در ادامۀ مطالعه و بررسی کلام خدا، در این پیغام، به رسالۀ اول پطرس فصل ۲ میپردازیم. از غنی بودن و تازگی و برازندگی مطالعه و بررسی فصل ۲ هرچه بگویم کم گفتم، به خصوص از آیۀ ۱۱ به بعد که میبینیم چطور خدا ما ایمانداران را خوانده تا شهروندان مطیع و بارضایت در جامعه باشیم. برای من خیلی جالب است که این مجموعه پیغامها دربارۀ شهروندان مطیع با این مناسبت همزمان شده که مسیحیان در یک نافرمانی مدنی شرکت بکنند، مناسبتی که در شهر خودمان، همین دیروز، در سازمان «عملیات نجات» برگزار شد [عملیات نجات نام سازمانی است که برای جلوگیری از سقط جنین فعالیت میکند.] به نظرم، برای ما خیلی واضح و روشن است که دربارۀ وظیفۀ ما، ایمانداران، در جامعه، کتابمقدس میگوید در بطن فرهنگ یک جامعه، که ترس خدا در آن وجود ندارد، به شکلی زندگی بکنیم که مردم عیسی مسیح را در ما ببینند.
در مسیری که پطرس مشخصات رفتار و کردار مسیحی را برای ما توضیح میدهد، او به جایی میرسد که در انتهای فصل ۲ دربارۀ مسیح صحبت میکند، چون مسیح سرمشقی است که باید از او پیروی بکنیم. در پیغام قبل، بررسی کردیم که عیسای رنجدیده سرمشق ما و معیار زندگی ما است. اکنون، در این پیغام، همراه با پطرس به این موضوع میپردازیم که عیسای خداوند نه فقط معیار ما است، بلکه جانشین ما و به گفتۀ آیۀ ۲۵ شبان ما نیز میباشد.
در دل جلسۀ پرستش و نیایش در کلیسا، آیین زیبای شام خداوند قرار دارد که همه با آن آشنا هستیم. در آیین شام خداوند، ما، به یادبود مسیح و در مشارکت با مسیح، نان و شراب را به دهان میگذاریم. اما در قلب آیین شام خداوند یک آموزۀ الهیاتی وجود دارد. این آموزه جانِ کلام انجیل میباشد. پس در قلب کلیسا آیین شام خداوند جای دارد و در قلب شام خداوند یک آموزۀ مهم. این آموزه در کلام خداوندمان به این عبارت خلاصه میشود که میفرماید: «این است بدن من که برای شما پاره میشود.» اصل و جوهر انجیل این است که عیسی مسیح برای ما کاری انجام داد، به طور مشخص، او برای ما جان داد. نکتۀ اصلی همین است. مرگ عیسی به خاطر ما بود. این دقیقاً حرف پطرس در این رساله است. آیۀ ۲۱ میفرماید: «مسیح نیز برای ما عذاب کشید.» مسیح برای من و شما عذاب کشید. جانِ کلام همین حقیقت است.
اکنون، رنج و عذاب مسیح را از سه زاویه بررسی میکنیم. اولین مورد این است که پطرس رنج و عذاب مسیح را یک معیار قرار میدهد تا بدانیم به وقت رنج و سختی و زمانی که با ما نامنصفانه رفتار میشود چه طرز برخوردی داشته باشیم. آیۀ ۲۱: «مسیح نیز برای ما عذاب کشید و شما را نمونهای گذاشت» یا معیار و سرمشقی بهجای گذاشت «تا در اثر قدمهای وی رفتار نمایید که هیچ گناه نکرد و مکر در زبانش یافت نشد. چون او را دشنام میدادند، دشنام پس نمیداد و چون عذاب میکشید تهدید نمینمود، بلکه خویشتن را به داور عادل تسلیم کرد.» عیسی مسیح روی صلیب به خاطر ما عذاب کشید تا برای ما نمونه و سرمشقی بهجای بگذارد تا بدانیم، وقتی با ما نامنصفانه رفتار میشود، چگونه صبر پیشه بکنیم و آن رنج و عذاب را صبورانه تحمل بکنیم.
ما میدانیم که در کل کرۀ زمین با هیچکسی به اندازۀ مسیح ناعادلانه و نامنصفانه رفتار نشد، چون او تنها انسان کامل و بیعیب است. به همین دلیل، او اصلاً و به هیچ عنوان سزاوار آنهمه بدرفتاری نبود. اما همۀ نیروهای جهنمی و همۀ بشریت با همۀ قوا او را نشانه گرفتند. بنابراین، عیسی مسیح به شکلی عذاب کشید که هیچیک از ما هرگز آن را تجربه نکردیم و نمیکنیم و نخواهیم کرد. از اینرو، او که اینهمه عذاب را صبورانه تحمل کرد یک نمونۀ کامل برای ما است، هرچند که همۀ آن رنج و عذاب نامنصفانه بود و او سزاوار آنها نبود. اما مسیح نمونۀ کامل کسی را برای ما بهجای گذاشت که در صبر و شکیبایی همتا ندارد. پس او معیار و الگوی ما است. عیسی مسیح عذاب کشید تا برای ما نمونه باشد. ما، ایمانداران، در جامعهای که ترس خدا در آن جای ندارد ناعادلانه عذاب میکشیم. پس باید در این مسیر در پی قدمهای عیسی مسیح گام برداریم. اما عیسی مسیح به یک طریق عظیمتر نیز برای ما عذاب کشید. او فقط عذاب نکشید تا برای ما یک معیار باشد، بلکه جانشین ما شد و به جای ما عذاب کشید.
در این پیغام، به این موضوع میپردازیم: او به جای ما عذاب کشید. به آیۀ ۲۴ توجه بکنید. این یک آیۀ بسیار مهم است که در همۀ کتابمقدسها باید زیر آن را خط بکشیم. «که خودْ گناهان ما را در بدن خویش بر دار متحمل شد تا از گناه مرده شده، به عدالت زیست نماییم که به ضربهای او شفا یافتهاید.» این آیۀ بینظیر مسیح را جانشین ما معرفی میکند. این آیه اعلام میکند مسیح به جای ما مجازات شد. ناگفته نماند که پطرس، در این بخش پایانی فصل ۲، کتاب اشعیا فصل ۵۳ را در ذهن دارد. او به اشعیا فصل ۵۳ آیات ۴ و ۵ و ۱۱ اشاره میکند، چون اشعیا در این آیات مرگ مسیح را توصیف میکند که جانشین ایماندارانش میشود و متحمل گناه آنها میشود و برای ایشان جان میدهد. اینجا، در قلب انجیل، آموزۀ عظیم جانشینی قرار دارد. این آموزه، که مسیح به جای ما طعم مرگ را چشید، پایه و اساس ایمان ما است. این را به یقین میگویم که این آموزه و این حقیقت مهم در مرکز قرار دارد و سایر سازههای تشکیلدهندۀ نجات ما پیرامون این آموزه جای دارند.
یکی از نویسندگان مورد علاقۀ من، به نام آقای لیان موریس، چنین گفته است: «در نجات و رستگاری، بحث جانشین مطرح است، به این معنا که مسیح بهایی را پرداخت که ما توان پرداختش را نداریم. مسیح به جای ما بهای گناه را پرداخت تا ما از پرداخت آن بها آزاد بشویم. در آموزۀ عادلشمردگی، بحث نجات ما در دایرۀ قضایی مطرح است. به فرمودۀ عهدجدید، مسیح قرض و بدهی ما را که از نظر قضایی و حقوقی بر دوش ما بود به جای ما پرداخت نمود. در آموزۀ مصالحه، علت و دلیل خصومت و دشمنی انسان و خدا برطرف میشود. گناه علت و سبب این دشمنی است. مسیح این علت و سبب را برای ما برطرف میکند. ما نمیتوانیم برای آمرزش گناهانمان کاری بکنیم. اما مسیح میتواند کاری بکند و این کار را هم انجام داد و آن را به شکلی انجام داد که کار او به حساب ما گذاشته شد. در آموزۀ فرو نشستن غضب خدا، خشم الهی از ما برداشته میشود، چون مسیح به جای ما خشم خدا را متحمل میشود. این گناهان ما است که خشم خدا را میافروزد، این مسیح است که خشم خدا را متحمل میشود. اگر برای گناهان ما باید بهایی پرداخت بشود، مسیح آن بها را پرداخت. اگر پیروزی بر گناه باید حاصل بشود، مسیح آن پیروزی را حاصل نمود. اگر جریمۀ گناهان باید پرداخت بشود، مسیح آن جریمه را پرداخت. اگر مجازاتی را باید تحمل بکنیم، مسیح آن مجازات را تحمل کرد.» منظور آقای لیان موریس این است که وقتی حرف نجات و عادلشمردگی و مصالحه مطرح است یا وقتی از بخشش گناه و خطا و فرو نشستن غضب خدا حرف میزنیم، از همۀ اینها به یک نتیجه و به یک حقیقت میرسیم که حقیقت عظیم جانشین شدن میباشد، یعنی این حقیقت که مسیح روی صلیب به جای ما مجازات شد.
پولس رسول نیز مسیح را جانشین ما میبیند. در رسالۀ دوم قرنتیان او هم مثل پطرس میگوید: «زیرا او را که گناه نشناخت در راه ما گناه ساخت تا ما در وی عدالت خدا شویم.» در اینجا، پولس کلام پطرس را بازگو میکند. پطرس از جانشین شدن مسیح میگوید و پولس میگوید آموزۀ جانشین شدن مسیح قلب انجیل است. پولس در رسالۀ غلاطیان ۳:۱۳ میگوید: «مسیح در راه ما لعنت شد.» به عبارت «در راه ما» دقت بکنید. اگر مسیح جانشین من نمیشد، من هنوز یک گناهکار محکوم میبودم. اگر خطایا و گناهانم به مسیح منتقل نمیشد و بر دوش مسیح گذاشته نمیشد، همۀ خطایا و گناهانم هنوز با من بودند. اگر مسیح گناهانم را نمیآمرزید، آنوقت، من، خودم، برای گناهانم باید کاری میکردم. اگر مسیح کیفر گناهانم را متحمل نمیشد، من باید کیفر گناهانم را متحمل میشدم. راه دیگری وجود ندارد. یا مسیح باید کاری انجام بدهد یا خودمان.
این را هم بگویم که یک عده اعتقاد دارند تعلیم آموزۀ جانشینی خلاف اخلاق است. عدهای از الهیدانها معتقدند از اخلاق به دور است که تعلیم بدهیم خدا در جسم انسان گناه را به خودش گرفت و گناهان من و شما را متحمل شد. ولی واقعیت این است که این تعلیم اصلاً غیراخلاقی نیست، چون شما که خدا را وادار به کاری نمیکنید که خودش دلش نخواهد. قدوسیت خدا لکهدار نمیشود، اصلاً و ابداً. واقعیت این است که در روند نجات اینگونه نیست که خدا جریمۀ گناه را از دوش یک گناهکار بردارد و بر دوش یک آدم معصوم و بیگناه بگذارد. خیر، خدا خودش گناه را بر دوش میگیرد، چون عیسی خدا در جسم انسان است. نکته اینجا است: هیچکس مرگ به جای گناهکاران را به خدا تحمیل نمیکند. خدا خودش گناه ایماندارانش را به دوش میگیرد. این خلاف اخلاق نیست. این توهین به خدای قدوس نیست که بگوییم او گناه را به دوش میگیرد. خدا به خواست و ارادۀ خودش این کار را انجام میدهد. خدا اراده نمود گناه را مجازات بکند و تصمیم گرفت خودش آن قربانی باشد که مجازات گناه را تحمل میکند.
