در این پیغام، به رسالۀ افسسیان فصل ۵ بازمیگردیم. در این فصل، آیات ۱۸ تا ۲۱ گویای حقایق فراوانی هستند. برای همین، نمیخواهیم از حقایق بینظیری که روح خدا در این آیات مهم برای ما بیان میکند تند و سریع بگذریم. پس این آیات را با هم بخوانیم: «و مست شراب مشوید که در آن فجور است، بلکه از روح پُر شوید و با یکدیگر به مزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی گفتگو کنید و در دلهای خود به خداوند بسرایید و ترنّم نمایید و پیوسته به جهت هر چیز خدا و پدر را به نام خداوند ما عیسی مسیح شکر کنید. همدیگر را در خداترسی اطاعت کنید.»
در پیغام قبل، یاد گرفتیم که پُر بودن از روحالقدس، که آیۀ ۱۸ به آن اشاره میکند، به این معنی است که انگار هر لحظه در حضور عیسی مسیح ایستادهاید. ما افسسیان ۵:۱۸ را با کولسیان ۳:۱۶ مقایسه کردیم و فهمیدیم اصل پُر شدن از روحالقدس و اصل کلام مسیح در شما به دولتمندی ساکن شدن، هر دو، به یک معنا است. ما از زندگی پطرس مثال زدیم و فهمیدیم، در لحظههایی که پطرس نزدیک عیسی بود، او میتوانست کارهای معجزهآسا بکند، حرفهای معجزهآسا بزند، و شهامت معجزهآسا داشته باشد. پطرس همان پطرس همیشگی بود. اما، وقتی از روحالقدس پُر بود، کارهایی میکرد و حرفهایی میزد که مثل معجزه بود و شهامتی داشت که معجزهآسا بود.
خیلی جالب است که اصل پُر شدن از روحالقدس و اصل کلام مسیح در شما به دولتمندی ساکن شدن، هر دو، در واقع به یک معنا میباشد. به عبارتی، هرگاه پطرس نزدیک عیسی مسیح و در حضور او بود و همچنین زمانی که پطرس از روح خدا پُر بود، در هر دو موقعیت، نتیجۀ کارها و حرفهای پطرس یکی بود. این دقیقاً حقیقت موازی و مشترکی است که افسسیان ۵:۱۸ و کولسیان ۳:۱۶ به ما تعلیم میدهند.
ما باید بدانیم که پُر شدن از روحالقدس یک تجربۀ اسرارآمیز و از خود بیخود شدن و خلسه رفتن نیست. پُر شدن از روحالقدس مثل یک شوک و تکان الهی نیست که شما را در یک لحظه متحول بکند. پُر بودن از روحالقدس یعنی لحظه به لحظه زندگی کردن در حضور عیسی مسیح، در حالی که هشیار و بیداریم و عقلمان سر جای خودش است، نه اینکه از خود بیخود بشویم و به عالم هپروت برویم. زندگی پُر از روحالقدس این مشخصات را دارد. منظور این است که بدانیم و آگاه باشیم که واقعاً در حضور عیسی مسیح زندگی میکنیم و عیسی مسیح در زندگی ما حضور دارد.
بله، پُر شدن از روحالقدس یک تجربۀ لحظه به لحظه است، مربوط به زمان حال است. پُر شدن از روحالقدس یک اتفاق جداگانه در آینده نیست. قصد خدا هرگز این نیست که ما طی یک مراسم جداگانه، در آینده، خودمان را تقدیم روحالقدس بکنیم و در آن مناسبت خاص سرسپردگی خودمان را به او اعلام بکنیم و از روحالقدس پُر بشویم. میدانم شما نیز علاقه ندارید امور زندگی را به آینده واگذار بکنید. برای نمونه، اگر همسرتان به شما بگوید: «عزیزم، آیا مرا دوست داری؟» شما به او نمیگویید: «دو هفتۀ دیگر بیا و جوابت را بگیر.» خیر. دو هفتۀ دیگر به کار همسرتان نمیآید. او الان میخواهد بداند او را دوست دارید یا نه. بسیار خوب، خدا نمیخواهد شما در آینده سرسپردۀ او بشوید. خدا میخواهد شما در حال حاضر سرسپرده باشید. پُر شدن از روحالقدس یک تجربۀ لحظه به لحظه است، مربوط به زمان حال است. مسأله این است که آیا همین الان زندگی شما در اختیار روحالقدس میباشد یا نه.
این هم یادتان باشد که شما در زمان حال زندگی میکنید، نه در آینده. شما همیشه منتظر آینده هستید. اما این آینده دوردست است و هنوز نیامده. شما در گذشته نیز زندگی نمیکنید. البته عدهای از مردم، به خصوص در جامعۀ ما، حس نوستالژی دارند و همیشه در حال و هوای دلپذیر گذشته زندگی میکنند. به قول معروف: «یاد باد آن روزگاران، یاد باد!» اما واقعیت این است که نمیتوانید به گذشته بازگردید. شما همیشه در زمان حال زندگی میکنید و فقط زمان حال باید برای شما مهم باشد.
در همین راستا، حرف پولس رسول این است: «در همین لحظه، مدام و پیوسته، از روحالقدس پُر بشوید تا روحالقدس اختیاردار شما باشد.» زندگی مسیحی یعنی اینکه خودمختار نباشیم، بلکه روح خدا اختیاردار ما باشد. اما چگونه روحالقدس میتواند اختیاردار ما بشود؟ به این شکل که زندگی خودتان را با کلام خدا پُر بکنید تا افکار شما افکار خدا بشود و راههای شما تا جایی که امکان دارد راههای خدا باشد. به این ترتیب، عیسی مسیح بر فکر و ذهن شما مسلط خواهد بود. اینگونه است که روح مسیح اختیاردار شما خواهد بود.
الان به رسالۀ دوم قرنتیان فصل ۳ آیۀ ۱۸ نگاه بکنیم که حقیقتی را بیان میکند که مشابه همین حقیقت یادشده دربارۀ عیسی مسیح و روحالقدس است. به گفتۀ این آیه، وقتی به جلال خداوند خیره میشوید، وقتی، با حواس جمع، فکرتان را به مسیح متمرکز میکنید، روحالقدس شما را به تصویر مسیح تبدیل میکند. به عبارتی، وقتی در حضور مسیح زندگی میکنیم و از حضور او آگاهیم، شبیه عیسی مسیح میشویم. این کار روحالقدس است. وقتی از روحالقدس پُر باشید، شبیه مسیح میشوید.
پس حرف ما این است: لحظه به لحظه پُر شدن از روحالقدس و کاملاً سرسپردۀ او بودن ما را کمکم به بلوغ روحانی میرساند. شما، چنان که در روح زندگی میکنید و به روح رفتار میکنید و از روحالقدس پُر میشوید، شبیه مسیح میگردید.
واقعیت این است که زندگی مسیحی یک مسیر است که در آن شبیه عیسی مسیح میشویم. ولی فقط زمانی که از روحالقدس پُر باشید در این مسیر جلو میروید. اما، وقتی در جسم رفتار بکنید، در جا میزنید و پیشرفت نمیکنید. شما فقط زمانی پیشرفت میکنید که از روح خدا پُر باشید. در این صورت است که جلو میروید. اما بیشتر مسیحیان کمی جلو میروند و درجا میزنند. ولی خدا میخواهد ما جلو برویم و هرچه پیش میرویم، بیشتر شبیه مسیح بشویم.
بله، ما، چنان که از روحالقدس پُر میشویم، به مسیح مینگریم و شبیه عیسی مسیح میشویم. این کلید زندگی مسیحی است. این کلید پیروزی است. این کلید شادی است. کلید وجد و نشاط و ثمر داشتن و مفید بودن برای خدا این است که از روحالقدس پُر باشیم.
در پیغام قبل، سه نکته را در آیۀ ۱۸ بررسی کردیم. اولین نکته «تضاد» میباشد. پولس رسول میگوید: «مست شراب مشوید که در آن فجور است.» در زبان یونانی، واژۀ «فجور» asotia «آسوتیا» میباشد که به این معنی است: «عیاشی، بیماری بیعلاج و درمانناپذیر.» ادامۀ آیه میگوید: «از روح پُر شوید.» این همان تضاد یا مقایسه است. به عبارتی، ما مثل بتپرستان نیستیم که مست میکردند و این توهم و خیال باطل به آنها دست میداد که با مستی و مِیگساری میتوانند با خدایان ارتباط برقرار بکنند. خیر، ما با پُر شدن از روحالقدس با خدا مشارکت داریم. ما مثل بتپرستان نیستیم که خیال میکردند با مست کردن میتوانند به درجات عالی معنوی برسند یا از نظر روحانی قوت و قدرت بیشتری پیدا بکنند و آن بالابالاها عروج بکنند. خیر. ما با پُر شدن از روحالقدس قوت میگیریم و با قدرت این پُری به عرش اعلا میرویم. ما مثل بتپرستان نیستیم. این همان تضادی است که آیۀ ۱۸ به آن اشاره میکند. قوت ما، قدرت ما، و منبعی که اختیاردار ما است و ما را به حضور خدا میبرد پُری روحالقدس است، نه مستی و مِیگساری.
