در این پیغام، مطالعه و بررسی افسسیان فصل ۵ آیۀ ۱۸ تا ۲۱ را ادامه میدهیم. مدت زیادی است که این آیهها را بررسی میکنیم. البته، چند هفته، یک موضوع دیگر را بررسی کردیم و دوباره به موضوع اصلی بازگشتیم. در کل، در این مطالعه و بررسی، وقت خوب و مفیدی با هم داریم. من معتقدم این بخش از کلام خدا و این آیات یادشده بسیار عالی و بینظیرند و حقایق عظیم و مهمی برای ما در کولهبار دارند. برای همین، لازم است وقت مناسبی را به این آیات اختصاص بدهیم تا آنها را به درستی درک بکنیم.
پس افسسیان فصل ۵ آیات ۱۸ تا ۲۱ را برای شما میخوانم: «و مست شراب مشوید که در آن فجور است، بلکه از روح پُر شوید و با یکدیگر به مزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی گفتگو کنید و در دلهای خود به خداوند بسرایید و ترنّم نمایید و پیوسته به جهت هر چیز خدا و پدر را به نام خداوند ما عیسی مسیح شکر کنید. همدیگر را در خداترسی اطاعت کنید.»
با هم دعا بکنیم.
ای پدر آسمانی، ای خداوند، از تو درخواست میکنیم دلهای ما را ساکت بگردانی که به خودمان فکر نکنیم. به ما کمک بکن تا بتوانیم همین لحظه هر بیثباتی و دغدغۀ ذهنی را کنار بگذاریم و به مشکلات زندگی که ذهنمان را مشغول کردند فکر نکنیم. ای خداوند، با دست الهی وارد عمل بشو و ذهن ما را آرام و فکر ما را شفاف بگردان تا بتوانیم بدون هر گونه پیشفرض و هر گونه ذهنیت قبلی، با ذهن باز و دل صاف، آنچه برای ما ارمغان داری پذیرا بشویم.
ای خداوند، دعا میکنم واعظ خودت را هدایت و راهنمایی بکنی تا او فقط یک وسیله باشد و در واقع عیسی مسیح معلم کلام خدا باشد و روح خدا کلامت را در دل شنوندگان جای بدهد. باشد که از تو بشنویم و زمانی که از این ساختمان بیرون میرویم، خیالمان جمع باشد که با تو ملاقات کردیم. تو را میستاییم. در نام مسیح. آمین.
برای شروع، به انجیل یوحنا نگاه بکنیم. یوحنا فصل ۱۳ تا ۱۶ رویدادهای شب آخری را که عیسی مسیح با شاگردانش مشارکت داشت برای ما توضیح میدهد. در آن شام آخر، عیسی مسیح وعدههای زیادی به شاگردانش میدهد. او به شاگردانش وعدههای عالی و بینظیر و شگفتآور میدهد. اما کلید راهگشای همۀ آن وعدهها آمدن روحالقدس است. در آن شب آخر، قبل از آنکه عیسی مسیح دستگیر و مصلوب شود، هر وعدهای که میدهد تحقق آن وعده به آمدن روحالقدس ربط دارد.
همۀ ما میدانیم خدا خدای واحد است: «ای اسراییل، بشنو، یهوه، خدای ما، یهوه واحد است.» در عهدعتیق، این دعا معروف به «شِما» است [«شِما» در زبان عبری یعنی «بشنو.»] اما همۀ ما این را خیلی خوب میدانیم که خداوند واحد، خدای واحد، یک خدا در سه شخص مجزا است. این سرّ خدای تثلیث است. خدا یک خدا است در سه شخص: خدای پدر، خدای پسر، خدای روحالقدس.
اغلب، خدا از طریق عیسی مسیح به ما وعده میدهد و روحالقدس آن وعدهها را برای ما تأیید میکند. در واقع، خدا، در شخص سوم تثلیث، وعدههای خودش را به انجام میرساند. بنابراین، روح خدا خودش خدا است. روحالقدس شخص سوم تثلیث است. وقتی روحالقدس به زندگی ایمانداران وارد میشود، همۀ وعدههای عیسی مسیح را تحقق میبخشد.
در همین راستا، به انجیل یوحنا فصل ۱۴ نگاه بکنیم. در مقایسه با فصل ۱۳ و ۱۵ و ۱۶، خداوند به طور خاص در فصل ۱۴ وعدههای بسیار مهمی به شاگردانش میدهد. عیسی مسیح در آستانۀ ترک شاگردانش است و نمیخواهد آنها را با ترس و واهمه تنها بگذارد. آنها از اینکه فهمیده بودند عیسی مسیح قصد رفتن دارد بسیار ترسیده بودند. برای همین، عیسی مسیح چندین بار میگوید: «دل شما مضطرب نشود!» عیسی مسیح، برای اینکه جای خالی خودش را برای شاگردانش جبران بکند، به آنها وعدههای عالی میدهد و قرار است با آمدن روحالقدس آن وعدهها به انجام برسند. برای نمونه، به آیۀ ۱۷ توجه بکنید که اصل مطلب را بیان میکند. عیسی مسیح میفرماید: «روح راستی که جهان نمیتواند او را قبول کند، زیرا که او را نمیبیند و نمیشناسد و اما شما او را میشناسید، زیرا که با شما میماند و در شما خواهد بود.» این آیه یکی از مهمترین بیانیهها در کتابمقدس است که آغاز دوران عهد جدید را اعلام میکند. آمدن روحالقدس تدبیر و برنامۀ خدا برای آغاز دوران عهد جدید است. روحالقدس با شما بوده، اما در آیندۀ نزدیک در شما ساکن خواهد شد. این وعدۀ شروع دوران عهد جدید است. دوران عهد جدید آغاز میشود. از روز پنطیکاست، روح خدا فقط با قوم خدا و کنار آنها نیست، بلکه در قوم خدا ساکن خواهد بود. با آمدن روحالقدس، تحقق سایر وعدهها امکانپذیر خواهد بود. اگر روح خدا در ایمانداران ساکن نمیشد، هیچیک از وعدههای عیسی مسیح ثمر نمیداد.
الان، برای اینکه منظورم را بهتر توضیح بدهم، به انجیل یوحنا فصل ۱۴ و شش آیۀ اول نگاه بکنیم. در این آیات، در اصل، عیسی مسیح آسمان را به شاگردانش وعده میدهد. این وعده را از آیۀ ۲ میخوانیم: «در خانۀ پدر من، منزل بسیار است، و الاّ به شما میگفتم. میروم تا برای شما مکانی حاضر کنم، و اگر بروم و از برای شما مکانی حاضر کنم، باز میآیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جایی که من میباشم شما نیز باشید.» این یک وعدۀ عظیم است. عیسی مسیح میگوید: «من در آستانۀ رفتن هستم. اما برای شما مکانی آماده میکنم. سپس بازمیگردم و شما را با خودم به آنجا میبرم.» این یک وعدۀ عالی است.
ولی یک نکته را به شما بگویم. اگر شما هم مثل من باشید، حتماً دلتان میخواهد اگر کسی به شما وعده میدهد، تضمینش را نیز به شما بدهد. یک نفر به شما یک قول میدهد. شما میگویید: «خیلی هم عالی! از شما ممنونم که این قول را به من دادید. ولی آیا راهی وجود دارد که این قول را تضمین بکنید؟ آیا میتوانید یک تأییدیه بدهید؟»
بسیار خوب، خدا میداند که وقتی وعدهای میدهد، باید برای آن تأییدیه بدهد. رسالۀ دوم قرنتیان فصل ۵ به ما میگوید: «خدا بیعانۀ روح را به ما میدهد.» رسالۀ افسسیان فصل ۱ از بیعانۀ روحالقدس نام میبرد. در زبان یونانی، واژۀ «بیعانه» arrabon «آرابون» میباشد. «آرابون» یعنی «تضمین، اولین قسط، پیشبرداخت، و حلقۀ نامزدی.» به عبارتی، عیسی مسیح میفرماید: «من شما را به آسمان میبرم تا کنار من باشید و وارث ملکوت من بشوید. اما اولین قسط، پیشپرداخت، تضمین، بیعانه، یا حلقۀ نامزدی که ثابت میکند تصمیم من برای ازدواج جدی است این میباشد که روحالقدس را به شما عطا میکنم.»
به این ترتیب، روحالقدس ضامن این وعدۀ میراث آسمانی است. اگر روحالقدس در ما ساکن نبود، این تضمین و اطمینان خاطر را نداشتیم که مسیح به وعدۀ خود وفا میکند.
در انجیل یوحنا فصل ۱۴ آیۀ ۱۲، خداوند، با سخاوتمندی و بزرگواری، وعدۀ عالی دیگری میدهد. او میگوید: «آمین، آمین، به شما میگویم هر که به من ایمان آورد کارهایی را که من میکنم او نیز خواهد کرد و بزرگتر از اینها نیز خواهد کرد، زیرا که من نزد پدر میروم.» عیسی مسیح میفرماید: «شما کارهای بزرگتر خواهید کرد.» البته منظور این نیست که ما کارهای بزرگتر از کارهای مسیح انجام میدهیم. ما توانایی نداریم کارهای بزرگتر از کارهای او انجام بدهیم. اما منظور عیسی مسیح وسعت و گستره و دامنۀ کارهای ما از نظر ابعاد جغرافیایی است. عیسی مسیح فقط در یک جغرافیا خدمت کرد، ولی ایمانداران در مکانها و مناطق مختلف خدمت میکنند.
بله، عیسی مسیح میگوید: «چون نزد پدر آسمانی میروم، شما کارهای بزرگتری خواهید کرد.» اما چنین امری، به خصوص، در غیاب عیسی مسیح چطور ممکن است؟ پاسخ این سوال اعمال رسولان ۱:۸ میباشد که خداوندمان میگوید: «چون روحالقدس بر شما میآید، قوت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامره و تا اقصای جهان.» در ضمن، در زبان یونانی، عبارت «شاهدان من» mou martures «مو مارتیرِس» میباشد، یعنی «شهیدان من.» [شهید یعنی کسی که شهادت میدهد.] این آیه تحقق وعدۀ عیسی مسیح است. او در اورشلیم و یهودیه خدمت کرد، اما شما در دورترین نقاط جهان خدمت خواهید کرد، مناطقی که عیسی هرگز آنجا قدم نگذاشت. ولی شما به خاطر روحالقدس میتوانید تا دورترین نقاط جهان خدمت بکنید. پس تحقق این وعدۀ مسیح به سکونت روح خدا در ما بستگی دارد. اگر روحالقدس در ما نباشد، نمیتوانیم تا دورترین نقاط جهان شاهدان مسیح باشیم. تا زمانی که تضمین روح خدا را نداشته باشیم و خیالمان از حضور او در ما راحت نباشد، خاطرجمع نخواهیم بود که وارث ملکوت خدا هستیم.
حالا به آیۀ ۱۳ و ۱۴ در یوحنا فصل ۱۴ نگاه بکنیم. خداوند در اینجا وعدۀ دیگری میدهد: «و هر چیزی را که به اسم من سوال کنید بهجا خواهم آورد.» او همین وعده را در آیۀ ۱۴ تکرار میکند: «اگر چیزی به اسم من طلب کنید، من آن را بهجا خواهم آورد.» این یک وعدۀ بینظیر است. خداوند میگوید: «من به شما یک سرمایه میدهم. این سرمایه نامش دعا است. به اسم من درخواست بکنید، من آن را بهجا خواهم آورد.»
در اینجا لازم است نکتهای را به شما بگوییم: دعا کردن به این آسانی نیست، در واقع خیلی هم سخت است. آیا میدانید چرا سخت است؟ چون رسالۀ رومیان فصل ۸ به ما میگوید نمیدانیم چطور و چگونه دعا بکنیم. اما روحالقدس به نالههایی که نمیشود بیان کرد برای ما شفاعت میکند، چون روحالقدس فکر پدر آسمانی را میداند. به عبارتی، آن وعدۀ عیسی مسیح دربارۀ دعا تحقق پیدا نمیکرد اگر روحالقدس، که در ما ساکن است، پیوسته در پیشگاه تخت خدا برای ما شفاعت نمینمود.
بنابراین، چون روحالقدس در ما ساکن است، تضمین داریم که میراث آسمانی از آنِ ما است و میدانیم کارهای بزرگتر از خداوندمان انجام خواهیم داد، یعنی از نظر وسعت جغرافیایی، و میتوانیم از خداوند درخواست بکنیم تا دعای ما برآورده بشود.
حالا به انجیل یوحنا فصل ۱۴ و آیۀ ۱۸ توجه بکنید. عیسی مسیح میگوید: «شما را یتیم نمیگذارم. نزد شما میآیم. بعد از اندک زمانی، جهان دیگر مرا نمیبیند و اما شما مرا میبینید.» ولی این چگونه ممکن است؟ عیسی مسیح از این دنیا میرود و جهان دیگر او را نمیبیند. اما منظور او چیست که میگوید نزد شما میآیم؟ آیۀ ۲۰: «در آن روز، شما خواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما.»
بسیار خوب، در چه روزی شاگردان مسیح میفهمند خدا با آنها است؟ در چه روزی قوم خدا میفهمند خدا آمده تا در آنها زندگی بکند؟ روز پنطیکاست آن روز است. در روز پنطیکاست، روح خدا نازل شد و در قوم خدا ساکن گشت. عیسی مسیح دقیقاً به همین نازل شدن روحالقدس اشاره میکند. او میگوید: «من میروم. اما بازمیگردم و در آن روز خواهید دانست که من در شما هستم.» این کلام عیسی مسیح در آمدن روحالقدس به انجام رسید. آمدن روحالقدس تضمین این واقعیت است که خدا در ما زندگی میکند.
حالا به آیۀ ۲۷ نگاه بکنید: «آرامش برای شما میگذارم. آرامش خود را به شما میدهم. نه چنان که جهان میدهد من به شما میدهم. دل شما مضطرب و هراسان نباشد.» همینجا، به یوحنا فصل ۱۵ آیۀ ۱۱ توجه بکنید: «این را به شما گفتم تا خوشی من در شما باشد و شادی شما کامل گردد.» عیسی مسیح میفرماید: «میخواهم آرامش مرا داشته باشید» (فصل ۱۴). «میخواهم شادی مرا داشته باشید» (فصل ۱۵). او همچنین در فصل ۱۳ میگوید: «میخواهم محبت مرا داشته باشید.» بله، «محبت، شادی، آرامش.» حالا شما میگویید: «این یک وعدۀ عالی است. ولی از کجا محبت و شادی و آرامش بگیریم؟» پاسخ شما رسالۀ غلاطیان ۵:۲۲ میباشد: «ثمرۀ روح محبت و شادی و آرامش است.»
پس همۀ وعدههایی که عیسی مسیح به ایمانداران میدهد، به خاطر حضور روح خدا که در آنها ساکن است، به انجام میرسد. این موضوع خیلی مهم است. همۀ ما ایمانداران این سرمایه را داریم. برای همین، در انجیل یوحنا فصل ۱۶ آیۀ ۱۴، عیسی مسیح میفرماید: وقتی روحالقدس بیاید، «او مرا جلال خواهد داد، زیرا که از آنچه آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد.» به عبارتی، روحالقدس تنها راهی است که وعدههای مسیح برای ایمانداران به انجام میرسند. این یک حقیقت بسیار مهم و حیاتی است. اگر روحالقدس در ایمانداران ساکن نمیشد، وعدههای مسیح در زندگی شما به انجام نمیرسید.
حالا به یک نکتۀ کلیدی اشاره بکنیم: بله، به خاطر سکونت روحالقدس در شما، همۀ وعدههای مسیح از آنِ شما میشوند. اما این امر فقط زمانی در زندگی شما عملی میشود و وعدههای عیسی مسیح فقط زمانی در زندگی شما به انجام میرسد که از روحالقدس پُر باشید. آیا متوجه هستید؟ شما روحالقدس را دارید، مثل همۀ ایمانداران که روحالقدس را دارند. روح خدا در شما ساکن است. زمینۀ تحقق وعدههای مسیح برای شما فراهم است. ولی، اگر از روح خدا پر نباشید و روح خدا اختیاردار شما نباشد، اگر روح خدا هادی شما نباشد، صاحب این وعدههای عالی نخواهید بود. وعدهای هم که تحقق پیدا نکند مثل این است که اصلاً وعدهای داده نشده و یا اصلاً به آن وعده وفا نشده است.
اما واقعیت این است که خدا عیسی مسیح را به شما هدیه داده و خدا در مسیح وعدههای عظیم و گرانبها به ما عطا نموده است. پطرس این وعدهها را عظیم و گرانبها مینامد. وعدههای مسیح از آنِ شما هستند. شما صاحب وعدهها هستید. ولی، تا زمانی که متوجه نباشید باید اختیار زندگی را به دست روحالقدس بدهید، از آن وعدهها برکت نخواهید گرفت. اگر روحالقدس اختیاردار شما نباشد، معنی امنیت در زندگی و امنیت پس از مرگ را درک نمیکنید. اگر روحالقدس اختیاردار شما نباشد، طعم اتفاقهای عالی در زندگی مسیحی را نمیچشید، طعم برآورده شدن دعا را نمیچشید، حضور زندۀ خدا را احساس نمیکنید، طعم محبت و شادی و آرامش را نمیچشید. شما روحالقدس را دارید، ولی حضور روحالقدس در زندگی شما به چشم نمیآید، کمرنگ است. پس آنچه پولس دربارۀ روحالقدس تعلیم میدهد یک حقیقت مهم و حیاتی و مسلم است.
حالا بازگردیم به رسالۀ افسسیان فصل ۵. پولس میگوید، اگر میخواهید همۀ این برکتها در زندگی شما شکوفا بشود، کاملاً ضروری است که از روحالقدس پُر بشوید. برای بهره گرفتن از این برکتهای روحانی، امکان دیگری وجود ندارد، راه دیگری وجود ندارد.
از فصل یک تا فصل پنجم رسالۀ افسسیان، پولس توصیف میکند که ایمانداران از قدرت و قوت عظیم روحانی، به فراوانی، برخوردارند. اما نقطۀ عطف همۀ توضیحات پولس آیۀ ۱۸ در فصل ۵ میباشد.
عزیزان، اگر کل پنج فصل افسسیان را تا آیۀ ۱۷ بخوانید، اما در همین آیه درجا بزنید و جلو نروید، راه به جایی نخواهید برد و از یک کلید راهگشای حیاتی غافل میمانید. اگر روحالقدس اختیاردار شما نباشد، همۀ سرمایهای که برای شما موجود است، همۀ آنچه برای یک زندگی حکیمانه و پرمحبت فراهم است، همۀ آنچه میتواند شما را از دنیا جدا بکند و باعث فروتنی شما و اتحاد در بدن مسیح بشود، همگی، بیاثر خواهد بود. سپس، وقتی به افسسیان فصل ۶ میرسید که باید با شیطان مبارزه بکنید، اگر روحالقدس اختیاردار زندگی شما نباشد، جنگ را کاملاً میبازید. خلاصه، افسسیان فصل ۵ آیۀ ۱۸ اصل مطلب است. باید با مداد قرمز دور آیۀ ۱۸ را خط پررنگ بکشید.
حالا به افسسیان فصل ۵ آیات ۱۸ تا ۲۱ بازگردیم. در مطالعۀ این آیات، سه نکته را بررسی کردیم: «تضاد، حکم، پیامدها.» ما نکتۀ تضاد را با جزییات بررسی کردیم: «مست شراب مشوید که در آن فجور است، بلکه از روح پُر شوید.» حرف اصلی این است: ما مثل بتپرستان نیستیم که شادی ما، آرامش ما، نشاط ما، ارتباط ما با خدا، مشارکت ما با خدا، و قدرت ما از مست کردن منشأ بگیرد. همۀ اینها را که نام بردیم ثمرۀ پُر شدن از روحالقدس است. این تضاد را بررسی کردیم.
سپس به مورد دوم، یعنی «حکم،» میرسیم. حکم این است: «از روح پُر شوید.» حرف اصلی این آیه از این قرار است: اگر همۀ سرمایۀ روحانی ما به روحالقدس بستگی دارد، اگر دست یافتن به این سرمایه به پُر شدن از روحالقدس بستگی دارد، پس باید پیوسته و مداوم از روحالقدس پُر بشویم و پیوسته و مداوم در اختیار روحالقدس باشیم. موضوع این است که باید لحظه به لحظه زندگی خودتان را تسلیم ارادۀ روح خدا و عملکرد روح خدا بکنید. پُر شدن از روحالقدس یک تجربۀ عجیب و غریب و اسرارآمیز نیست. پُر شدن از روحالقدس مثل یک شوک و تکان الهی نیست که شما را در یک لحظه متحول بکند. پُر شدن از روحالقدس صرفاً به این معنا است که خودتان را لحظه به لحظه و قدم به قدم تسلیم روح خدا بکنید. اما پُری روحالقدس فقط زمانی اتفاق میافتد که فکرتان بر روح خدا متمرکز باشد و ذهن و دل و جانتان از کلام خدا در کتابمقدس لبریز. در این صورت است که از روحالقدس پُر میشوید و او اختیاردار شما خواهد بود.
حالا به نکتۀ سوم میرسیم، یعنی پیامدها. پولس در این آیات به سه پیامد اشاره میکند که ثمرۀ پُر شدن از روحالقدس میباشد. اولین پیامد یک اتفاق فردی است، به این معنی که ما سرود میخوانیم. دومین پیامد این است که خدا را شکرگزاری میکنیم. پیامد سوم به رابطۀ ما با ایمانداران ربط دارد که مطیع یکدیگر میشویم. البته یک پیامد چهارم را هم اضافه میکنم که میتواند به رابطۀ ما با غیرایمانداران ربط داشته باشد، به این معنی که به آنها خدمت میکنیم. در آینده، دربارۀ این پیامد چهارم صحبت خواهیم کرد.
بنابراین، وقتی از روحالقدس پُر هستید، همۀ روابط شما درست میشود. ابتدا، رابطۀ شما با خودتان درست میشود و شما به یک شخصیت سالم تبدیل میشوید که با خودتان مشکل درونی ندارید. مردم سراغ مشاور و روانپزشک و روانشناس و روانکاو و حتی سراغ مشاوران مسیحی میروند. مردم به قرصهای آرامبخش والیوم و تورازین و لیبریوم و امثال اینها پناه میبرند تا مشکلاتشان را حل بکنند. اما تنها اتفاقی که برای آنها میافتد این است که خوابآلود میشوند و به خواب عمیق فرو میروند که اگر دنیا را آب ببرد، آنها را خواب میبرد. مردم به هر راه و روش چنگ میزنند تا از دست مشکلات فردی و درونی خلاص بشوند، در حالی که تنها راهی که میتوانید با خودتان در صلح و آرامش باشید و در دلتان سرود بخوانید این است که از روحالقدس پُر باشید. پس سرود خواندن به رابطۀ شما با خودتان ربط دارد.
سپس، وقتی از روحالقدس پُر باشید، کاری را انجام میدهید که افسسیان فصل ۵ آیۀ ۲۰ به ما میگوید: «پیوسته، به جهت هر چیز، خدا را شکر میکنید.» آنگاه، در سومین مورد، به گفتۀ آیۀ ۲۱، مطیع دیگران میشوید. اینجا حرف از روحیۀ فروتنی است. این روحیۀ فروتنی میگوید: «من فکر منافع خودم نیستم. من به فکر این هستم که چه کاری به نفع شما است.» بله، با پُری روحالقدس، همۀ روابط درست میشوند.
حالا سراغ مورد چهارم برویم، یعنی خدمت کردن. در انجیل یوحنا فصل ۷، خداوند میفرماید: «وقتی روح خدا شما را پُر بکند، از بطن شما نهرهای آب زنده جاری خواهد شد که به دیگران ثمر میرساند.» پس همۀ روابط ما به پُر شدن از روحالقدس بستگی دارد. وقتی روح خدا اختیاردار ما است، همهچیز درست میشود.
الان، یکبار دیگر، مورد اول را مرور بکنیم، یعنی سرود خواندن که یک اتفاق فردی است. وقتی به عیسی مسیح ایمان میآورید و روح خدا در شما ساکن میشود و روح خدا شما را پُر میکند، شما، از درون، دلشاد میشوید. یک ایماندار که از روحالقدس پُر است، در هر شرایط و در هر اتفاق، یک ایماندار شاد و بانشاط است، حتی اگر یک ایماندار زندانی بشود و مثل پولس و سیلاس پای او در کُنده گرفتار باشد.
همینجا لازم است دربارۀ کُنده توضیح بدهم. کُندهای که پولس و سیلاس در آن گرفتار بودند مثل کُندۀ قرون وسطا نبود که دستها و گردن را داخل سه نیمدایره که روی کُنده یا تختهچوب درست کرده بودند قرار میدادند و روی سر و دستها یک تختهچوب دیگر با همان نیمدایرهها قرار میدادند که روی تختۀ پایینی قفل میشد. اما کُندهای که پولس و سیلاس در آن گرفتار بودند به این شکل بود که زندانیان را مینشاندند و پای آنها را از دو شکاف یا سوراخ عبور میدادند و پای آنها را در همان شکاف یا سوراخ گرفتار میکردند. اما نکته اینجا بود که فاصلۀ این دو شکاف را که دو پا، جداگانه، در آن گرفتار بود زیاد میکردند، به حدی که دو پا به قدری کشیده بشود و از هم فاصله بگیرد که تا آستانۀ جدا شدن مفصلها پیش برود. به عبارتی، هر دو پا را از دو طرف مخالف دور میکردند، انگار که بخواهند بدن را از وسط دو نیم بکنند. سپس زندانی را چندین هفته، مداوم و بیوقفه، در همین حالت در کُنده نگه میداشتند، در حالی که زندانی باید شب و روز این درد و فشار و کشیدگی عضله در هر دو پا را تحمل میکرد.
با این توصیف، یادمان باشد که پولس و سیلاس در چنین وضعیتی سرود میخواندند. چرا؟ چون شرایط و موقعیت مسألۀ اصلی نیست. مسألۀ اصلی این است که از روحالقدس پُر باشیم که ثمرۀ آن سرود خواندن میباشد.
وقتی رابطۀ من با خودم درست است، وقتی با خودم در صلح و آشتی هستم و در دلم آرامش دارم، وقتی از روح خدا پُر هستم، از دهانم سرود جاری میشود.
پس این اصل را بررسی کردیم که ایماندارانی که از روحالقدس پُر هستند سرود میخوانند، چون در دلشان صلح و آرامش دارند. در این مورد، یک مثال میزنم. آقای جری میچِل یکی از شبانهای کلیسای ما است و در خدمات بشارتی کلیسای ما نیز خدمت میکند. او همین چند روز پیش از سفر دوهفتهای به اسراییل بازگشت. آقای جری با یک گروه از یهودیان به این سفر رفته بود و در واقع اولین غیر یهودی بود که با این گروه همراه شد. هیچیک از همسفران آقای جری مسیحی نبودند. در اسراییل، او در منزل یک ژنرال اسراییلی اقامت میکند. قبلاً پیش نیامده بود که آقای جری دو هفته با هیچ ایمانداری در تماس و مشارکت نباشد. آقای جری هفتۀ پیش اینجا نبود که موعظۀ یکشنبه را بشنود. او دوشنبۀ قبل به آمریکا بازمیگردد و در جلسهای که با کارمندان کلیسا داشتیم شرکت کرد. اولین کلام آقای جری این بود: «چقدر خوب که بازگشتم و میتوانم با برادران مشارکت داشته باشم! چه حس خوبی دارم که اینجا هستم. چقدر کلافه بودم که آن چند روز مجبور بودم مدام با غیرایمانداران باشم! ولی، هر وقت حمام میرفتم، زیر دوش، سرود میخواندم.» اینجا بود که با شنیدن این حرف آقای جری همۀ ما لبخند زدیم. آقای جری موعظۀ هفتۀ قبل را نشنیده بود. اما کسی که از روحالقدس پُر است طبیعی است که سرود میخواند. ولی، اگر یک ایماندار جایی باشد که نتواند سرود بخواند، زیر دوش میرود و دربارۀ عیسی مسیح، هرچه دل تنگش میخواهد، سرود میخواند. البته، اگر در اسراییل باشید و در بعضی از هتلها سرود بخوانید، برای شما دردسر درست میکند. آقای جری باید در اتاق را قفل میکرد تا بتواند عهدجدید را بخواند. اما شادی و نشاط روحالقدس با خواندن سرودها از دلش جاری میشدند.
در کتاب «سیاحت مسیحی،» آقای جان بانیان یک تصویر شاهکار از زندگی مسیحی خلق میکند. در مسیری که شخصیت اصلی داستان پیش میرود، گاه از مسیر اصلی خارج میشود. او در ورطۀ غم و ناامیدی و سرخوردگی میافتد. اما از آن ورطه خارج میشود و به قلعۀ شک و تردید داخل میشود. سپس به یک جادۀ اشتباه قدم میگذارد و یک نفر او را به سمت جشنوارۀ بطالت هدایت میکند. خلاصه، این مسافر ما دچار همۀ این مشکلات میشود و گاه و بیگاه از مسیر درست منحرف میشود. اما همواره به مسیر درست بازمیگردد. در نهایت، در مسیر درست پیش میرود و به راه خود ادامه میدهد. سرانجام، از رودخانه عبور میکند، از تپّه بالا میرود، و به شهر آسمانی میرسد.
آقای جان بانیان، در طول این داستان، در کل کتاب «سیاحت مسیحی،» حتی یکبار هم از پُری روحالقدس حرف نمیزند. اما پنجاه بار عنوان میکند که شخصیت اصلی به مسیر درست بازمیگردد و در راه سرود میخواند. جان بانیان، به این شکل، به پُری روحالقدس اشاره میکند. شخصیت این داستان در مسیری که پیش میرود سرود میخواند. چرا؟ چون سرود خواندن به زبان آوردن کاری است که خدا در دل ایمانداران انجام میدهد.
بله، ایماندارانی که از روحالقدس پُر هستند سرود میخوانند. در واقع، وقتی بتپرستان با هم جمع میشوند، در مراسم عیاشی و هرزگی که برای بتها برگزار میکنند، در آیین و تشریفات شیطانی خودشان، مست میشوند و مِیگساری میکنند. اما، وقتی ما، ایمانداران، جمع میشویم، سرود میخوانیم، چون روح خدا سرود در دلمان نهاده است. این یک اصل پایه است. به گفتۀ رسالۀ افسسیان ۵:۱۸، اگر از روحالقدس پُر هستید، سرود میخوانید. به گفتۀ رسالۀ کولسیان ۳:۱۶، اگر کلام مسیح به دولتمندی در شما ساکن باشد، سرود میخوانید. رسالۀ یعقوب ۵:۱۳ به ما میگوید، اگر دلتان از شادی پُر است، سرود میخوانید. بله، این حقیقت دارد. خدا برای ابراز شادی و نشاط دلمان به ما سرود میدهد.
در پیغام قبل، از شما چند سوال پرسیدیم. الان آنها را مرور میکنیم. سوال اول این است: «ما در میان چه کسانی سرود میخوانیم؟» افسسیان فصل ۵ آیۀ ۱۹ پاسخ میدهد: «با یکدیگر به سرودهای روحانی گفتگو کنید.» بله، ما در میان خودمان سرود میخوانیم.
من متوجه شدم بعضی از مسیحیان اصرار دارند که سرود خواندن را وسیلۀ بشارت قرار بدهند. من در مکانهای مختلف موعظه کردم و گروههای موسیقی مختلفی را در این مکانها دیدم. وقتی از آن گروههای موسیقی میپرسم: «چرا سبک موسیقی شما به این شکل است؟» در جواب میگویند: «اگر قرار است از طریق سرود و نوای موسیقی مردم دنیا را جذب مسیح بکنید، باید همان سبک موسیقی را اجرا بکنید که مورد پسند دنیا است و دنیا به آن گوش میدهد.» اما سوال همیشگی من این است: «کجای کتابمقدس میگوید قرار است از طریق موسیقی به دنیا بشارت بدهید؟» آن گروههای موسیقی واقعاً در این مورد اصلاً فکر نمیکنند و جواب همیشگی آنها «نمیدانم» است.
واقعیت این است که هیچ آیهای در کتابمقدس به ما نمیگوید برای بشارت انجیل مسیح سرود بخوانید، بلکه انجیل مسیح را موعظه بکنید. قصد خدا هرگز این نبوده که موسیقی را وسیلۀ بشارت قرار بدهد. موسیقی قدمت دیرینه دارد. من مطمئنم یک وقتهایی پیش میآید که سرودهای روحانی با دل یک غیرایماندار صحبت میکند و روی وجدان او اثر میگذارد. چه بسا، وقتی او حقیقت انجیل را در سرودها میشنود، با شنیدن آن حقایق به مسیح ایمان بیاورد. اما این سرود خواندن یک برکت جانبی است، مثل زمانی که زندگی مسیحی شما برای یک غیرایماندار شهادت چشمگیری است. اما جانِ کلام بشارت انجیل این است که انجیل را موعظه بکنید و انجیل را زندگی بکنید و انجیل را تعلیم بدهید. کلام خدا به ما نمیگوید با تشکیل گروههای موسیقی مسیحی به دنیا بشارت بدهید. البته من نمیخواهم در این مورد خیلی سختگیری بکنم. اما، به نظرم، اگر واقعاً یکبار دیگر کلام خدا را در افسسیان ۵:۱۹ به دقت بررسی بکنیم، میتوانیم خیلی از آهنگها و ترانهها را که به اسم موسیقی مسیحی میشنویم از دایرۀ سرودهای مسیحی حذف کنیم. جالب است که توجیه آنها این است که با سرود خواندن برای مردم دنیا به آنها بشارت میدهیم.
اما کلام خدا هرگز به ما نمیگوید که با سرود خواندن برای مردم دنیا به آنها بشارت بدهیم. ما باید همیشه این حقیقت را به یاد داشته باشیم. انجیل قدرت خدا است برای نجات. برای همین، باید فقط پیغام انجیل موعظه بشود. من مطمئنم خدا خیلی خوب میداند که موسیقی قدرت دارد انسانها را احساساتی بکند. برای همین، خدا میخواهد حواسمان باشد مبادا به جای موعظۀ انجیل موسیقی اجرا بکنیم تا مردم احساساتی بشوند. اگر قرار است مردم ایمان بیاورند، باید بر اساس حقیقت ایمان بیاورند، نه بر پایۀ احساسات. از اینرو، خیلی مهم است که کتابمقدس میگوید کلیسا و ایمانداران در میان خودشان سرود بخوانند. سرود روحانی متعلق به کلیسا است.
البته ناگفته نماند که خیلی عالی است اگر غیرایمانداران کلیسا بیایند و موسیقی و سرودهای ما را بشنوند. امیدوارم آنها موسیقی و سرودهای ما را دوست داشته باشند. اما غیرایمانداران نمیتوانند سرودهای روحانی را مثل ما درک بکنند. آنها باید انجیل عیسی مسیح را بشنوند تا به مسیح ایمان بیاورند. نیاز آنها فقط این نیست که به سرود گوش بدهند. اما ترس من از این است که این روزها موسیقی با همۀ قدرت و تأثیری که روی آدمها دارد و آنها را احساساتی میکند به یک ابزار جدی برای بشارت تبدیل بشود. اگر موسیقی مسیحی را همرنگ موسیقی دنیا بکنید، آنوقت، دنیا خیال میکند مسیحی شدن فرق زیادی با دنیوی بودن ندارد. برای همین، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم کسانی که فقط با شنیدن موسیقی مسیحی ایمان میآورند واقعاً سرسپردۀ مسیح باشند.
من نمیخواهم خیلی زیاد روی این موضوع بشارت از طریق موسیقی پافشاری بکنم یا به یک نتیجهگیری قطعی برسم. اما میخواهم متوجه باشید حرف پولس این است که ایماندارانی که از روحالقدس پُر هستند در میان خودشان سرود میخوانند. در عهدعتیق، موسیقی قوم اسراییل مخصوص قوم اسراییل بود. موسیقی موسیقی اسراییل بود و آنها در میان خودشان سرودهای مخصوص خودشان را میخواندند.
حالا سوال دوم را مرور میکنیم: «این سرودهای روحانی از کجا میآید؟ منشأ سرودها کجا است؟» برای یافتن جواب، به انتهای آیۀ ۱۹ نگاه بکنید. «در دلهای خود به خداوند بسرایید و ترنّم نمایید.» منظور این است که این سرود از دل شما و از درون شما برمیخیزد. منبع و منشأ سرودها دل است.
هفتۀ پیش اشاره کردم که در کتاب عاموس فصل ۵ خدا از زبان عاموس نبی به قوم اسراییل میگوید: «سرود نخوانید، چون دلتان با من صاف نیست. نمیخواهم سرودهای شما را بشنوم.» سپس عاموس فصل ۶ چنین میگوید: «شما حماقت به خرج میدهید. شما بر تختهای عاج میخوابید و بر بسترها دراز میشوید و شراب را از کاسهها مینوشید، چون جام شراب برای شما کم است. شما مست میکنید. شما غرق لذت و خوشگذرانی هستید. شما خودتان را به بهترین عطریات تدهین مینمایید و خودتان را با جواهرات آراسته میکنید. شما همهگونه سرود و ترانه میخوانید و نغمهسرایی میکنید و سازهای جدید و فرهیخته اختراع میکنید. اما نمیخواهم صدای هیچیک از آنها را بشنوم. از سرود خواندن دست بردارید.»
حالا به عاموس فصل ۸ آیۀ ۳ توجه بکنید که خدا میگوید: «در آن روز حسابرسی، سرود شما به نوحه تبدیل خواهد شد.» به عبارتی، سرود و موسیقی مسألۀ اصلی نیست، موضوع اصلی دل کسی است که سرود میخواند. خدا به دل نگاه میکند. شما میتوانید زیباترین سرود عالم را بخوانید، میتوانید زیباترین ترانه که خدا را جلال میدهد به زبان بیاورید، ولی، اگر دلتان با خدا صاف نباشد، چه اینجا در حضور جمع سرود بخوانید، چه در خانۀ خودتان سرود بخوانید، هر قدر هم زیبا بخوانید، سرود شما خدا را خشنود نمیکند. از طرف دیگر، هرچند ظاهرتان آراسته و اتوکشیده نباشد، هرچند با نُت درست سرود نخوانید، ولی، اگر دلتان با خدا صاف است، سرود شما در گوش خدا یک نوای دلنشین خواهد بود. پس موضوع موضوع دل است.
اما، عزیزان، امروزه در کلیسا این دیدگاه را از دست دادیم. امروز، مسیحیت پُر شده از نوازندگان و خوانندگانی که دلشان با خدا صاف نیست. اما، هر کجا صحبت از موسیقی مسیحی است، نام آن نوازندگان و خوانندگان سر زبانها است و همۀ مردم به قول معروف برای آنها سر و دست میشکنند. ولی، اگر دل آنها صاف نیست، خدا به سرودهای آنها علاقه ندارد. البته من قصد ندارم پنبۀ همۀ این گروههای موسیقی را بزنم. اما به نظرم بهتر است از خدمت موسیقی دست بکشند و زندگی روحانی خودشان را در حضور خدا سر و سامان بدهند، سپس بیایند و ادعا بکنند موسیقی آنها خداپسندانه است. اما واقعیت این است که در حال حاضر خدا دل خوشی از وضعیت دل آنها ندارد.
دوستان، طبیعی است که شما نمیخواهید همرنگ موسیقی دنیا باشید. سرود و موسیقی ما باید با دنیا فرق داشته باشد. موسیقی دنیا یک روز متوقف میشود. روزی میرسد که هر ایستگاه رادیویی که موسیقی پخش میکند از فعالیت میایستد. همۀ سازها خاموش خواهند شد. یک روز فرا میرسد که دیگر از موسیقی دنیا خبری نخواهد بود. شما میپرسید: «این روز چه روزی خواهد بود؟» کتاب مکاشفه فصل ۱۸ آیۀ ۲۰ تا ۲۲ پاسخ شما است. در کتاب مکاشفه فصل ۱۸، خدا نظام دنیا را داوری میکند. این نظام دنیا به نام بابِل شناخته میشود. بابِل مبدأ و منشأ نظام شریر دنیا است که سرنگون خواهد شد. این نظام شریر دنیا، که در آینده به دست دجال اداره میشود، بابِل نام دارد.
به گفتۀ کتاب مکاشفه فصل ۱۸، در پایان آن دوران مصیبت عظیم، در آخر زمان، بابِل از صحنۀ روزگار محو خواهد شد. سپس عیسی مسیح بازمیگردد و سلطنت خودش را برقرار میکند. اما، به گفتۀ آیۀ ۲۱، یکی از اتفاقها از این قرار است: «و یک فرشتۀ زورآور سنگی چون سنگ آسیاب بزرگ گرفته، به دریا انداخت و گفت: چنین، به یک صدمه، شهر بابِل بزرگ منهدم خواهد گردید.» وقتی کل این نظام شریر سرنگون میشود، دقت بکنید چه چیزی از بین میرود. آیۀ ۲۲: «و صوت بربطزنان و سرودخوانان و نِیزنان و کَرنانوازان، بعد از این، در تو شنیده نخواهد شد.» این پایان موسیقی و نوای دنیا است. دیگر خبری از آوای موسیقی دنیا نخواهد بود. خدا میگوید: «دیگر بس است. موسیقی تمام میشود.» به این ترتیب، هر آهنگ و ساز و آواز و نوای موسیقی که روح خدا در آن نیست، بیدرنگ، خاموش خواهد شد. خدا موسیقی را به بشر هدیه داد. موسیقی یک برکت عالی است. اما آدمیزاد این نعمت خدا را به فساد کشاند، مثل سایر نعمتهای خدا که انسان آن را به فساد کشاند. اما روزی میرسد که خدا نوای موسیقی دنیا را خاموش خواهد کرد.
آیا میتوانید تصور بکنید دنیای بدون موسیقی چگونه خواهد بود؟ مردم جامعۀ ما از لحظهای که داخل خودرو مینشینند، رادیو را روشن میکنند و موسیقی گوش میدهند. به محضی هم که وارد خانه میشوند، ضبط را روشن میکنند. مردم، سر کار، موسیقی گوش میدهند. داخل کارخانهها موسیقی پخش میشود. داخل مغازهها صدای موسیقی به گوش میرسد. هنگام مسابقۀ فوتبال آمریکایی، بین دو نیمه، موسیقی پخش میشود. زندگی مردم بدون موسیقی معنی ندارد. وقتی مردم به موسیقی گوش میدهند، حواسشان به ترانه و موسیقی که میشنوند پَرت میشود و به مسایل دیگر فکر نمیکنند. دنیای بدون موسیقی دنیای پریشانحال خواهد بود. اما به گفتۀ کلام خدا روزی موسیقی ساکت خواهد شد.
در این مورد، به کتاب حزقیال ۲۶:۱۳ نگاه بکنیم. خدا میفرماید: «آواز نغمههای تو را ساکت خواهم گردانید که صدای عودهایت دیگر شنیده نشود.» این کلام خدا خطاب به شهر صور است. امتهای عظیم به صور حمله میکنند و آن را ویران و سرنگون میکنند. اما این گوشهچشمی است از آن داوری عظیم خدا که در آینده بر دنیا نازل خواهد شد. در جهنم هیچ نغمه و آهنگی به گوش نمیرسد. ساکنان جهنم حتی یک لحظه نوای موسیقی نخواهند شنید، هرگز سرودی نخواهند خواند. در جهنم آوای هیچ ترانه به گوش نخواهد رسید که حتی برای لحظهای آن داوری شدید و بیامان را که بر اهل جهنم نازل است تسکین بدهد.
پس از آنکه خدا نوای موسیقی دنیا را خاموش بکند، تنها سرودی که به گوش میرسد آوای موسیقی و سرودی است که از دل مقدسان خدا که از روحالقدس پُر هستند برمیخیزد. نوای سرودها و آوای موسیقی ایمانداران جایجای ملکوت خدا را پُر میکند و تا ابدیت ادامه مییابد. این سرود جاودانۀ رستگاران است. بله، سرود ما از دل برمیخیزد. سرود ما باید منحصر به فرد و از دنیا جدا باشد.
حالا نوبت پرسش سوم است: «مخاطب سرود ما چه کسی است؟» پاسخ واضح است. افسسیان فصل ۵ انتهای آیۀ ۱۹ میگوید: «به خداوند بسرایید.» بله، ما برای خداوند سرود میخوانیم. برای همین، امروز صبح، به شما گوشزد کردم که لازم نیست در جلسۀ پرستش کلیسا برای کسانی که اینجا سرود میخوانند و برای نوازندگان دست بزنید و آنها را تشویق بکنید. ممنونم که به این نکته توجه میکنید. البته نمیخواهم روی شما احساس تقصیر بگذارم که چرا از خوانندگان و نوازندگان تشکر میکنید، چون این حس قدردانی شما از دل شما برمیآید. اما نیازی نیست حس قدردانی خودتان را با دست زدن و کف زدن ابراز بکنید، چون ما این موسیقی و سرودها را در واقع تقدیم خداوند میکنیم. اگر قرار باشد کسی برای این سرودها دست بزند، آن شخص خداوند است.
خلاصه، حرف من این است که سرود خواندن در کلیسا برای ما یک تفریح و سرگرمی نیست. ما سرودها را تقدیم خداوند میکنیم. واقعیت این است که اگر در کلیسا گروه کُر سرود میخواند یا کسی ساز میزند و کسی تکخوانی میکند، در واقع، برای شما موسیقی اجرا نمیکنند، بلکه همۀ هدف این است که همه با هم خداوند را بستاییم و بپرستیم. بنابراین، اجرای موسیقی در کلیسا یک کنسرت یا برنامۀ تفریحی نیست. همۀ ما اینجا با هم متحد هستیم و همراه با خوانندگان و نوازندگان خداوند را میستاییم. حمد و ستایش و نیایش ما برای خداوند است. هر نوای موسیقی تقدیم خداوند میشود. در ضمن، شاید لازم باشد شما در خوی و منشی که با آن سرود میخوانید تجدید نظر بکنید. عدهای میگویند: «راستش را بخواهید فلان خواننده همیشه این بالا میایستد و سرود میخواند. اما به نظرم برای دل خودش سرود میخواند.» بسیار خوب، بدانید که اگر کسی قرار باشد برای دل خودش سرود بخواند، جای او این بالا نیست.
واقعیت این است که زمانی که شما کنار هم میایستید و یکصدا سرود میخوانید، خیلی وقتها صدای یک نفر را میشنوید که وقتی سرود میخواند، تا پنج ردیف آنطرفتر، انعکاس صدای او شنیده میشود و همه سر میچرخانند که ببینند صاحب این صدای زیبا چه کسی است.
آقای مارتین لویْد جونز [واعظ انگلیسی، قرن بیستم] معتقد است احتمالاً کسانی که جزو گروه کُر نیستند، اما صدای خوبی دارند و حنجرۀ سرود خواندن دارند و پشت نیمکتهای کلیسا سرود میخوانند، تعدادشان بیشتر از کسانی است که در جایگاه گروه کُر میایستند و سرود میخوانند. البته نمیدانم این گفتۀ آقای جونز تا چه اندازه درست است. ولی به نظرم همۀ ما باید بدانیم و آگاه باشیم که اگر به راستی با دلی که از روحالقدس پُر است سرود بخوانیم، این سرود تقدیم خداوند است، نه برای آدمهای اطرافتان که از صدای شما تعریف بکنند.
الان، در این مورد، یک نمونۀ کاربردی نشان میدهم. کتاب دوم تواریخ فصل ۵ از تمام شدن کار بنای معبد خبر میدهد. آن روز یک روز پرشکوه برای اسراییل بود. در آیۀ ۱۲، با لاویانی آشنا میشویم که سرودخوان بودند. به مناسبت تقدیم معبد، همگی آنها لباسهای کتان سفید میپوشند و برای سرود خواندن به صف میایستند. آن لاویان سنج و بربط و عود مینوازند و صد و بیست کاهن کَرنا مینوازند. یک گروه کُر چهار هزار نفره همراه با صد و بیست کَرنا، دیگر چه شود! چه لحظۀ باشکوهی! «کَرنانوازان و سرودخوانان، مثل یک نفر، به یک آواز، به صدا آمدند.» آنها یکصدا و یکنوا سرود میخواندند. آنها نوازندگان عالی و حرفهای و برجسته بودند. اما، مهمتر از آن، همگی آنها، یکصدا، خداوند را میستایند و او را حمد و سپاس میگویند. به عبارتی، آنها کاربلد بودند و دلشان با خدا صاف بود. ادامۀ آیۀ ۱۳ میگوید: «به یک آواز» یعنی یکصدا و یکنوا، «به صدا آمدند، با کَرناها و سنجها و سایر آلات موسیقی، به آواز بلند، خواندند و یهوه را حمد گفتند که او نیکو است، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است.» خدا از این سرود خواندن خشنود بود. به گفتۀ کلام خدا، ابر شِکیناه [یعنی ابر بسیار نورانی و درخشان جلال خدا که نمودار حضور خدا در عهدعتیق بود] فرود میآید. «خانۀ خداوند از ابر پُر شد و کاهنان به سبب ابر نتوانستند برای خدمت بایستند، زیرا که جلال یهوه خانۀ خدا را پُر کرده بود.» عجب تصویر زیبایی! آن موسیقی خدا را جلال میدهد و خدا حضور خودش را آشکار میکند و کاهنان حتی نمیتوانند خدمت بکنند، چون جلال خدا جلوی چشم آنها را گرفته و کل آن مکان را پُر کرده بود.
حالا به کتاب مکاشفه نگاه بکنیم. در آینده، نوای آن گروه کُر عظیم را میشنوید که برای خداوند چنین سرود میخوانند: «لایق است برّه. ستایش از آنِ خدا.» بله، کل موسیقی و سرودها تقدیم خدا است. آقای یوهان سِباستیان باخ، که واقعاً از بسیاری جنبهها پدر موسیقی مدرن است، قرنها قبل، چنین گفت: «هدف موسیقی جلال خدا است.» بله، حق با آقای باخ است. وقتی سرود میخوانیم، باید یادمان باشد که سرود خواندن یعنی حمد و ستایش خداوند. از اینرو، هر سرودی که میخوانیم و هر کلامی که در سرودها به زبان میآوریم باید در کتابمقدس ریشه داشته باشد. سرودهایی که میخوانیم باید بازتاب افکار خدا و خوی و منش خدا و مکاشفۀ کلام خدا باشد. اما جای تأسف است که در انبوهی از سرودهای این روزها جای حقیقت کتابمقدس خالی است. بسیاری از سرودها، از نظر الهیاتی، آش شُلهقلمکار است، از نظر الهیاتی درست نیست. اما واقعیت این است که سرودی که میخوانیم باید از نظر الهیاتی درست باشد. علاوه بر این، آهنگ و نوای موسیقی و سبک موسیقی که با آن سرود میخوانیم باید خدا را حرمت بگذارد.
به نظرم، گاه، سرودها به زبان و به کلامی تقدیم خدا میشوند که بیشتر شبیه زبان و کلام دنیا است. اما خدا طرفدار چنین سبک موسیقی نیست، چون این سبک موسیقی بیشتر نمایندۀ نظام دنیایی است که در آن زندگی میکنیم. حال آنکه، سرودهایی که میخوانیم باید زیبا باشد و متفاوت باشد و با موسیقی دنیا فرق داشته باشد و برای همگان واضح و روشن باشد که این سرود و موسیقی تقدیم خدا است.
الان شما میگویید: «آقای مکآرتور، یعنی منظورت این است که سرودهایی که میخوانیم نباید اصلاً روی ما تأثیر داشته باشد و فقط باید تقدیم خدا باشد و اصلاً نباید خودمان را در نظر داشته باشیم؟» بسیار خوب، نکتۀ خیلی جالبی است که وقتی از روحالقدس پُر باشید و سرود و موسیقی را تقدیم خدا بکنید، طبیعی است که روی شما تأثیر قابل توجهی میگذارد. من از تجربۀ خودم میگویم. وقتی اینجا مینشینم و به سرودها گوش میدهم و دلم از روحالقدس پُر است، وقتی سرود میخوانم و خداوند را میستایم و به سرودخوانها و نوازندگان گوش میدهم، بدنم مورمور میشود و اشکم جاری. پس سرود خواندن روی من تأثیر چشمگیر دارد. یک وقتهایی که دلم میگیرد یا غم و غصه سراغم میآید، سرود گوش میدهم تا روحیهام عوض بشود. وقتی سرود گوش میدهم، از حال و هوای خودم بیرون میآیم و همراه با خواننده میخوانم و به متن سرود فکر میکنم و دلم متمرکز خدا میشود. خلاصه، گوش دادن به سرود دلم را شفا میدهد.
همسرم همیشه به من میگوید گوش دادن به سرودهای روحانی برای او آرامبخش است. همسرم با چهار بچۀ کوچک در خانه و یک شوهر که همیشه سر او خیلی شلوغ است، وقتی به سرودهایی که برای خداوند است گوش میدهد، تأثیر زیادی در روحیۀ او میگذارد. به نظرم، این تقویت روحیه یکی از اثرهای جانبی موسیقی است که خدا برای ما ایمانداران در نظر دارد.
در مورد این تغییر روحیه، سراغ یک آیۀ بینظیر برویم. کتاب اول سموییل ۱۶:۲۳ از داوود میگوید. داوود یک موسیقیدان برجسته بود. در کنار همۀ دستاوردهای دیگر، یک موسیقیدان برجسته بود. داوود یک نوازندۀ ماهر و یک خوانندۀ ماهر بود و در نوشتن سرود خیلی کاربلد بود. کتاب مزامیر گواه این ادعا است.
در کتاب اول سموییل فصل ۱۶ آیۀ ۲۳، شائول، پادشاه اسراییل، داوود را نزد خودش میخواند. در واقع، هرگاه شائول مضطرب و بیقرار میشد، از داوود میخواست برای او ساز بزند. آیۀ ۲۳ میگوید: «داوود بربط گرفته، به دست خود مینواخت.» در اینجا داوود آواز نمیخواند و فقط ساز میزند. میدانیم که داوود برای خداوند ساز میزد و دلش با خداوند صاف بود. داوود برای خداوند بربط مینواخت. اما ساز زدن او برای شائول برکت بود. ساز زدن داوود سه برکت داشت: شائول آرام گرفت، حال او خوب شد، روح بد از او رفت. پس، با نوای موسیقی، سه اتفاق ذهنی، جسمی، و روحانی میافتد. ابتدا، نوای موسیقی از نظر روحی در شائول اثر میگذارد و او آرام میشود. احتمالاً او دچار دلهره و اضطراب بود و ذهنش آشفته و در کل پریشانحال بود. درست است که داوود برای خدا ساز میزند، اما نوای موسیقی ذهن آشفتۀ شائول را آرام میکند.
در قرن هفدهم و هجدهم میلادی، پزشکان برای بیماران روحی و روانی درمان با موسیقی را تجویز میکردند. آنها برای انواع و اقسام بیماران روحی موسیقیهای مختلف تجویز میکردند. حتی، امروز، موسیقیدرمانی رواج دارد. موسیقی تأثیر چشمگیر دارد. همیشه این جملۀ معروف را میشنوید: «موسیقی قدرت دارد آرام کند دل ناآرام را.» این جمله از یک نظر درست است. موسیقی میتواند ذهن آشفته را آرام بکند.
در کشور آمریکا، شرکتی به نام «موزاک» وجود دارد. کار این شرکت این است که برای مشاغل مختلف موسیقی پسزمینه تهیه و تولید میکند. شما، وقتی وارد یک ساختمان اداری میشوید، صدای موسیقی در پسزمینه به گوش میرسد. این کار همین شرکت موزاک است. برای نمونه، شما یک دندانپزشک را به دندانپزشک دیگر ترجیح میدهید و به مطب او میروید. اما آن دندانپزشک را به خاطر لبخندش یا به خاطر مَتهای که دندانتان را سوراخ میکند انتخاب نمیکنید. شما به خاطر آهنگی که در پسزمینه پخش میشود مطب آن دندانپزشک را انتخاب میکنید.
بله، نوای موسیقی این توانایی را دارد که ذهن شما را آرام بکند. دربارۀ این موضوع تحقیق و بررسی شده است. مسوولان «شرکت موزاک،» علاوه بر اینکه موسیقیدان هستند، در علوم رفتاری نیز تخصص دارند و دربارۀ تغییرات رفتاری انسانها مطالعه کردند. آنها میدانند، وقتی روی صندلی دندانپزشک مینشینید، چه آهنگی به شما احساس آرامش میدهد. در مطب دکترهای دیگر نیز قضیه به همین شکل است. در کارخانهها نیز همین اتفاق میافتد. شرکت موزاک به کارفرما یا صاحب کارخانه تضمین میدهد که اگر در خط تولید کارخانه موسیقی موزاک را پخش بکند، در زمان کوتاهتری، شاهد بازدهی بیشتری خواهد بود. آنها حتی این ادعای خودشان را با آمار و ارقام ثابت میکنند.
علاوه بر اینها، کارشناسان فهمیدند که وقتی در پسزمینۀ فروشگاهها موسیقی پخش میشود، مشتریان خرید بیشتری میکنند و آمار فروش بالا میرود. وقتی به موسیقی خاصی گوش میدهید، پریشانی و آشفتگی فکرتان برطرف میشود و ذهنتان آرام میگیرد. خیلی از شما، وقتی ساعت کاری تمام میشود و سوار ماشین میشوید که به خانه بازگردید، زمانی که وارد اتوبان میشوید، بعد از یک روز شلوغ، وقتی رادیو را روشن میکنید و به شبکۀ موسیقی گوش میدهید، آن موسیقی آرامبخش مرهمی است برای همۀ صداها و شلوغیهای اطرافتان. از طرف دیگر، وای به روزی که موسیقی راک گوش بدهید! تعجبی ندارد که چرا این روزها آمار بیماریهای روحی و روانی زیاد است. موسیقی راک تأثیر مستقیم روی شما دارد و میتواند به راحتی شما را به هم بریزد و آشفته بکند.
آقای دکتر جِی کینان، مدیر شرکت موزاک، چنین میگوید: «بر خلاف مواد مخدّر، وقتی موسیقی از نظر روانشناسی روی ما اثر میگذارد، تأثیر آن به شکلی نیست که جریان خون ما را مختل بکند. تحقیقات نشان میدهد موسیقی این قابلیت و خاصیت ذاتی را دارد که روی سوخت و ساز بدن ما، ضربان قلب ما، و نبض ما اثر بگذارد. شرکت موزاک با تحقیقات ویژه که در زمینۀ کاربرد موسیقی انجام داده به این دستاورد رسیده که موسیقی نقش مهمی در تغییر رفتار و خُلق و خو و روحیه دارد. تأثیر ظریف و نامحسوسی که موسیقی به همراه دارد یکی از عوامل انگیزهبخش کارمندان است و زمانی که مردم مشغول کار میباشند آنها را به شور و حال میآورد و محرک آنها میشود.»
بله، گویا شرکت موزاک خیلی خوب میداند چه عواملی روی ذهن انسانها تأثیرگذار است. موسیقی روی خط تولید و همچنین فروش محصولات بیشتر تأثیر قابل توجه دارد و مردم را خوشحالتر و بانشاطتر میکند. آوای موسیقی روی فکر ما اثر میگذارد.
آقای آتاناسیوس کِرشِر، پزشک و فیزیکدان معروف آلمانی در قرن هفدهم میلادی، در تحقیقات خودش، به ما نشان میدهد که موسیقی چگونه روی جسم ما اثر میگذارد. او همان کسی است که کشف کرد اگر آب را روی لبۀ لیوان بریزید و انگشت خودتان را روی آن حرکت بدهید، میتوانید صداهای مختلف ایجاد بکنید. با مطالعات بیشتر، او به این نتیجه رسید که نوای موسیقی میتواند در هوای داخل بدن شما طنین بیندازد و در جریان مایعات داخل بدن تغییر به وجود بیاورد، یعنی طنین موسیقی میتواند روی جریان خون، بزاق دهان، مایع لَنف، و غیر و غیره اثر بگذارد. به گفتۀ این پزشک آلمانی، حتی موسیقی موزون و ناموزون میتواند روی شما اثر بگذارد. موسیقی روی عصب و ماهیچه و نبض و ضربان قلب و خلاصه روی همهچیز تأثیر میگذارد.
در همین راستا، شاید جالب باشد شما را با یک قطعۀ موسیقی به نام «تارانتِلا» آشنا بکنم. این قطعۀ موسیقی با این هدف و با این باور نوشته شد که زهر رُتیل را از بدن کسی که او را گزیده خارج بکند. آنها واقعاً باور داشتند این قطعۀ موسیقی چنین تأثیری دارد. این قطعه را برای کسی که او را رُتیل گِزیده اجرا بکنید تا زهر از بدنش خارج بشود. البته مطمئن نیستم خودم این را باور دارم یا نه. اما فقط میخواستم برای شما توضیح بدهم که در طول تاریخ مردم دربارۀ تأثیر موسیقی چه باور و عقیدهای داشتند.
حتی، این روزها، در بیمارستان، موسیقیدرمانی میکنند. متخصصان دو بیمار را انتخاب میکنند که هر دو یک بیماری مشترک با علایم مشترک دارند و برای هر دو یک درمان مشترک را تشخیص دادند. اما فقط یکی از بیماران را موسیقیدرمانی میکنند و به این نتیجه میرسند که دوران نقاهت آن بیمار سریعتر از بیمار دیگر است. بله، آوای موسیقی روی بدن اثر میگذارد.
البته که تأثیر روحانی نوای موسیقی را باید در نظر داشت. در مثال شائول، علاوه بر اینکه او آرام شد و حالش خوب شد، روح بد از او بیرون رفت. این آیه به ما نوید میدهد که موسیقی از نظر روحانی روی انسانها اثر میگذارد. الان حرف من این نیست که اگر روح بد دارید، موسیقی گوش بدهید تا روح بد از شما بیرون برود. من قصد ندارم این طرز فکر را رواج بدهم. اما منظورم این است که باور دارم موسیقی میتواند برای کسی که از نظر روحانی صدمه دیده شفابخش باشد و از نظر روحانی به او کمک بکند. من میتوانم در زندگی خودم در این مورد شهادت بدهم. خیلی وقتها که دلم از چیزی میگیرد، به این سرود زیبا گوش میدهم: «فقط عیسی را خواهم، نه چیز دیگر را.» وقتی سرود گوش میدهم، روحیه و خُلق و خوی من از نظر روحانی عوض میشود.
بنابراین، این درست است که سرودهای روحانی را تقدیم خدا میکنیم، اما سرود و نوای موسیقی روی ما نیز تأثیر قابل توجه دارد. خدا نعمت موسیقی را به ما بخشیده است. اگر موسیقی مناسب گوش بدهیم، ذهنمان باطراوت میشود، بدنمان شفا میگیرد، و روحیۀ ما تازه میشود.
حالا وقتش است به رسالۀ افسسیان بازگردیم. ما بررسی کردیم باید سرود بخوانیم. ما فهمیدیم سرود خواندن بسیار عالی است. فهمیدیم باید سرودها را تقدیم خدا بکنیم. فهمیدیم موسیقی و سرودهای روحانی روی ما تأثیر میگذارند. حالا به سوال چهارم میرسیم: «با چه سازی باید سرود بخوانیم؟ کدام ساز برای خدا پسندیده است؟»
یادم میآید یک نفر مقالهای نوشت و از کلیسای ما انتقاد کرده بود که در جلسات پرستش گیتار داریم، یعنی تا جایی پیش رفتیم که در جلسۀ پرستش کلیسا گیتارزن داریم. وامصیبتا که یک نفر به گیتار زخمه زده! خلاصه، آن مقاله خیلی سر و صدا راه انداخت و همه ناراحت و دلخور بودند که ما حتماً یک کلیسای لیبرال یا آزاداندیش هستیم که پایبند به کتابمقدس نیستیم و در کلیسا گیتار میزنیم.
بسیار خوب، سوال این است که چه کسی تعیین میکند در کلیسا چه سازی داشته باشیم؟ چه کسی تعیین میکند ساز پسندیدۀ خدا کدام است؟ الان با دقت به این توضیحات و به این واقعیت بینظیر از کلام خدا توجه بکنید.
ابتدا به فعل «گفتگو کنید» در افسسیان فصل ۵ آیۀ ۱۹ توجه بکنید. در زبان یونانی، این فعل laleo «لالِئو» میباشد. در اصل، این واژه به این معنا است که زبانمان را حرکت بدهیم و از خودمان این صدا را درآوریم: «لا لا لا لا لا» این یک «نامآوا» است. نامآوا واژهای است که همانگونه که نوشته میشود با همان صدا هم تلفظ میشود، مثل غُر غُر غُر یا قوقولیقوقو. وقتی زبانتان را حرکت میدهید، صدای «لا لا لا» ایجاد میشود. فعل «گفتگو کنید» در زبان یونانی دقیقاً به این معنا است، یعنی تولید صدا. در واقع، معنی اصلی و اولیۀ این فعل به معنی «جیرجیر» میباشد. در زبان یونانی قدیم، این فعل به معنی جیکجیک پرندگان است. همچنین این فعل در مورد صدایی که بچههای کوچولو موقع زبان باز کردن از خودشان درمیآورند به کار میرود.
چند شب قبل، ما در خانه یک مهمان کوچولو داشتیم که برای خودش روی زمین نشسته بود و خیلی هم بامزه بود. وقتی او را تماشا میکردم، متوجه شدم تنها حرفی که از دهانش بیرون میآید همین «لا لا لا» است. واژۀ یونانی «لالِئو» دقیقاً به همین معنا است: «صدایی که بچهها از خودشان درمیآورند، صدای جیکجیک پرندگان.» حتی این فعل در توصیف صدای حیوانات به کار میرود، صدای خُرناس و نعرۀ حیوانات و حتی خُرده صداهایی که حیوانات از خودشان درمیآورند. در زبان یونانی قدیم، این فعل «گفتگو کنید» در توصیف صدای ملخ یا جیرجیرک به کار میرود. به عبارتی، این فعل یعنی صدا درآوردن.
آیا تا به حال بچهها را دیدید که یکجا جمع میشوند و یک کاغذ سمباده میگیرند و با دو شاخۀ درخت و یک گونیا و یک نمکدان از خودشان صدا تولید میکنند؟ منظور از فعل «لالِئو» همین صداها است.
حالا، در مورد تولید صدا، به کتاب مکاشفه ۴:۱ نگاه بکنید: «کَرنا با من سخن میگفت.» منظور صدای کَرنا است. در زبان یونانی قدیم، فعل «لالِئو» در توصیف صدای سازها، از جمله چنگ و بربط و شیپور و طبل و امثال اینها، به کار میرفت. در مکاشفه ۱۰:۴، چنین میخوانیم: «هفت رعد سخن گفتند.» یعنی رعد و تندر صدا ایجاد میکنند.
بنابراین، در کتاب افسسیان، پولس در واقع میگوید: «کسانی که از روحالقدس پُر هستند صدا تولید میکنند.» این دقیقاً کلام عهدعتیق میباشد که میفرماید: «یهوه را آواز شادمانی دهید.» این تولید صدا یک فهرست بزرگ و دامنهدار است.
عزیزان، جانِ کلام این است: با دلی که از روحالقدس پُر است، در بافت و محتوای مناسب، برای خدا تولید صدا بکنید. این تولید صدا میتواند با گیتار باشد، با ویولون باشد، با طبل و چنگ و شیپور باشد، با کِلارینت باشد، با فلوت و با نِی باشد یا با همۀ این سازها باشد. امشب، وقتی برای جلسۀ پرستش به کلیسا بازگردید، چهل و پنج تا پنجاه ساز مختلف را این بالا میبینید که همه با هم مینوازند و همۀ ما با هم در میان خودمان برای خداوند سرود میخوانیم.
آیا تا به حال به این فکر کردید که خدا در اینهمه ساز همۀ این صداهای بینظیر را آفریده است؟ ولی واقعاً دنیای بدون موسیقی چه شکلی خواهد بود؟ اگر نمیتوانستیم سرود بخوانیم، باید چکار میکردیم؟ اگر صدای آدمیزاد مثل صدای آرتو - دیتو، شخصیت رُبات در فیلم جنگ ستارگان بود، چکار میکردیم؟ اگر مثل رُبات و آدم آهنی حرف میزدیم، اگر صدای ما یک صدای کامپیوتری بود، چکار میکردیم؟ در آن صورت، اصلاً کسی نمیتوانست با ما ارتباط برقرار بکند و کسی دلش نمیخواست صدای ما را بشنود. فقط ده دقیقه کافی بود مردم صدای ما را بشنوند تا گوش آنها زنگ بزند. اما خدا ما را با این قابلیت آفریده که صدای ما زیر و بَم داشته باشد تا برای دیگران قابل تحمل باشد.
حرف اصلی این است که همۀ صداها میتوانند خدا را جلال بدهند. ما باید برای ستایش خدا از دلمان صدا تولید بکنیم.
من خیلی دلم نمیخواهد از خانوادۀ خودم مثال بزنم. اما ملیندای کوچولوی ما عادتی دارد که خنده روی لبم میآورد. او هر روز صبح قبل از همه بیدار میشود. همۀ ما حدود شش تا شش و ربع بیدار میشویم. اما ملیندا پنج و نیم بیدار میشود. کار او تقریباً هر روز صبح این است: از تخت بلند میشود، روی زمین مینشیند، چراغ مطالعۀ کوچکش را روشن میکند و کتاب میخواند. او یک عالمه کتاب دارد که همه دربارۀ ماجراهای کتابمقدس است. ما از روزی که ملیندا به دنیا آمد این کتابها را برای او میخواندیم و حالا خودش سراغ همان کتابها میرود و داستانها را میخواند. البته هنوز خواندن و نوشتن بلد نیست، ولی از روی عکسها برای خودش داستان میسازد که فکر بدی هم نیست، چون هر بار از روی همان عکسها داستان تازهای درست میکند و خودش را سرگرم میکند. او داستانسرایی میکند و همیشه آواز میخواند. البته بیشتر جیرجیر میکند و زیر لب زمزمه میکند و از خودش صدا درمیآورد. یک روز صبح، با خوشحالی آمد و گفت: «بابا، گوش بده.» بعد هم سوت زد. به دخترم گفتم: «عزیزم، پس سوت زدن را یاد گرفتی.» حالا ملیندا راه تازهای یاد گرفته که از خودش صدا دربیاورد.
به نظرم، خداوند حرمت نهاده میشود وقتی یک بچۀ کوچولو روی زمین مینشیند و دربارۀ عیسی مسیح برای خودش داستان تعریف میکند و زیر لب زمزمه میکند و جیرجیر میکند و سوت میزند. وقتی از دلمان صدا برمیخیزد، این صدا، هرچه که هست، برای ستایش خدا و تقدیم خدا است.
حالا به افسسیان فصل ۵ آیۀ ۱۹ بازگردیم که پولس خاص و مشخص صحبت میکند. پولس میگوید: «بسرایید و ترنّم نمایید.» پولس از ما دو کار میخواهد. الان این دو کار را توضیح میدهم. در زبان یونانی، فعل «بسرایید» ado «آدو» میباشد که به این معنی است: «با صدا بخوانید.» پس یک راه این است که با صدای خودتان بخوانید. هیچ اشکالی ندارد یک نفر با صدای خودش آواز بخواند، این خیلی هم زیبا است. برای نمونه، یک نفر این بالا میایستد و از دلش برای خداوند تکخوانی میکند که بسیار هم عالی است و ایراد ندارد. البته من کلیساهایی را میشناسم که اعتقاد دارند نباید کلیسا گروه کُر داشته باشد. اما واقعاً چرا؟ در سراسر کتابمقدس، گروه کُر وجود دارد. خیلی هم عالی است که یک نفر به زیبایی و مهارت برای خداوند سرود بخواند. پولس میگوید باید با صدای خودمان سرود بخوانیم. شاید شما صدای خیلی خوبی نداشته باشید، ولی اصلاً مهم نیست. شما باز هم باید با صدای خودتان سرود بخوانید. اگر هم صدای خوبی دارید، باز هم باید با صدای خودتان برای خداوند سرود بخوانید.
من واقعاً معتقدم صدای انسان زیباترین ساز است. البته خیلی از شما بیشتر از من در موسیقی سررشته دارید. ولی، به نظرم، صدای انسان از آن سازهایی است که به راحتی تنظیم میشود. هیچچیزی مثل صدای انسان نیست. صدای آدمیزاد، با این خاصیت انعطافپذیر، واقعاً بینظیر است. شاید صدای ویولون، از نظر زیر و بَم، نزدیکترین صدا به صدای انسان باشد. اما صدای انسان با همۀ ویژگیها و تواناییها واقعاً بینظیر است. شکوه صدای انسان در توصیف نمیگنجد. خدا برای ستایش خودش ابزار بینظیری به ما داده است.
این را هم بگوییم که حتماً لازم نیست این بالا جلوی همه بایستید و سرود بخوانید. شما هر کجا هستید میتوانید سرود بخوانید. خدا در همان سرود معمولی که با صدای خودتان برای خداوند میخوانید خیلی بیشتر جلال پیدا میکند تا اینکه بزرگترین خوانندۀ دنیا با صدای بینظیرش تکخوانی بکند، در حالی که صدایش از دلی برمیخیزد که از روحالقدس پُر نیست.
عدهای میگویند: «اگر روی صحنه نخوانید و روی صحنه سرود اجرا نکنید، انگار برای خداوند نمیخوانید.» هستند کسانی که به من میگویند: «من صدای خوبی دارم. خداوند به من این استعداد زیبا را داده و احساس میکنم باید در کلیسا سرود بخوانم.» بسیار خوب، پاسخ من این است: «آیا این نعمت خدادادی برای این است که با آن برای ما بخوانی یا خدا را جلال بدهی؟» اگر با استعدادی که دارید میخواهید خدا را جلال دهید، پس بروید و خدا را جلال بدهید. بروید و هرچه دلتان میخواهد سرود بخوانید و خدا را بستایید. حتماً لازم نیست این بالا بایستید و در حضور جمع سرود بخوانید. بعضی از شما نجّار ماهری هستید. ولی آیا لازم است یک نیمکت را بیاورید و به ما نشان بدهید چگونه نیمکت میسازید؟ بعضی از شما شیرینیهای خوشمزه درست میکنید. ولی لازم نداریم هجده کدبانو اینجا بایستند و شیرینیپزی را به ما نشان بدهند. شما شیرینی بپزید و با خانواده نوش جان بکنید و خداوند را برای این استعداد شکر بکنید. اگر هم استعداد آواز خواندن دارید، بروید زیر دوش و تا دلتان میخواهد آواز بخوانید. شاید فرصتی پیش بیاید که بتوانید در جلسۀ مطالعۀ کتابمقدس همراه با سایر ایمانداران سرود بخوانید. حتی با خانواده سرود بخوانید. فقط برای خداوند سرود بخوانید.
یادم میآید شبان کِریزوِل میگفت خیلی از اعضای کلیسای او دلشان میخواهد در جلسات پرستش کلیسا تکخوان باشند. اما آقای کِریزوِل نمیدانست با این جمعیت چکار بکند، تا اینکه تصمیم میگیرد شبی را برای اجرای تکخوانها برگزار بکند. او به اعضای کلیسا میگوید: «این شب شب شما است. هر کسی میخواهد تکخوانی بکند بیاید و یک خط اجرا بکند.» شب مراسم، تکخوانها به صف میایستند، هر یک سرود خودش را میخواند و میرود. به این ترتیب، یکبار، آن تکخوانها به آرزوی خودشان میرسند. ولی حتماً لازم نیست جلوی جمع سرود بخوانید. اما، اگر از روحالقدس پُر باشید، این حق از آنِ شما است که سرود بخوانید.
حالا به دومین فعل نگاه بکنیم. پولس میگوید: «ترنّم نمایید.» این فعل را مختصر توضیح میدهم. همینجا این نکته را بگوییم که واژۀ «ترنّم» واقعاً حق مطلب را اَدا نمیکند، چون معنی این واژه در زبان یونانی خیلی پربار است. بعضی از کلیساهای آمریکایی معتقدند ساز زدن در کلیسا گناه است و در کلیسای عهدجدید نباید اثری از ساز دیده بشود. اما این آیۀ ۱۹ در افسسیان فصل ۵ چنین اعتقادی را باطل میکند، چون واژهای که «ترنّم» ترجمه شده است، در زبان یونانی، psallo «پِسالِو» میباشد که در زبان انگلیسی ریشۀ کلمۀ psalm «سام» یعنی «مزمور» است. در متن یونانی این آیه، «ترنّم نمایید» psallontes «پِسالونتِس» میباشد. ریشۀ این کلمه به معنی «کشیدن و زدن» است، مثل زمانی که تیر و کمان را به دست میگیرید و زهِ کمان را با دو انگشت میگیرید و سپس تیر را پرتاب میکنید. بعدها، این واژه در معنای زخمه زدن به چنگ و بربط به کار رفت. «پِسالو» یعنی زخمه زدن به چنگ و بربط.
اما سالها گذشت و کمکم این واژۀ یونانی در معنای نواختن ساز به کار رفت. با این توصیف، حالا ببینیم منظور پولس در افسسیان فصل ۵ آیۀ ۱۹ چیست؟ او میگوید به دو روش میتوانید صدا ایجاد بکنید: «با صدای خودتان و با صدای یک ساز.» این خیلی زیبا است که پولس واژۀ «پِسالو» را به کار میبرد و میگوید ساز بزنید.
یادمان باشد که پیانو یک ساز زِهی است. قدیمها، اُرگ یک ساز بادی بود. الان اُرگ برقی داریم که با قیمت خیلی ارزانتر صدای ساز بادی تولید میکند. ساز شیپور هم داریم که امروز صبح آقای رافوس آن را نواخت. در جلسۀ امشب، صدای همۀ این سازها را میشنوید.
الان به این حرفم دقت بکنید. خدا با سازهای مختلف جلال پیدا میکند. اگر دل نوازنده با خدا صاف باشد، خدا با نوای هر ساز جلال پیدا میکند، حتی اگر موسیقی بدون کلام باشد. منظورم این است که حتی موسیقی بدون کلام و فقط آوای موسیقی و نواختن سازها، با همۀ زیبایی و شکوه و هماهنگی و ترتیب و ریتم و همۀ شگفتی که در خود دارد، میتواند برای حمد و ستایش خدا باشد، چون خدا خالق موسیقی است.
این هم ناگفته نماند که هنگام ربوده شدن کلیسا کَرنا نواخته خواهد شد. در آن دوران معروف به دوران مصیبت عظیم، در آخر زمان، صدای کَرنا به گوش خواهد رسید. به نظرم، کَرنا ساز مورد علاقۀ خدا است. ما هم امروز صبح صدای شیپور را شنیدیم که آقای رافوس آن را با صدای بلند نواخت. شاید بد نباشد به خداوند پیشنهاد بدهم آقای رافوس و جانی زِل را برای شیپور زدن در آخر زمان انتخاب بکند!
از شوخی که بگذریم، خدا خشنود میشود وقتی ایمانداران ساز به دست میگیرند و برخاسته از دلشان ساز میزنند. شما هم میتوانید برای خداوند سوت بزنید، برای خداوند زیر لب زمزمه بکنید، و مثل بچهها از خودتان صدا تولید بکنید.
چهارشنبۀ دو هفته قبل، بچههای کوچولو اینجا ایستادند و سرود خواندند و خداوند را ستایش کردند. این کوچولوها زنگولههای کوچک خودشان را برای خداوند به صدا درآوردند. همۀ اینها وسیلهای است تا خدا را با ساز و آواز ستایش بکنیم. چقدر عالی که خدا این فرصت را به ما داده تا او را با آوای موسیقی حمد و ستایش بگوییم.
و اما سوال آخر: «در کدام چارچوب باید سرود بخوانیم؟» پولس سه قاب و سه چهارچوب به ما نشان میدهد: «مزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی.» اینها سه مورد ساده هستند. پس آنها را خیلی توضیح نمیدهم. واژۀ «مزامیر» در زبان یونانی psalmos «پِسالموس» میباشد که در اصل به کتاب مزامیر در عهدعتیق اشاره میکند. البته این واژه در معنیهای دیگر نیز به کار میرود. برای نمونه، گاه، در اشاره به سرودی که برای خدا خوانده میشود به کار میرود. به هر حال، واژۀ «پِسالموس» معنی گستردهای دارد. اما برای من جالب است که لوقا در نوشتههای خودش این واژه را فقط در اشاره به کتاب مزامیر به کار میبرد. پس، هرگاه در نوشتههای لوقا به واژۀ مزامیر میرسید، بدانید که منظور لوقا کتاب مزامیر در عهدعتیق میباشد. این به من نشان میدهد که خواندن مزامیر و سرودهای عهدعتیق اهمیت خاص و ویژه دارد.
ولی، امروز، در کلیسا، آنطور که باید از روی مزامیر سرود نمیخوانیم. به نظرم، مردم خیلی سرگرم نوشتن سرودهای روحانی جدید هستند و فکر حق نشر و حفظ حقوق صاحب اثر میباشند. برای همین، این روزها، خیلی حواسمان به کتاب مزامیر نیست. البته، مدتی قبل، طی صحبتی که با آقای جک داشتم، واقعاً دلگرم شدم و از خداوند خواستم به ما کمک بکند از کتاب مزامیر بیشتر سرود بخوانیم. خیلی خوشحالم که الان از کتاب مزامیر سرود میخوانیم. در جلسات شامگاهی کلیسا، مزمور ۱۹ و مزمور ۵ و مزمور ۲۳ را میخوانیم. گروه کُر سرودهای زیادی را از مزامیر میخواند. اما شاید لازم باشد حتی بیشتر از این بر پایۀ مزامیر سرود بخوانیم. گروههای موسیقی زیادی وجود دارند که از مزامیر میخوانند. من یک کتاب سرود دارم که فقط مخصوص مزامیر است. سرودهای کلیسای اولیه از مزامیر بود.
همینجا لازم است به این نکته اشاره بکنم که کتاب مزامیر در اصل دربارۀ ذات خدا و عملکرد خدا است. البته ما دربارۀ ذات خدا و عملکرد خدا سرودهای زیادی داریم. در واقع، ما در این سرودها نسخۀ تازهای از مزامیر داریم. البته این مزامیر همان مزامیر به زبان عبری نیستند که الهام الهی باشند، اما سرودهایی هستند که خدا را تمجید میکنند و او را جلال میدهند. به هر حال، کتاب مزامیر ستایش ذات خدا و عملکرد خدا است.
حالا به دومین واژه نگاه بکنیم که پولس به کار میبرد، یعنی «تسبیحات.» در زبان یونانی، واژهای که «تسبیحات» ترجمه شده است humnos «ایمنوس» میباشد که در اصل به این معنا است: «سرود ستایش.» ولی، اگر بخواهیم این سرود ستایش را مجزا و جداگانه معنی بکنیم و آن را از سایر سرودها تفکیک بکنیم، میتوانیم به این نتیجه برسیم که این واژه بیشتر در خصوص کار صلیب نجاتبخش عیسی مسیح به کار میرود. رسالۀ کولسیان فصل اول یک سرود ستایش عالی است. من معتقدم کل فصل ۱ در رسالۀ کولسیان یک سرود ستایش است. برای نمونه، به این آیهها توجه بکنید: «پدر را شکر گذارید که ما را لایق بهرۀ میراث مقدسان در نور گردانیده است و ما را از قدرت ظلمت رهانیده، به ملکوت پسر محبت خود منتقل ساخت که در وی فدیۀ خود یعنی آمرزش گناهان خویش را یافتهایم. و او صورت خدای نادیده است، نخستزادۀ تمامی آفریدگان. زیرا که در او همهچیز آفریده شد، آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است، از چیزهای دیدنی و نادیدنی.»
بسیاری از پژوهشگران مسیحی بر این باورند که این آیات کولسیان یکی از سرودهای کلیسای اولیه بود. این سرودی است برای عیسی مسیح. عدهای هم معتقدند رسالۀ فیلیپیان فصل ۲ سرودی برای مسیح میباشد. بنابراین، به نظر میرسد محتوای سرود ستایش یا همان تسبیحات، به طور خاص، به کار صلیب نجاتبخش عیسی مسیح اشاره دارد.
پس تا اینجا فهمیدیم که مزامیر به شخصیت خدا و عملکرد خدا میپردازد. اما محتوای تسبیحات توصیف کار عیسی مسیح روی صلیب میباشد. حالا به مورد آخر میرسیم، یعنی «سرودهای روحانی.» در واقع، این سرودهای روحانی انگار شهادت ایمان ما است. منظورم این است که چون واژۀ «روحانی» به کار رفته است، حتماً به امور روحانی ربط دارد. البته واژۀ «سرود» یک واژۀ کلی است، اما، وقتی واژۀ «روحانی» که یک صفت است به آن اضافه میشود، این عبارت را اختصاصی میکند.
الان منظورم را واضحتر توضیح میدهم. ما توضیح دادیم که خواندن مزمورها به خواندن مزامیر در عهدعتیق اشاره میکند. برای نمونه، سرود «خداوند شبان من است» برگرفته از مزمور ۲۳ میباشد. این یعنی سرود خواندن از مزامیر. این هم یک سرود دیگر برگرفته از مزامیر است: «دژ محکم من، خدای من.»
حالا از واژۀ «تسبیحات» یا «سرود ستایش» مثال میزنم. سرود «آن صلیب زمخت» سرودی است در توصیف صلیب نجاتبخش مسیح. حالا از دو سرود روحانی نام میبرم: «چقدر من و تو را دوست دارد!» یا سرود «فقط عیسی را خواهم، نه چیز دیگر را.» این سرودهای روحانی در واقع میتوانند شهادت فردی ما باشند.
جان کلام این است که همۀ اینها، از سرود دربارۀ خدا گرفته تا سرود دربارۀ صلیب نجاتبخش مسیح تا سرودی که شهادت ایمان ما است، همگی، برخاسته از دلی میباشد که از روحالقدس پُر است.
عزیزان، شما، چه سرود بخوانید چه ساز بنوازید، اگر دلتان با خدا صاف باشد، خدا از خدمتی که در زمینۀ موسیقی انجام میدهید خشنود خواهد بود. باز هم تکرار میکنم، وقتی از روحالقدس پُر باشید، شادی و نشاط درون شما خودش را در سرود خواندن و در آوای موسیقی نشان میدهد.
البته این هم ناگفته نماند که امروز در دنیای موسیقی مسیحیان با یک بحران جدی روبهرو هستیم. خیلی از مردم در دنیای موسیقی از نام عیسی مسیح استفاده میکنند تا کسب درآمد داشته باشند. خیلی از مردم در دنیای موسیقی از نام عیسی مسیح استفاده میکنند تا معروف و مشهور بشوند. خیلی از مردم سرود میخوانند، در حالی که دلشان با خدا صاف نیست. خیلی از شاعران مسیحی سرودهایی مینویسند که الهیات آن در کتابمقدس ریشه ندارد. خیلی از مسیحیان به سبک موسیقی دنیا موسیقی مینوازند و عیسی مسیح را همرنگ دنیا جلوه میدهند. خیلی از مردم مثل شمعون جادوگر در کتاب اعمال رسولان هستند که تقلا میکنند برای نفع شخصی روحالقدس را داشته باشند، اما جز به هم ریختن اوضاع کار دیگری انجام نمیدهند.
از طرف دیگر، یادتان باشد که در دنیای مسیحیت نوای موسیقی سالم و درست و راستین کم نداریم. اگر نوای موسیقی تقلبی به گوشتان میرسد که با کتابمقدس فاصله دارد، حتماً بدانید که نقطۀ مقابل موسیقی راستین که در کتابمقدس ریشه دارد موجود است. معمولاً از روی چیزی که باارزش و گرانبها است تقلب میکنند. اگر موسیقی تقلبی وجود دارد، بدانید که حتماً موسیقی واقعی وجود دارد.
این موعظه را با یک نکته تمام میکنم. وقتی با دلی که از روحالقدس پُر است سرود راستین میخوانیم، آیا میدانید در واقع چه اتفاقی میافتد؟ برای درک این نکتۀ عالی و بینظیر به رسالۀ عبرانیان فصل ۲ آیۀ ۱۲ نگاه بکنید. در اینجا، خداوند عیسی مسیح با پدر آسمانی صحبت میکند. به این کلام بینظیر او توجه بکنید: «اسم تو را به برادران خود اعلام میکنم و در میان کلیسا تو را تسبیح خواهم خواند.» در اینجا، عیسی مسیح به کلیسا و ایمانداران اشاره میکند.
آیا میدانید نامدارترین خوانندۀ تکخوان در کل عالم هستی چه کسی است؟ او عیسی مسیح است. اصلاً در ذهنم نمیگنجد و نمیتوانم باور بکنم که عیسی مسیح میگوید: «در میان کلیسا تو را تسبیح خواهم خواند.» اما جانِ کلام این آیه را به شما میگویم: وقتی دلم از روحالقدس پُر است و با دلی پُر از روحالقدس سرود میخوانم، آنگاه، عیسی مسیح میگوید: «در واقع، من، از زبان شما، برای پدر آسمانی سرود ستایش میخوانم.» این عجب واقعیت شگرفی است! این هم یک راه دیگر است که خدا اراده میکند تا عیسی مسیح از طریق ما کار خودش را به انجام برساند.
ما میدانیم که عیسی مسیح پدر آسمانی را دوست دارد و عیسی مسیح از ازل تا ابد برای پدر آسمانی سرود ستایش میخواند. میدانیم که عیسی مسیح همیشه و همهوقت پدر آسمانی را میستاید. حالا او در رسالۀ عبرانیان میگوید: «ای پدر، از طریق قومت تو را تسبیح میخوانم.»
بنابراین، وقتی دلم از روحالقدس پُر است، وقتی شادی روحالقدس از درونم میجوشد، وقتی سرود ستایش و شکرگزاری تقدیم خدا میکنم، وقتی از شدت نشاط و شادی دلم سرود میخوانم، آنزمان است که عیسی مسیح زنده از زبان من سرود میخواند. عجب حقیقتی! این حقیقت عجب مسوولیتی بر دوش ما میگذارد! ولی امان از روزی که روحالقدس را خاموش بکنم، چون، با خاموش کردن روحالقدس، در زندگیام، سرود مسیح برای پدر آسمانی را خاموش میکنم.
با هم دعا بکنیم.
ای خداوند، چقدر خوب است که میدانیم به این طریق عالی و بینظیر از ما استفاده میکنی. ای خداوند، امروز در سرود خواندن از ما استفاده بکن. باشد که دلمان با سرود روحانی پُر بشود. همین امشب که در کلیسا جمع میشویم و با هم سرود میخوانیم، باشد که صدای عیسی مسیح را بشنویم که از زبان ما برای پدر آسمانی سرود ستایش میخواند و آوای موسیقی مینوازد. برای جلال او. آمین.
پایان
This article is also available and sold as a booklet.