حرف آخر این است: یا مسیح گناهان ما را متحمل میشود یا خودمان آنها را به دوش میگیریم. یا مسیح جریمۀ گناهان ما را میپردازد یا خودمان باید تا ابد کیفر گناهانمان را در جهنم بپردازیم. اما اول پطرس فصل ۲ آیۀ ۲۴ چه میگوید؟ «که خودْ گناهان ما را متحمل شد.» او خودش گناهان ما را متحمل شد. در اینجا بر ضمیر او تأکید میشود و تأکید بر این است که خدا در جسم انسان گناهان ما را متحمل شد، اما نه به خاطر اینکه یک نفر این را به خدای تثلیث تحمیل کرد، بلکه خدا خودش این تصمیم را گرفت. خدا خودش گناهان ما را به دوش گرفت، خودش به تنهایی. تأکید بر ضمیر سوم شخص مفرد بر این دلالت دارد که خدا به تنهایی و البته داوطلبانه این کار را انجام داد. داوطلبانه و به تنهایی، خدا گناهان ما را به دوش گرفت. او به دنیا آمد تا مردمش را از گناهانشان نجات بدهد. این کلام یحیی است که در انجیل یوحنا ۱:۲۹ در توصیف برّۀ خدا این را میگوید. پطرس نیز تصدیق میکند که عیسی با رغبت و با تمایل گناهان را متحمل شد. او بدون هیچ فشار و تحمیل از طرف شخص دیگری گناهان را به دوش گرفت. موضوع اصلی این است.
عدهای تصور میکنند عیسی شهید شد. شما این را میشنوید که مردم میگویند عیسی یک الگو و نمونۀ عالی از کسی است که جانش را فدای یک آرمان نمود و جانفشانی کرد. این طرز فکر از عیسی مسیح یک سوپراستار و یک قهرمان میسازد، به این معنی که عیسی برای یک هدف عالی زندگی کرد و در راه آن هدف شهید شد تا برای ما نمونهای بهجای بگذارد که ببینیم چگونه یک نفر میتواند چنان شیفتۀ هدفش باشد که حتی حاضر بشود در راه آن آرمان شهید بشود و جانش را از دست بدهد. بسیار خوب، یک شهید میتواند از نظر رنج و عذابی که متحمل میشود سرمشق باشد، اما یک شهید نمیتواند برای گناهان ما جانشین باشد. یک شهید نمیتواند با فداکاری خودش گناهان ما را بیامرزد. حالا پطرس این حقیقت عظیم آموزۀ جانشینی را بازگو میکند: «زیرا که مسیح نیز برای گناهان یکبار زحمت کشید، یعنی عادلی برای ظالمان.» او که آن یگانه عادل است جانشین ما، ناعادلان و ناراستان، شد. عیسی مسیح جای ما را گرفت. فعل «متحمل شد» به معنی حمل کردن یک بار بزرگ و سنگین میباشد. گناهان ما دقیقاً همین است: یک بار بزرگ و سنگین که عیسی به خاطر ما متحمل شد. در واقع، اگر میخواهید بدانید سنگینی بار گناه چقدر است، رسالۀ رومیان فصل ۸ را بخوانید: «تمام خلقت زیر بار گناه آه میکشد و ناله میکند.» عیسی مسیح بار سنگین گناهان ما را متحمل شد.
اکنون، به جملۀ «او گناهان ما را متحمل شد» میپردازیم تا بفهمیم این جمله به طور مشخص به چه معنا است. برای پیدا کردن معنی این جمله، من کمی عهدعتیق را مطالعه کردم، چون این مفهوم از عهدعتیق میآید و من دلم میخواهد این موضوع را به خوبی درک بکنید. «عیسی گناهان ما را متحمل شد.» این یک جملۀ رایج در عهدجدید نیست. این جمله فقط در رسالۀ پطرس و رسالۀ عبرانیان ۹:۲۸ به کار رفته، ولی در عهدعتیق چندین بار تکرار شده است. وقتی کاربرد این جمله را در عهدعتیق درک بکنید، متوجه میشوید چرا پطرس این جمله را به کار میبرد. به هر حال، پطرس، قبل از آنکه یکی از مقدسان عهدجدید باشد، از مقدسان عهدعتیق است و معنای این جمله را به خوبی درک میکند. وقتی عهدعتیق را میخوانید، به روشنی متوجه میشوید متحمل شدن گناه به چه معنا است. الان معنای آن را برای شما توضیح میدهم. وقتی خدا قوم اسراییل را از مصر رهایی میدهد و آنها را به منطقۀ قادش برنیع میآورد، ده نفر مدت چهل روز برای جاسوسی به سرزمین موعود میروند تا از آنجا خبر بیاورند. بعد که از آنجا بازمیگردند، به قوم میگویند: «به این سرزمین نزدیک نشوید. ساکنان آنجا غولپیکرند. ما زورمان به آنها نمیرسد. آنها ما را نابود میکنند.» ولی خدا به آنها میفرماید: «حالا که اینطور شد، به خاطر بیایمانی و توکل نداشتن به من، شما را مجازات میکنم. مجازات شما این است که چهل سال در این بیابان سرگردان بمانید.» خدا، به جای اینکه قوم اسراییل را مستقیم به سرزمین موعود ببرد، آنها را مجازات میکند تا چهل سال در بیابان آواره بشوند. در کتاب اعداد ۱۴:۳۳ خدا به قوم اسراییل میفرماید: «و پسران شما در این صحرا چهل سال آواره بوده، بار زناکاری شما را متحمل خواهند شد تا لاشههای شما در صحرا تلف شود، بر حسب شمارۀ روزهایی که زمین را جاسوسی میکردید، یعنی چهل روز. یک سال به عوض هر روز، بار گناهان خود را چهل سال متحمل خواهید شد.» بار گناهان را متحمل شدن یعنی چه؟ یعنی مجازات شدن. برای هر یک روز که زمین را جستجو کردید، یک سال در بیابان بار گناهان خود را متحمل خواهید شد. به عبارتی، برای گناهانتان مجازات میشوید. بار گناهان را متحمل شدن یعنی مجازات شدن. کتاب حزقیال ۱۸:۲۰ یک نمونۀ دیگر از این حقیقت است: «هر که گناه بکند او خواهد مرد. پسر متحمل گناه پدرش نخواهد بود و پدر متحمل گناه پسرش نخواهد بود.» این جمله یعنی چه؟ یعنی نه پسر به خاطر گناهان پدرش مجازات خواهد شد و نه پدر به خاطر گناهان پسرش. هر که گناه کند خواهد مرد. اما گناه پدر به حساب پسر نوشته نمیشود. ای پدران، شما به خاطر گناهان پسرانتان نمیمیرید.
پس متحمل شدن گناه به معنی تحمل جریمۀ گناه است. این یک نکتۀ مهم در کتابمقدس میباشد که با فهمیدن آن میتوانیم کاری را که عیسی مسیح روی صلیب انجام داد به روشنی درک بکنیم. او مجازات را به دوش گرفت. غضب خدا بر گناه به جای اینکه بر ما نازل بشود بر عیسی مسیح نازل شد. کتاب اعداد ۱۸:۱ میفرماید: «و خداوند به هارون گفت: تو و پسرانت و خاندان ابایت با تو گناه قدس را متحمل شوید و تو و پسرانت با تو گناه کهانت خود را متحمل شوید.» خدا میفرماید: «اگر به قدس بیحرمتی بکنید و اگر در انجام خدمت کهانت خطا بکنید، متحمل گناه خواهید شد.» این یعنی چه؟ یعنی مجازات خواهید شد. اعداد فصل ۱۸ آیۀ ۲۳: «اما لاویان خدمت خیمۀ اجتماع را بکنند و متحمل گناه ایشان بشوند.» به عبارتی، اگر لاویان در دوران خدمتشان از شریعت خدا سرپیچی بکنند، متحمل مجازات خواهند شد، یعنی مجازات خواهند شد. این را بارها در کتاب حزقیال نیز میخوانیم. در فصل ۴ آیۀ ۴ خدا به حزقیال میفرماید: «پس تو بر پهلوی چپ خود بخواب و گناه خاندان اسراییل را بر آن بگذار. موافق شمارۀ روزهایی که بر آن بخوابی، گناه ایشان را متحمل خواهی شد.» حزقیال به شکل نمادین مجازات میشود تا خدا از این طریق به قوم اسراییل نشان بدهد مجازات شدن برای گناهان چگونه میباشد. در کتاب حزقیال فصل ۴۴ و آیات دیگر عهدعتیق نیز در این باره میخوانید.
حالا به رسالۀ اول پطرس بازگردیم. پطرس میگوید: «خودْ گناهان ما را در بدن خویش متحمل شد.» این یعنی چه؟ آیا معنیاش این است که مسیح به یک گناهکار تبدیل شد؟ پولس میگوید: «مسیح برای ما گناه گشت.» اما اینکه مسیح برای ما گناه گشت با اینکه او به یک گناهکار تبدیل شد فرق دارد. وقتی پطرس میگوید: «مسیح گناهان ما را متحمل شد،» منظورش این است که مسیح مجازات گناه را متحمل شد. او جریمه را تحمل کرد و البته که جریمۀ گناه فقط مرگ جسمانی نبود، بلکه مرگ روحانی نیز. «خدای من، خدای من، چرا مرا ترک کردی؟» این بانگ مسیح به خاطر مرگ روحانی است. مرگ روحانی یعنی جدایی از خدا. مسیح این جریمۀ گناه را برای ما متحمل شد. بله، گناهان ما به حساب مسیح گذاشته شدند. بله، او گناهان ما را در بدن خودش متحمل شد. ولی حرف پطرس فقط این نیست. حرف پطرس این است که مسیح مجازات گناهان ما را متحمل شد تا خدای قدوس را راضی و خشنود بسازد. او گناهان ما را بر دوش گرفت. عجب حقیقت پرشوری!
آقای اِسپرجن، که حتماً واعظ مورد علاقۀ همه است، به آموزۀ جانشینی علاقه داشت. او واقعاً این آموزه را دوست داشت. اگر موعظههای اِسپرجن را کاملاً مطالعه بکنید، متوجه میشوید او بارها و بارها به این آموزه اشاره میکند. او میدانست آموزۀ برگزیدگی کانون مسیحیت است. من مطالبی را از نوشتههای مختلف او جمعآوری کردم که الان برای شما میخوانم. آقای اِسپرجن میگوید: «در یک کلام، این را بگویم که آن واقعیت عظیم که امید هر مسیحی باید بر آن استوار باشد آموزۀ جانشینی است. مسیح با قربانی خودش بلاگردان گناهکاران شد. مسیح برای ما گناه شد تا ما در او عدالت خدا بشویم. مسیح، به راستی و بجا، با قربانی خودش جانشین همۀ کسانی شد که خدای پدر به او عطا نمود. آنهایی که به عیسی مسیح توکل میکنند کسانی هستند که خدای پدر به مسیح عطا میکند. این واقعیت بنیادین انجیل است.» حرف اِسپرجن این است که آموزۀ کفاره در مرکز مسیحیت قرار دارد، آموزۀ جانشینی در مرکز مسیحیت قرار دارد. اِسپرجن ادامه میدهد: «هیچ آموزهای به اندازۀ آموزۀ جانشینی روح و جانم را از وجد و شادی پُر نمیکند. آموزۀ جانشینی مغز استخوان کتابمقدس است. آموزۀ جانشینی روح و جان آموزۀ نجات است. آموزۀ جانشینی اصل و جوهر انجیل است. ما باید همۀ موعظههای خودمان را از این آموزه لبریز بکنیم، چون این آموزه برای خدمت انجیل عامل حیاتی میباشد.» اِسپرجن میگوید: «من نمیتوانم حتی یک قدم از این اصول دیرینۀ ایمان، از این انجیل که آموزۀ جانشینی را اعلام میکند، فاصله بگیرم. تنها کاری که میتوانم انجام دهم این است که آموزۀ جانشینی را موعظه بکنم.» اِسپرجن در ادامه میگوید: «اگر آموزۀ قربانی مسیح را که جانشین ما شد کنار بگذارید، انگار دل و رودۀ انجیل را درمیآورید و قلب انجیل را از آن جدا میکنید.»
از آقای اِسپرجن نقلقولهای بیشتری در دست کردم، اما فقط یک قلم دیگر را برای شما میخوانم. او میگوید: «دعا میکنم، خدایا، تکتک سنگهای این عمارت فرو بریزد و تمام مصالح ساختمانی این عمارت تکهتکه و با خاک یکسان بشود اگر قرار است مردی پشت منبر این کلیسا بایستد که در موعظهاش آموزۀ جانشینی و قربانی عیسی مسیح را که جانشین ما شد نادیده بگیرد و به آن بیتوجهی بکند و یا حتی اگر بخواهد این آموزه را در پسزمینه نگه بدارد، چون که پایههای ایمان و اعتقاد ما بر این آموزه استوار میباشد.»
بله، ما میدانیم عیسی مسیح جانشین ما است. او نه فقط برای ما گناه شد، بلکه مجازات گناه را به خاطر ما متحمل شد. اما چگونه؟ آیۀ ۲۴ میفرماید: «در بدن خویش بر صلیب.» مسیح باید مصلوب میشد و روی صلیب جان میداد. او باید به دار بالا کشیده میشد. او باید به صلیب کشیده میشد. طرح و برنامۀ خدا این بود. مسیح باید به دار آویخته میشد تا به گفتۀ پولس لعنت را به خودش بگیرد، لعنت گناه را، چون میدانیم هر که به دار آویخته میشود ملعون میباشد. مسیح باید روی دار مصلوب میشد. عیسی مسیح، زمانی که بر صلیب بود، در بدن خود، مجازات سهمگین خدا را به جان خرید. ناگفته نماند که واژۀ «صلیب» به مفهوم واقعی کلمه به معنی «دار» میباشد. کلام خدا میفرماید: «که خودْ گناهان ما را در بدن خویش بر دار متحمل شد.» اما چرا؟ آیۀ ۲۴ پاسخ میدهد: «تا از گناه مرده شده، به عدالت زیست نماییم.» چه واقعیت بینظیری! مسیح گناهان ما را در بدن خویش بر دار متحمل شد تا ما به گناه بمیریم و به عدالت زیست نماییم. آیا متوجه هستید؟ این آیه نمیگوید مسیح مصلوب شد تا ما بهشت برویم. این آیه نمیگوید مسیح مصلوب شد تا ما آرامش داشته باشیم، تا ما عشق را تجربه بکنیم. هدف و دلیل اصلی او اینها نیست. لطفاً توجه بکنید: دلیل کار مسیح بر صلیب این است که ما به گناه بمیریم و به عدالت زیست بکنیم. مسیح مصلوب شد تا ما را از گناهکاران به مقدسان تبدیل بکند، تا ما را تغییر بدهد، تا به ما تولد تازه ببخشد. «او مجازات را به دوش گرفت تا به گناه بمیریم و به عدالت زیست بکنیم.»
پس هدف از مرگ مسیح به جای ما فقط این نیست که گناهان ما را بیامرزد و تقصیر و گناه را از ما بردارد یا جایگاه و موقعیت ما را از نظر روحانی تغییر بدهد. لطفاً توجه بکنید. مسیح فقط از منظر قضایی و حقوقی جانشین ما نشد. اینگونه نیست که فقط اعلام بشود ما تحول یافتیم و دگرگون شدیم، بلکه این جانشینی واقعی است. مسیح به جای ما واقعاً مجازات شد که ما را تبدیل بکند تا به گناه بمیریم. در ضمن، واژۀ «مردن» در آیۀ یادشده یک کلمۀ خاص در عهدجدید است که به معنای معمول و رایج مرگ نمیباشد. این واژه در این معنا فقط در همین آیه به کار رفته است و به این معنا میباشد: «دور شدن، غایب شدن، ترک کردن، وجود نداشتن.» در واقع، این فعل «مرده شده» در زبان یونانی قدیم به معنی جدا شدن با همۀ وجود و ترک کردن با همۀ وجود میباشد. پطرس میگوید هدف از اینکه مسیح جانشین ما شد این است که ما از گناه دور بشویم، گناه را ترک بکنیم، برای عدالت زندگی بکنیم، و یک زندگی تازه را شروع بکنیم. پطرس در اینجا با پولس در رسالۀ رومیان فصل ۶ همصدا میباشد: «انسانیت کهنۀ ما با مسیح مصلوب شد، ما به گناه مردیم تا ما نیز در تازگی حیات رفتار نماییم.» این تغییر یک تغییر واقعی است. این حقایق نامبرده در رسالۀ رومیان فصل ۶ قلب زندگی مسیحی است. اگر این فصل را مطالعه نکردید، بشتابید و آن را بخوانید! در ضمن، دربارۀ رومیان فصل ۶ و ۷ یک کتاب کوچک هم نوشتم. هر ایماندار باید در حقایق این آیات استاد بشود.
ما با مسیح مصلوب شدیم و به گناه مردیم. اما چگونه؟ اینگونه که ما جریمه را پرداختیم. پولس در رومیان فصل ۶ میگوید ما به وسیلۀ مرگ مسیح جریمۀ گناهانمان را پرداختیم و در این پرداخت جریمه ما به گناه مردیم. ما در مسیح جریمه را پرداختیم و از اینرو گناه دیگر بر ما ادعا ندارد و مدعی نیست. اما پطرس از کلام پولس در رومیان ۶ فراتر میرود و میگوید: «علاوه بر این، ما نجات یافتیم تا گناه را ترک بکنیم.» پولس میگوید ما به گناه میمیریم تا در تازگی حیات زندگی بکنیم. اما پطرس اصطلاحی را به کار میبرد که به معنای «ترک کردن یا جدا شدن» میباشد.
پس، عزیزان، مسیح برای شما جان سپرد تا شما گناه را ترک بکنید و برای عدالت زندگی بکنید. مسیح برای شما جان سپرد تا زندگیتان را دگرگون بکند، تا به شما تولد تازه ببخشد، تا شما را خلقت تازه بگرداند، تا شما را به یک انسان تازه تبدیل بکند، تا شما را از یک گناهکار به یک شخص پاک و مقدس تبدیل بکند.
سپس پطرس به اشعیا ۵۳:۵ اشاره میکند و میگوید: «به ضربهای او شفا یافتهاید.» واژۀ «جراحتها» که در اینجا «ضربها» ترجمه شده است در زبان یونانی molops «مولوپْس» میباشد. آیا معنی آن را میدانید؟ یعنی زخمهای ناشی از تازیانه. این کلمه دقیقاً به این معنا است: «کوفتگی، کبودی، زخم، قُلوهکن شدن پوست بدن در اثر تازیانه خوردن.» به زخمهای او، به دردهای او، به اینکه او مجازات گناهان ما را متحمل شد، ما شفا یافتیم. اینجا کاملاً روا است که بگوییم حتی شلاق زدن عیسی و تازیانه زدن او که پوست بدن و کمرش را پاره کرد بخشی از مجازات خدا بود که مسیح برای گناهان ما به جان خرید. همان زخمها وسیلۀ شفای روحانی ما شدند. پطرس در اینجا از شفای جسمانی حرفی نمیزند. در اصل، منظور پطرس شفای روحانی است. حرف پطرس دربارۀ دگرگونی است، از مرگ به زندگی آمدن، از گناه به عدالت آمدن. عیسی مسیح جانشین ما شد تا این مهم را واقعیت ببخشد. حالا من همیشه میشنوم که مردم میگویند: «اینکه به زخمهای او شفا یافتیم معنیاش این است که در کفارۀ مسیح قدرت شفا وجود دارد.» بله، درست است. من هم باور دارم که در کفارۀ مسیح شفا است، اما نه در حال حاضر. شفای جسمانی زمانی حاصل میشود که ما جلال پیدا میکنیم. آیا این موضوع را درک میکنید؟ در کفارۀ مسیح شفا است. من این را منکر نمیشوم. با زخمهای مسیح ما از نظر روحانی شفا یافتیم و با زخمهای او در آینده از نظر جسمانی شفا خواهیم گرفت، چون روزی فرا خواهد رسید که از درد و رنج جسمانی و از مشکلات جسمانی خبری نخواهد بود. حتماً یادتان میآید در انجیل متی ۸:۱۶ عیسی مسیح دیوها را اخراج میکند و بیماران را شفا میدهد تا سخنی که به زبان اشعیای نبی گفته شده بود تحقق بیابد که «او ضعفهای ما را گرفت و مرضهای ما را برداشت.» حالا مردم میگویند: «ببین، ببین، کلام خدا میگوید او ضعفهای ما را گرفت و مرضهای ما را برداشت و مردم را شفا داد.» بله، درست است. عیسی مسیح به آن مردم یک نمونه نشان داد تا بدانیم در آینده، در جلال، همۀ بیماریهای ما شفا خواهند یافت. اما منظور پطرس در این آیات نامبرده شفای بیماریهای جسمانی نیست. بله، در کفارۀ مسیح به ما شفای جسمانی وعده داده میشود. اما این وعده در این زندگی زمینی به انجام نمیرسد. عزیزان، اگر الان و در حال حاضر در کفارۀ مسیح شفای جسمانی حاصل میشد، هیچ ایمانداری نه بیمار میشد و نه از دنیا میرفت. این موضوع خیلی روشن است. البته که مسیح در کفارهاش شفای جسمانی را وعده میدهد، ولی در آینده.
پس میبینیم که خداوندمان رنج دید و عذاب کشید. او عذاب کشید تا برای ما سرمشق و معیاری باشد که نشان بدهد وقتی در حقمان ناعدالتی و بیانصافی روا میشود بدانیم او نیز ناعادلانه و ناجوانمردانه جفا دید. چنین بود که عیسی مسیح جانشین ما شد و به جای ما عذاب کشید. این خیلی مهم است که بدانیم او جای ما را گرفت. واقعاً در توصیف نمیگنجد که پسر محبوب خدا، که پاک و مقدس است و ذرهای گناه در او جایی ندارد، او که بدون گناه است، نه فقط گناهان ما را به خودش میگیرد، بلکه مجازات گناهان ما را و آن هم داوطلبانه چنین میکند!
سرانجام، به اینجا میرسیم که پطرس میگوید عیسی مسیح نه فقط برای ما معیار و سرمشق است و نه فقط جانشین ما است، بلکه او شبان ما نیز میباشد. خداوند باید شبان شما باشد، چون شما مدام مانند گوسفندان بیراهه میروید. اگر خداوند قربانی مهیا نکرده بود، هرگز نمیتوانست شما را به آغل خودش بیاورد. اگر خداوند جانشین شما نشده بود، هرگز نمیتوانست شما را نجات بدهد. پطرس در آیۀ ۲۵ باز هم به اشعیا ۵۳:۶ فکر میکند. او حتماً قبل از اینکه روحالقدس این آیات را به او الهام ببخشد اشعیا ۵۳ را خوانده بود. اشعیا ۵۳:۶ میگوید: «جمیع ما مثل گوسفندان گمراه شده بودیم و هر یکی از ما به راه خود برگشته بود و خداوند گناه جمیع ما را بر وی نهاد.» این یعنی چه؟ یعنی عیسی مسیح مجازات گناهان ما را به دوش گرفت. به این دلیل، شما به سوی شبان و اُسقف جانهای خودتان بازگشتید. مسیح باید گناهان شما را متحمل میشد تا بتواند شبان شما باشد. من و شما مانند گوسفندان گمراه شده بودیم. پطرس همراه با اشعیا میگوید: «شما مانند گوسفندان گمراه شده بودید، اما یک شبان شما را بازگرداند، چون آن شبان جانش را فدای شما کرد.» وقتی پطرس میگوید: «شما مثل گوسفندان گمراه شده بودید،» او به وضعیت قدیم ما که نجات نداشتیم و در گناه بودیم اشاره میکند. اما حالا، چون خدا در مسیح نجات را تدارک دید، شما بازگشتید. فعل «بازگشتید» به توبه کردن و ایمان آوردن اشاره میکند. پسر گمشده سوی پدرش بازمیگردد.
الان به این نکته توجه بکنید که شما سوی یک نظام یا یک الهیات یا یک مذهب بازنگشتید، شما سوی یک شخص بازگشتید. خیلی این را دوست دارم که پطرس میگوید شما به سوی شبان و اُسقف جانهای خودتان بازگشتید، شما به سوی شبان و ناظر زندگی و کل وجودتان بازگشتید. اما او کیست؟ این شبان نیکو کیست؟ او خداوند عیسی مسیح است. شما میگویید: «این حرف انجیل یوحنا است.» بله، و البته حرف رسالۀ پطرس هم میباشد. در فصل ۵ و آیۀ ۴، پطرس مسیح را «ارشد شبانان» مینامد. چقدر زیبا است که پطرس مسیح را ارشد شبانان مینامد! این موضوع بسیار مهم است. آیا یادتان میآید عهدعتیق چه کسی را شبان واقعی مینامد؟ در عهدعتیق گفته میشود: «خداوند شبان من است.» بنابراین، پطرس اعلام میکند عیسی خداوند است، عیسی خدا است. این کلام پطرس تأیید الوهیت مسیح میباشد.
«شبان» لقب مسیح است و «اُسقف یا ناظر» کار شبان را نشان میدهد. کار شبان چیست؟ «نگهبانی و نظارت و مراقبت.» جالب است که واژۀ «شبان» در زبان یونانی poimen «پیمِن» میباشد که به معنای «گلّهبان» است و واژۀ «اُسقف» در زبان یونانی episkopos «اپیسکوپوس» میباشد که به معنای «ناظر» است. هر دو عنوان به وظیفۀ رهبران و مشایخ کلیسا ربط دارد. ما شبانان و ناظران هستیم که گلّۀ خداوند را زیر نظر شبان اعظم و ناظر ارشدمان رهبری میکنیم.
ناگفته نماند که در کتاب حزقیال ۳۴:۲۳-۲۴ و فصل ۳۷ و آیۀ ۲۴ لقب شبان که برای خدا به کار میرود لقب ماشیح میباشد. پس حتی به گفتۀ حزقیال نیز ماشیح شبان خواهد بود. هر یهودی باید این وعده را درک میکرد که ماشیح خدا میباشد. او آن شبان است که مراقبت میکند، نظارت میکند، سرپرستی میکند، و در نهایت جانش را فدای گلّه میکند. در انجیل یوحنا فصل ۱۰، عیسی مسیح میفرماید: «من شبان نیکو هستم. من جان خود را در راه گوسفندان مینهم.» عیسی مسیح جانش را به خاطر ما از دست داد تا ما را نزد خودش بیاورد. او عیسای رنجدیده است. او رنج کشید تا معیار و سرمشق ما باشد. او رنج کشید تا جانشین ما باشد. او رنج کشید تا شبان ما باشد، تا ما را نزد خودش جمع بکند.
آقای چارلز اِسپرجن میگوید: «وقتی از درد جسمانی به خود میپیچیم، وقتی سایۀ ناخوشایند مرگ بر سرمان سنگینی میکند، در این زمان است که مردم صبر و شکیبایی یک مسیحی را که در بستر مرگ است به چشم میبینند. آنوقت است که ضعفها و دردهای ما همچون مخمل مشکی خواهد بود که الماس محبت خدا روی آن درخشانتر و تابناکتر به چشم میآید. خدا را شکر برای رنجها و دردهایمان. خدا را شکر که میتوانم به شرم و حقارت خوشامد بگویم تا به این شکل خدا جلال یابد.» بسیار خوب، منظور آقای اِسپرجن چیست اینجا؟ او چکیدۀ کلام پطرس را بیان میکند. همۀ حرف پطرس این است که شما، که ایماندار مسیح هستید، باید انتظار رنج و سختی را داشته باشید.
حالا، به آیۀ ۱۱ در فصل ۲ بازگردیم که پطرس میگوید: «شما در یک دنیای متخاصم غریبه و بیگانهاید و علاوه بر این شهوتهای نفسانی شما با روح و جانتان در جنگ هستند. از طرف دیگر، بتپرستان هم به شما اهانت میکنند و شما را آزار میدهند» (آیۀ ۱۲). رهبران و مقامات شما را اذیت میکنند. شما رییسان و اربابانی دارید که از شما سوءاستفاده میکنند. شما سختی میکشید و جفا میبینید و همۀ اینها نامنصفانه خواهد بود. اما به مسیح نگاه بکنید، به آن یگانه کسی که معیار و سرمشق است نگاه بکنید. حالا شما میپرسید: «چرا پطرس حرفش را ادامه میدهد و فقط به همین گفتهها بسنده نمیکند؟» دلیلش این است که پطرس نمیتواند به همین بسنده بکند که بگوید مسیح رنج کشید تا برای ما نمونه باشد. وقتی شما به این موضوع پی میبرید که مسیح رنج کشید، در ادامه، باید این را هم بگویید که مسیح رنج کشید تا گناهان را به دوش بگیرد. او رنج کشید تا شبان ما باشد و گوسفندانش را جمعآوری بکند.
اما نکتۀ اصلی اینجا است که شیطان میخواهد انبوه رنج و سختی و جفای ناعادلانه را بر ما تلنبار بکند تا در هنگامۀ سختیها پیروزی خودمان را از دست بدهیم و شهادت ایمانمان را خراب بکنیم. ما با زبانمان گناه میکنیم. ما با کارها و رفتارمان گناه میکنیم. ما با روحیه و خُلق و خوی و منشی که از خودمان نشان میدهیم گناه میکنیم. ما دوست داریم تلافی بکنیم و انتقام بگیریم. برای همین، پطرس میخواهد ما بدانیم که این رفتار و کردار و این گناهان مناسب کسانی نمیباشد که خدا آنها را به نجات خوانده است. حتی، با اینکه نامنصفانه عذاب میکشیم، میتوانیم پیروز بشویم. الان توضیح میدهم چطور و چگونه!
این پیغام را با اشاره به اینکه چطور میتوانیم غلبه بکنیم و پیروز بشویم تمام میکنم. کتاب مکاشفه ۱۲:۱۱ توصیفگر مقدسانی است که شیطان، این مدعی برادران، به آنها حمله میکند و بیوقفه به شخصیت آنها میتازد. اما آیۀ ۱۱ میفرماید: «بر او غالب آمدند.» منظور از ضمیر «او» در این جمله چه کسی است؟ منظور شیطان است. آنها بر شیطان غالب آمدند. آنها بر همۀ حملهها و اهانتها و جفاهای شیطان و همۀ تقلای او برای خراب کردن شهادت ایمانشان غلبه کردند. آنها بر شیطان چیره شدند. اما چگونه؟ به وساطت خون برّه و کلام شهادت خودشان و اینکه جاندوست نبودند و حاضر شدند جانشان را از دست بدهند.
پس شما چطور غالب میشوید؟ اول از همه، به وسیلۀ خون برّه، که منظور نجات و رستگاری شما است. شما به قدرت خدا پیروز میشوید. شما به وساطت خون برّه از خدا قدرت میگیرید که بتوانید غلبه بکنید. مورد دوم این است که آن مقدسان به خاطر کلام شهادت ایمانشان توانستند بر شیطان غلبه بکنند. آنها توانستند غالب بیایند، چون شهادت ایمانشان را مخفی نکردند. وقتی به آنها جفا شد و دیگران با آنها دشمنی و بدرفتاری کردند، آنها تلافی نکردند و انتقام نگرفتند. آنها شهادت ایمانشان را خراب نکردند. آنها شجاع و دلیر بودند و با روحیۀ سازشناپذیر پیش رفتند.
ولی وای از این روزها که چقدر سازشپذیری بیداد میکند! اما آن مقدسان سازش نکردند. آنها چطور غالب آمدند؟ دلیل غالب آمدن آنها این است که نجات داشتند و در این نجات صاحب قدرت مسیح بودند و از اینرو شهادت ایمانشان را خراب نکردند. نکتۀ بعدی این است که آنها به فکر حفظ جانشان نبودند. برای آنها فاجعه نبود که در این زندگی دچار زحمت و سختی و جفا بشوند. پس، اگر شما نجات دارید و از قدرت خدا برخوردارید، اگر شما عزم راسخ دارید و دلیر هستید و حاضر به سازش نیستید، اگر نمیخواهید شهادت ایمانتان را خراب بکنید و میخواهید به هر قیمتی شهادت ایمانتان را خالص نگه بدارید، اگر جاندوست و به فکر حفظ جانتان نیستید، پس غالب میآیید. قطعاً دعای ما این است که مردم در توصیف ما بگویند: «آنها در دنیای متخاصم زندگی کردند. شیطان هر کاری توانست بر ضد آنها انجام داد، ولی آنها بر او غالب آمدند. آنها هرگز شهادت ایمانشان را خراب نکردند. آنها هیچگاه فکر حفظ جانشان نبودند.»
با هم دعا بکنیم.
ای پدر آسمانی، از تو ممنونیم که به ما یادآوری کردی مسیح ما چه کسی است. ما تو را متبارک میخوانیم. ما تو را میستاییم که مسیح معیار و سرمشق ما است و به این دلیل هر سختی و جفای نامنصفانه را صبورانه میپذیریم و دلمان میخواهد در پی قدمهای مسیح گام برداریم و انصاف و برابری و عدالت را به دستان تو بسپریم. از تو ممنونیم که فهمیدیم او جانشین ما شد و گناهان ما را به دوش گرفت. عیسی مسیح تنها کسی است که جریمۀ گناهان ما را پرداخت و به جای ما جان سپرد. از تو ممنونیم که فهمیدیم عیسی مسیح شبان رنجدیده است که جانش را فدای گوسفندانش کرد تا آنها را نجات بدهد و در آغل جمع بکند.
پدر آسمانی، همهچیز دربارۀ مسیح است. ما فقط میخواهیم او را دوست بداریم و او را تمجید بکنیم. به گفتۀ رسالۀ فیلیپیان فصل ۳، بقیه را همه زیان میدانیم. همهچیز در او سود است. باشد که عیسی مسیح را در زندگیمان بستاییم. آمین.
پایان
This article is also available and sold as a booklet.