پس از آنکه تضاد را بررسی کردیم، حالا به مورد بعدی میرسیم، یعنی «حکم.» انتهای آیۀ ۱۸ به ما حکم میدهد: «از روح پُر شوید.» این پُر شدن مدام و پیوسته است، یک سبک زندگی است. پُر شدن از روحالقدس به این شکل نیست که یکبار دچار یک شوک و تکان الهی بشوید که شما را در یک لحظه متحول بکند و آن تجربۀ روحانی برای همۀ عمرتان کافی باشد. پُر شدن از روحالقدس مثل نوشابۀ انرژیزا نیست که آن را سر بکشید و یک روز کامل پرانرژی باشید. پُری روحالقدس اینگونه نیست. پُری روحالقدس یعنی لحظه به لحظه، پیوسته و بیوقفه، خودتان را تسلیم روحالقدس بکنید و اختیار کامل را دست او بدهید.
اگر بخواهم در این مورد یک مثال بزنم، به نظرم راه رفتن بهترین مثال است. روال راه رفتن این است که ما قدم از قدم برمیداریم و گام به گام جلو میرویم. به همین شکل، ما، قدم به قدم، خودمان را تسلیم روح خدا میکنیم، هر قدم به نوبت. پُر شدن از روحالقدس به سادگی تصمیمهای زندگی است. ما تصمیم میگیریم و قدم برمیداریم. به هر حال، زندگی در تصمیمگیری خلاصه شده است. هر روز صبح، وقتی ساعت زنگ میزند، اولین تصمیم به ذهنتان میآید: «آیا از خواب بلند بشوم یا باز در تختخواب بمانم؟ آیا به سر کار خبر بدهم که مریض شدم و خانه میمانم یا اینکه حقیقت را بگویم؟ چکار بکنم؟» بعد، سراغ کمد لباس میروید و باید دومین تصمیم را بگیرید: «پیراهن آبی بپوشم یا قهوهای؟» بله، کل زندگی به همین روال است. سپس وارد آشپزخانه میشوید و باید تصمیم بگیرید: «آیا صبحانه کره و مربّا بخورم یا کره و عسل؟» پس بحث بحث تصمیم است، تصمیم پشت تصمیم.
موضوع پُری روحالقدس به همین شکل است. یک ایماندار که زندگیاش در اختیار روحالقدس است قدم به قدم زندگی را تسلیم روح خدا میکند. پُری روحالقدس مثل تصمیم گرفتن است، هر تصمیم به نوبت. وقتی خودتان را به روح خدا میسپرید، پیوسته و بیوقفه، ردپای روحالقدس را دنبال میکنید و چشم از او برنمیدارید. اما فقط زمانی میتوانید همواره در پی قدمهای روحالقدس گام بردارید که هر روز از کلام خدا تعذیه بکنید و کلام خدا اختیاردار شما باشد. اگر کلام خدا خوراک شما باشد، شاید اصلاً هوس صبحانه نکنید! وقتی کلام خدا را میخوانید، فکرتان از معلومات صحیح پُر میشود و روح خدا اختیار ذهن شما را به دست میگیرد.
حالا به رسالۀ غلاطیان نگاه بکنیم. در غلاطیان فصل ۵، پولس رسول در واقع همان واقعیت افسسیان ۵:۱۸ را دربارۀ روحالقدس بیان میکند. مردم میپرسند: «چطور ممکن است فقط بر مبنای یک آیه، یعنی افسسیان ۵:۱۸، به این تعلیم الهیاتی دربارۀ روحالقدس برسیم؟» بسیار خوب، این الهیات دربارۀ پُری روحالقدس فقط بر مبنای یک آیه نیست. سراسر عهدجدید دربارۀ یک زندگی که در اختیار روحالقدس است تعلیم میدهد. این حقیقت را همهجا میبینیم. در کتاب اعمال رسولان، رسالۀ کولسیان، رسالۀ افسسیان، رسالۀ غلاطیان، و رسالۀ رومیان فصل ۸ این تعلیم به چشم میآید. حتی، در انجیل یوحنا، عیسی مسیح نازل شدن روحالقدس را نوید میدهد. پس این تعلیم را همهجا میبینیم.
ولی الان به رسالۀ غلاطیان فصل ۵ آیۀ ۱۶ توجه بکنیم. در اینجا، پولس، در اشاره به خدمت روحالقدس، فعل «رفتار کنید» را به کار میبرد. او میگوید: «به روح رفتار کنید، پس شهوات جسم را بهجا نخواهید آورد.» این مشخصۀ یک زندگی است که در اختیار روحالقدس میباشد. در اینجا صحبت از رفتار کردن است. در متن اصلی به زبان یونانی، فعل «رفتار کنید» در واقع به معنی «گام برداشتن» میباشد. به عبارتی، قدم به قدم جلو برویم. ما باید به نوبت و گام به گام در اختیار روحالقدس پیش برویم و از مسیر منحرف نشویم. اگر به روح رفتار بکنید، شهوت جسم را بهجای نخواهید آورد. راه غلبه بر گناه، راه غلبه بر امیال و خواستههای پلید، راه غلبه بر وسوسههای شیطان این است که در روحالقدس قدم بردارید و به راه رفتن در روحالقدس ادامه بدهید.
پس میبینید با قدمهای درستی که برمیدارید میتوانید بر مشکلات روحانی غلبه کنید. مردم میگویند: «شیطان دنبال من است. ارواح شریر دنبال من هستند. باید یک نفر را پیدا بکنم که ارواح شریر را از من اخراج بکند. من نمیدانم چطور با آنها بجنگم. باید یک کاربلد را پیدا بکنم.» جواب من به این آدمها این است: «در روحالقدس گام بردارید تا دیگر چنین مشکلی نداشته باشید.» با یک قدم مثبت یک مشکل منفی را برطرف بکنید. اگر به روح رفتار کنید، شهوات جسم را بهجا نخواهید آورد.
اما باید بدانید و آگاه باشید که درون شما یک جنگ و یک نبرد به پا است. رسالۀ غلاطیان ۵:۱۷ میگوید: «خواهش جسم به خلاف روح است.» شما میپرسید: «جسم یعنی چه؟» بهترین توضیح این است: جسم پایگاه گناه است. جسم محل مستقر شدن وسوسههای شیطان است. جسم آن بخش از انسانیت ما است که در معرض گناه است. با اینکه من نجات دارم و رستگارم، با اینکه در مسیح همهچیز تازه شده است، با اینکه زندگی میکنم، اما نه من بعد از این، بلکه مسیح در من زندگی میکند، با اینکه خلقت تازه هستم، با اینکه ذات تازه دارم، اما چون هنوز در این بدن جسمانی ساکنم، باز هم گناه میکنم و هرگاه شیطان میخواهد مرا وسوسه بکند، از این پایگاه جسم استفاده میکند. همین جسم است که مخالف و ضد هر نیکویی است. همین جسم است که دلش میخواهد بدی بکند و شرارت بورزد. پولس رسول در رسالۀ رومیان فصل ۷ از همین جسم میگوید که هرگاه پولس میخواهد نیکویی بکند، این جسم مانع میشود و او کاری که میخواهد انجام بدهد انجام نمیدهد و در عوض کاری را که نمیخواهد انجام میدهد.
بله، این جسم در همگی ایمانداران وجود دارد. اما راه غلبه بر جسم این نیست که یکجا ساکن بایستیم و با این جسم مبارزه بکنیم، بلکه باید در روح قدم بردارید. اگر هر لحظه از روزتان را در اختیار روح خدا قدم بردارید، اگر از کلام خدا تغذیه بشوید و حضور مسیح با شما باشد، اگر به مسیح فکر بکنید و به او چشم بدوزید، اگر از حضور مسیح در زندگیتان آگاه باشید، در این صورت، با این جسم مشکل نخواهید داشت.
توجه داشته باشید که دو موضوع نمیتواند همزمان ذهن شما را مشغول بکند. شما نمیتوانید تمرکزتان را بر عیسی مسیح بگذارید و همزمان به وسوسهها و شهوت جسم فکر بکنید. شما باید حواستان را از یکی پرت بکنید تا بتوانید به آن دیگری فکر بکنید، چون نمیتوانید در یک زمان به هر دو فکر بکنید. برای همین، پولس میگوید: «میان روحالقدس و جسم شما جنگ است. یکی بر خلاف دیگری است.»
حالا ببینیم اگر تسلیم جسم بشوید چه اتفاقی میافتد. اگر مقابل جسم ایستادگی نکنید، اگر کتابمقدس را مطالعه نکنید، اگر دعا نکنید، اگر به روح رفتار نکنید، اگر اختیار زندگیتان را دست روحالقدس ندهید، اگر به میل خودتان رفتار بکنید، نتیجه همان میشود که غلاطیان فصل ۵ آیۀ ۱۹ توضیح میدهد: «اعمال جسم آشکار است، یعنی زنا، فسق، ناپاکی، فجور، بتپرستی، جادوگری، دشمنی، نزاع، کینه، خشم، تعصب، نفاق، چنددستگی، حسد، قتل، مستی، لهو و لَعَب، و امثال اینها.»
الان لازم است کمی دربارۀ این گناهان توضیح بدهم. «فسق و فجور» یعنی هرزگی و عیاشی و شهوترانی و امیال شهوتبرانگیز که هیچگاه تمامی ندارند. «فسق و فجور» شامل همهگونه انحراف جنسی میباشد. واژۀ «ناپاکی» حاکی از یک زندگی بیعفت است. واژۀ «جادوگری» توصیف اعمالی است که بتپرستان در مراسم مذهبی خودشان انجام میدادند. معنی این واژه به داروهای مخدّر نیز مربوط است. سپس پولس از بقیۀ گناهان نام میبرد که همگی محصول جسم هستند.
این هم ناگفته نماند که پولس در ادامه به ما خبر میدهد کنندگان چنین کارها وارث ملکوت خدا نمیشوند. به عبارتی، این گناهان مشخصۀ زندگی غیرایمانداران است. اما زندگی ما باید فرسنگها از این گناهان دور باشد. ولی، اگر تسلیم جسم بشوید، اگر به روح رفتار نکنید، اگر اختیار زندگیتان را به روحالقدس ندهید، اگر با قدرت روحالقدس قدم برندارید، سر و کلۀ این گناهان در زندگی شما پیدا میشود. اگر این گناهان در زندگی شما جا خوش بکنند، خدا شما را تأدیب خواهد کرد. به آیۀ ۱۸ دقت بکنید: «اگر از روح هدایت شدید، زیر شریعت نیستید.» اما نقطۀ مقابل این آیه میتواند چنین باشد: «اگر به روح رفتار نکنید، زیر شریعت خدا خواهید بود.» این یعنی چه؟ یعنی، اگر کارهای زشت و ناپسند انجام بدهید، کیفر شریعت خدا بر شما نازل خواهد شد. پس، اگر به روح رفتار بکنید، از تأدیب خدا در امان میمانید. ولی، اگر اعمال جسم را بهجای بیاورید، عواقب سرپیچی از شریعت خدا گریبانتان را خواهد گرفت. حالا دیگر خودتان میدانید.
واقعیت این است که شهوتهای جسم با خواستههای روحالقدس درون شما در جنگ است. اگر پیروِ جسم باشید، در یک چشم به هم زدن، گناهانی که از آنها نام بردیم در زندگی شما پیدا میشود و عواقب سرپیچی از شریعت خدا سراغ شما میآید و زیر شریعت قرار میگیرید.
حالا روی دیگر سکه نگاه بکنیم. شما به روح رفتار میکنید و اختیار زندگی خودتان را دست روحالقدس میدهید. شما هر روز کلام خدا را میخوانید. هر روز در دعا با خداوند وقت میگذارید. هر روز، صبح تا شب، در اختیار روح خدا برای امور روزانه تصمیم میگیرید. سپس، وقتی به روح رفتار میکنید، چه اتفاقی میافتد؟ ثمرۀ روحالقدس نمایان میشود و زندگی شما را زینت میدهد. ثمرۀ روحالقدس اینها هستند: محبت، شادی، آرامش، صبر، مهربانی، نیکویی، ایمان، تواضع، و پرهیزکاری، که هیچ شریعت مانع چنین کارها نیست. شما به روح رفتار میکنید و عواقب یا محکومیت سرپیچی از شریعت نصیبتان نخواهد شد. زندگی در روحالقدس جریمه ندارد.
آیا دلتان یک زندگی شاد و بامعنی و بانشاط و پُر از آرامش میخواهد؟ پس به روحالقدس رفتار بکنید. به همین سادگی! آیۀ ۲۵ جانِ کلام است: اگر به روح زندگی میکنیم، پس باید در عمل نیز به روح رفتار بکنیم. آیا معنی دارد در روحالقدس زندگی بکنیم، اما به جسم رفتار بکنیم؟ اصلاً معنی ندارد. اگر با مسیح شروع کردید، الان نیز با مسیح ادامه بدهید. آیا به روح شروع کرده، الان به جسم کامل میشوید؟ منظور این است که اگر در روح زندگی میکنید، به روح رفتار بکنید و در مسیر سرنوشتی که مقرر شده پیش بروید.
پس، عزیزان، حرف پولس در رسالۀ افسسیان با حرف او در رسالۀ غلاطیان یکی است. جانِ کلام این است که در روحالقدس زندگی بکنید، به روحالقدس رفتار بکنید، از روحالقدس پُر بشوید، در اختیار روحالقدس باشید، کلام مسیح در شما ساکن باشد. کل حرف این است که خدا میخواهد ما اختیار زندگی را دست او بدهیم، نه اینکه خودمان اختیاردار زندگیمان باشیم.
حالا برویم سراغ رسالۀ افسسیان فصل ۵ آیۀ ۱۸ و نکتۀ سوم را در این آیه بررسی بکنیم. ما به سه نکته اشاره کردیم: «تضاد، حکم، پیامدها.» در این پیغام و موعظۀ بعدی به نکتۀ سوم میپردازیم، یعنی «پیامدها.» اما پیامدها چیست؟ اگر از روحالقدس پُر باشید، در زندگی شما چه اتفاقی میافتد؟ پیامد اینکه از روحالقدس پُر بشوید واقعاً تا پایان رسالۀ افسسیان ادامه پیدا میکند. ادامۀ رسالۀ افسسیان از این پیامد صحبت میکند.
اگر از روحالقدس پُر باشید، در زندگی شما اتفاقهای زیادی میافتد. سه اتفاق اصلی روی میدهد که تصمیم دارم در این هفته و هفتۀ آینده آنها را برای شما توضیح بدهم. پس، به طور کلی، زمانی که از روحالقدس پُر باشید، سه اتفاق روی میدهد. اتفاق اول: سرود میخوانید (آیۀ ۱۹). اتفاق دوم: شکر میکنید (آیۀ ۲۰). اتفاق سوم: مطیع میشوید (آیۀ ۲۱). پس این سه اتفاق روی میدهند: سرود خواندن، شکرگزاری، مطیع بودن.
ناگفته نماند که اتفاق سوم، یعنی مطیع بودن، پایه و اساس همۀ مواردی است که فصل ۵ آیۀ ۲۲ تا فصل ۶ آیۀ ۹ به آن اشاره میکند. در واقع این آیات نامبرده تفسیر آیۀ ۲۱ در فصل ۵ میباشد و آیۀ ۲۱ را توضیح میدهد. سپس، فصل ۶ آیۀ ۱۰ و آیات بعد دربارۀ زره ایمانداران صحبت میکند و توضیح میدهد برای کسی که در روحالقدس زندگی میکند چه اتفاقهایی پیش میآید. شیطان تقلا میکند ایمانداران را در مسیری که پیش میروند متوقف بکند. آیات افسسیان فصل ۶ توضیح میدهند یک ایماندار چگونه باید با شیطان برخورد بکند. بنابراین، همهچیز واقعاً به این ربط دارد که از روحالقدس پُر باشیم. پُر شدن از روحالقدس جانِ کلام، نقطۀ عطف، نقطۀ اوج، کلید اصلی، و نوک قلّۀ کتاب افسسیان است. همهچیز در این نقطه به هم میرسند. شما در روحالقدس قدم برمیدارید و به دست روحالقدس هدایت میشوید.
بسیار خوب، حالا این سه اتفاق را بررسی بکنیم که نتیجۀ پُر شدن از روحالقدس میباشد. مورد اول سرود خواندن است. این یک موضوع فردی است. وقتی من، شخصاً، از روحالقدس پُر میشوم، سرود میخوانم. این بسیار زیبا است. روحالقدس این حقیقت را خیلی زیبا به پولس الهام بخشید. وقتی به روح زیست میکنیم، وقتی به روح رفتار میکنیم، وقتی از روحالقدس پُر میشویم، یک ثمره در زندگی ما حاصل میشود. آن ثمره این است که سرود روحانی میخوانیم و نغمه سر میدهیم.
دومین اتفاقی که روی میدهد این است که شکرگزاری میکنیم. ما خدا را شکر و سپاس میگوییم. اما سومین اتفاق به روابط ما با آدمهای اطرافمان مربوط است. وقتی از روحالقدس پُر باشیم، همۀ روابط ما درست میشود. پس، در نتیجۀ پُر شدن از روحالقدس، رابطهام با خودم درست میشود، رابطهام با خدا درست میشود، و رابطهام با دیگران درست خواهد بود. خلاصه، همهچیز درست میشود.
برای ما، ایمانداران، جز این راه، طریق دیگری برای زندگی مسیحی وجود ندارد. راه زندگی چیست؟ راه زندگی این است که از درون با خودمان رابطۀ درست داشته باشیم، با خدا رابطۀ درست داشته باشیم، و با دیگران رابطۀ ما درست باشد. وقتی با خودم رابطۀ درست داشته باشم، سرود میخوانم. وقتی رابطهام با خدا درست باشد، دهانم به شکرگزاری باز میشود. وقتی رابطهام با شما درست باشد، مطیع میشوم. روح خدا این سه مورد را به زیبایی کنار هم قرار میدهد. در این سه حقیقت ساده، تقریباً دربارۀ همۀ روابط صحبت میشود.
اما نکتۀ جالب برای من این است که اولین اتفاقی که پیش میآید یک اتفاق فردی است. چقدر زیبا است که خدا از همین ابتدا ما را در نظر دارد! حتی عیسی مسیح در موعظۀ معروف به «خوشا به حالها» کلام خودش را خطاب به اشخاص شروع میکند. او میگوید: «خوشا به حال این شخص، خوشا به حال آن شخص، خوشحال باشید، خوش باشید.» منظور این است که عیسی مسیح به اشخاص توجه دارد. خدا همیشه ما را در نظر دارد. برای همین، وقتی از روحالقدس پُر میشویم، خدا میگوید: «اولین ثمرۀ آن برای شما است.» البته که در پُری روحالقدس ارتباط ما با خدا نیز بسیار مهم است و پس از آن ارتباط با بقیۀ مردم اهمیت دارد.
حالا به مورد اول نگاه بکنیم که سرود خواندن است. این یک موضوع فردی است. این حقیقت واقعاً برای من حیرتآور است. کلام خدا میفرماید: «از روح پُر شوید.» حتماً شما انتظار دارید پُر شدن از روحالقدس اول از همه یک انقلاب الهیاتی عظیم به وجود بیاورد. برای همین، میپرسید: «اگر از روحالقدس پُر بشویم، چه اتفاقی میافتد؟» سپس به خودتان میگویید: «وقتی از روحالقدس پُر بشویم، حتماً که میتوانیم به این کوه بگوییم جابهجا بشو و آن هم جابهجا میشود. بله، میتوانیم کارهای خارقالعاده بکنیم. میتوانیم کلام خدا را موعظه بکنیم تا مردم نجات پیدا بکنند. میتوانیم کارهای بزرگ بکنیم.»
بسیار خوب، اما کلام خدا چه میگوید؟ کلام خدا میگوید: «از روحالقدس پُر بشوید و سرود بخوانید.» بعد، شما میگویید: «اما انگار اینجا یک چیزی کم است. انگار یک جای کار میلنگد. صدای من که خوب نیست. من اصلاً حنجره ندارم که آواز بخوانم. آیا این آیه واقعاً برای من است؟»
واقعیت این است که این آیه به شما حکم نمیدهد حتماً با ریتم مشخص و حرفهای سرود بخوانید. حتی این آیه نمیگوید کسی باید به سرود خواندن شما گوش بدهد. پس خیالتان راحت باشد!
به هر حال، اولین محصول یک زندگی که از روحالقدس پُر است یک اتفاق فردی است در زندگی که باید سرود بخوانیم. سرود خواندن ابراز احساسات روح و جان ما است. تا یادم نرفته، این را هم بگوییم که در موعظۀ هفتۀ آینده به یک نکتۀ عالی اشاره خواهم کرد. آیا میدانید که میتوانید در روح سوت بزنید؟ چقدر عالی و بینظیر! در زبان یونانی، ریشۀ فعلی که در افسسیان ۵:۱۹ «گفتگو کنید» ترجمه شده به این معنی است: «جیکجیک کردن مثل پرنده.» بعضی از شما بهتر است جیکجیک کنید تا آواز بخوانید. بسیار خوب، توضیح این فعل بماند برای هفتۀ آینده.
اما واقعیت شگفتانگیز این است که وقتی یک ایماندار در روحالقدس گام برمیدارد، از درونش شادی میجوشد و این شادی و نشاط خودش را در آوای موسیقی نشان میدهد که برخاسته از روح و جان است. خدا در روح و جان آدمیزاد نوای موسیقی نهاده است. وقتی یک ایماندار از روحالقدس پُر میشود، این آوای موسیقی به زیباترین شکل از روح و جان انسان نوا سر میدهد. زمانی که یک نفر از روحالقدس پُر است و سرود میخواند، اصلاً مهم نیست صدای او خوب است یا نه، اصلاً مهم نیست روی نُت درست میخواند یا نه.
یکشنبۀ گذشته، در جلسۀ صبحگاهی، یک آقای جوان خودش را به من معرفی کرد. من اولین بار بود که او را میدیدم. او گفت: «اسم من رَندی مِندِنهال است.» من گفتم: «بله، اسم شما را شنیدم. چندین بار نیز برای شما نامه نوشتم.» آقای رَندی از شهر سولِِدد در شهرستانِ واکاویل آمده بود. او نزدیکِ سه سال زندانی بود. زمانی که زندانی میشود، یک نفر یکی از نوارهای کاستِ موعظههای ما را به او میدهد. سپس آقای رَندی نوارهای بیشتری درخواست میکند. خلاصه، یک عالمه کاستهای موعظه به دستش میرسد. او به عیسی مسیح ایمان میآورد و زندگی خودش را تقدیم مسیح میکند. کمکم، آقای رَندی در زندان معلم کتابمقدس میشود. به گفتۀ او، نوارهای کاست موعظهها در سراسر زندان پخش است. هر روز، زندانیان در سلول خودشان به این موعظهها گوش میدهند و خداوند کارهای عظیمی انجام میدهد.
سپس آقای رَندی به من گفت: «میخواهم شهادت ایمانم را بشنوید. شما برای من نامه نوشتید و همۀ این نوارهای کاست را فرستادید. حالا من میخواهم شهادت خودم را که در یک نوار کاست ضبط کردم به شما بدهم.» من از آقای رَندی تشکر کردم و به او گفتم که مشتاقم شهادت او را بشنوم. خلاصه، کاست را گرفتم و وقتی در حال رانندگی بودم به آن گوش دادم. آقای رَندی شهادت خودش را اینطور شروع کرد: «ابتدا، میخواهم سرود بخوانم.» این شهادت آقای رَندی و نامۀ خداحافظی او با همۀ زندانیان بود. او، دو هفته قبل، از زندان آزاد شد. آقای رَندی در ادامۀ شهادتش میگوید: «این احساس را دارم که در دلم سرود بخوانم.»
بله، این آقا شروع کرد سرود خواندن، بدون پیانو، بدون گیتار، بدون ساز. به نظر میرسید او در یک ساختمان با دیوارهای سیمانی و زمین سفت و بتونی این سرود را ضبط کرده بود، چون صدایش انعکاس داشت. او سرودش را خواند و بعد از آن گفت حالا میخواهم سرود دیگری بخوانم. سپس شروع به سرود خواندن کرد. به نظرم، ده تا پانزده دقیقه سرود خواند. وقتی سرودها را تمام کرد، من، شخصاً، خیلی خوشحال شدم. البته اشک در چشمانم حلقه زده بود.
راستش را بخواهید، اصلاً مهم نبود که آقای رَندی گروه نوازندگان نداشت. اصلاً مهم نبود که آنجا اُرگ و پیانو وجود نداشت. اینها اصلاً مهم نبود، چون این آقا با پُری روحالقدس سرود خواند. اصلاً مهم نبود با نُت درست میخواند یا نه. او از حضور مسیح پُر بود و با آن حس و حال سرود میخواند. حس و حال آن آقا برای من و برای دیگران خیلی به چشم آمد.
از طرف دیگر، پیش آمده به موسیقی گوش دادم که همهگونه ساز در اختیار داشتند و صدا تنظیم بود و همۀ سازها کوک بودند و همهچیز سر جای خودش بود. اما در چشم من اصلاً به نظر نمیآمد که آن موسیقی و سرود خواندن برخاسته از روح خدا است.
منظور پولس دقیقاً همین است که سرود خواندن باید از دل برآید. در دل آقای رَندی اتفاقی افتاد که ثمرۀ کار خدا در زندگی او بود. حالا آقای رَندی تصمیم گرفته بقیۀ عمرش را صرف خدمت به زندانیان بکند و عیسی مسیح را به آنها بشارت بدهد. سرودی که آقای رَندی خواند یک سرود تازه بود، سرودی که فقط مسیح میتواند آن را عطا بکند. این سرود نقطۀ مقابل موسیقی ناهنجار و بیبند و بار است که بتپرستان در شهر افسس راه انداخته بودند که به مذهب پلید و شیطانی آنها پیوند داشت. چه تفاوت بزرگی بین آن آهنگهای ناهنجار و نوای دلنشینی که ثمرۀ کار روحالقدس است در دل کسانی که اختیار زندگی خودشان را به او سپردند! پولس میگوید: «وقتی در کلیسا جمع میشویم، با هم سرود میخوانیم. این سرود با آهنگهایی که قبلاً شنیدیم فرق دارد.»
عزیزان، اگر در زندگی مسیحی باید اتفاق تازهای بیفتد و تغییری رخ بدهد، آن تغییر باید در موسیقی و سرودی باشد که به آن گوش میدهیم. اگر قرار است موسیقی که به آن گوش میدهیم برخاسته از دلمان باشد، باید با موسیقی که دنیا به آن گوش میدهد فرق داشته باشد، چون ما با دنیا فرق داریم. رسالۀ کولسیان ۳:۱۶ همین حقیقت را بیان میکند. به گفتۀ رسالۀ کولسیان، وقتی از کلام مسیح پُر بشوید، با یکدیگر به مزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی گفتگو میکنید و با فیض در دلهای خودتان خداوند را میسرایید. سرود خواندن همیشه از دل برمیخیزد و مخاطبش خداوند است.
حالا به این آیۀ زیبا در رسالۀ یعقوب فصل ۵ آیۀ ۱۳ توجه بکنید: «اگر کسی از شما مبتلای بلایی باشد، دعا بنماید و اگر کسی خوشحال باشد، سرود بخواند.» سرود خواندن همیشه نشانۀ شادی در روحالقدس است. رسالۀ رومیان به ما خبر میدهد که ملکوت خدا عدالت و آرامش و شادی در روحالقدس است. زمانی که روحالقدس آن آرامش و عدالت و شادی را در دل ما به وجود میآورد، ثمرهاش سرود خواندن است که چقدر هم عالی است! این روح خدا است که دهان ما را به سرود خواندن باز میکند. نجات و رستگاری برای ما سرود تازه همراه دارد.
ناگفته نماند که منظور از تازه بودن سرود این نیست که قبلاً یک سرود میخواندیم و حالا زمان سپری شده و آن سرود قدیمی شده و اکنون یک سرود جدید میخوانیم. این واژۀ «تازه یا نو» در زبان یونانی neos «نِئوس» نیست، بلکه kainos «کینُس» میباشد، یعنی سرودی که مانند آن تا به حال وجود نداشته است. منظور این است که نوع و گونۀ آن سرود تازه است. آن سرود یک ویژگی تازه دارد، یک کیفیت تازه. سرود ما باید سرود متفاوت باشد.
من سرودهایی شنیدم که مثلاً قرار است سرودهای مسیحی باشند، اما، از نظر من، اصلاً فرقی با آهنگهای دنیا ندارند. از طرف دیگر، سرودی میشنویم، مثل سرودی که امروز در جلسۀ صبحگاهی شنیدیم، که واضح است اصلاً کوچکترین شباهتی به موسیقی دنیا ندارد. سرودی که میخوانیم سرود تازه است.
همینجا این را بگوییم که در کتابمقدس نُه بار به این «سرود تازه» اشاره میشود. همیشه در بافت و محتوای نجات و رستگاری ما به سرود تازه اشاره میشود. پس نجات و رستگاری سرود تازه حاصل میکند. کتاب مزامیر یکی از گویاترین نمونهها در این مورد است. مزمور ۳۳ آیۀ ۱ میگوید: «ای صالحان، در یهوه شادی نمایید.» ما در خدا شادی میکنیم، زیرا او ما را صالح و عادل کرده است. «زیرا که تسبیح خواندن راستان را شایسته است. یهوه را با بربط حمد بگویید. با عود ده تار، او را سرود بخوانید. سرودی تازه برای او بسرایید.» چرا؟ «زیرا کلام یهوه مستقیم است و جمیع کارهای او با امانت است. عدالت و انصاف را دوست میدارد. جهان از رحمت یهوه پُر است.» به عبارتی، ما سرود میخوانیم، چون خدا ما را عادل گردانیده است. به خاطر اینکه خدا ما را نجات داده، ما سرود تازه میخوانیم.
حالا به مزمور ۴۰ آیۀ ۲ نگاه بکنید که همین حقیقت را بیان میکند: «مرا از چاه هلاکت برآورد و از گِل لجن و پایهایم را بر صخره گذاشته، قدمهایم را مستحکم گردانید.» بله، به خاطرِ چنین نجاتِ پرشکوه، خدا «سرودی تازه در دهانم گذاشت.» مزمور ۹۶ آیۀ ۱ میگوید: «یهوه را سرود تازه بسرایید! ای تمامی زمین، یهوه را بسرایید! یهوه را بسرایید و نام او را متبارک خوانید! روز به روز، نجات او را اعلام نمایید.» اینجا باز هم این سرود سرود نجات است. مزمور ۹۸ آیۀ ۱: «برای یهوه سرود تازه بسرایید.» چرا؟ آیۀ ۲: «زیرا یهوه نجات خود را اعلام نموده است.»
حالا به انتهای کتاب مزامیر و مزمور ۱۴۴ آیۀ ۹ توجه بکنید: «ای خدا، تو را سرودی تازه میسرایم.» مزمور ۱۴۹ آیۀ ۱: «خداوند را سرود تازه بسرایید.» پس میبینیم که این سرود تازه همیشه به نجات و رستگاری پیوند دارد.
در همین راستا، در کتاب مکاشفه ۵:۹ چنین میخوانیم: «سرودی جدید میسرایند.» محتوای این سرود تازه چیست؟ «لایق است برّۀ ذبحشده، زیرا که ما را از هر قبیله و زبان و قوم و امت خریدی.» پس سرود تازه همیشه به نجات و رستگاری پیوند دارد.
عزیزان، اگر در زندگی مسیحی اتفاق تازهای وجود داشته باشد، آن اتفاق تازه این است که سرود تازه میخوانیم. ما سرود نجات میخوانیم که ثمرۀ ساکن شدن روح خدا در ما است. وقتی روحالقدس ما را هدایت میکند، با همۀ شادی و نشاطی که در دل داریم لب به حمد و ستایش خدا باز میکنیم. ما رستگار شدیم و روح خدا سرود تازه در دلهایمان نهاده است. وقتی روح خدا اختیار زندگی ما را دست میگیرد، سرود میخوانیم.
الان به کتاب خروج فصل ۱۵ و سرود نجات موسی نگاه بکنیم. خدا قوم اسراییل را از مصر آزاد میکند و این سرود تصویر آن رهایی و آزادی است. خدا دریا را میشکافد و قوم اسراییل را از دریا عبور میدهد و لشکر فرعون را در آب غرق میکند. وقتی قوم اسراییل از دریا عبور میکند، اولین کاری که میکنند این است که به گفتۀ کتاب خروج فصل ۱۵ کل جماعت اسراییل جمع میشوند و سرود موسی را میخوانند.
سپس، در کتاب داوران فصل ۵، دوباره شاهدیم که خدا به دست دو انسان وارسته، به نام دِبوره و باراک، قوم اسراییل را نجات میدهد. شما اولین سرود دونفره در کتابمقدس را در کتاب داوران فصل ۵ میشنوید. این یک سرود دونفره برای نجات است، برای اینکه خدا قومش را رهایی بخشید. این سرود سرود نجات است، سرود کسانی است که خدا آنها را به طرز شگفتآوری از اسارت، از گناه، و از تنگنا رهایی داد.
عزیزان، خدا دوستدار موسیقی است. فرشتگان، قبل از آنکه سقوط کنند، سرود میخواندند. در ابدیت، در آسمان همه سرود میخوانند. خدا دوستدار موسیقی است. در عهدعتیق، سی و هشت هزار نفر در معبد خدمت میکردند. چهار هزار نفر از این جمعیت موسیقیدان بودند. در کتاب خروج فصل ۱۵ آیۀ ۲۰ و ۲۱ با اولین گروه کُر بانوان در کتابمقدس آشنا میشویم. مریم، خواهر موسی، رهبر این گروه کر بود. در کتابمقدس، او پایهگذار گروه کُر بانوان است. حالا با اولین گروه کُر آقایان آشنا بشویم. در کتاب اول سموییل فصل ۱۰ آیۀ ۵، انبیا این گروه کُر را تشکیل میدهند. آن انبیا، همه با هم، گروه همسُرایان را تشکیل میدهند. خیلی دلم میخواست که وقتی این گروه کُر آواز میخوانند به آنها گوش بدهم. حتماً الهیات آن سرودها خیلی سرراست و مستقیم بودند! تصور بکنید انبیا سرود بخوانند، دیگر چه بشود!
همینجا به یک نکته اشاره بکنم. اگر دلتان میخواهد به یک گروه کُر بینظیر، که آن را آقایان تشکیل میدهند، گوش بدهید، به سرود خواندن واعظان کتابمقدس گوش بدهید. من، وقتی در کنفرانس شبانان به میزبانی آموزشگاه کتابمقدس مودی شرکت میکنم و به صدای هزار و دویست شبان گوش میدهم که یکصدا سرود میخوانند، واقعاً ذوقزده میشوم.
بله، پس در کتابمقدس با گروه کُر آقایان آشنا میشویم. همچنین در کتاب اول تواریخ فصل ۱۳ آیۀ ۸ چنین میخوانیم: «تمامی اسراییل با سرود، به قوت تمام، به حضور خدا وجد مینمودند.» در این آیه، تأکید بر «قوت تمام» را دوست دارم. آنها با قوت تمام سرود میخواندند.
این را هم اضافه بکنم که به گفتۀ کتابمقدس خدا موسیقی با صدای بلند را میپسندد. گاه، در خانه، موسیقی مینوازم و همسرم میگوید: «صدایش را کم بکن.» من هم میگویم: «عزیزم، روحانی باش!» بله، خدا صدای بلند موسیقی را دوست دارد، البته نه صدای گوشخراش و ناهنجار را. اما خدا حمد و ستایشی را میپسندد که شایستۀ او باشد. خدا چنین موسیقی را دوست دارد.
در کتاب اول تواریخ فصل ۱۶ آیۀ ۴ و ۵، داوود، که خودش موسیقیدان استاد و ماهری است، یک گروه همسُرایان تشکیل میدهد. واقعاً که آن گروه عجب گروه کُری است! به گفتۀ کتاب اول تواریخ ۲۳:۵، چهار هزار نفر در معبد سلیمان سرود میخواندند. واقعاً که چه شود وقتی چهار هزار صدای آموزشدیده سرود بخوانند!
حالا به دوره و زمانۀ عزرا نگاه بکنیم. در آن زمان، زَروبابِل به همراه جمعی از یهودیان به اورشلیم بازمیگردند. قوم اسراییل از اسارت مصیبتبار بابلیان آزاد شدند و به اورشلیم بازمیگردند. آنجا است که به گفتۀ عزرا باید یک معبد کوچکتر بنا بکنندد. در کتاب عزرا فصل ۲، دویست نفر از مردم گروه همسُرایان را تشکیل میدهند که در معبد خدمت بکنند. حتی تعدادی از کاهنان در موسیقی مهارت داشتند و آموزش دیده بودند.
عزیزان، اگر بچههای شما به یادگیری موسیقی علاقه دارند، این فرصت را از آنها دریغ نکنید و به بچهها کمک بکنید این استعداد را پرورش بدهند تا وقتی آموزش میبینند و موسیقی یاد میگیرند، در کلیسا خدمت بکنند و به کمک آنها ما هم اینجا همه با هم سرود بخوانیم و خداوند را حمد و ستایش بکنیم.
وقتی به کتاب نحمیا فصل ۱۲ میرسیم، با یک سبک موسیقی به نام «سبک تناوبخوانی» آشنا میشویم که به نظر میرسد یکی از سبکهای مورد علاقۀ خدا در سرود خواندن است. در تناوبخوانی، دو گروه از خوانندگان یک قطعه موسیقی را روبهروی هم اجرا میکنند و به قول معروف با هم بِده بِستان دارند. تا چند دقیقۀ دیگر توضیح میدهم که چرا خدا این سبک از سرود خواندن را دوست دارد.
این را هم بگوییم که در کتابمقدس با سازهای مختلف آشنا میشویم. من کارشناس سازها و آلات موسیقی نیستم. اما میدانم که در کتابمقدس سازهای زِهی و سازهای بادی و حتی سازهای کوبهای مینوازند. الان شما میپرسید: «یعنی کتابمقدس از طبل و دُهل حرف میزند؟» بله، درست است. حتی سازهای ضربی را در کتابمقدس میبینیم. بعضی از سازها دستگیره یا جای دست داشتند. دایرۀ زنگی و زنگوله و همچنین سایر سازهای کوبهای در کتابمقدس به چشم میآید. ولی، از میان سازهای زِهی، عود ده تار وجود دارد که شبیه ساز چنگ میباشد. اما در عود ده تار، به جای زخمه زدن با انگشت، آن را با مِضراب مینواختند. البته ساز چنگ نیز موجود بود. یک ساز بادی هم وجود داشت که در واقع تُرومپت بود و یک دستگیره داشت. سازهای بادی دیگری نیز در کتابمقدس میبینیم، از جمله، شیپور، یک نوع شیپور کلیددار، فلوت، و اُرگ بادی. برای کسانی که خیلی اهل نُت خواندن نبودند یک نوع ساز بادی به نام کَرنا یا شوفار وجود داشت که فقط دهن خودتان را به آن میچسبانید و داخلش میدمیدید. بله، همهگونه ساز در کتابمقدس به چشم میآید، چون تسبیح و ستایش شایستۀ خداوند است و موسیقی یکی از راههایی است که میتوانیم این حس ستایش و پرستش را ابراز بکنیم.
سپس، وقتی به عهدجدید میرسیم، همهچیز کمی فرق میکند. در موعظۀ آینده، بررسی میکنیم که در عهدجدید چه نوع موسیقی استفاده میشود.
الان به یک موضوع دقت بکنید. پس از شام آخر، قبل از آنکه عیسی مسیح به همراه شاگردانش به کوه زیتون بروند، قبل از آنکه او دستگیر و محاکمه و مصلوب بشود، آخرین کاری که با هم انجام دادند این بود که سرود خواندند. شاگردان مسیح با هم سرود خواندند.
من معتقدم در کتاب اعمال رسولان فصل ۴ با یکی از اولین سرودهای روحانی در کلیسا آشنا میشویم. در رسالۀ فیلیپیان و سایر آیات نیز با سرودهای روحانی آشنا میشویم. اما، به گفتۀ اعمال رسولان فصل ۴ آیۀ ۲۴، همۀ ایمانداران جمع میشوند و آواز خودشان را یکدل به خدا بلند میکنند. بسیار خوب، الان سوال پیش میآید که چطور ممکن است جمعی از مردم، همه با هم، صدای خودشان را بلند کرده، یک چیز را بیان بکنند؟ این فقط در صورتی ممکن است که همۀ آنها بدانند قرار است چه کلماتی به زبان بیاورند، یعنی همۀ آنها سرودی را که باید بخوانند از قبل بلد بودند. آنها میگویند: «خداوندا، تو آن خدا هستی که آسمان و زمین و دریا و آنچه در آنها است آفریدی.» سپس کلام خودشان را در آیات بعد ادامه میدهند. پس واضح است که ما در عهدجدید با متن بعضی از سرودها که ایمانداران میخواندند آشنا هستیم. همچنین یادمان باشد که پولس و سیلاس در زندان چکار کردند. آنها سرود خواندند.
سپس، در رسالۀ اول قرنتیان فصل ۱۴، پولس رسول قصد دارد روش سرود خواندن کلیسای قرنتس را اصلاح بکند. او به آنها میگوید: «شما به روح سرود میخوانید و به عقل نیز سرود میخوانید. وقتی جمع میشوید، هر یکی از شما سرودی دارد.» بسیار خوب، اگر هر کسی یک سرود داشته باشد، کار سخت میشود. گزینۀ خوبی نیست که چند نفر، همزمان، تکخوان باشند، چون مدیریت آنها کمی سخت است. پس باید سرود خواندن نظم و ترتیب داشته باشد. اما مشخص است که در مراسم پرستش قوم خدا سرود و موسیقی همیشه وجود داشته است.
الان لازم است به یک نکته اشاره بکنم. وقتی عیسی مسیح بازگردد، سلطنت هزار سالۀ خودش را برقرار خواهد کرد. آنگاه، لعنت از کرۀ زمین برداشته میشود و فرشتگان دوباره سرود میخوانند. آن زمان، دنیا به قول معروف گلستان خواهد شد و عیسی مسیح، که سَرور سلامتی است، سلطنت خواهد نمود. حتماً میدانید در آن زمان یکی از اولین کارهای عیسی مسیح این است که در سلطنت هزارساله یک معبد بنا میکند. کتاب حزقیال جزییات این معبد را در فصل ۴۰ و فصلهای بعدی توضیح میدهد. حزقیال جزییات بنای معبد را برای ما توضیح میدهد که خداوند قرار است در سلطنت هزار ساله برای جلال خودش بنا بکند. یکی از عالیترین ویژگیهای آن معبد این خواهد بود که خدا جایگاه ویژهای برای گروه همسُرایان بنا میکند. الان، با شنیدن این خبر، به نظرم، هر کسی که در گروه کُر خدمت میکند لبخند به لب دارد و با یک شادی و انتظار روزافزون منتظر بازگشت خداوند خواهد بود.
بله، در سلطنت هزار ساله، معبد خداوند گروه کُر خواهد داشت. حزقیال ابعاد این جایگاه گروه کُر را نیز به ما اطلاع میدهد. یک گروه یک طرف و گروه دیگر طرف مقابل میایستد. گویا قرار است این دو گروه کُر به سبک تناوبخوانی سرود بخوانند. این گروه همسُرایان به قدری بزرگ خواهد بود که چه بسا در هر دو جایگاه هزاران نفر به ترتیب سرود بخوانند. بله، خدا به موسیقی چنین احساسی دارد.
بسیار خوب، همۀ تلاش من این بود که به شما نشان بدهم خدا دوستدار موسیقی است. اما ناگفته نماند خدا آن نوع از موسیقی را میپسندد که سرود تازه برای نجات و رستگاری است. خدا دوستدار آن سبک از موسیقی است که بازتاب یک زندگی پُر از روحالقدس میباشد. خدا چنین موسیقی را دوست دارد.
وقتی کتابمقدس از آینده سخن میگوید، باز هم حرف از سرود خواندن است. در کتاب مکاشفه فصل ۱۴ از آیۀ ۱، آوای زیبای گروه موسیقی به گوش میرسد: «و دیدم که اینک برّه، بر کوه صهیون ایستاده است و با وی صد و چهل و چهار هزار نفر که اسم او و اسم پدر او را بر پیشانی خود مرقوم میدارند و آوازی از آسمان شنیدم، مثل آواز آبهای بسیار و مانند آواز رعد عظیم، و آن آوازی که شنیدم مانند آواز بربطنوازان بود که بربطهای خود را بنوازند. و در حضور تخت و چهار حیوان و پیران سرودی جدید میسرایند و هیچکس نتوانست آن سرود را بیاموزد، جز آن صد و چهل و چهار هزار که از جهان خریده شده بودند.»
بسیار خوب، صد و چهل و چهار هزار نفر با چنگ و بربط آسمانی سرود میخوانند. بهبه، عجب سرودی! در مکاشفه فصل ۱۵ آیۀ ۳ دوباره نوای سرود آسمانی را میشنویم.
دوستان، منظور من از همۀ این توضیحات چیست؟ منظور این است که خدا دوستدار موسیقی است. خدا آن سبک از موسیقی را میپسندد که آهنگ موسیقی و سرودی که خوانده میشود برازندۀ خدا باشد و او را جلال بدهد.
بسیار خوب، همۀ این حرفها و توضیحات، تا الان حاشیهگویی بود. حالا بازگردیم به رسالۀ افسسیان فصل ۵. من از شما چند سوال دارم. دو سوال را الان میپرسم و بقیه بماند برای دفعۀ بعد.
وقتی ایمانداران با پُری روحالقدس دور هم جمع میشوند، جلسۀ کلیسا چنین برگزار میشود: زمانی که با پُری روحالقدس دور هم جمع میشویم، قبل از هر چیز، سرود میخوانیم. با سرود خواندن، حس و حال درونمان را ابراز میکنیم. اما نخستین سوالی که مطرح میشود این است: «میان چه کسانی سرود میخوانیم؟» افسسیان ۵:۱۹: «با یکدیگر به مزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی گفتگو کنید.» ما با خودمان و در میان خودمان سرود میخوانیم. البته، به گفتۀ آیۀ ۱۹، در نهایت، برای خداوند سرود میخوانیم. پس در میان خودمان و برای خداوند سرود میخوانیم.
حالا به این نکتۀ مهم توجه بکنید. سرود خواندن ایمانداران در میان خودشان همیشه برای خدا و خطاب به خدا است. این حقیقت را در سراسر کتابمقدس شاهدیم. شما سرود روحانی پیدا نمیکنید که هدفش بشارت دادن باشد. البته که خدا میتواند از سرود و موسیقی استفاده بکند تا مردم به عیسی مسیح ایمان بیاورند. به نظرم، خدا میتواند با سرود روحانی به کسی که دلش نرم و پذیرای کلام خدا است بشارت بدهد. اگر فرصت بشارت دادن فراهم باشد، چه بسا نوای موسیقی و سرودهایی که خوانده میشود با دل مردم صحبت بکند. من این را باور دارم. اما خدا موسیقی و سرود خواندن را وسیلۀ اصلی بشارت دادن قرار نداده است. با این حال، خیلی وقتها، شما نزد مردم میروید و میگویید: «ما یک گروه موسیقی هستیم که انجیل را بشارت میدهیم. ما یک گروه سرود بشارتی هستیم.» بسیار خوب، اما خیلی مطمئن نیستم موسیقی شما بشارتی باشد. البته ممکن است به یک محله بروید و موسیقی بنوازید تا مردم دور شما جمع بشوند. اما، دیر یا زود، باید مسیح را بشارت بدهید اگر که دلتان میخواهد مردم ایمان بیاورند. یادمان باشد که سرود خواندن در وهلۀ اول از دل کسی برمیخیزد که از روحالقدس پُر است.
این را هم بگویم که من اعتقاد ندارم سرودهایی که ما میخوانیم برای غیرایمانداران باشد. این موسیقی در کلیسای ما و سرودهایی که میخوانیم برای کسانی نیست که روح خدا را نمیشناسند و مسیح را نمیشناسند. من معتقدم این موسیقی و این سرودها مخصوص ما، ایمانداران، است و از دل ما برمیخیزد.
بنابراین، باید میان خودمان سرود بخوانیم و برای خداوند سرود بخوانیم. این هدف اصلی موسیقی در کلیسا است. ما در نیایش و پرستش دستهجمعی سرود میخوانیم. ما برای گرامیداشت حیات در مسیح و برای حمد و ستایش عیسی مسیح سرود میخوانیم. این موسیقی برای دنیا نیست. مردم دنیا از ما نیستند. اما باعث تأسف است که خیلی وقتها برای دنیا سرود میخوانیم. خیلی وقتها، به اسم بشارت دادن، به زبان دنیا سرود میخوانیم و در سرودهای خودمان همان تکهکلام ترانههای دنیا را تکرار میکنیم و با حال و هوای ترانههای دنیا سرودهای روحانی میخوانیم. ولی بدانید که هدف موسیقی و سرود خواندن در کتابمقدس این نیست. ما باید میان خودمان سرود بخوانیم.
یک واقعیت تلخ دیگر زمانی است که کلیسا سرود نمیخواند. آیا میدانید کلیسای کاتولیک روم هزار و پانصد سال مردم را از شنیدن سرود در کلیسا محروم کرد؟ سرود و موسیقی در کلیسای کاتولیک کاملاً ممنوع بود. این ممنوعیت تا شروع دوران اصلاحات کلیسا ادامه داشت. در واقع، شماری از کسانی که خودشان از اصلاحگران کلیسا بودند زیباترین سرودهای مسیحی را نوشتند. یکی از اولین کارهای آن اصلاحگران این بود که موسیقی را به کلیسا بازگرداندند و به مردم فرصت دادند سرود بخوانند، چون سالها بود که ایمانداران در کلیسا از سرود خواندن محروم بودند. برای همین، وقتی ما در این کلیسا، کلیسای «محفل فیض،» جمع میشویم، سرود میخوانیم. مردمی که از روحالقدس پُر هستند میان خودشان سرود میخوانند. سرود خواندن برای ما و مخصوص ما است.
حالا به سوال دوم میپردازیم: «این سرودهای روحانی از کجا میآید؟ منشأ و منبع سرودها کجا است؟» برای یافتن جواب، به انتهای آیۀ ۱۹ نگاه بکنید. «در دلهای خود به خداوند بسرایید و ترنّم نمایید.»
الان لازم است نکتهای را توضیح بدهم. در متن یونانی عبارت «در دلهای خود» حرف اضافۀ «در» به کار نرفته است. این حرف اضافۀ «در» از حالت اسم نتیجه گرفته میشود. اما این حالت اسم میتواند معنیهای مختلفی به خودش بگیرد. من این هفته گرد و غبار کتابهای دستور زبان یونانی قدیمی را گرفتم و در این کتابها دنبال این حالت اسم گشتم. در این تحقیق و بررسی، فهمیدم که این حالت اسم میتواند به معنی علت باشد یا به معنی وسیله. در واقع، در کتابمقدس موردی وجود دارد که در آن مفهوم علت به کار رفته است. اگر در اینجا به این مفهوم استفاده شده، پس منظور این است که دل ما سبب و بانی خواندن و سراییدن برای خداوند است. حرف اصلی این است که ما از دلمان سرود میخوانیم. سرودهای ما از دلمان برمیخیزد. عزیزان، اگر دلتان به شور و شوق نیاید، نمیتوانید سرود بخوانید. در واقع، نمیتوانید آنطور که خدا میخواهد سرود بخوانید.
حتماً یادتان میآید زمانی که قوم اسراییل تبعید بودند چه حالی داشتند! آنها غمگین و دلشکسته بودند. مزمور ۱۳۷:۱: «نزد نهرهای بابِل، آنجا، نشستیم و گریه نیز کردیم، چون صهیون را به یاد آوردیم. بربطهای خود را آویختیم بر درختان بید که در میان آنها بود. زیرا آنانی که ما را به اسیری برده بودند، در آنجا، از ما سرود خواستند و آنانی که ما را تاراج کرده بودند شادمانی خواستند که یکی از سرودهای صهیون را برای ما بسرایید. چگونه سرود یهوه را در زمین بیگانه بخوانیم؟»
به گفتۀ این مزمور، وقتی سرودی در دل جاری نیست، سرودی بر لب جاری نمیشود، صدایی از گلو درنمیآید. قوم اسراییل عود و بربط را بر درخت آویختند، چون نمیتوانستند سرود بخوانند و بابِلیان را سرگرم بکنند. در دلشان سرودی نبود. اما این را به یاد داشته باشیم که آنها تظاهر نکردند و با ریاکاری سرود نخواندند. آنها به قول معروف نمایش ندادند و نقش بازی نکردند. وقتی در دلشان سرودی نبود، دهانشان نیز از سرود خالی بود. اگر از نوای موسیقی خبری نیست، دیگر چنگ و بربط به چکار میآید؟! اگر سرودی از دل برنمیآید، لب هم به سرود باز نمیشود.
خیلی از مردم برای کسب درآمد ترانه میخوانند. خیلی از مردم برای کسب شهرت ترانه میخوانند. خیلی آدمها از روی غرور و تکبر ترانه میخوانند. اما بدون روح میخوانند. آنها از روحالقدس پُر نیستند و ترانه میخوانند. ولی خداوند چنین سرودی نمیخواهد. اگر شما از آن دسته آدمها هستید که از این ترانههای بدون روح میخوانید، لطفاً نخوانید! اگر زمانی که به کلیسای ما میآیید، از خدا عصبانی هستید و در دلتان به خدا تلخ هستید، اما با دیگران همصدا میشوید و سرود میخوانید، لطفاً این کار را نکنید! خدا نمیخواهد سرود شما را بشنود. اگر فرصتی دست میدهد که اینجا جلوی همه بایستید و تکخوانی بکنید یا در گروه نوازندگان ساز بزنید، اما دلتان از روح خدا پُر نیست، لطفا تکخوانی نکنید و ساز نزنید، چون نباید ریاکار باشید. سرودهایی که ما میخوانیم سرود رستگاران است، سرود کسانی است که از روح خدا پُر هستند. برای همین، نباید تظاهر بکنیم.
الان کلام عاموس نبی را به یاد بیاوریم که بر قوم اسراییل کیفرخواست اعلام میکند، چون آنها برای خدا سرود میخواندند، اما دلشان با خدا صاف نبود. در عاموس فصل ۵ آیۀ ۲۱، خدا از زبان این نبی به قوم اسراییل میگوید: «من از عیدهای شما نفرت و کراهت دارم و عطر محفلهای مقدس شما را بو نخواهم کرد و اگرچه قربانیهای سوختنی و هدایای آردی خود را برای من بگذرانید، آن را قبول نخواهم کرد و قربانیهای سلامتی پَرواریهای شما را منظور نخواهم داشت. آهنگ سرودهای خود را از من دور کن، زیرا نغمۀ بربطهای تو را گوش نخواهم کرد. و انصاف مثل آب و عدالت مانند نهر دایمی جاری بشود.» به عبارتی، خدا میفرماید: «تا زمانی که انصاف و عدالت از شما سر نزند، به نغمه و سرود شما گوش نمیدهم.»
بله، خدا میخواهد به سرود رستگاران و به سرودی گوش بدهد که بازتاب یک زندگی پُر از روحالقدس است. خدا برای سرود رستگاران معیار بالایی در نظر دارد، چون سرود رستگاران از دل برمیآید.
عزیزان، برای همین، سرود خواندن ما باید متفاوت باشد، چون روح خدا بیهمتا است. پس سرود و موسیقی ما نمیتواند مثل موسیقی دنیا باشد، چون خدای ما شبیه نظام دنیا نیست.
الان، با یک خاطره، پیغام امروز را تمام میکنم. هیچگاه سفر به کشور اِکوادور و آمریکای جنوبی را فراموش نمیکنم. ما با یک خودروی چهارچرخ و شاسیبلند، از آن خودروهای بیابانگرد، در رشته کوه آند در حال رانندگی بودیم، در حالی که شترهای لاما در دامنۀ کوه در حال چِرا بودند و بومیان منطقه کنار جاده در رفت و آمد. ما به راهمان ادامه دادیم تا به یک روستای کوچک رسیدیم. از ماشین پیاده شدیم و از کنار خانههای کوچک و کاهگلی رد شدیم و به یک خیابان کاهگلی رسیدیم. اما چشمتان روز بد نبیند که وسط خیابان پُر از گل و لای و آب فاضلاب بود! آنجا یک محلۀ دورافتاده بود که اصلاً امکانات رفاهی نداشت، واقعاً دل آدم آنجا میگرفت. آن مردم، در آن منطقۀ کوهستانی، در ارتفاع چهار هزار متری، جز حیوانات سرمایۀ دیگری نداشتند.
خلاصه، در آن دهکدۀ کوچک قدم زدیم و با اهالی محله آشنا شدیم. جالب بود که مرغهای محلی در هر گوشه و کنار پرسه میزدند و بدون اینکه با کسی کاری داشته باشند برای خودشان راه میرفتند. مردم هم سر راهشان گردن یکی از مرغها را میگرفتند و آن را داخل دیگ جوشان میانداختند و وقتی گرسنه میشدند همان مرغ را نوش جان میکردند.
ما رفتیم و رفتیم تا به انتهای آن روستا رسیدیم. واقعاً به جز آلونکهای کاهگلی چیز دیگری در آن روستا وجود نداشت. اما یک لحظه صدای سرود خواندن به گوشم رسید. بعد، که دقت کردم، فهمیدم آهنگ آن سرود چقدر برایم آشنا است. آنها این سرود معروف را میخواندند: «عجب دوستی داریم در عیسی!» البته زبان آنها و معنی کلمات را خیلی خوب نمیفهمیدم. ما به راهمان ادامه دادیم و نزدیکتر که رفتیم، به یک ساختمان کاهگلی خیلی کوچک رسیدیم که پنجره نداشت و سقف آن پوشالی بود. ما رفتیم جلوی در و متوجه شدیم همه داخل خانه سرپا ایستادند، چون آنجا آنقدر کوچک بود که اگر میخواستید بنشینید، جا نمیشد. آنها شانه به شانه کنار هم ایستاده بودند، مثل ماهی ساردین که داخل قوطی کنار هم میچینند. خلاصه، جمعیت آنقدر زیاد بود که سوزن میانداختید پایین نمیآمد. آنها به زبان خودشان این سرود را میخواندند: «عجب دوستی داریم در عیسی!»
همان لحظه با خودم فکر کردم: چقدر جالب! این سرود یک سرود غربی است و یک سرود محلی نیست که از دل بومیان ساکن در کوههای آند زاده شده باشد. آنها با آن موسیقی آشنا نبودند. اما آنچه باعث حیرت من شد این بود که آن مردمان بومی سالها آنجا زندگی کرده بودند و آب از آب تکان نخورده و هیچ اتفاق روحانی نیفتاده بود. اما روح خدا عمل میکند و آن مردم بومی به عیسی مسیح ایمان میآورند. یک بیداری روحانی عظیم آنجا اتفاق میافتد و بومیان آن منطقۀ کوهستانی نجات پیدا میکنند. سپس یک کلیسای کوچک میسازند که آنقدر کوچک است که باید همه کنار هم بایستند تا جا بگیرند. آنها کنار هم میایستند و پشت هم سرود میخوانند. آنجا بود که به خودم گفتم مسیحیان یک نقطۀ مشترک دارند. همۀ ما وقتی به مسیح ایمان میآوریم سرود تازه میخوانیم. بقیۀ اهالی آن روستای کوچک آن سرود را نمیخواندند. آن سرود یک سرود تازه بود و بازتاب حیات تازه در آن ایمانداران بومی.
بله، سرود خواندن یکی از اولین اتفاقهای زندگی مسیحی است. درون ما یک اتفاق روی میدهد و یک سرود تازه بر لبهای ما جاری میشود. من خیلی خوشحالم که خدا به ما فرصت داده تا حس و حال درونمان را ابراز بکنیم. من خدا را بسیار شکر میکنم که وقتی ما را از روحالقدس پُر میکند، اولین اتفاقی که در ما میافتد این است که سرود میخوانیم. من برای این لطف و مهربانی خدا که اینگونه به فکر ما است از خدا ممنونم.
در پیغام آینده، این موضوع را بررسی میکنیم که چطور سرود خواندن ما روی رابطۀ ما با خدا و رابطه با دیگران تأثیر میگذارد.
با هم دعا بکنیم.
ای پدر آسمانی، برای شادی مشارکت با ایمانداران از تو ممنونیم. برای این شادی و نشاط که میتوانیم همراه با رستگاران سرود نجات بخوانیم از تو ممنونیم. خدایا، به طور مخصوص، از تو تشکر میکنم که این نوازندگان و موسیقیدانهای بااستعداد را به کلیسای ما هدیه دادی. برای آقای جک کولمِن و آقای رِجی و خانم مِری جِین و آقای اِستیو و بسیاری از دوستان که سرود میخوانند و در این کلیسا خدمت میکنند از تو ممنونیم.
ای پدر آسمانی، این دوستان در طرح و برنامۀ تو برای کلیسا چقدر مهم و مفید هستند. این عزیزان موسیقی را رهبری میکنند و آهنگها را تنظیم میکنند و سرودها را برنامهریزی میکنند تا ما راحتتر بتوانیم سرودی را که از دلمان برمیخیزد به زبان بیاوریم.
برای همۀ کسانی که در سالهای گذشته و حتی امروز اینهمه سرودهای زیبا نوشتند از تو ممنونیم. ای خداوند، برای اینکه میتوانیم سرود بخوانیم از تو ممنونیم. اما، مهمتر از همه، برای روحالقدس ممنونیم که در ما زندگی میکند و ما را پُر میکند وقتی خودمان را تسلیم او میکنیم.
خدایا، به ما کمک بکن به روح رفتار بکنیم و در روحالقدس قدم برداریم. در این صورت، هر اتفاقی در زندگی بیفتد، حتی، اگر جفا ببینیم و همهچیز به هم بریزد، ولی، چون به روح رفتار میکنیم، همیشه سرودی بر لب داریم. از تو ممنونیم. در نام مسیح. آمین.
پایان
This article is also available and sold as a booklet.
