این موعظه دربارۀ یک آیه است، یک آیۀ خیلی کوتاه و مختصر، آیۀ ۲۰ در رسالۀ اول تسالونیکیان فصل ۵. در این آیه، پولس رسول میگوید: «نبوتها را خوار مشمارید.»
میدانید کتابمقدس از بسیاری جنبهها کتابی است کاملاً شگفتآور. ما از زاویههای مختلف میتوانیم به ویژگیها و خصوصیات کتابمقدس، این کتاب شگفتانگیز، نگاه بکنیم و آنها را بررسی بکنیم. در این پیغام، چند نمونه از این ویژگیها و خصوصیات بینظیر را به شما نشان میدهم.
چند سال قبل، یک تاجر اسراییلی، به نام زیئل فِتِرمَن، مدتها به رویداد ویرانی سدوم و غموره فکر میکرد و این موضوع از ذهنش خارج نمیشد. وقتی این آقا این آیه را میخواند که «اینک، دود آن زمین، چون دود کوره، بالا میرود،» با خودش فکر میکند این آتشسوزی بزرگ میتواند نشانۀ این باشد که زیر زمین گازهای زیرزمینی وجود داشته و گازهای زیرزمینی نشان میدهد زیر زمین نفت وجود داشته است. بله، این آقای تاجر درست میگوید. در سال ۱۹۵۳ میلادی، اولین چاه نفت اسراییل در منطقهای نزدیک خرابههای سدوم و غموره بهرهبرداری شد.
یک شرکت نفتی آمریکایی معروف، به نام استاندارد اویْل، سالهای طولانی چاههای نفت را در کشور مصر کشف و استخراج میکرد. همه این را میدانند، اما همه نمیدانند چرا این شرکت نفتی در آن منطقۀ باستانی دنبال نفت بود. گفته میشود وقتی یکی از مدیران این شرکت فصل دوم کتاب خروج را میخواند، آیۀ ۳ توجه او را جلب میکند. به گفتۀ این آیه، مادر موسی صندوقی از نِی برای نوزادش میسازد و آن را با قیر و یک مادۀ چسبناک آغشته میکند. این آقای مدیر به این نتیجه میرسد جایی که قیر باشد نفت هم آنجا وجود دارد. پس، اگر در زمان موسی آنجا نفت وجود داشته، احتمالاً هنوز هم در آن سرزمین نفت پیدا میشود. اینطور میشود که این شرکت نفتی آقای چارلز ویچِت را که زمینشناس و کارشناس نفت بود برای کندوکاو و کشف و استخراج نفت به مصر میفرستد.
حالا ماجرای دیگری را برایتان تعریف میکنم که خیلی به آن علاقه دارم. به گزارش مجلۀ «چکیدۀ مسیحیت در سراسر دنیا،» یک آقای پلیس در شهر حیفای اسراییل، که با کتابمقدس آشنایی داشت، در جلسۀ دادگاه یک تعداد قاچاقچی حاضر بود. آن قاچاقچیان، برای اینکه جلب توجه نکنند، با گاریهایی که الاغها آنها را میکشیدند در سطح شهر رفت و آمد میکردند. یکبار، این آقای پلیس تعدادی از الاغها را میگیرد، اما قاچاقچیان فرار میکنند. آن پلیس الاغها را با خودش میبرد و چندین روز به الاغها غذا نمیدهد. سپس الاغها را در سطح شهر رها میکند. این آقای پلیس کتاب اشعیا ۱:۳ را در ذهن دارد که میگوید: «گاو مالک خویش را و الاغ آخور صاحب خود را میشناسد.» به این ترتیب، آن حیوانهای گرسنه آقای پلیس را مستقیم به قاچاقچیان میرسانند.
بله، کتابمقدس شگفتآور است. طی قرنها، مردم کتابمقدس را مبنا و مرکز زندگی قرار دادند. کتابمقدس پربها و بینظیر است.
یکی دیگر از ماجراهای مورد علاقۀ من ماجرای دختری کوچک و نابینا در فرانسه است. این دختر کوچولو انجیل مرقس را به خط بِرِیل میخواند. او یاد گرفته بود با نوک انگشتانش حروف را لمس بکند و آنها را بخواند. این دختر کوچک، به خاطر علاقه و اشتیاق فراوان به کتابمقدس، آن را بارها خوانده بود و به همین دلیل انگشتانش کرخت شده بودند و دیگر نمیتوانست حروف را به درستی تشخیص بدهد. یک روز، او که به شدت مشتاق خواندن کلام خدا بود، پوست انگشتانش را میبرد، به این امید که حساسیت انگشتانش را برای لمس حروف بِرِیل افزایش بدهد، اما غافل از اینکه اعصاب دستش را از بین میبرد. حالا، آن دختر، که میداند باید از کتاب عزیزش دل بکند، با گریه و زاری، لبهای خودش را به صفحات انجیل مرقس فشار میدهد و میگوید: «بدرود، بدرود.» اما، در کمال تعجب، لبهایش، که ظریفتر از انگشتانش بودند، حروف را تشخیص میدهند و آن دختر کل شب با لبهایش کلام خدا را میخواند و از این فرصت تازه غرق شادی میشود.
عیسی مسیح در توصیف چنین حس و حالی میفرماید: «انسان نه محض نان زیست میکند، بلکه به هر کلمهای که از دهان خدا صادر گردد.» کتابمقدس کتابی حیرتآور و بیهمتا است. به نظرم، یک نفر باید روی کتابمقدس برچسب بزند و بنویسد: «هشدار! این کتاب عادتهایی را در شما شکل میدهد. استفادۀ مداوم از این کتاب اضطراب را از بین میبرد، اشتها را برای دروغ، تقلب، شهوت، تنفر، و دزدی کم میکند. سایر علایم استفاده از این کتاب شامل افزایش شادی، آرامش، محبت، و دلسوزی میباشد.»
کتابمقدس اعلاترین، ممتازترین، و برترین کتاب است. هیچ کتابی به گرد پای کمالات کتابمقدس نمیرسد. پولس رسول همین برترین بودن کتابمقدس را در ذهن دارد زمانی که میگوید: «نبوتها را خوار مشمارید.» او مکاشفۀ خدا را در نظر دارد. در این آیه، حرف پولس دربارۀ چگونگی برخورد ما با مکاشفۀ خدا است، چه مکاشفۀ گفتاری و چه مکاشفۀ نوشتاری.
یادمان باشد این آیۀ ۲۰ در اول تسالونیکیان فصل ۵ بخشی از فهرست اصول اساسی زندگی مسیحی است. در آیۀ ۱۶، پولس به ما یادآوری میکند همیشه شاد باشیم، بیوقفه دعا بکنیم، برای همهچیز شکرگزار باشیم. در موعظۀ قبل، بررسی کردیم که پولس میگوید: «روح را خاموش مکنید.» اکنون، او به یک موضوع کاملاً ویژه و خاص میرسد و میگوید: «مکاشفۀ خدا را کمارزش نبینید.» همۀ اینها جزو رهنمودها برای پرورش یک گلۀ سالم میباشد. برای پرورش یک گلۀ سالم، گوسفندان باید با شبان اعظم رابطۀ درست داشته باشند. پولس رسول دربارۀ روابط درون کلیسا صحبت میکند. او دربارۀ رابطۀ رهبران کلیسا با اعضای کلیسا، رابطۀ اعضای کلیسا با رهبران کلیسا، و رابطۀ اعضا با سایر اعضا صحبت میکند. سپس به رابطۀ اعضای کلیسا با خداوند میرسد. همۀ این روابط یک کلیسای مؤثر و تأثیرگذار میسازد.
حالا به آخرین احکام میرسیم که بسیار مستقیم و خاص هستند: «روح را خاموش مکنید.» این یک حکم بیچون و چرا است. آیۀ ۲۱: «همهچیز را تحقیق کنید.» این هم یک حکم بیچون و چرا است. «به آنچه نیکو است بچسبید.» حکم پولس بسیار واضح و روشن است. آیۀ ۲۲: «از هر نوع بدی دوری نمایید.» این حکم نیز بسیار واضح و روشن است. اما تنها حکمی که شاید کمی گیجکننده باشد این حکم است که میفرماید: «نبوتها را خوار مشمارید.» برای همین، باید این حکم را کمی بیشتر بررسی بکنیم تا بدانیم منظور پولس دقیقاً چیست.
همینجا برای کسانی که به دستور زبان علاقه دارند این را هم بگویم که در هر پنج حکم، که از آیۀ ۱۹ شروع میشود، در زبان یونانی، مفعول اول میآید، یعنی اینطور میخوانیم: «روح را خاموش مکنید، نبوتها را خوار مشمارید، همهچیز را تحقیق بکنید، به آنچه نیکو است بچسبید، از بدی دوری بکنید.» پس تأکید روی مفعول است. اینگونه ساختار در دستور زبان یونانی منظور خاصی را بیان میکند.
با این توصیف، الان وقتش است در آیۀ ۲۰ به یک تعداد نکتههای خاص نگاه بکنیم تا بتوانیم معنای این آیه را درک بکنیم. فعل «خوار مشمارید» به معنای «کوچک شمردن» است، یعنی چیزی را هیچ به حساب بیاوریم و آن را به نازلترین حد پایین بیاوریم. واژۀ «نبوتها» یکی از واژگان مهم در کتابمقدس است که برای درک آن مطالعه و بررسی بیشتری لازم است. ولی، الان، همین قدر بگویم که معنی آن در اصل این است: «آنچه خدا فرموده.»
اما این فرمودۀ خدا یا فرمایشات خدا دو دسته است: گفتاری و نوشتاری. دلم میخواهد این موضوع را متوجه باشید. واژۀ «نبوتها» در این آیه، در زبان یونانی، propheteias «پُروفیتیآس» میباشد که در عهدجدید برای کلام گفتاری و کلام مکتوب به کار رفته است. این خیلی مهم است، چون وقتی میخواهید این آیه را تفسیر بکنید، در بافت و محتوای این آیه نکتهای وجود ندارد که برای درک معنای واژۀ نبوت به شما کمک بکند. برای همین، باید خود این کلمه را بررسی بکنید و بعد به آیات دیگری که همین واژۀ نبوت را به کار بردند نگاه بکنید تا بفهمید این واژه در سایر آیات چگونه به کار رفته است. گاه، واژۀ نبوت در توصیف کلام گفتاری به کار رفته و گاه در توصیف کلام نوشتاری.
الان، برای اینکه به شما کمک بکنم تا معنی واژۀ نبوت را به خوبی درک بکنید و تفسیر آن را به درستی متوجه بشوید، چند نمونه از آیات را به شما نشان میدهم. در رسالۀ رومیان فصل ۱۲، با فهرستی از عطیههای روحانی آشنا میشویم. در آیۀ ۶، که مقدمۀ این فهرست است، چنین میخوانیم: «نعمتهای مختلف داریم [یعنی عطیههای مختلف]، به حسب فیضی که به ما داده شد، خواه نبوت بر حسب موافقت ایمان.» این همان واژۀ نبوت است که در رسالۀ اول تسالونیکیان به کار رفته است، اما، در رسالۀ رومیان، منظور نبوت گفتاری است، یعنی عطیهای که به اعلام و موعظۀ کلام خدا ربط دارد. در واقع، رسالۀ اول پطرس فصل ۴ عطیههای روحانی را به دو دسته تقسیم میکند، یک دسته «عطیههای کلامی» نام دارد و دستۀ دیگر «عطیههای خدمتمحور.» واژۀ نبوت به معنی سخن گفتن در مقابل کسی است، نه به معنی نبوت و پیشگویی. منظور این است کسی که این عطیه را دارد در مقابل مردم میایستد و در حضور آنها سخن میگوید. واژۀ نبوت، به معنی واقعی کلمه، به معنی سخنرانی در جمع است، یعنی کلام خدا را در جمع اعلام بکنیم. این عطیۀ نبوت، که به شماری از ایمانداران بخشیده میشود، هدیۀ روحالقدس است که به یک ایماندار توانایی میبخشد کلام خدا را در حضور جمع اعلام و موعظه بکند.
در عهدجدید، هرگاه عطیۀ نبوت به معنی واقعی کلمه به کار رفته، معمولاً، به دو شکل به کار رفته است. در عهدجدید، گاه، کسی که صاحب این عطیه است، برای نخستین بار، مستقیم، از خدا کلامی را مکاشفه میگیرد. ولی خیلی وقتها اینطور نیست، یعنی، گاه، کسی که صاحب این عطیه است کلامی را که خدا قبلاً فرموده یا کلامی را که قبلاً نوشته شده است بازگو یا اعلام میکند. به هر حال، واژۀ «نبوت» شکل و نوع نبوت را برای ما توضیح نمیدهد، یعنی، وقتی در آیهای واژۀ نبوت را میبینیم، نمیدانیم آیا منظور مکاشفۀ تازه است یا کلامی که قبلاً مکشوف شده است. ما از کلمۀ نبوت فقط همین را متوجه میشویم که کلامی بیان میشود. در هر صورت، نبوت یعنی اعلام کلام خدا در جمع.
در برخی موارد، این نبوت بسیار عملی و کاربردی است. برای مثال، در کتاب اعمال رسولان فصل ۱۱ آیات ۲۷ و ۲۸، با نمونۀ یک نبوت بسیار کاربردی آشنا میشویم. به گفتۀ آیۀ ۲۷، چند نبی از اورشلیم به انطاکیه میروند و یکی از آنها، به نام آغابوس، میایستد و با الهام روحالقدس اعلام میکند قحطی شدید در دنیا رخ خواهد داد. اینجا، خدا، از زبان این مرد، یک نبوت بسیار کاربردی اعلام میکند. نبوت آغابوس به آموزههای مسیحی ربط ندارد و قرار نبود در قالب یک کتاب یا جزو مطالبی از یک کتاب در کتابمقدس ثبت بشود. این یک نبوت الهیاتی نیست، این نبوت صرفاً نبوت کاربردی است که نمونۀ آن را بارها در عهدجدید میبینیم. پس، در دوران عهدجدید، انبیا دربارۀ خدمت کلیسا و جنبههای کاربردی مربوط به حیات کلیسا کلامی را مستقیم از جانب خدا اعلام میکردند.
نمونۀ دیگر اعمال رسولان فصل ۱۵ آیۀ ۳۲ است که میفرماید: «یهودا و سیلاس، چون که ایشان هم نبی بودند، برادران را به سخنان بسیار نصیحت و تقویت نمودند.» اینجا، با دو تن از انبیای عهدجدید آشنا میشویم که کلام خدا را موعظه میکنند. شکی در این نیست که آنها دیگران را با کلامی نصیحت و تشویق میکنند که مکاشفۀ مستقیم از طرف خدا نیست، یعنی مستقیم از جانب خدا به گوش آنها نرسیده بود. آن دو واعظ کلامی را موعظه میکنند که خدا آن را قبلاً برای تشویق مقدسان مکشوف نموده بود. البته بدیهی است که نبوت آنها نشانهای از عالم بالا بود و کلام خودشان نبود. ولی نمیدانیم این کلام دقیقاً به چه صورت به آنها نبوت شده بود، چون خود متن در این باره توضیح نمیدهد. در حالی که، برای نمونه، در اعمال رسولان فصل ۱۱ گفته میشود آن نبی به قدرت روحالقدس سخن میگوید.
بنابراین، «نبوت» یک واژۀ گسترده است و به اعلام پیغام از طرف خدا در حضور جمع اشاره میکند. این نبوت میتواند یک پیغام تازه باشد. دستکم، در عهدجدید از این نمونهها میبینیم، چون، در دوران عهدجدید، رسولان و شاگردان مسیح هنوز از خدا مکاشفه میگرفتند و این امکان وجود داشت که خدا مستقیم از زبان یک نبی سخن بگوید. البته، در همان دوران عهدجدید، این امکان هم وجود داشت که یک نبی کلامی را که خدا قبلاً فرموده بود و مکشوف نموده بود، در حضور جمع، اعلام و بیان بکند.
اما نکتۀ شایان توجه دربارۀ این نبوتها، که مکاشفۀ تازه است و یا کاربردی و یا مربوط به آموزههای مسیحی است، این میباشد که این نبوتها مخصوص کلیسای اولیه و منحصر به آن دوران بود. حتی، در همان کلیسای اولیه، در بیشتر موارد، عطیۀ نبوت به این معنی است که یک نفر توانایی پیدا میکرد کلام خدا را که قبلاً مکشوف شده بود موعظه بکند. در رسالۀ رومیان ۱۲:۶، پولس دقیقاً همین را میگوید.
الان میخواهم، با توجه به آیۀ یادشده در رسالۀ رومیان، توجه شما را به نکتۀ بسیار مهمی جلب بکنم. در رومیان ۱۲:۶، پولس میگوید: «اگر عطیۀ نبوت دارید، آن را موافق با ایمان به کار ببرید.» البته، در زبان یونانی، ترجمۀ درست این آیه به این شکل است: «اگر نبوت، در موافقت با ایمان.» منظور از ایمان ایمان کسی نیست که صاحب عطیۀ نبوت است. در زبان اصلی، برای ایمان ضمیر مِلکی به کار نرفته است.
حالا برویم سراغ واژۀ «موافقت.» این واژه بسیار مهم است، در زبان یونانی، analogia «آنالوگیا» میباشد که در اصل ریشۀ کلمۀ «تشبیه یا همسانی» است. وقتی میگوییم چیزی شبیه یا همسان چیز دیگری است، منظورمان این است که میان آن دو توافق وجود دارد. اگر بگوییم: «این حقیقت همسان آن حقیقت است،» منظورمان این است که میان آن دو توافق وجود دارد، یعنی اولین گزینه، هرچه که هست، با دومین گزینه توافق دارد. برای همین، ایمانداران پیروِ جنبش اصلاحات این اصطلاح یونانی را به کار میبرند:analogia scriptura «آنالوگیا اِسکِریپتورا» که به این معنی است: «کتابمقدس همیشه با خودش موافق است.» منظور این است که کتابمقدس با خودش اختلاف نظر ندارد.
حالا به رسالۀ رومیان ۱۲:۶ بازگردیم. حرف پولس در این آیه چیست؟ حرف پولس این است که عطیۀ نبوت باید موافق با ایمان به کار برود. این عبارت بسیار مهم است: موافق با ایمان. اما منظور از ایمان چیست؟ ایمان واژهای است که چندین بار در عهدجدید به معنی مجموعۀ حقیقت مسیحیت به کار رفته که خدا آن را به ایمانداران عطا نموده است، یعنی آموزههای مسیحی و مکاشفۀ خدا و حقایق اساسی و خدادادی ایمان مسیحی. به گفتۀ اعمال رسولان فصل ۶ آیۀ ۷، «کلام خدا ترقّی نمود و عدد شاگردان در اورشلیم به غایت میافزود و گروهی عظیم از کاهنان مطیع ایمان شدند.» منظور از ایمان حقیقت ایمان مسیحی و آموزههای مسیحی است. در رسالۀ یهودا، او به خوانندگانش یادآوری میکند باید جدی و کوشا برای ایمان بجنگیم. اما کدام ایمان؟ همان ایمان که یکبار به مقدسان سپرده شد، یعنی مجموعۀ مکاشفهای که کلام خدا در دست ما است. رسالۀ یهودا آیۀ ۲۰ میگوید: «خود را به ایمان اقدس خود بنا کنید.»
دوباره نزد پولس بازگردیم که در رومیان ۱۲:۶ میگوید: «هر کسی که نبوت میکند، هر کسی که قوت مییابد از جانب خدا کلامی را بیان بکند، باید در موافقت و در هماهنگی کامل با ایمانی باشد که خدا پیش از این مکشوف نمود.» آیا حرف پولس را متوجه میشوید؟ کسی که سخن میگوید باید موافق با ایمان سخن بگوید. پس، وقتی پولس میگوید: «نبوتها را خوار مشمارید،» منظورش این است کسانی که عطیۀ نبوت دارند کلامی که از دهان آنها بیرون میآید باید موافق کلام خدا باشد.
در کتاب مکاشفه فصل ۱۹ آیۀ ۱۰، یوحنا میگوید: «و نزد پایهایش افتادم تا او را سجده کنم. او [یعنی فرشته] به من گفت: زنهار، چنین نکنی، زیرا که من با تو همخدمت هستم و با برادرانت که شهادت عیسی را دارند. خدا را سجده کن، زیرا که شهادت عیسی روح نبوت است.» منظور این است که نبوت به عیسی مسیح شهادت میدهد. نبوت مطابق مکاشفۀ کلام خدا است. هر زمان کسی پیغامی را اعلام میکند میتوانیم اصالت و اعتبار آن پیغام را از آنجا محک بزنیم که آیا آن کلام موافق کتابمقدس است یا نه. نبوتها هرگز نباید از کلام مکتوب خدا دور باشند.
این را هم بگوییم که عطیۀ نبوت در رسالۀ رومیان فصل ۱۲ جزو عطیههای آیات و معجزات نیست. رسالۀ رومیان فصل ۱۲ از عطیههای آیات و معجزات نام نمیبرد. رسالۀ اول قرنتیان فصل ۱۲ به تعدادی از عطیههای آیات و معجزات اشاره میکند، اما در رومیان فصل ۱۲ حرفی از آنها نیست. پس میفهمیم که عطیۀ نبوت جزو عطیههای آیات و معجزات نیست. به زبان ساده، نبوت یعنی اعلام حقیقت در توافق کامل با کلام خدا.
اما لازم است شما را یک قدم جلوتر ببرم. پس به اول قرنتیان فصل ۱۲ آیۀ ۱۰ نگاه بکنیم. این آیه نیز از عطیۀ نبوت نام میبرد، با این تفاوت که این آیه شامل عطیههای آیات و معجزات است. در رسالۀ اول قرنتیان فصل ۱۲ آیۀ ۱۰، پولس میگوید: «یکی را قوت معجزات و دیگری را نبوت و یکی را تمیز ارواح و دیگری را اقسام زبانها و دیگری را ترجمۀ زبانها.» اینجا پولس از عطیههای آیات و معجزات نام میبرد که مخصوص دوران رسولان مسیح بودند. اما همین آیه، در میان عطیههای آیات و معجزات، از عطیۀ نبوت نام میبرد. بنابراین، میتوانیم نتیجه بگیریم که در دوران رسولان زمانی وجود داشته که عطیۀ نبوت جزو عطیههای آیات و معجزات بود. در واقع، این به آن معنا است که نبی به معنای واقعی کلمه، مستقیم، از خدا مکاشفه میگرفت، نه اینکه کلامی را که خدا قبلاً مکشوف نموده بود بیان میکرد. پس دورانی وجود داشت که نبوت جزو عطیههای آیات و معجزات بود. اما، زمانی که با پایان دوران رسولان مسیح دوران مکاشفه گرفتن مستقیم از خدا، که یک معجزه بود، تمام شد، عطیۀ نبوت به قوت خودش باقی ماند، در حالی که این عطیه دیگر جزو عطیههای آیات و معجزات نیست و در حال حاضر به این معنی است که کسی حقیقت خدا را در موافقت کامل با کلام مکتوب خدا در حضور جمع اعلام و موعظه میکند.
به هر حال، در دوران رسولان مسیح، کسی که نبی بود مکاشفهای را که از خدا گرفته بود بیان میکرد. البته، در همان دوران رسولان مسیح، در بیشتر موارد، انبیا آنچه خدا قبلاً مکشوف نموده بود بازگو میکردند. به عبارتی، کلامی را که از قبل مکشوف شده بود اعلام میکردند. امروز نیز کاربرد عطیۀ نبوت به همین شکل است.
حالا، برای اینکه در این مطالعه بیشتر پیش برویم، به رسالۀ اول قرنتیان فصل ۱۴ نگاه بکنیم، چون لازم است این عطیه را درک بکنید. میپرسید: «چرا؟» چون در فصل ۱۲ آیۀ ۱ پولس میگوید: «نمیخواهم دربارۀ عطیههای روحانی بیخبر باشید.» بسیار خوب، من هم نمیخواهم شما بیخبر باشید. دلم میخواهد عطیههای روحانی را درک بکنید. اول قرنتیان فصل ۱۴ آیۀ ۱: «در پی محبت بکوشید و عطایای روحانی را به غیرت بطلبید، خصوصاً اینکه نبوت کنید.» به این موضوع مهم خیلی دقت بکنید. پولس به یک نفر نامه نمینویسد، او به کلیسا نامه مینویسد. هیچکسی نمیتواند با پشتکار و سختکوشی در پی عطیۀ روحانی باشد و با تلاش و کوشش صاحب عطیه بشود. منظور پولس این است که وقتی اعضای کلیسا دور هم جمع میشوند، باید بسیار مشتاق باشید که عطیههای روحانی فعال باشند و مخصوصاً در جمع کلیسا نبوت بکنید. حرف پولس این نیست که یک ایماندار، اگر این عطیه را ندارد، تلاش بکند تا این عطیه را به دست بیاورد. پولس میگوید جمع کلیسا باید مشتاق عطیۀ نبوت باشد. اما چرا؟ آیۀ ۳ پاسخ میدهد: «آن که نبوت میکند مردم را برای بنا و نصیحت و تسلی میگوید.» کار نبوت بنا و نصیحت و تسلی است. نبوت کردن یعنی همۀ اینها. نبوت برای حیات کلیسا ضروری است.
سپس، در آیۀ ۶، پولس میگوید: «اگر نزد شما آیم و به زبانها سخن رانم، شما را چه سود میبخشم؟ مگر آنکه شما را به مکاشفه یا به معرفت یا به نبوت یا به تعلیم گویم.» اینجا پولس دوباره اعلام میکند که نبوت یعنی کلام قابل فهم و با معنی و بناکننده و تسلیدهنده و همراه با تذکر و نصیحت است. در همان فصل ۱۴ آیۀ ۳۹، پولس دوباره میگوید: «پس، ای برادران، نبوت را به غیرت بطلبید.» در ادامه، او میگوید: «نمیگوییم کسی را از صحبت به زبانها منع بکنید.» واضح است که صحبت به زبانها در دوران رسولان مسیح جایگاه درست خودش را داشت و به درستی از آن استفاده میشد. حرف پولس این است که اگر قرار است در جمع کلیسا برای کاری غیرت و اشتیاق داشته باشید، باید برای نبوت غیرت و اشتیاق داشته باشید. اما چرا؟ چون نبوت بنا میکند، نصیحت میکند، تسلی میدهد. اما چرا نبوت بنا میکند، نصیحت میکند، تسلی میدهد؟ چون کلام خدا قادر است شما را بنا بکند. این کلام خدا است که شما را به رفتار و کردار پاک و مقدس میخواند. این کلام خدا است که منبع تسلی شما است. پس هر کسی که در دوران رسولان نبوت میکرد مکاشفۀ کلام خدا را اعلام میکرد. یک نمونۀ آن اول قرنتیان فصل ۱۴ آیۀ ۳۷ است: «اگر کسی خود را نبی یا روحانی پندارد، اقرار بکند که آنچه به شما مینویسم احکام خداوند است.» به عبارتی، پولس میگوید: «اگر کسی میگوید نبی است، باید کاملاً آمادۀ دفاع از کلام خودش باشد و نبوتش با هرچه من نوشتم کاملاً موافق باشد، چون من احکام خدا را مینویسم. پس هر کسی که ادعا میکند نبی است باید با کتابمقدس به میدان رقابت برود.»
پولس در فصل ۱۴ آیۀ ۲۴ میگوید: «اگر همه نبوت کنند و کسی از بیایمانان یا اُمیان درآید، از همه توبیخ مییابد و از همه ملزم میگردد.» به عبارتی، اگر یک غیرایماندار به جلسۀ پرستش بیاید و شما در حال نبوت و اعلام کلام خدا باشید، آن شخص کلام خدا را میشنود و آن را میفهمد و کلام خدا او را ملزم میکند. در ادامه، آیۀ ۲۵ میفرماید: «خفایای قلب او ظاهر میشود و همچنین به روی درافتاده، خدا را عبادت خواهد کرد و ندا خواهد داد که در حقیقت خدا در میان شما است.» حالا به آیۀ ۲۳ بازگردیم که پولس میگوید: «اگر به زبانهای نامفهوم حرف بزنید و یک بیایمان یا کسی که با عطیۀ زبانها آشنا نیست داخل جمع شما بشود، آیا نمیگوید شما دیوانهاید؟» یعنی صحبت به زبانها اصلاً در بشارت دادن تأثیر ندارد. اما آنچه در بشارت تأثیر دارد نبوت است. نبوت یعنی اعلام حقیقت خدا در توافق کامل با کتابمقدس. نبوت بنا میکند، نصیحت میکند، تسلی میدهد. نبوت یعنی این. نبوت یعنی اعلام حقیقت خدا در حضور جمع.
در حال حاضر، ما در دوران رسولان مسیح زندگی نمیکنیم. به گفتۀ رسالۀ افسسیان ۲:۲۰، کلیسا بر شالودۀ رسولان و انبیا بنا میشود. اکنون، ما با آن زیربنا فاصله داریم، ولی هنوز صاحب عطیۀ نبوت هستیم که همان اعلام و موعظۀ کلام خدا میباشد.
پس از همۀ این حرفها، این را هم بگوییم که نبوت فقط گفتاری نیست و نبوت مکتوب هم داریم. در بسیاری موارد در عهدجدید، واژۀ یونانی propheteias «پُروفیتیآس» در توصیف نبوت به کار رفته که معنی «مکاشفۀ نوشتهشده» است.
الان لازم است به انجیل متی فصل ۱۳ آیۀ ۱۴ نگاه بکنیم و این آیه را کمی بیشتر بررسی بکنیم، چون بسیاری از مردم درک درستی از این آیه ندارند و از نظر من بیشتر تفسیرگران کلام خدا دربارۀ این آیه ابهام دارند. در آیۀ یادشده، همان کلمۀ «پُروفیتیآس» به کار رفته است که به اشعیای نبی اشاره دارد. متی ۱۳:۱۴ میفرماید: «در حق ایشان نبوت اشعیا تمام میشود.» در ادامه، این آیه از نبوت کتاب اشعیا فصل ۶ نقلقول میکند. پس، در اینجا، این کلمۀ نبوت به یک گفتار اشاره نمیکند، بلکه منظورش یک نوشته است. یعنی این نبوت گفتاری نیست، بلکه نوشتاری است و در واقع به اشعیای نبی در عهدعتیق اشاره میکند.
حالا به رسالۀ رومیان، فصل آخر، فصل ۱۶، نگاه بکنیم که پولس در آیۀ ۲۵ حرف جالبی میزند: «در حال، مکشوف شد.» پولس به انجیل و مکشوف شدن سرّی اشاره دارد که سالیان سال مخفی بود، یعنی مکاشفۀ عهد جدید. اما این سرّ چطور مکشوف شد؟ «به وسیلۀ نوشتههای انبیا.» به عبارتی، آن مردان، که کتابمقدس را نوشتند، خدمتشان خدمت نبوت بود. آنها در حضور مردم سخن گفتند و در حضور مردم کلام خدا را مکتوب کردند. آنها کلام خدا را به مردم دادند، هم شفاهی و هم مکتوب. پس از اینجا میفهمیم که واژۀ «نبوت» میتواند به کلام گفتاری و به کلام نوشتاری اشاره بکند.
اگر به رسالۀ دوم پطرس فصل ۱ نگاه بکنیم، پطرس در آیۀ ۱۹ میگوید: «ما کلام انبیا را داریم.» سپس، در آیۀ ۲۰، او منظورش را از کلام انبیا توضیح میدهد و آن را «نبوت کتاب» مینامد. این کلام نبوتی، این نبوت کتاب، به کلام خدا که الهام الهی است اشاره میکند. ناگفته نماند که این عبارت کوتاه «نبوت کتاب» در آیۀ ۲۰ به کل عهدعتیق اشاره دارد. عهدعتیق کلام نبوتشده است. مجموعۀ عهدعتیق مکاشفۀ نبوتشده است. البته پطرس عهدجدید را هم در نظر دارد، چون میگوید: «هیچ نبوت [قدیم یا جدید] به ارادۀ انسان هرگز آورده نشد، بلکه مردمان به روحالقدس جذب شده، از جانب خدا سخن گفتند.» اینجا، وقتی پطرس از نبوت حرف میزند، منظورش کلام نوشتهشده است.
در کتاب مکاشفه فصل ۱ آیۀ ۳، یوحنا در توصیف کتاب مکاشفه میگوید: «خوشا به حال کسی که میخواند و آنانی که میشنوند کلام این نبوت را.» یوحنا کتاب مکاشفه را نبوت مینامد. در فصل آخر کتاب مکاشفه، یوحنا سه بار کتاب مکاشفه را نبوت مینامد، در آیۀ ۱۰، ۱۸، و ۱۹.
خلاصه اینکه جانِ کلام حرف ما این است که واژۀ «پُروفیتیآس» گاه به کلام گفتاری اشاره دارد که مکاشفۀ خدا از زبان نبی است. اما آن کلام گفتاری همیشه باید با کلام مکتوب خدا در توافق کامل باشد. ولی، گاه، واژۀ «نبوت» به کلام نوشتهشده اشاره میکند. در هر دو صورت، نبوت به کتابمقدس تکیه دارد. نبوت یا به معنی کلام مکتوب خدا است و یا کلام گفتاری است که کاملاً مطابق با کتابمقدس میباشد.
پس منظور پولس واضح است وقتی میگوید: «نبوتها را خوار مشمارید.» او میگوید: «مکاشفۀ مکتوب خدا را در کتابمقدس سطحی نگاه نکنید و آن را کماهمیت به حساب نیاورید. خواه مکاشفۀ مکتوب خدا را میخوانید، خواه به موعظۀ آن گوش میدهید، آن را سطحی نگاه نکنید، از اهمیت آن کم نکنید، آن را کوچک و نازل مشمارید.»
ایوب در کتاب ایوب فصل ۲۳ آیۀ ۱۲ میگوید کلام خدا از نان روزانه برای او باارزشتر است. ارمیای نبی هر روز با شادی از کلام خدا تغذیه میکند. در کتاب یوشع فصل ۱ آیۀ ۸، خدا با آن رهنمود زیبا به یوشع میفرماید: «این کتاب تورات،» یعنی کتابمقدس، کلام خدا، «از دهان تو دور نشود، بلکه روز و شب در آن تفکر کن تا برحسب هر آنچه در آن مکتوب است متوجه شده، عمل نمایی، زیرا همچنین راه خود را فیروز خواهی ساخت و همچنین کامیاب خواهی شد.»
در کتاب تثنیه، خداوند بسیار واضح و روشن به مردم حکم میدهد که چطور عالی و تمامعیار سرسپردۀ کلام خدا باشند. خدا به آنها میفرماید: «این سخنانی که من امروز تو را امر میفرمایم بر دل تو باشد و آنها را به پسرانت به دقت تعلیم نما و حین نشستنت در خانه و رفتنت به راه و وقت خوابیدن و برخاستنت از آنها گفتگو نما و آنها را بر دست خود برای علامت ببند و در میان چشمانت عَصابه باشد و آنها را بر درگاه خانهات و بر دروازههایت بنویس.» همۀ حرف خداوند این است که کل زندگیات را با کلام خدا پُر بکن.
مزمور ۱ میفرماید: «خوشا به حال کسی که به مشورت شریران نرود، بلکه در حقیقت خدا قدم بردارد.» کسی که زندگیاش کاملاً سرسپردۀ کلام خدا است، به گفتۀ این مزمور، «رغبت او [یعنی شادی او] در شریعت خداوند است و روز و شب در شریعت او تفکر میکند. این کار شخص خداشناس است. ما کتابمقدس را کماهمیت نمیبینیم، ما کتابمقدس را تمجید میکنیم، کتابمقدس را میافرازیم. مزمور ۱۱۹ آیۀ ۱ و ۲ میگوید: «خوشا به حال کاملان طریق که به شریعت خداوند سالکند. خوشا به حال آنانی که شهادات او را حفظ میکنند و به تمامی دل او را میطلبند.» داوود میگوید: «شریعت تو را چقدر دوست میدارم!»
بنابراین، این حکم که میفرماید: «کلام خدا را خوار مشمارید» باید ما را حواسجمع بکند تا به کتابمقدس بسیار جدی توجه بکنیم. حرف پولس این است که حرمت و احترام کتابمقدس را فراوان نگه بداریم.
البته لازم است این را هم بگوییم که این حرمت و احترام به کتابمقدس فقط از ایمانداران برمیآید. به گفتۀ رسالۀ اول قرنتیان ۲:۱۰، خدا حقایق کلامش را به وسیلۀ روحالقدس به ما مکشوف میکند. اول قرنتیان ۲:۱۴ میگوید: «انسان نفسانی،» یعنی کسی که تولد تازه ندارد و غیرایماندار است، «امور روح خدا را نمیپذیرد، زیرا که نزد او جهالت است و آنها را نمیتواند فهمید، زیرا حکم آنها از روح میشود.» کسی که تولد تازه ندارد نمیتواند کتابمقدس را برافرازد و آن را به درستی تمجید بکند. مارتین لوتر گفته است: «انسانی که تولد تازه ندارد مثل ستون نمک است، مثل زن لوط است، مثل کُندۀ درخت، مثل سنگ است، مثل مجسمۀ بیجان است که نه چشمش میبیند، نه دهانش باز میشود، نه قلب دارد، و نه احساس، تا اینکه روحالقدس به او تولد تازه و خلقت تازه میبخشد.» این پایان گفتۀ مارتین لوتر بود.
مردمی که تولد تازه ندارند، در بهترین حالت، تنها کاری که میکنند این است که فقط پوستۀ کتابمقدس را با دندان خراش میدهند، بیآنکه به مغز آن برسند. آقای کییِرکِگارد، فیلسوف دانمارکی، به نظرم، تصویر گویا و زندهای را نشان میدهد از دیدگاه اشتباه مردم به کتابمقدس. او به همۀ کسانی که دنبال تحصیلات عالی هستند و ادعا میکنند پژوهشگر کتابمقدس میباشند نگاه میکند و این مثال را میزند: «پسربچهای قرار بود از دست پدرش کتک بخورد. در فاصلهای که پدر دنبال چوب میرود، پسربچه داخل شلوارش را با چندین دستمال کاغذی پُر میکند. وقتی پدر بازمیگردد و او را با چوب میزند، آن پسربچه دردی احساس نمیکند، چون دستمالهای کاغذی ضربۀ چوب را گرفته بودند. این پسربچه نماد پژوهشگران کتابمقدس است. آنها پایینتنۀ خودشان را با کتابهای فرهنگ واژگان و کتابهای تفسیر کتابمقدس و واژهنامهها پُر میکنند و همین باعث میشود اثر کتابمقدس، کلام خدا، به بدن آنها نرسد و به دلشان نفوذ نکند. این اشخاص لوازم و ابزار دانشگاهی را سپر خودشان قرار میدهند و قدرت کلام خدا را خنثی میکنند، در نتیجه، کتابمقدس، کلام خدا، هیچگاه به گوش آنها نمیرسد. اگر کتابها را از پایینتنهها دربیاورند، آنگاه، کتابمقدس، کلام خدا، به درستی به وجود آنها نفوذ میکند. البته استفاده از این کتابها ضروری و لازم است. اگر این کتابها به درستی استفاده بشوند، باعث برکت هستند.»
در راستای گفتۀ آقای کییِرکِگارد، این را اضافه بکنیم این کار روحالقدس است که باعث میشود کلام مقدس خدا، کتابمقدس، در وجودمان نفوذ بکند. فقط کسانی که روحالقدس را دارند میتوانند از این حکم، که کلام خدا را خوار مشمارید، اطاعت بکنند. در سراسر آمریکا و گوشه و کنار دنیا، اشخاص زیادی به دانشگاه الهیات میروند، به کلیسا میروند، و ادعا میکنند دانشآموز و دانشجوی کتابمقدس هستند، در حالی که پایینتنۀ آنها آنقدر پُر است که کلام خدا نمیتواند در وجودشان نفوذ بکند. در ذهن این آدمها معرفت حقیقت جای ندارد، چون روحالقدس در دلشان ساکن نیست. ولی ما، که روحالقدس را میشناسیم و خدای زنده را میشناسیم، میتوانیم حقیقت را درک بکنیم و نگاهمان به آن درست باشد. آن دسته از مردم که صداقت، اصالت، اقتدار، الهام بودن، و بیخطا بودن کتابمقدس را انکار میکنند نشان میدهند از حکم «نبوتها را خوار مشمارید» سرپیچی میکنند. کتابمقدس را کوچک نشمرید، حقیر نشمرید، آن را سطحی نگاه نکنید.
عزیزان، اگر کتابمقدس را کوچک بشمرید، حقیر بشمرید، آن را سطحی نگاه کنید، محال است بتوانید مسیحیوار زندگی بکنید، چون تنها نقشۀ راهنما، تنها راهنما، تنها قطبنما، که در دست دارید، کتابمقدس است. آنوقت، شما میمانید و تلاشها و تقلای انسانی، شما میمانید و اعمال نیکو که انجام میدهید تا بتوانید به روش خودتان در راه درست قدم بردارید. اگر روحالقدس در شما زندگی نکند، اگر کلام خدا را در ذهنتان تمجید نکنید، اگر با نااطاعتی از کلام خدا آن را تمجید نکنید، نتیجه این میشود که نبوت را خوار میشمارید و از این حکم صریح و مستقیم سرپیچی میکنید.
در پایان، از شما دو سوال دارم. چرا باید کتابمقدس را خوار نشماریم؟ این سوال را خیلی کوتاه و مختصر پاسخ میدهم. دلیل شماره یک این است که چون کتابمقدس برای ما حیاتی است. در ابتدای این موعظه، دربارۀ منحصر به فرد بودن کتابمقدس صحبت کردیم. الان به ویژگیها و خصوصیات کتابمقدس اشاره میکنیم. کتابمقدس، خودش، مدعی این ویژگیها است. اولین ویژگی این است که کتابمقدس اصیل و معتبر است. کتاب اشعیا ۱:۲ میفرماید: «ای آسمان، بشنو و ای زمین گوش بگیر، زیرا خداوند سخن میگوید.» وقتی خدا سخن میگوید، لازم است به کلامش گوش بدهید. کلام خدا اصیل و معتبر است.
دومین ویژگی کتابمقدس خطاناپذیر بودن آن است. کتابمقدس همهجانبه، تمامعیار، به کل، خطاناپذیر است و هیچگونه عیب و نقص ندارد. مزمور ۱۹:۷ میفرماید: «شریعت خداوند کامل است.» کتابمقدس جامع، کامل، تمام و کمال است. من کلمۀ بیخطا بودن را هم دوست دارم. کل کتابمقدس خطاناپذیر است و هر جزء از آن بیخطا و عاری از اشتباه است. به گفتۀ کتاب امثال سلیمان فصل ۳۰ آیات ۵ و ۶، «تمامی کلمات خدا مُصفا است [یعنی خالص است].» هر کلمه، هر واژه، هر حرف و نقطه و اِعراب در کتابمقدس بیخطا و عاری از اشتباه است. عیسی مسیح میفرماید: «همزه یا نقطهای از کلام خدا هرگز زایل نخواهد شد.» کلام خدا مقتدر و معتبر است. وقتی خدا سخن میگوید، به نفعتان است به کلام خدا گوش بدهید. کلام خدا خطاناپذیر است، یعنی کل کتابمقدس بیعیب و بینقص است. کتابمقدس بیخطا است. در کتابمقدس اشتباه وجود ندارد. در تکتک دستنوشتههای اولیۀ کتابمقدس، هر کلمه از کلام خدا ناب و خالص است.
حالا به چهارمین ویژگی میرسیم. کتابمقدس بسنده است. کتابمقدس قادر است ما را به کل دگرگون بسازد. به گفتۀ مزمور ۱۹، کلام خدا جاهل را حکیم میکند، دل را شاد میسازد، چشم را روشن میکند. کتابمقدس بسنده است. کتابمقدس قادر است مرد خدا را کامل بسازد و انسان را برای اعمال نیکو پرورش بدهد. به گفتۀ رسالۀ دوم تیموتائوس ۳:۱۵-۱۷، کتابمقدس میتواند شما را حکمت بیاموزد برای نجات. کتابمقدس برای همهچیز بسنده است.
و اما ویژگی پنجم این است که کتابمقدس مؤثر و ثمربخش است. خداوند در کتاب اشعیا فصل ۵۵ میفرماید: «کلام من که از دهانم صادر گردد نزد من بیثمر نخواهد برگشت، بلکه آنچه را که خواستم بهجا خواهد آورد.» کتابمقدس مؤثر و ثمربخش است. وقتی خدا سخن میگوید، کلامش عملی میشود.
مورد بعدی این است که کتابمقدس تعیینکننده میباشد. اما منظورم چیست که کتابمقدس تعیینکننده است؟ یعنی واکنش شما به کلام خدا سرنوشت ابدی شما را تعیین میکند. کلام خدا میفرماید: «کسی که از خدا است کلام خدا را میشنود و از این سبب شما نمیشنوید که از خدا نیستید.» وقتی یک نفر اقتدار کتابمقدس و خطاناپذیر بودن و بیخطا بودن کتابمقدس و بسنده بودن و مؤثر و ثمربخش بودن کتابمقدس را انکار میکند، تنها کاری که میکند وضعیت روحانی خودش را مشخص میکند، چون، اگر کلام خدا را نشنوید، متعلق به خدا نیستید. این فرمودۀ عیسی مسیح است. ولی، اگر کلام خدا را بشنوید، از آنِ خدا هستید. کتابمقدس تعیینکننده است، چون سرنوشت ابدی انسان را معلوم میکند.
بنابراین، چرا نباید کتابمقدس را کوچک بشمریم؟ چون کتابمقدس ویژگیها و خصوصیات اساسی و حیاتی دارد. اما دومین دلیل که نباید کتابمقدس را کوچک بشمریم به خاطر برکتهای پرفیض آن است. اولین برکت این است که کتابمقدس منبع حقیقت میباشد. در انجیل یوحنا ۱۷:۱۷، عیسی مسیح میفرماید: «کلام تو حقیقت است.» عجب واقعیت عظیمی! کلام تو حقیقت است. اما دومین برکت این است که کلام خدا منبع شادی و نشاط میباشد. به گفتۀ کتاب امثال سلیمان ۸:۳۴، «خوشا به حال کسی که مرا بشنود.» یوحنا در رسالۀ اول یوحنا ۱:۴ میگوید: «این را به شما مینویسم تا خوشی شما کامل گردد.» خداوند در انجیل لوقا ۱۱:۲۸ میفرماید: «خوشا به حال آنانی که کلام خدا را میشنوند و آن را حفظ میکنند.» لوقا ۶:۴۷ و ۴۸ نیز دارای همین محتوا است. این حقیقت را در سراسر کتابمقدس مشاهده میکنیم. کتاب مکاشفه ۱:۳ میگوید: «خوشا به حال کسی که میخواند و آنانی که میشنوند کلام این نبوت را.» کتابمقدس منبع شادی و نشاط و برکت است.
حالا به مورد سوم برسیم. کتابمقدس منبع پیروزی است. مزمورنویس میگوید: «کلام تو را در دل خود مخفی داشتم که مبادا به تو گناه ورزم.» رسالۀ افسسیان ۶:۱۷ میگوید: «شمشیر روح را که کلام خدا است بردارید.» در انجیل متی فصل ۴ آیۀ ۱ و ۱۱، هر بار عیسی مسیح وسوسه میشود، چگونه جواب شیطان را میدهد؟ با کتابمقدس. عیسی مسیح سه بار میفرماید: «مکتوب است.» بله، کلام خدا منبع پیروزی ما بر وسوسه است. کتابمقدس منبع شادی ما است. کتابمقدس منبع حقیقت است.
در چهارمین مورد، به اینجا میرسیم که کتابمقدس منبع رشد روحانی است. رسالۀ اول پطرس ۲:۲ میگوید: «چون اطفال نوزاده، مشتاق شیر روحانی و بیغش باشید تا از آن برای نجات نموّ کنید.» بله، کلام خدا منبع رشد روحانی ما است. آقای اِسپرجن [الهیدان قرن نوزدهم] در این مورد کلام دلنشینی دارد. او میگوید: «این کلام خدا است که مسیحیان را هَرَس میکند. این حقیقت کلام خدا است که ایمانداران را پاکسازی میکند. کتابمقدس، به قوت روحالقدس، انسانها را زنده میکند و به آنها قوت میبخشد.» این کلام آقای اِسپرجن کاملاً درست است. کلام خدا پاک میکند، تطهیر میکند، و خودش کلید رشد روحانی است. برای همین، در انجیل یوحنا فصل ۱۵، عیسی مسیح میفرماید: «کلام خدا مثل چاقویی است که هَرَس میکند.» کتابمقدس شاخ و برگها را میبُرد تا درخت قوت بگیرد و بیشتر ثمر بدهد. کلام خدا تنها منبع حقیقت است، تنها منبع شادی است، تنها منبع پیروزی است، تنها منبع رشد روحانی است.
حالا به پنجمین مورد میرسیم. کتابمقدس تنها منبع هدایت و راهنمایی است. به گفتۀ مزمور ۱۹:۸، کلام خدا راست است، یعنی مسیر راست و درست را جلوی پای ما میگذارد. کلام خدا مسیر درست است که باید در آن قدم بگذاریم. سپس مزمور ۱۱۹:۱۰۵ میفرماید: «کلام خدا برای آن مسیر چراغ است.» کلام خدا راه است. کلام خدا چراغ است که مسیر را روشن میکند. کلام خدا مسیری است که باید در آن قدم برداریم. کلام خدا ما را حکیم میسازد. کلام خدا ارادۀ خدا را مکشوف میکند.
و در ششمین مورد، کتابمقدس منبع امید است. بارها و بارها، در مزمور ۱۱۹، مزمورنویس میگوید: «به کلام تو امیدوار هستم. به فرایض تو امیدوار هستم،» یعنی به کتابمقدس امید دارم.
پس کلام خدا منبع حقیقت است، منبع شادی است و منبع پیروزی و رشد روحانی و هدایت و امید. واضح است که میتوانیم موارد زیادی را به این فهرست اضافه بکنیم، ولی تا همینجا موضوع اصلی را متوجه شدید. بنابراین، تعجبی ندارد که چرا کلام خدا باید برای ما از عسل و شانۀ عسل شیرینتر باشد و از طلا و حتی طلای ناب خواستنیتر. چرا باید جویا و طالب کلام خدا باشیم؟ به خاطر اینکه ویژگیها و خصوصیات کتابمقدس واجب و حیاتی است و برکتهای آن بسیار پرفیض است.
پس از همۀ این گفتهها، الان به موضوع آخر میرسیم. چطور باید پیگیر و جویای کتابمقدس باشیم؟ چطور میتوانیم مطمئن باشیم کلام خدا را خوار نمیشماریم؟ راهحل خیلی ساده است. پس به دقت به گفتههایم توجه بکنید. اولین راهکار این است که به کتابمقدس ایمان داشته باشید. این نقطۀ شروع است. عیسی مسیح بارها و بارها به مردم میگوید: «به من ایمان داشته باشید، به آنچه میگویم ایمان داشته باشید.» در انجیل یوحنا ۵:۲۴، عیسی مسیح میفرماید: «آمین، آمین، به شما میگویم هر که کلام مرا بشنود و به فرستندۀ من ایمان آورد حیات جاودانی دارد و در داوری نمیآید.» پس کلام خدا را باور بکنید. به عبارتی، آن را بپذیرید. پولس به کلیسای تسالونیکی میگوید: «خدا را شکر میکنم که چون کلام خدا را به شما موعظه کردم آن را چنان که در حقیقت است کلام خدا پذیرفتید.»
دومین راهکار این است که حرمت کتابمقدس را نگه بدارید، یعنی کتابمقدس را تمجید بکنید، آن را برافرازید. اما چگونه؟ با اطاعت کردن از کلام خدا میتوانید کتابمقدس را تمجید بکنید و آن را برافرازید. پس دستفروش کتابمقدس نباشید و به قولی برای کتابمقدس بازارگرمی نکنید. به گفتۀ رسالۀ دوم قرنتیان ۲:۱۷، برای رسیدن به هدفها و مقصودهای خودتان، از کلام خدا سوءاستفاده نکنید. پولس در رسالۀ دوم قرنتیان ۴:۲ میگوید: «عدهای با کلام خدا کلاهبرداری میکنند، اما شما باید کلام خدا را حرمت بگذارید، باید آن را تمجید بکنید، باید آن را عزیز بدارید.»
سومین راهکار این است که کتابمقدس را دوست داشته باشید. داوود در مزمور ۱۱۹:۹۷ میگوید: «شریعت تو را چقدر دوست میدارم!» سپس، در انتهای مزمور ۱۱۹، مشابه همین جمله چندین بار تکرار میشود. مزمور ۱۱۹:۱۴۰: «کلام تو بینهایت مُصفا است و بندۀ تو آن را دوست میدارد.» این آیهها از احساس عمیق و اشتیاقِ عمیق خبر میدهند. منظور پطرس همین است وقتی میگوید: «مثل نوزادان، شما هم مشتاق باشید.»
سپس به مورد چهارم میرسیم. از کتابمقدس اطاعت بکنید. در واقع، شما کلام خدا را بینهایت تمسخر میکنید اگر بگویید به آن ایمان دارید، ولی از آن اطاعت نمیکنید. عیسی مسیح میفرماید: «اگر شما در کلام من بمانید، در حقیقت، شاگرد من خواهید شد.» کلام خدا میفرماید: «اگر بگویید در مسیح میمانید، به همین طریقی که او سلوک مینمود، شما نیز باید سلوک کنید.» اما عیسی مسیح چگونه سلوک نمود؟ در اطاعت کامل از کلام خدا.
حتماً یادتان میآید عیسی مسیح در انجیل متی فصل ۷ حکایتی را دربارۀ دو خانه تعریف میکند که یکی را سیل از بین میبرد، ولی دیگری پابرجا میماند. حالا تفاوت این دو خانه چیست؟ فرق اینجا است که عیسی مسیح میفرماید صاحب یک خانه ارادۀ پدر مرا بهجا نیاورد، اما صاحب خانۀ دیگر ارادۀ پدر مرا بهجای آورد.
مورد پنجم: برای کتابمقدس بجنگید. رسالۀ یهودا آیۀ ۳ میگوید: «مجاهده کنید برای آن ایمان.» برای کتابمقدس وارد میدان نبرد بشوید.
و راهکار شماره شش: کتابمقدس را مطالعه بکنید. پولس میگوید: «سعی کن که خود را مقبول خدا سازی، عاملی که خجل نشود و کلام خدا را به خوبی انجام دهد.» مثل اهالی شریف بیریه باشید که «هر روز کُتب را تفتیش مینمودند که آیا این همچنین است.» مثل اَپُلُس باشید که در توصیفش کلام خدا میگوید: «در کتاب، توانا بود.» به گفتۀ رسالۀ کولسیان ۳:۱۶، «کلام مسیح در شما به دولتمندی ساکن بشود.»
مورد آخر این است که کلام خدا را اعلام و موعظه بکنید. اگر مطیعانه و با وفاداری به کتابمقدس ایمان دارید، اگر کلام خدا را حرمت میگذارید، اگر کلام خدا را دوست دارید، اگر از کلام خدا اطاعت میکنید، اگر برای کلام خدا میجنگید، اگر کلام خدا را مطالعه میکنید، اگر کلام خدا را موعظه میکنید، کلام خدا را کوچک و خوار نمیشمرید و همۀ این فضیلتها در تار و پود زندگی شما تنیده میشود.
در خاتمه، به مطلب کوتاهی از مارتین لوتر اشاره میکنم که چطور کتابمقدس را مطالعه میکرد. او میگوید: «مطالعۀ کتابمقدس برای من مثل چیدن سیب از درخت است. ابتدا، کل درخت را تکان میدهم تا سیبهای رسیده زمین بیفتند. سپس شاخههای بزرگ را تکان میدهم و با تکان هر شاخۀ بزرگ شاخههای کوچک هم تکان میخورند. بعد، تَرکهها و سرشاخهها را تکان میدهم و پس از آن زیر هر برگ را نگاه میکنم. برای مطالعۀ کتابمقدس، کل آن را کندوکاو میکنم، مثل زمانی که کل درخت را تکان میدهم. سپس شاخههای بزرگ را تکان میدهم و هر کتاب را یکی پس از دیگری مطالعه میکنم. بعد، شاخههای کوچک را تکان میدهم و به هر فصل از کتابها توجه میکنم. آنگاه، سراغ تَرکهها و سرشاخهها میروم و آنها را تکان میدهم و هر بند و جمله و کلمات و معنای آن را به دقت مطالعه میکنم.»
در راستای گفتۀ مارتین لوتر، این را اضافه میکنیم که کلام خدا یک کتاب بیهمتا است. «به وقت خستگی، کتابمقدس تختخوابم. به وقت تاریکی، کتابمقدس نورم. به وقت گرسنگی، کتابمقدس نان حیاتم. آنگاه که ترسانم، کتابمقدس جوشن نبردم. به وقت بیماری، کتابمقدس داروی شفابخشم. به وقت تنهایی، یک دنیا یار در کتابمقدس. به وقت کار، کتابمقدس ابزار کارم. به وقت موسیقی، کتابمقدس چنگ خوشآهنگم. اگر جاهلم، کتابمقدس دانشگاهم. در حال غرق شدن، کتابمقدس زمین محکمم. به وقت سرما، کتابمقدس آتشم. در آرزوی پرواز، کتابمقدس پر پروازم. ابر دلگیر دلتنگی سایه افکنده بر من؟ کتابمقدس خورشیدم. میانۀ زشتیها، کتابمقدس باغ زیبا و دلپسند. به وقت تشنگی، چه خنک و گوارا آبهای روان کلام خدا! خفه شوم از بیهوایی؟ عجب هوای تازهای دارد کلام خدا! حال که چنین ارمغان دادی خود را به من، چطور کنم خویشتن را تقدیمت، ای کتاب کبیر!»
با هم دعا بکنیم.
ای پدر آسمانی، میدانیم اگر قرار است گوسفندان امین باشیم و اگر قرار است گلۀ ما رشد بکند و یک گلۀ سالم باشد، نمیتوانیم کلامت و مکاشفۀ تو را به دیدۀ تحقیر نگاه بکنیم. کلام این شعر چقدر درخور و بِجا است: «حال که چنین ارمغان دادی خود را به من، چطور کنم خویشتن را تقدیمت، ای کتاب کبیر!» پاسخ به این سوال این است که کلام خدا را خوار نشمریم و آن را سطحی نگاه نکنیم، بلکه کلام خدا را بسیار والا ارج بگذاریم، به کلام خدا ایمان داشته باشیم، آن را حرمت بگذاریم، آن را دوست بداریم، آن را مطالعه بکنیم، برای آن بجنگیم، و کلام خدا را اعلام بکنیم.
ای خداوند، ما را مردمان اهل کتاب بگردان، مردمانی که نامت را حرمت میگذارند، به خاطر عیسی، آمین.
پایان
This article is also available and sold as a booklet.
