؟ آیا از این شاد هستید که خدا همۀ برکت‌های نیکو را به شما عطا کرده است؟ اگر از این برکت‌های روحانی شاد هستید، پس دلتان برکت‌های بیشتری می‌خواهد و اگر برای برکت‌های روحانی بیشتر دلتان پر می‌زند، آن‌گاه، دلتان برای آسمان پر خواهد زد.

وقتی با خودم فکر می‌کنم که عیسی مسیح واقعاً دعا کرد که همۀ کسانی که او را می‌شناسند ابدیت را با خودش سپری خواهند کرد تا جلال مسیح را ببینند، چقدر خدا را شکر می‌کنم که من هم جزو آنها هستم. دلم می‌خواهد دل پولس را داشته باشم. دلم می‌خواهد به معنی واقعی کلمه مشتاق پوشیدن بدن آسمانی باشم. برای آن شادی و نشاط ابدی مشتاقم از این دنیا رخت ببندم. امیدوارم، وقتی این مجموعه موعظه‌ها تمام می‌شود، شما نیز همین خواسته و آرزو و اشتیاق را داشته باشید. البته من در مطالعۀ موضوع آسمان دو هفته از شما جلوترم. امیدوارم این پیغام‌ها روی سبک زندگی‌تان در این دنیا خیلی زیاد تأثیر بگذارد.

با هم دعا بکنیم.

ای پدر آسمانی، برای این وعده، وعدۀ آسمان، چقدر شکرگزارت هستیم! ما نالایقیم، اصلاً لیاقتش را نداریم. اما تو به ما زندگی بخشیدی، تو به ما نَفَس دادی. تو مسیح را به ما دادی. تو به ما نجات دادی. تو به ما امید آسمان ابدی دادی. نَفَسمان در سینه حبس می‌شود وقتی به این فکر می‌کنیم که این زندگی پردرد را که ترک بکنیم، تا ابد در حضورت خواهیم بود. این واقعیت از قوۀ تفکر ما خارج است. برای چنین وعده‌ای نامت را متبارک می‌خوانیم.

ای پدر آسمانی، آسمان یک آرزو نیست که بگوییم ای کاش بتوانیم روزی به آنجا برویم. آسمان برای ما واقعی است، چون تو بیعانۀ روح‌القدس را به ما دادی. تو به ما تضمین دادی. تو کسی را در ما ساکن کردی که آن کار نیکو را در ما شروع کرده که روزی به کمال می‌رساند.

ای پدر آسمانی، دعا می‌کنم تک‌تک ما یاد بگیریم با ذهنیت آسمان زندگی بکنیم. ما را از قید و بند این زندگی آزاد بکن. ما را از قید و بند این دنیا آزاد بکن. به ما کمک بکن به راستی به آنچه در بالا است فکر بکنیم و همۀ فکر و ذکرمان جایی باشد که همۀ دلبستگی‌های ما در آنجا در انتظار ما است. در نام مسیح. آمین.

پایان

This sermon series includes the following messages:

Please contact the publisher to obtain copies of this resource.

Publisher Information
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969

Welcome!

Enter your email address and we will send you instructions on how to reset your password.

Back to Log In

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize
View Wishlist

Cart

Cart is empty.

Subject to Import Tax

Please be aware that these items are sent out from our office in the UK. Since the UK is now no longer a member of the EU, you may be charged an import tax on this item by the customs authorities in your country of residence, which is beyond our control.

Because we don’t want you to incur expenditure for which you are not prepared, could you please confirm whether you are willing to pay this charge, if necessary?

ECFA Accredited
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Back to Cart

Checkout as:

Not ? Log out

Log in to speed up the checkout process.

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize