Grace to You Resources
Grace to You - Resource

در این پیغام، به رسالۀ افسسیان فصل ۵ آیات ۱۸ تا ۲۱ می‌پردازیم. کلام خدا می‌فرماید: «مست شراب مشوید که در آن فجور است، بلکه از روح پُر شوید و با یکدیگر به مزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی گفتگو کنید و در دل‌های خود به خداوند بسرایید و ترنّم نمایید و پیوسته به جهت هر چیز خدا و پدر را به نام خداوند ما عیسی مسیح شکر کنید. همدیگر را در خداترسی اطاعت کنید.» با هم دعا بکنیم.

«ای پدر آسمانی، برای این کلام بی‌نظیرت از تو ممنونیم. ای خداوند، واقعاً احساس می‌کنم کفایت لازم را ندارم که به این موضوع عظیم و باشکوه دربارۀ پُر شدن از روح‌القدس بپردازم. ولی، ای خداوند، این را هم می‌دانم که این موضوع چقدر حیاتی و کاربردی است و در واقع یک حکم است که از روح پُر بشویم. پس، ای خداوند، به من واعظ و به مخاطبانم حکمت عطا فرما تا مطیع تو بشویم و این کلامی را که به ما فرمودی کاملاً درک بکنیم. در نام مسیح. آمین.»

مدت زیادی است در حال مطالعه و بررسی آیه به آیۀ کتاب افسسیان هستیم و در این مطالعه و بررسی یاد گرفتیم که چطور به طریق شایسته قدم برداریم و زندگی‌مان شایستۀ انجیل باشد. ما آموختیم که خدا معیارهای زندگی را در کلامش بسیار شفاف و روشن مشخص کرده است. ما فصل ۴ و ۵ را بررسی کردیم و در آینده به فصل ۶ می‌پردازیم. همۀ این فصل‌ها به ما یاد می‌دهند زندگی ایماندار مسیح چگونه باید باشد.

حالا در فصل ۵ آیۀ ۱۸ به کلید زندگی مسیحی می‌رسیم. اگر فصل ۵ آیۀ ۱۸ در کتاب افسسیان وجود نداشت، این رساله هرگز به هدفی که منظور نویسندۀ آن است نمی‌رسید. اگر این یک آیه حذف بشود، آنچه در این رساله باقی می‌ماند رنگ و بوی شریعت‌گرایی خواهد داشت. فصل‌های ۱ تا ۳ یک وسیلۀ نقلیۀ مناسب با موتور بی‌نقص در اختیار شما می‌گذارند و فصل‌های ۴ و ۵ و ۶ نقشۀ راه را به شما نشان می‌دهند، ولی، بدون این یک آیه، خودروی شما اصلاً بنزین ندارد که بتوانید حتی یک قدم بردارید. بدون این جملۀ زیبا در فصل ۵ آیۀ ۱۸ که می‌فرماید: «از روح پُر شوید،» شما کاملاً در جسم رفتار می‌کنید. این آیه جانِ کلام این رساله است. این آیه به ما قوت و توان می‌دهد به طور شایسته رفتار بکنیم. این آیه کلید زندگی مسیحی است. این آیه پایه و اساس است. اگر روح خدا به شما قوت ندهد، هرگز نمی‌توانید در فروتنی گام بردارید، هرگز نمی‌توانید در اتحاد با دیگران گام بردارید، رفتار و کردارتان با رفتار و کردار دنیا فرق نخواهد داشت، نمی‌توانید در نور راه بروید، نمی‌توانید محبت داشته باشید، نمی‌توانید حکمت داشته باشید. حیات خدا در وجود ایماندار تنها عاملی است که زندگی خداپسندانه بار می‌دهد. اصل مطلب و همۀ حرف دربارۀ حیات خدا و روح خدا در ایمانداران است که آنها را از غیرایمانداران جدا می‌کند. به این دلیل، کسانی که به مسیح ایمان ندارند نمی‌توانند خداپسندانه و شایسته زندگی بکنند.

پس آیۀ ۱۸ جانِ کلام است. این آیه درک و فهم و بینش ما را گسترش می‌دهد. این را هم بگویم که اگر از فصل ۵ آیۀ ۱۸ اطاعت نکنید، نادان‌ترین و جاهل‌ترین فرد خواهید بود. آیۀ ۱۵ می‌فرماید: «پس باخبر باشید که چگونه به دقت رفتار نمایید، نه چون جاهلان، بلکه چون حکیمان.» بله، نادان‌ترین آدم کسی است که تقلا می‌کند به قوت خودش فروتن باشد، خاص و بی‌نظیر زندگی بکند، محبت داشته باشد، در نور راه برود، حکمت داشته باشد، ارادۀ خدا را انجام بدهد، حال آنکه، همۀ این تلاش و تقلای او فقط در جسم است. کار جاهلان همین است. اما ایماندار مسیح باید همۀ اینها را به قدرت روح‌القدس انجام بدهد.

ولی «پُر شدن از روح‌القدس» به چه معنا است؟ خیلی از مردم در این مورد گیج و سر در گم هستند. یک عده خیال می‌کنند پُر شدن از روح‌القدس مثل یک شوک و تکان الهی است که شما را در یک لحظه متحول می‌کند. یک عده هم تصور می‌کنند صحبت به زبان‌ها نشانۀ پُر شدن از روح‌القدس است. یک عده، وقتی شما را می‌بینند، می‌پرسند: «آیا پُری روح‌القدس را تجربه کردید؟» این دسته از آدم‌ها اهل تفکیک ایمانداران هستند. اینها کسانی‌اند که یک لحظه شوک الهی به آنها وارد می‌شود و لحظه‌ای بعد از شوک خارج می‌شوند. به نظر این آدم‌ها، اگر شما از خود بی‌خود بشوید و به خلسه بروید، یعنی از روح‌القدس پُر شدید. ولی، اگر شوریده‌حال و از خود بی‌خود نشوید، یعنی پُری روح‌القدس را تجربه نکردید. دربارۀ تجربۀ پُر شدن از روح‌القدس هزار و یک نظریه و روایت وجود دارد. از یک طرف، عده‌ای معتقدند وقتی از خود بی‌خود می‌شوید و حال خودتان را نمی‌فهمید، آن‌وقت، از روح‌القدس پُر می‌شوید. از طرف دیگر، یک عده معتقدند پُری روح‌القدس و حضور روح‌القدس به این معنا است که شما دل از دنیا بکنید و خویشتن‌دار بشوید و به دنیا و لذت‌های آن بی‌توجه باشید. اما هر دو طرف در اشتباهند و دیدگاهشان در عمل کاربرد ندارد. پُر شدن از روح‌القدس نه به معنای دل بریدن از دنیا است و نه به معنای از خود بی‌خود شدن. پُر شدن از روح‌القدس یک واقعیت بسیار مهم و زیربنایی است. برای همین، در این پیغام قصد داریم تا جایی که در توانمان است این حقیقت را درک بکنیم.

برای اینکه با یک ساختار و چارچوب پیش برویم، سه نکته را در مورد این آیه بررسی می‌کنیم: «تضاد، حکم، پیامدها.» ما قبلاً نکتۀ «تضاد» را بررسی کردیم. در پیغام بعدی، پیامدها را بررسی می‌کنیم. اما، در پیغام امروز، به حکم این آیه می‌پردازیم که می‌فرماید: «از روح پُر شوید.» این یک حکم و فرمان است. ولی، قبل از ادامۀ پیغام امروز، برای کسانی که دفعۀ قبل در کلیسا نبودند یا پیغام قبلی را فراموش کردند، نکتۀ «تضاد» را دوباره توضیح می‌دهم. در آیۀ ۱۸، این تضاد یا مقایسه را می‌بینیم: «مست شراب نشوید که در آن فجور است.» واژه‌ای که اینجا «فجور» ترجمه شده است، در زبان یونانی، asotia «آسوتیا» می‌باشد که به این معنا است: «عیاشی، شهوت‌رانی، هرزگی، یا بیماری بی‌علاج و درمان‌ناپذیر.» یعنی این فجور یک‌چنین عواقبی دارد. آیۀ ۱۸ در ادامه می‌فرماید: «بلکه از روح پُر شوید.» میان مستی و پُری روح‌القدس یک تضاد چشمگیر وجود دارد.

در پیغام دو هفتۀ گذشته، برای شما توضیح دادیم که مستی و مِی‌گساری جزو آیین و تشریفات مذهبی بت‌پرستان بود تا به این وسیله بتوانند با خدایان و بت‌ها ارتباط برقرار بکنند. در اینجا، پولس دربارۀ یک معضل اجتماعی صحبت نمی‌کند، هرچند که مستی و مِی‌گساری قطعاً که معضل اجتماعی است. شما، قبل از آنکه به مسیح ایمان بیاورید، شاید مشروب می‌خوردید و مست می‌کردید، اما، وقتی ایماندار می‌شوید، باید مشروب‌خوری و مست کردن را کنار بگذارید. پس البته که مشروب‌خوری و مست کردن یک معضل اجتماعی است. اما پولس در اینجا دربارۀ یک معضل الهیاتی صحبت می‌کند. در زمان‌های دور، بت‌پرستان مست می‌کردند و خیالشان این بود که با مست شدن می‌توانند به درجه‌های عالی برسند و با بت‌ها ارتباط برقرار بکنند. ناگفته نماند که آن مردم، وقتی مست می‌شدند، به معنای واقعی کلمه مست می‌شدند. آنها حتی خودخواسته استفراغ می‌کردند تا برای مشروب خوردن دوباره جا باز بکنند. در واقع، باستان‌شناسان گودال‌هایی را کشف کردند که در این مراسم مذهبی مخصوص استفراغ و بالا آوردن غذا بود. آن بت‌پرستان، در اوج حماقت، مست می‌شدند و معتقد بودند این مستی و از خود بی‌خود شدن آنها را چنان بالا می‌برد که می‌توانند با خدایان و بت‌ها ارتباط برقرار بکنند.

با این توصیف، پولس رسول این تضاد را خیلی رک و صریح بیان می‌کند و می‌گوید: «شما با خدا مشارکت خواهید داشت. شما با مزامیر و سرودهای روحانی خدا را ستایش و پرستش می‌کنید. شما، اگر زن هستید، مطیع شوهرتان می‌شوید و اگر شوهر هستید به زنتان محبت می‌کنید. شما همۀ این کارها را انجام می‌دهید، ولی نه به این دلیل که مست هستید، بلکه چون از روح خدا پُر می‌باشید.» این فرق واضح و آشکار است، تفاوت از زمین تا آسمان.

به این ترتیب، پولس می‌گوید، وقتی از روح‌القدس پُر می‌شویم، آن‌وقت است که وجودمان پُر از شادی و نشاط می‌شود، آن‌وقت است که می‌توانیم با خدا مشارکت داشته باشیم. پُر بودن از روح‌القدس پایه و اساس پرستش ما است، انگیزه‌بخش نیایش و عبادت ما است. بت‌پرستان، در آن مراسم زشت و وقیح و شریر، که پُر از پلیدی و رفتار زننده بود، مست می‌شدند تا همراه موسیقی بی‌بند و بار، رقص و پایکوبی قبیح و ناپسند، خودشان را غرق عیاشی و هرزگی و روابط جنسی نامشروع بکنند. ولی، به قدرت روح‌القدس، پرستش و نیایش ما واقعی و راستین است، همراه با موسیقی زیبا و دلنشین، در مشارکت با خدا. بنابراین، قصد پولس این است که تضاد چشمگیر میان عبادت بت‌پرستان را که با مِی‌گساری و عیاشی و هرزگی همراه است با زیبایی پرستش خدای حقیقی، که پرستش و عبادت پُر از روح‌القدس است، مقایسه بکند. پولس می‌گوید: «شما، ایمانداران، باید از کارهای بت‌پرستان دست بکشید و به این باور برسید که باید از روح‌القدس پُر بشوید.»

الان به سایر آیات کلام خدا نگاه بکنیم تا تفاوت در رفتار و کردار ایمانداران و غیرایمانداران را متوجه بشویم. برای نمونه، انجیل لوقا ۱:‏۱۵ در توصیف یحیی تعمید دهنده چنین می‌گوید: «زیرا که در حضور خداوند بزرگ خواهد بود.» به این ویژگی یحیی توجه بکنید: «و شراب و مشروبات نخواهد نوشید و از شکم مادر خود پُر از روح‌القدس خواهد بود.» اینجا این تضاد به چشم می‌آید. یحیی اهل مشروب نخواهد بود، او از روح‌القدس پُر خواهد بود. یحیی مست شراب و مشروبات نخواهد بود و نمی‌خواهد به این شکل مراسم مذهبی به‌جای بیاورد، یحیی از روح خدا پُر خواهد بود. او با مشروب خوردن متحول نخواهد شد، بلکه روح خدا او را متحول خواهد کرد. یحیی با بلایی که الکل به سر او می‌آورد شوریده‌حال نخواهد شد، بلکه با آنچه روح خدا در ذهن و فکرش انجام می‌دهد انگیزه خواهد یافت. به عبارتی، روح خدا او را هدایت خواهد کرد، نه اینکه مانند جماعتی که مست می‌شوند به عالم هپروت برود.

در کتاب اعمال رسولان فصل ۲ نیز همین تفاوت را شاهدیم. به گفتۀ فصل ۲ آیۀ ۴، در روز پنطیکاست، همۀ حاضران از روح‌القدس پُر می‌شوند. «همه از روح‌القدس پُر گشته، به زبان‌های مختلف، به نوعی که روح بدیشان قدرت تلفظ بخشید، به سخن گفتن شروع کردند.» در این روز، شاگردان مسیح به زبان‌هایی شروع به صحبت می‌کنند که آیۀ ۹ و ۱۰ و ۱۱ آنها را زبان‌های مختلف می‌نامد. آنها، به زبان‌هایی که اصلاً بلد نبودند، کارهای عالی و شگفت‌آور خدا و ذکر کبریایی او را به زبان می‌آوردند. خدا به شکل معجزه‌آسا به شاگردان مسیح توانایی صحبت به آن زبان‌ها را عطا می‌کند. نکته اینجا است که وقتی آنها در روز پنطیکاست از روح‌القدس پُر می‌شوند، به آن زبان‌ها صحبت می‌کنند. اما، در آیۀ ۱۲، تعجب مردمی را می‌بینیم که آنجا حاضر بودند: «پس همه در حیرت و شک افتاده، به یکدیگر گفتند: این به کجا خواهد انجامید؟ اما بعضی تمسخرکنان گفتند که از شراب تازه مست شدند!» در زبان یونانی، عبارت «شراب تازه» gleukos «گِلیکُز» می‌باشد. آن مردم خیال می‌کردند شاگردان مسیح در حال برگزاری مراسم بت‌پرستی همراه با عیاشی و مِی‌گساری هستند. چنین کارها و رفتارهایی میان غیریهودیان بت‌پرست خیلی رایج و شایع بود و بخشی از مراسم مذهبی آنها به حساب می‌آمد. اما مراسم عبادت غیریهودیان، همراه با مستی و عیاشی، برای یهودیان یک اتفاق ناگوار و بسیار ناخوشایند بود. پس برای یهودیان سوال پیش آمده بود که آیا این گروه از یهودیان گرفتار عبادت بت‌پرستان شدند؟ آیا یهودیان راه و رسم بت‌پرستان را پیش گرفتند؟ آیا یهودیان، با این رفتار بسیار ناپسند، خدای خودشان را پرستش می‌کنند؟ این اتفاق باعث تمسخر آنها شد. جانِ کلام اینکه انگار آنها مست بودند.

حالا به عبارت «شراب تازه» بپردازیم که در زبان یونانی gleukos «گِلیکُز» می‌باشد. مردم می‌گفتند: «در این صبح به این زودی، ناشتا، آنها شراب نوشیدند، آن هم شراب تازه!» مردم شاگردان را مسخره می‌کنند. «ای بابا، اینها هم به راه و رسم بت‌پرستان مست شرابند.» مردم مسخره‌کنان می‌گفتند: «چه کسی حاضر است به حرف اینها گوش بدهد؟» اما پطرس می‌ایستد و در آیۀ ۱۵ می‌گوید: «اینها مست نیستند، چنان که شما گمان می‌برید.» این مستی نیست، این پُری روح‌القدس است. ولی دنیا در حماقت خود نمی‌تواند عبادت بت‌پرستان را از پرستش خدای راستین تشخیص بدهد.

به رسالۀ افسسیان ۵:‏۱۸ بازگردیم و دوباره به این مقایسه توجه بکنیم: «مست شراب مشوید که در آن فجور است، بلکه از روح پُر شوید.» من مطمئنم پولس، در این آیه، روز پنطیکاست را به یاد دارد. مطمئنم پولس به گذشته بازمی‌گردد و روزی را به یاد می‌آورد که رسولان و شاگردان مسیح از روح خدا پُر می‌شوند و البته که این پُر شدن از روح‌القدس در چشم دیگران این‌طور به نظر می‌رسد که آنها مثل بت‌پرستان مست شدند. اینجا است که این تضاد به چشم می‌آید.

این حکم در آیۀ ۱۸ می‌فرماید: «مست شراب مشوید که در آن فجور است، بلکه از روح پُر شوید.» این یک حقیقت شگرف است. بسیاری از شما این آیه را می‌شناسید و دربارۀ آن مطالعه کردید، ولی تعدادی از شما و بسیاری که تازه به کلیسای ما آمدید هنوز آن را مطالعه نکردید. برای همین، الان وقتش است دربارۀ این آیه توضیح بدهم. در اینجا، پولس یک حکم می‌دهد و از مخاطبانش این حکم را مطالبه می‌کند. در زبان یونانی، این یک جملۀ امری است: «از روح پُر شوید.» این حکم به ایمانداران است. این یک ابراز عقیده نیست، یک پیشنهاد نیست. خدا در کلامش به ندرت پیشنهاد می‌دهد. خدا معمولاً حکم می‌دهد و یک امر مسلم را اعلام می‌کند. خدا معمولاً پیشنهاد نمی‌دهد. در واقع، فرمایش‌های خدا برای ما دل‌بخواهی نیست. آیۀ ۱۸ نیز دل‌بخواهی نیست و یک حکم و دستور است.

ولی این واقعاً من را نگران می‌کند که بسیاری از به اصطلاح مسیحیان اصلاً نمی‌دانند پُر شدن از روح‌القدس به چه معنا است. آیا خبر دارید هستند ایماندارانی که هیچ‌گاه خودشان را به این اصل در آیۀ ۱۸ پایبند نمی‌دانند؟ حتی خود ما هم گاه پیش آمده در زندگی‌مان از این اصل، که در واقع یک حکم است، غافل ماندیم. برای همین، من واقعاً در این مورد نگرانم، چون این روزها از هر گوشه و کنار یک کتاب چاپ می‌شود و یک دنیا حرف و حدیث پخش می‌شود و از هزار و یک منبع مسیحی این را می‌شنویم که می‌گویند: «شما می‌توانید مسیحی باشید و اصلاً به هیچ‌یک از این مسایل و جزییات روحانی کاری نداشته باشید.» این گروه وسط ایستادند. در یک طرف، با مردمی رو‌به‌رو هستیم که نفسانی هستند و نجات ندارند و تولد تازه ندارند و راهی جهنم هستند. طرف دیگر ایمانداران راستینند که کلام خدا را دوست دارند و خداوند را دوست دارند و مطیع خداوند هستند و در حقیقت قدم برمی‌دارند و در راستای احکام خدا و در نور گام برمی‌دارند. اما این گروه تازه، که وسط ایستادند، نجات دارند، ولی به حقایق کلام خدا بی‌تفاوتند. آنها از جهنم نجات یافتند، ولی سرسپردۀ حقایق مسیحیت نیستند. آنها جماعتی هستند که به کلام خدا پایبند نمی‌باشند.

دیروز، از یک الهیدان برجسته مقاله‌ای می‌خواندم که معتقد است: «دسته‌ای از آدم‌ها وجود دارند که نجات دارند، ولی هیچ‌گاه در نور راه نمی‌روند.» واقعیت این است که من حرف این الهیدان را درک نمی‌کنم و برایم قابل هضم نیست. اگر شما از تاریکی نجات یافتید و به ملکوت پسر عزیز خدا وارد شدید، اگر در نور گام برمی‌دارید، چنان که عیسی مسیح در نور است، پس واقعاً نمی‌فهمم یعنی چه که می‌گویید یک سری آدم‌ها نجات دارند، ولی هیچ‌گاه در نور راه نمی‌روند! به هر حال، به گفتۀ این الهیدان، «این مردم نجات پیدا می‌کنند، ولی هرگز از تاریکی بیرون نمی‌آیند. آنها نجات دارند، اما از نظر روحانی و معنوی واقعاً اتفاق خاصی برای آنها نمی‌افتد. اما راحت و آسوده باشیم. اینجا همه دور هم هستیم، مسیحی روحانی و نفسانی با هم جمع هستیم. همه را در یک جمع خوش‌آمد می‌گوییم. مشکلی نیست. همه‌چیز روبه‌راه است. شما نجات دارید و بهشتی هستید. پس واقعاً مهم نیست که خیلی هم پایبند زندگی مسیحی باشید، چون به هر حال نجات دارید و همه‌چیز بر چرخ مراد می‌چرخد. شما نجات را از دست نمی‌دهید و بی‌دردسر وارد بهشت می‌شوید، فقط مثل بقیۀ ما جایگاه والایی در آسمان نخواهید داشت، که البته مشکلی هم نیست. مهم این است که به هر حال وارد بهشت می‌شوید.»

بسیار خوب، نظر این الهیدان را شنیدیم که همه‌چیز را آسان می‌گیرد و به کسی سخت نمی‌گیرد. ولی راه و روش خدا این نیست. خداوند نمی‌گوید: «انتخاب با شما است، اگر می‌خواهید پایبند و سرسپرده باشید، خوش آمدید. اگر هم می‌خواهید جزو مسیحیان نفسانی باشید، بفرمایید!» خیر، راه و رسم خدا این نیست. خدا یک معیار مشخص را تعیین کرده است. به دلخواه ما نیست که تسلیم خداوندی عیسی بشویم یا نشویم. برای نجات یافتن و برای ایمان نجات‌بخش این یک امر اساسی و حیاتی است که تسلیم خداوندی عیسی باشیم. من دلم نمی‌خواهد خیال مردم را راحت بکنم که آسوده باشند و با آرامش خاطر مسیحی باشند و دست روی دست بگذارند و هیچ تلاشی نکنند. خداوند به ما حکم می‌دهد از روح‌القدس پُر بشویم. اهمیت ندادن به این حکم نااطاعتی و نافرمانی آشکار و زشت و فاحش است. اگر در این نااطاعتی به سر می‌برید، مختارید خودتان را مسیحی بدانید، ولی به گفتۀ رسالۀ اول یوحنا شما ایماندار نیستید.

عزیزان، این یک موضوع جدی است. ایماندار راستین، که ایمانش اصیل و واقعی است، حاضر نیست خداوندی مسیح را انکار بکند. ایماندار راستین، که ایمانش اصیل و واقعی است، حاضر نیست پُر شدن از روح خدا را انکار بکند. ایماندار راستین، که ایمانش اصیل و واقعی است، قانع نیست خودش را به زندگی نفسانی عادت بدهد و راحت و آسوده دست روی دست بگذارد و برای پیشرفت ایمانش تلاش نکند. ایماندار راستین حاضر نیست با جماعتی همراه بشود که می‌گویند: «من از آن دسته آدم‌ها هستم که حالش را ندارم قدم دوم را بردارم.» خیر، پُر شدن از روح‌القدس یک حکم است، چون خدا می‌فرماید همۀ ایمانداران باید از روح‌القدس پُر بشوند. این یک حکم است و تنها کاری که باید با حکم خدا انجام بدهیم این است که از آن حکم اطاعت بکنیم.

حالا به طور مشخص به معنای «پُر شدن» بپردازیم اینجا. «پُر شدن» به چه معنا است؟ در مورد معنای این حکم، چند مورد جالب را برای شما توضیح می‌دهم، چون دلم می‌خواهد همه‌چیز از همین پایه و اساس روشن و واضح باشد. ابتدا، به اساس و پایه می‌پردازیم. نکتۀ اول: تک‌تک ایمانداران مسیح روح‌القدس را به کمال دارند. همۀ ایمانداران روح‌القدس را دارند. چند وقت پیش، از یک مسیحی شنیدم که می‌گفت: «مدت زیادی است مسیحی شدم، اما تازه فهمیدم روح‌القدس را ندارم. ولی، از زمانی که روح‌القدس را از خدا درخواست کردم و او روح‌القدس را به من عطا کرد، همه‌چیز تغییر نمود.» خوب، چه جالب! شما مدت زیادی است مسیحی شدید، ولی روح‌القدس را ندارید. برکت خدا بر این شخص ببارد، ولی کاری که باید این شخص انجام بدهد اطاعت است، نه به دست آوردن روح‌القدس.

نکته اینجا است: هر ایماندار، از لحظه‌ای که به عیسی مسیح ایمان می‌آورد، روح‌القدس را دارد. چنین چیزی وجود ندارد که کسی بگوید ایماندار است، ولی روح‌القدس را ندارد. این حیات خدا در شما است که شما را نجات می‌دهد. وقتی فرزند خدا می‌شوید، خدا به واسطۀ روح‌القدس در شما ساکن می‌شود. ممکن نیست کسی ایماندار مسیحی باشد، ولی روح‌القدس را نداشته باشد. این حقیقت را از یک زاویۀ دیگر توضیح می‌دهم.

به رسالۀ رومیان فصل ۸ آیۀ ۹ نگاه بکنیم. در مورد این آیه، همین الان این را بگویم که هر کجا در کتاب‌مقدس واژۀ «جسمانی» یا «نفسانی» می‌بینید، به غیرایمانداران اشاره دارد، نه ایمانداران. آیۀ ۷ می‌گوید: «تفکر جسم دشمنی خدا است، چون که شریعت خدا را اطاعت نمی‌کند، زیرا نمی‌تواند هم بکند.» عبارت «تفکر جسم» مثال مناسبی برای توصیف غیرایمانداران است. آنها در جسم هستند و نفسانی هستند و نمی‌توانند خدا را خشنود بکنند. پس جسمانی یا نفسانی بودن به معنی غیرایماندار بودن است، یعنی کسی که نجات ندارد. پولس می‌گوید، اگر نفسانی هستید، یعنی نجات ندارید. خیلی وقت‌ها، مردم می‌گویند: «من مسیحی نفسانی هستم.» بسیار خوب، شما ممکن است بنا بر تعریف رسالۀ اول قرنتیان فصل ۳ ایمانداری باشید که جسمانی رفتار می‌کنید، اما این امکان هم وجود دارد که به گفتۀ رومیان فصل ۸ نفسانی باشید و اصلاً نجات نداشته باشید. پس، اگر خیالتان از نجاتتان خیلی زیاد راحت است، بهتر است خودتان را محک بزنید که آیا واقعاً نجات دارید یا نه، چون احتمال دارد به گفتۀ رسالۀ رومیان فصل ۸ نفسانی باشید و نجات نداشته باشید، بر خلاف گفتۀ اول قرنتیان فصل ۳ که گاه ایمانداران ممکن است در جسم رفتار بکنند.

بله، ایماندارانی وجود دارند که گاه در جسم رفتار می‌کنند، ولی نفسانی بودن به طور مشخص نشانۀ مردم غیرایماندار است. آنها دشمن خدا هستند و تسلیم شریعت خدا نیستند و توانایی ندارند از شریعت خدا اطاعت بکنند و نمی‌توانند خدا را خشنود بکنند. رسالۀ رومیان فصل ۸ آیۀ ۹ می‌فرماید: «ولی شما در جسم نیستید، بلکه در روح.» اگر ایماندار هستید، در روح هستید. اگر ایماندار هستید، در جسم نیستید. در ادامه، آیۀ ۹ می‌فرماید: «هرگاه روح خدا در شما ساکن باشد.» به عبارتی، اگر ایماندار هستید، در روح هستید، چون روح خدا در شما ساکن است. سپس انتهای آیۀ ۹ می‌فرماید: «و هرگاه کسی روح مسیح را ندارد، وی از آنِ او نیست.» آیا متوجه شدید؟ این‌طور نیست که بگویید مسیحی نفسانی هستید و روح‌القدس را ندارید و هنوز روح‌القدس به شما عطا نشده است. موضوع این است که اگر روح‌القدس را ندارید، اصلاً نجات ندارید. اگر کسی روح مسیح را ندارد، او اصلاً متعلق به مسیح نیست. در نتیجه، اگر کسی از آنِ مسیح است، او روح خدا را دارد. خیلی ساده است. «هرگاه کسی روح مسیح را ندارد، وی از آنِ او نیست.» از طرف دیگر، آیۀ ۱۰ می‌فرماید: «اگر مسیح در شما است.» پس، اگر مسیح در شما است، شما مسیحی هستید و روح‌القدس را دارید.

عده‌ای از شما نوایمان هستید و ممکن است متوجه این حقیقت نباشید. برای همین، لازم است این موضوع را از پایه و اساس درک بکنید. شما، ای ایمانداران مسیح، روح‌القدس را دارید و او را تمام و کمال دارید. این‌طور نیست که یک مقدار و یک میزان از روح‌القدس را داشته باشید. شما کمی روح‌القدس ندارید، یک ذره روح‌القدس ندارید. گاه، می‌شنوم مردم می‌گویند: «خدایا، روح خودت را بیشتر به من عطا بکن!» اما واقعیت این است که روح‌القدس قسمت به قسمت در شما ساکن نمی‌شود. او کاملاً در شما ساکن است. همۀ روح‌القدس در شما است. همۀ ایمانداران روح‌القدس را دارند.

الان به رسالۀ اول قرنتیان فصل ۱۲ آیۀ ۱۳ نگاه بکنیم که یکی دیگر از آیات مهم دربارۀ واقعیت سکونت روح‌القدس در ایماندارن می‌باشد و بر این موضوع تأکید می‌کند. برای من جالب است که اعضای کلیسای قرنتس مسیحیان جسمانی بودند. آنها ایماندار بودند، ولی در جسم رفتار می‌کردند. آنها ایماندار بودند، ولی رفتار و زندگی‌شان در خیلی موارد به رفتار و زندگی ایمانداران شباهت نداشت. این را هم مطمئنم که تعدادی از آنها اصلاً ایماندار نبودند و فقط تظاهر می‌کردند به مسیح ایمان دارند. با این حال، با وجودی که آنها گناهکار بودند و مسیحیان گناهکار بودند، پولس به آنها می‌گوید: «زیرا که جمیع ما به یک روح در یک بدن تعمید یافتیم، خواه یهود، خواه یونانی، خواه غلام، خواه آزاد، و همه از یک روح نوشانیده شدیم.» به عبارت «همه از یک روح نوشانیده شدیم» دقت بکنید. روح‌القدس در همۀ ایمانداران ساکن است. همۀ ایمانداران در بدن مسیح تعمید یافتند.

عزیزان، همین‌جا این را بگویم که تعمید روح‌القدس تجربه‌ای نیست که آن را احساس بکنید. تعمید روح‌القدس یک حس نیست که بتوانید آن را تجربه بکنید. شما تعمید روح‌القدس را احساس نمی‌کنید، آن را تجربه نمی‌کنید، و نمی‌توانید بفهمید تعمید روح‌القدس چطور اتفاق می‌افتد. در لحظۀ تعمید روح‌القدس، از نظر فیزیکی و جسمانی اتفاقی برای شما نمی‌افتد، چون کلام خدا به ما می‌گوید همۀ ما به یک روح در بدن مسیح تعمید می‌یابیم. تعمید روح‌القدس زمانی اتفاق می‌افتد که شما به مسیح ایمان می‌آورید و روح‌القدس شما را در بدن مسیح قرار می‌دهد. این یک واقعیت الهیاتی است، نه یک اتفاق روحانی که آن را احساس بکنید. در تعمید روح‌القدس، مسیح، که خودش تعمید دهنده است، با دستیاری روح‌القدس، شما را در بدن مسیح قرار می‌دهد. وقتی نجات پیدا می‌کنید، در بدن مسیح قرار می‌گیرید. انتهای آیۀ ۱۳ می‌گوید: «روح‌القدس را می‌نوشیم.» یعنی روح‌القدس در شما ساکن می‌شود. تک‌تک ایمانداران در روح‌القدس تعمید می‌یابند و از یک روح نوشانیده می‌شوند. ایمانداری وجود ندارد که روح‌القدس را نداشته باشد، همۀ ما روح‌القدس را داریم.

حالا نگاه بکنیم به رسالۀ قرنتیان فصل ۶ آیۀ ۱۹. در بافت این آیه، پولس به کلیسای قرنتس دربارۀ بی‌عفتی و زنا که گرفتارش بودند هشدار می‌دهد. آنها زنا می‌کردند و با زنان روسپی همبستر می‌شدند و گرفتار فساد جنسی و گناهان زشت و وقیح بودند. در این شرایط، حتماً انتظار دارید پولس به آنها بگوید: «چرا روح‌القدس را نمی‌گیرید تا زندگی‌تان پاک و طاهر بشود؟» خیر، پولس این را نمی‌گوید. او نمی‌گوید: «نیاز شما، مسیحیان، روح‌القدس است. اگر روح‌القدس را داشته باشید، دیگر گرفتار این مشکلات نخواهید بود.» خیر، پولس این را نمی‌گوید. برعکس، او می‌گوید: «مگر نمی‌دانید بدن شما معبد روح‌القدس است که در شما است؟» پولس نمی‌گوید: «اگر روح‌القدس را داشته باشید، دیگر از این کارها نخواهید کرد.» او می‌گوید: «لازم است از این گناهان دست بردارید، چون با این کارها روح‌القدس را که در شما ساکن است محزون می‌کنید. مگر نمی‌دانید بدن شما معبد روح‌القدس است؟ مگر نمی‌دانید روح‌القدس را که در شما ساکن است محزون می‌کنید؟» پس می‌بینید که حتی وقتی ایماندار در گناه زندگی می‌کند، روح‌القدس او را ترک نمی‌کند. آیا منظورم را متوجه هستید؟ روح‌القدس در شما ساکن است، اما، وقتی گناه می‌کنید، خودتان را نجس می‌کنید و روح‌القدس را محزون. به گفتۀ رسالۀ افسسیان ۴:‏۳۰: «روح‌القدس را محزون مسازید.» رسالۀ اول تسالونیکیان ۵:‏۱۹ چنین می‌گوید: «روح‌القدس را خاموش نکنید.» شما می‌توانید روح‌القدس را خاموش بکنید. شما می‌توانید آب ناشی از گناه خودتان را بر آتش قدوسیت روح‌القدس بریزید. شما می‌توانید روح‌القدس را محزون بکنید. این را هم یادآوری بکنم که روح‌القدس شخص است و یک شیء یا نیرو نیست. روح‌القدس صاحب شخصیت است و غمگین و محزون می‌شود و با گناه ما خاموش می‌شود و زمانی که معبد او، که بدن ما است، ناپاک می‌شود، محل سکونت او ناپاک می‌شود.

پس متوجه هستید که همۀ ایمانداران روح‌القدس را دارند. «هرگاه کسی روح‌القدس را ندارد، وی از آنِ او نیست.» همۀ ایمانداران در بدن مسیح تعمید پیدا می‌کنند و از روح‌القدس نوشانیده می‌شوند. هر ایماندار و بدنش معبد روح خدا است. رسالۀ غلاطیان ۲:‏۲۰ این حقیقت را شکل دیگری بیان می‌کند: «با مسیح مصلوب شده‌ام، ولی زندگی می‌کنم، اما نه من بعد از این، بلکه مسیح در من زندگی می‌کند.» بله، روح مسیح در ما زندگی می‌کند.

من روزهای اول، که این آموزه را درک کردم، از تعجب و شگفتی مات و حیرت‌زده بودم که خدای عالم، خود خدا، که حاکم مطلق و قادر مطلق و عظیم است، در بدن من ساکن می‌شود. اصلاً نمی‌توانستم این حقیقت را برای خودم تصور بکنم. واقعاً عجب حقیقتی! اما این دقیقاً حقیقت عهدجدید است. انجیل یوحنا ۷:‏۳۷ می‌فرماید: «در روز آخر، که روز بزرگ عید بود، عیسی ایستاده، ندا کرد و گفت: هر که تشنه باشد نزد من آید و بنوشد. کسی که به من ایمان آورد، چنان که کتاب می‌گوید، از بطن او نهرهای آب زنده جاری خواهد شد.» نهرهای آب زنده از درون چه کسی جاری خواهد شد؟ از درون هر کسی که به مسیح ایمان بیاورد، هر کسی که اعتراف بکند تشنه است. هر کسی که به مسیح ایمان بیاورد از بطن او نهرهای آب زنده جاری خواهد شد. اما این نهر آب چیست؟ آیۀ ۳۹: «این را گفت دربارۀ روح که هر که به او ایمان آورد او را خواهد یافت.» به این آیه دقت بکنید. چه کسی روح‌القدس را خواهد یافت؟ هر که به مسیح ایمان بیاورد. پس این ایمان نجات‌بخش است که روح‌القدس را به شما می‌بخشد. روح‌القدس نهر آب زنده خواهد بود و او برای همیشه در ما زندگی خواهد کرد و شما هرگز روح‌القدس را از دست نخواهید داد. در زندگی ایماندار، روح‌القدس ساکن همیشگی است.

واضح است که در عهدجدید احکام و فرمان‌های زیادی وجود دارد. در میان همۀ احکام و دستورهای عهدجدید، هیچ فرمانی وجود ندارد که به ایمانداران حکم بدهد در روح‌القدس تعمید بگیرند، هرگز، هیچ‌گاه، چنین حکمی وجود ندارد. در عهدجدید، چندین بار به تعمید روح‌القدس اشاره می‌شود، ولی هیچ‌یک از آنها حکم و دستور و فرمان نیست. هرگز به شما حکم نمی‌شود در روح‌القدس تعمید بگیرید، چون تعمید روح‌القدس زمانی اتفاق می‌افتد که شما در بدن مسیح قرار می‌گیرید و این اتفاق دقیقاً در لحظۀ نجات شما روی می‌دهد. مورد دوم این است که هیچ‌گاه در عهدجدید نمی‌بینیم دربارۀ سکونت روح‌القدس به ما حکم بشود. سکونت روح‌القدس در ما وعده‌ای است که انجامش از قبل برای ما تضمین شده است. در عهدجدید، هیچ‌گاه نمی‌بینیم دربارۀ مُهر شدن به وسیلۀ روح‌القدس یا ایمن بودن به دست روح‌القدس به ما حکم بشود، چون همۀ اینها هدیۀ خدا به ایمانداران است. به گفتۀ رسالۀ افسسیان فصل ۱، ما از قبل به وسیلۀ روح‌القدس مُهر شدیم و از قبل در روح‌القدس تعمید یافتیم و روح‌القدس از قبل در ما ساکن شده است. پس در این موارد هرگز به ما حکم نمی‌شود. اما این حکم را در رسالۀ افسسیان ۵:‏۱۸ می‌بینیم که به ما فرمان داده می‌شود: «از روح پُر شوید.» این بار با بقیۀ موارد فرق دارد. دربارۀ اینکه روح‌القدس در ما ساکن بشود یا در روح‌القدس تعمید بگیریم یا در روح‌القدس مُهر بشویم به ما حکم نمی‌شود، اما به ما حکم می‌شود از روح‌القدس پُر بشویم.

حالا ببینیم پُر شدن از روح‌القدس اصلاً به چه معنا است. پُر شدن از روح‌القدس قطعاً زمین تا آسمان با آیین بت‌پرستان فرق دارد و اصلاً به معنی خلسه رفتن و از خود بی‌خود شدن نیست. در زبان اصلی، فعل «پُر بشوید» مجهول است و زمان فعل زمان حال استمراری است، یعنی پُر شدن از روح‌القدس یک امر مداوم و ادامه‌دار است. پس این‌طور نیست که بگوییم: «من یکبار از روح‌القدس پُر شدم و تا آخر عمرم از روح‌القدس پُر می‌مانم.» خیر، پُر شدن از روح‌القدس لحظه به لحظه است، روز به روز است. پُر شدن از روح‌القدس یک اتفاق نیست که یکبار برای همیشه روی بدهد. این‌گونه نیست که امروز از خود بی‌خود بشویم و به قولی حالی به حالی بشویم و ادعا بکنیم از روح‌القدس پُر شدیم و سال بعد دوباره همین حس و حال را تجربه بکنیم و دوباره از روح‌القدس پُر بشویم. خیر، پُر شدن از روح‌القدس باید در هر لحظه از زندگی‌مان جریان داشته باشد. ما باید مدام و پیوسته از روح‌القدس پُر بشویم. این را دوباره تأکید می‌کنم که فعل این جمله مجهول است، یعنی شما خودتان را پُر نمی‌کنید، بلکه فاعل کسی دیگر است، این روح خدا است که شما را پُر می‌کند. پس زمان فعل «پُر شدن» حال استمراری است، یعنی، در حال حاضر، مدام و پیوسته، از روح خدا پُر می‌شویم.

واقعیت این است که شما در بدن مسیح تعمید می‌یابید، روح‌القدس در شما ساکن می‌شود، و تا روز رستگاری مُهر روح‌القدس بر شما است. اما این را بدانید که اگر لحظه به لحظه و مداوم و بی‌وقفه از روح خدا پُر نشوید و درک نکنید که باید پیوسته از روح‌القدس پُر بشوید، نمی‌توانید زندگی پیروزمندانۀ مسیحی داشته باشید. پُر شدن از روح‌القدس یک امر مداوم و لحظه به لحظه است. پُر شدن از روح‌القدس یک اتفاق و رویداد جداگانه نیست که آن را پس از نجات تجربه بکنید تا بتوانید بقیۀ زندگی مسیحی‌تان را پیروزمندانه سپری بکنید. اگر، پنج دقیقه قبل، از روح‌القدس پُر شدیم، به این معنی نیست که الان، در این لحظه، دیگر نیاز نداریم از روح خدا پُر بشویم. امروز، اگر از روح‌القدس پُر بشوم، فردا هم دوباره باید از روح‌القدس پُر بشوم، پس‌فردا هم باید از روح‌القدس پُر بشوم. ما لحظه به لحظه باید از روح‌القدس پُر بشویم.

معمولاً، وقتی به پُر شدن فکر می‌کنید، تصویر یک لیوان به ذهن می‌آید که آن را پُر می‌کنید یا یک جعبه که داخل آن را پُر می‌کنید یا یک ظرف که درون آن چیزی می‌ریزید. اما پُر شدن از روح‌القدس اصلاً به این معنا نیست. برای درک معنای «پُر شدن» لازم است سه مورد را توضیح بدهم. واژۀ pleroo «پِلِروئو» در زبان یونانی به معنی «پُر کردن» است. این واژه زمانی به کار می‌رود که باد بادبان‌های کشتی را پُر می‌کند و کشتی با بادبان‌های افراشته حرکت می‌کند. پس بادبان پُر از باد است. پولس، در اصل، همین تصویر را در ذهن دارد، یعنی پُر بودن و رو به جلو پیش رفتن. این یک تصویر زیبا است که نشان می‌دهد حرکت و رانش زندگی شما، انرژی و توان زندگی شما، تراکم و فشردگی زندگی شما، همگی، به قدرت روح خدا می‌باشد. به عبارتی، شما به قوت و توان خودتان حرکت نمی‌کنید، شما به قوت جسم خودتان پیش نمی‌روید، شما با نظر و عقیدۀ خودتان کاری نمی‌کنید، شما به آرمان‌ها و خواسته‌های دلخواه خودتان تکیه ندارید، شما به ساز ارادۀ خودتان پیش نمی‌روید، بلکه در مسیر بادی که روح خدا آن را می‌وزد حرکت می‌کنید. شما در مسیری که روح خدا پیش می‌برد با او همراه می‌شوید. این تقریباً همان حس و حال نویسندگان کلام خدا است که جذب روح خدا شدند و با هدایت او پیش رفتند.

برای درک معنای پُر شدن از روح‌القدس تصور بکنید شما یک شاخۀ درخت درون جویبار هستید. حتماً که یکی از سرگرمی‌های دوران کودکی‌تان این بوده که یک تکه چوب یا شاخۀ درخت را داخل جوی آب بیندازید و همزمان با حرکت تکه چوب داخل آب شما هم کنار جوی می‌دویدید تا حرکت چوب را داخل آب تماشا بکنید. پُر شدن از روح‌القدس مثل این است که روح خدا شما را با جریان خودش پیش می‌برد. مثل باد که بادبان را پُر می‌کند، شما هم با وزش بادی که روح خدا می‌دمد پُر می‌شوید و پیش می‌روید. بنابراین، پُر شدن از روح‌القدس یعنی حمل شدن و پیش رفتن به قوت روح خدا، روز به روز، لحظه به لحظه، در هر پندار و گفتار و کردار، در هر کاری که می‌کنید. پُر شدن از روح‌القدس یعنی پیش رفتن در راستای ارادۀ خدا، به دست روح خدا.

در دومین مورد دربارۀ پُر شدن از روح‌القدس، به «نفوذ کردن و رسوخ کردن» می‌رسیم. در زبان یونانی، واژۀ «پِلِروئو» گاه در توصیف چیزی که نفوذ و رسوخ می‌کند به کار می‌رود. به نظرم، «نمک» یک مثال مناسب در این مورد است، چون نمک ماده‌ای است که رسوخ می‌کند. در واقع، نمک به قدری خاصیت رسوخ‌کننده دارد که اگر مواد غذایی را داخل مقدار زیادی نمک بخوابانید، نمک از فساد آن مادۀ غذایی جلوگیری می‌کند. البته که اگر روی غذایتان نمک بپاشید، غذای شما خوش‌مزه و باطعم می‌شود. نمک آن‌چنان به غذای شما نفوذ و رسوخ می‌کند که به آن طعم و مزه می‌دهد.

مثال دیگری که به ذهنم می‌آید قرص یا پودر جوشان است که در مزه‌های مختلف در بازار موجود است. شما قرص یا پودر جوشان را در لیوان آب می‌ریزید و آن قرص یا پودر جوشان در یک چشم به هم زدن در آب رسوخ می‌کند و حل می‌شود. شما پودر جوشان با طعم گیلاس را در لیوان آب خالی می‌کنید و کل لیوان مزۀ گیلاس می‌گیرد. پس واژۀ یونانی «پِلِروئو» به معنی «پُر کردن» در این مفهوم نیز به کار می‌رود.

روح خدا می‌خواهد به زندگی شما طعم بدهد تا شما طعم روح خدا را بدهید، تا وقتی کسی کنار شما می‌ایستد طعم زندگی شما طعم خدا باشد، تا آن شخص احساس بکند کنار شما بودن مثل کنار خدا بودن است. بنابراین، پُر شدن از روح‌القدس یعنی جریانی که شما را با خودش همراه می‌کند، یعنی قوتی که در شما رسوخ می‌کند تا آن‌گاه کسی با شما مشارکت می‌کند احساس بکند با عیسی مسیح ملاقات کرده است، چون که روح خدا به زندگی شما طعم می‌بخشد.

الان دربارۀ کاربرد واژۀ «پِلِروئو» به مورد سوم می‌رسیم که به معنی اختیار گرفتن و کنترل کامل است. بله، روح‌القدس شما را در راستای ارادۀ خودش پیش می‌برد. بله، روح‌القدس در زندگی شما نفوذ و رسوخ می‌کند، ولی معنی اساسی و کلیدی پُر شدن از روح‌القدس این می‌باشد که روح خدا کنترل و اختیار شما را به دست می‌گیرد. این موضوع را با نگاه به انجیل توضیح می‌دهم. در انجیل، هرگاه نویسنده قصد دارد دربارۀ کسی صحبت بکند که آن شخص را یک احساس و حس و حال کنترل می‌کند و اختیاردار او است، واژۀ «پِلِروئو» را به کار می‌برد. انجیل یوحنا ۱۶:‏۶ می‌فرماید: «دل شما از غم پُر شده است.» این پُر شدن به آن معنا است که غم و اندوه به قدری زیاد است که تعادل روحی شخص را به هم زده و اصلاً جایی برای شادی و نشاط باقی نیست، یعنی شخص را غم و اندوه مطلق فرا گرفته است. این موضوع را با مثال دیگری بیشتر توضیح می‌دهم. بیشتر اوقات، ما این توانایی را داریم که در زندگی تعادل ایجاد بکنیم. ما غم را در یک کفۀ ترازو و شادی را در کفۀ دیگر قرار می‌دهیم. در روزهای زندگی، غم و اندوه سراغ ما می‌آید، ولی می‌توانیم همزمان به یک اتفاق خوش فکر بکنیم و به این شکل تعادل روحی خودمان را حفظ بکنیم. گاه می‌گوییم: «در خانه، اوضاع رو به راه نیست، به دفتر کار می‌روم تا اوضاع بهتر بشود.» یا می‌گوییم: «در اداره همه‌چیز به هم ریخته است، به نظرم بروم خانه بهتر است.» به این شکل، می‌توانیم در زندگی تعادل برقرار بکنیم. یا مثلاً می‌گوییم: «دیگر حرف زدن از غم و اندوه بس است، برویم سراغ حرف‌های خوب و خوشایند.» اما، یک زمان، حادثه‌ای روی می‌دهد که دیگر نمی‌توانیم این تعادل را حفظ بکنیم، مثلاً عزیزمان را از دست می‌دهیم و داغدار می‌شویم و ناگهان کفۀ ترازوی غم و اندوه به یک طرف سنگینی می‌کند و دیگر هر کسی هرچه می‌گوید و هر کاری هم می‌کند تا دلمان را شاد بکند نمی‌تواند غم و غصۀ ما را کم بکند. در این شرایط، ما از غم و اندوه پُر می‌شویم. اینجا است که حس غم و اندوه بر ما غلبه می‌کند.

ولی، در بیشتر موارد، این تعادل وجود دارد: خوشحالی در یک کفه، اندوه در کفۀ دیگر. فرض بکنیم خاله یا عمۀ شما از دنیا می‌رود و برای شما میلیاردها ارث باقی می‌گذارد. به‌به، از این بهتر نمی‌شود! این کفۀ شادی و خوشحالی است. با خودتان می‌گویید: «حالا که میلیاردها ثروت به من رسیده، دیگر هرچه پیش آید خوش آید.» شما از مرگ عزیزتان غصه دارید، اما، ناگهان، خبری می‌شنوید که انتظارش را ندارید و پُر از شادی و نشاط می‌شوید. معنی «پُر شدن» همین است. شادی چنان بر شما تسلط پیدا می‌کند و اختیاردارتان می‌شود که دیگر اصلاً نیازی به برقراری تعادل نیست. شما چنان غرق شادی هستید که هر خبر ناگواری هم که بشنوید در شما اثر نخواهد داشت، چون شما را شادی فرا گرفته است. این به شکلی رسم زندگی است. یک اتفاق‌هایی روی می‌دهند که به ما احساس امنیت می‌دهند و یک اتفاق‌هایی ما را می‌ترسانند و در دلمان ترس ایجاد می‌کنند. برای مثال، مرد خانواده در شغلش ترفیع می‌گیرد و شما خانۀ جدید می‌خرید و حال و هوای بچه‌ها خوب است و خلاصه همه‌چیز روبه‌راه است و شما از احساس امنیت پُر می‌شوید.

از طرف دیگر، ناگهان، مصیبت و فاجعه از راه می‌رسد و ما از ترس قالب تهی می‌کنیم. نیمه‌شب است و شما در خواب خوش هستید که ناگهان یک نفر به پنجرۀ اتاقتان می‌کوبد. اینجا است که واژۀ «پِلِروئو» کاربرد دارد، چون، در آن لحظه، احساس ترس چنان بر شما غالب می‌شود که دیگر نمی‌توانید تعادل روحی خودتان را حفظ بکنید. به قولی، شما از کنترل خارج می‌شوید و حس ترس و وحشت چنان اختیاردارتان می‌شود که بر فکر و ذهن و احساسات شما نفوذ و غلبه می‌کند.

همین حقیقت در زندگی ما، ایمانداران، صادق است. ولی طرز فکر ما معمولاً این است که می‌گوییم: «کمی خودم و کمی روح‌القدس، یعنی من نقش خودم را دارم و روح‌القدس نقش خودش را.» اما زمانی پیش می‌آید که خودمان را تسلیم روح خدا می‌کنیم و خودمان کاملاً از صحنه بیرون می‌رویم و از روح‌القدس پُر می‌شویم. در این زمان است که روح‌القدس کنترل همه‌چیز را به دست می‌گیرد و اختیاردار همۀ احساسات ما و ارادۀ ما و طرز فکر ما می‌شود. این معنی پُر شدن از روح‌القدس است. این جانِ کلام است. این یعنی جذب شدن و همراه روح‌القدس پیش رفتن، این یعنی روح خدا چنان در شما رسوخ می‌کند که طعم عیسی مسیح را می‌دهید، این یعنی کنترل شدن، یعنی یک دست محکم و راسخ اختیاردار ما می‌شود. در این مورد، یک مثال می‌زنم.

انجیل متی ۴:‏۱ می‌فرماید: «آن‌گاه، عیسی به دست روح به بیابان برده شد تا ابلیس او را تجربه نماید.» اینجا، روح‌القدس در زندگی عیسی مسیح عمل می‌کند و او را هدایت می‌کند. توجه بکنید که کلام خدا می‌گوید عیسی به دست روح‌القدس به بیابان برده می‌شود. به گفتۀ انجیل متی ۴:‏۱، عیسی به دست روح‌القدس به بیابان برده می‌شود تا شیطان او وسوسه بکند. حالا به انجیل لوقا فصل ۴ آیۀ ۱ نگاه بکنیم که گویای همان رویداد و همان وسوسه و همان موقعیت است، اما لوقا می‌گوید: «عیسی پُر از روح‌القدس بوده، از اردن مراجعت کرد و روح او را به بیابان برد.» اینجا، روح‌القدس در چه شرایطی عیسی را به بیابان می‌برد؟ لوقا می‌گوید: «عیسی پُر از روح‌القدس بود.» پس آیا متوجه هستید پُر بودن از روح‌القدس به چه معنا است؟ به معنای هدایت شدن و کنترل شدن به دست روح‌القدس.

حالا به انجیل مرقس فصل ۱ نگاه بکنیم که گویای همان رویداد وسوسۀ عیسی است. مرقس ۱:‏۱۲ می‌گوید: «بی‌درنگ، روح وی را به بیابان می‌برد.» فعل «بردن» که در اینجا به کار رفته است ekballo «اِکبالو» می‌باشد که به معنای قاطع و راسخ بودن است، یعنی او را به بیابان راند، او را کشید و به بیابان برد. به عبارتی، قدرت روح خدا چنان بر عیسی مسیح نفوذ دارد که او را به جایی می‌برد که خود روح‌القدس می‌خواهد. عیسی در کنترل روح خدا بود. به همین دلیل، وقتی به عیسی مسیح می‌گویند: «تو به قدرت شیطان این کارها را می‌کنی،» عیسی می‌فرماید: «شما به من کفر نمی‌گویید، بلکه به روح‌القدس کفر می‌گویید.» اما چرا؟ چون عیسی مسیح کنترل زندگی‌اش را به قدرت روح خدا سپرده بود. عیسی پُر از روح‌القدس بود. به همین دلیل، او به دست روح‌القدس هدایت می‌شد.

عزیزان، پُر شدن از روح‌القدس یعنی همین، یعنی هدایت شدن به دست روح خدا، یعنی پیش رفتن به دست روح خدا، یعنی نفوذ و رسوخ روح خدا، یعنی کنترل به دست روح خدا. جانِ کلام این است. منظور ما هم همین است وقتی از پُری روح‌القدس حرف می‌زنیم. حرف ما این است که در کنترل و اختیار روح خدا زندگی بکنید. روح خدا در شما ساکن است، ولی، اگر در اختیار او زندگی نکنید، روح‌القدس را محزون و خاموش می‌کنید. روح‌القدس شخص است و غمگین و محزون می‌شود. شما روح‌القدس را خاموش می‌کنید، یعنی او را محدود می‌کنید و کاری را که دوست دارد انجام بدهد شما مانع می‌شوید. پس شما به معنای واقعی کلمه با شخص روح‌القدس روبه‌رو هستید و مانع از هدف‌های او می‌شوید.

لازم است این را هم گوشزد بکنم که اگر از روح خدا پُر نباشید، فایده نخواهید داشت. من از دستکش مثال می‌زنم. اگر به یک دستکش بگوییم: «برو و پیانو بنواز،» دستکش چکار می‌کند؟ دستکش پیانو نمی‌نوازد، اصلاً از جای خودش تکان نمی‌خورد. حالا، اگر آن دستکش را دستم بکنم و پیانو بنوازم، چه می‌شود؟ واویلا می‌شود! بله، مگر نمی‌دانید از من حرفه‌ای‌تر کسی وجود ندارد که پیانو بزند؟ واقعیت این است که همان یکبار تک‌نوازی کافی بود که پیانو را ببوسم و بگذارم کنار و بروم سراغ بِیس‌بال! ولی، از شوخی که بگذریم، شما باید دستکش را دست بکنید، چون دستکش آن‌قدر باشعور نیست که بگوید: «ای انگشتان، راه را نشان بدهید تا سمت پیانو بروم.» خیر. دستکش با شما گپ نمی‌زند.

شما، ایمانداران، مثل دستکش هستید که می‌توانید تا آخر عمرتان روی میز بمانید و از جای خودتان تکان نخورید. شما، تا وقتی که از روح‌القدس پُر نشوید، تأثیر و فایده نخواهید داشت. از دستکش بدون دست کاری ساخته نیست، از شما بدون قوت پُری روح‌القدس کاری ساخته نیست. هر قدر هم که تقلا بکنید تا به زور خودتان کاری انجام دهید، همه در جسم است و بی‌فایده، همه کاه و خس و خاشاک است و خبری از طلا و نقره و سنگ‌های قیمتی نیست. کلام خدا می‌گوید شما باید از روح خدا پُر بشوید تا بتوانید باثمر باشید. برای اینکه شایسته رفتار بکنید، برای اینکه رفتارتان بامحبت باشد، برای اینکه در نور گام بردارید، برای اینکه باحکمت گام بردارید، برای اینکه بتوانید برای خدا خدمت بکنید، باید از روح خدا پُر بشوید، باید شخص روح‌القدس در شما رسوخ بکند، باید به قدرت روح‌القدس حمل بشوید و پیش بروید، باید حضور روح خدا شما را کنترل بکند.

لازم است نکتۀ دیگری را به شما گوشزد بکنم. اگر از روح‌القدس پُر نباشید، برای خداوند فایده و ثمر نخواهید داشت و خداوند نمی‌تواند از شما استفاده بکند و هر کاری که شما به آن دست بزنید هدر دادن وقت است. در جسم عمل کردن محصول ندارد. هر زمان خداوند اراده می‌کند خدمتی انجام بشود، او همیشه کسی را به کار می‌گیرد که از روح‌القدس پُر است. در کتاب اعمال رسولان فصل ۶ آیۀ ۵، رسولان مسیح تصمیم می‌گیرند تعدادی از شاگردان را برای خدمت خاص تعیین بکنند. اما آن اشخاص باید چه ویژگی و خصوصیاتی داشته باشند؟ اعمال رسولان ۶:‏۵ می‌گوید: «پس تمام جماعت بدین سخن رضا دادند و استیفان مردی پُر از ایمان و روح‌القدس را انتخاب کردند.» آنها استیفان را چون پُر از ایمان و پُر از روح‌القدس بود انتخاب کردند. به گفتۀ اعمال رسولان ۷:‏۵۵: «اما او از روح‌القدس پُر بوده، به سوی آسمان نگریست و جلال خدا را دید و عیسی را به دست راست خدا ایستاده.»

عزیزان، پُر بودن از روح‌القدس شما را از حال و هوای این دنیا بیرون می‌برد، پُر بودن از روح‌القدس خدا را به شما نشان می‌دهد، پُر بودن از روح‌القدس شما را از نظام دنیا جدا می‌کند، پُر بودن از روح‌القدس به این معنی است که فقط مهم است خدا جلال پیدا بکند، پس ما دیگر اهمیت نمی‌دهیم چه به سرمان می‌آید. استیفان به آسمان نگاه می‌کند و جلال خدا را می‌بیند. این عجب واقعیت عالی و متعال است! شما از دنیا خارج می‌شوید، از حال و هوا و موقعیت خودتان بیرون می‌آیید، از بی‌ثباتی خودتان خارج می‌شوید، از سختی‌ها و مشکلات خارج می‌شوید تا خدا را ببینید. پس، هرگاه خدا می‌خواهد یک نفر خدمتی انجام بدهد، خواست خدا این است که آن شخص از روح‌القدس پُر بشود، چون ممکن است کار به جایی برسد که او را سنگسار بکنند و اگر از روح‌القدس پُر نباشد، نمی‌تواند با چنین سختی و جفایی کنار بیاید.

در فصل ۹ از کتاب اعمال رسولان، خداوند با شخص دیگری کار دارد. نام او شائول است، سخت و زمخت و شکست‌ناپذیر. شائول به کلیسا جفا می‌رساند. اما خداوند با او ملاقات می‌کند و در فصل ۹ آیۀ ۱۷ یک شرط اصلی برای او می‌گذارد. پس از تجربۀ شائول در راه دمشق، در کلام خدا چنین می‌خوانیم: «حنانیا رفته، بدان خانه درآمد و دست‌ها بر وی گذارده، گفت: ای برادر شائول، خداوند، یعنی عیسی، که در راهی که می‌آمدی بر تو ظاهر گشت، مرا فرستاد تا بینایی بیابی و از روح‌القدس پُر شوی.» یعنی «ای شائول، تو قبل از آنکه خدمت خودت را شروع بکنی، باید از روح‌القدس پُر بشوی، چون، اگر از روح‌القدس پُر نشوی، هر کاری انجام بدهی در جسم خواهد بود.» پس، عزیزان، پُر بودن از روح‌القدس به این معنا است که لحظه به لحظه در کنترل و اختیار روح‌القدس زندگی بکنید. پُری روح‌القدس یعنی تسلیم او شدن، یعنی خودمان را خالی بکنیم تا روح‌القدس بتواند ما را پُر بکند.

سپس به اعمال رسولان فصل ۱۱ و آیۀ ۲۲ می‌رسیم که خداوند با شخص دیگری به نام برنابا کار دارد تا همراه و کمک‌حال پولس باشد. خداوند برای انتخاب برنابا چند شرط دارد. آیۀ ۲۲ می‌فرماید: «برنابا را فرستادند.» اما چرا برنابا؟ آیۀ ۲۴: «زیرا که مردی صالح و پُر از روح‌القدس بود.» بله، خادم خدا باید این ویژگی را داشته باشد. اما، برای خدمت روحانی، خدا چه ویژگی‌های دیگری می‌طلبد؟ فصل ۱۳ آیۀ ۹: «ولی سولس، که پولس باشد، پُر از روح‌القدس شده، بر او نیک نگریست.» اینجا موقعیت و زمان دیگری است، ولی باز هم پولس از روح‌القدس پُر است. در فصل سیزدهم اعمال رسولان، آیۀ ۵۲ را خیلی دوست دارم که می‌گوید: «و شاگردان پُر از خوشی و روح‌القدس گردیدند.» بعد، چه می‌شود؟ «در ایقونیه، ایشان با هم به کنیسه یهود در آمده، به نوعی سخن گفتند که جمعی کثیر از یهود و یونانیان ایمان آوردند.» از این بهتر نمی‌شود! وقتی خدا یک نفر را انتخاب می‌کند تا خادم کلیسای خدا باشد، وقتی خدا می‌خواهد یک نفر برای خدمات بشارتی پیشقدم بشود، وقتی خدا قصد می‌کند یک نفر عیسی مسیح را به مردم بشارت بدهد، خدا کسی را انتخاب می‌کند که از روح‌القدس پُر باشد، کسی که به قدرت روح خدا همگام با ارادۀ خدا پیش برود، کسی که طعم عیسی مسیح در او رسوخ کرده باشد، کسی که در کنترل و اختیار کامل روح خدا باشد. این معیاری است که خدا بنا گذاشته است.

حالا شما می‌گویید: «بسیار خوب، معنی پُر شدن را فهمیدیم. ولی ما چطور از روح‌القدس پُر بشویم؟ اگر پُر شدن از روح‌القدس یک حکم و فرمان است، باید چطور از روح‌القدس پُر بشویم؟» این موضوع را کوتاه و مختصر توضیح می‌دهم. خیلی وقت‌ها می‌شنوم که مردم می‌گویند برای پُر شدن از روح‌القدس دعا می‌کنند. خیر، لازم نیست برای پُر شدن از روح‌القدس دعا بکنید. پُری روح‌القدس درخواست دعا نیست، بلکه یک حکم است. شما نمی‌گویید: «ای خداوند، دلم می‌خواهد از روح‌القدس پُر بشوم.» یعنی این‌طور نیست که خدا به شما بگوید: «من می‌خواهم شما از روح‌القدس پُر بشوید» و از طرف دیگر خودتان هم بگویید: «بله، من هم می‌خواهم از روح‌القدس پُر بشوم.» خیر، در این مسیر، مانع و سد راه وجود ندارد. اگر خدا به شما حکم می‌دهد، منابع را هم در اختیارتان می‌گذارد تا بتوانید این حکم را به‌جا بیاورید. یکی از آن منابع این است که خودتان را از خودتان خالی بکنید، شما باید به گناهانتان اعتراف بکنید، شما باید ارادۀ خودتان و فکر خودتان و بدن خودتان و زمان خودتان و استعداد خودتان و هر آنچه برایتان عزیز است، خلاصه، همه‌چیز را به دست و اختیار و کنترل روح‌القدس بدهید. پُر شدن از روح‌القدس یعنی مردن به خودتان، یعنی مصلوب کردن خودتان، یعنی کشتن خودرأیی و خودسری خودتان، یعنی خوار کردن جسمتان. پُر شدن از روح‌القدس به معنی مرگ شما است. وقتی به خودتان بمیرید، روح‌القدس شما را پُر می‌کند. وقتی از خودتان خالی بشوید، روح‌القدس شما را پُر می‌کند.

برای شما یک مثال می‌زنم. رسالۀ افسسیان فصل ۵ آیۀ ۱۸ می‌فرماید: «مست شراب مشوید که در آن فجور است، بلکه از روح پُر شوید.» وقتی از روح‌القدس پُر می‌شوید، چه اتفاقی می‌افتد؟ «با یکدیگر به مزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی گفتگو می‌کنید و در دل‌های خود به خداوند می‌سرایید و ترنّم می‌نمایید» (آیۀ ۱۹). شما شکرگزار می‌شوید: «پیوسته، به جهت هر چیز، شکر می‌کنید» (آیۀ ۲۰). مطیع یکدیگر می‌شوید (آیۀ ۲۱). زنی که از روح‌القدس پُر است مطیع شوهر خودش می‌شود (آیۀ ۲۲). شوهری که از روح‌القدس پُر است زن خودش را محبت می‌کند (آیۀ ۲۵). سپس به فصل ۶ آیۀ ۱ می‌رسیم که می‌گوید فرزندانی که از روح‌القدس پُر هستند از والدین خود اطاعت می‌کنند. فصل ۶ آیۀ ۴: پدرانی که از روح‌القدس پُر هستند «فرزندان خود را به خشم نمی‌آورند.» فصل ۶ آیۀ ۵: غلامان و خادمانی که از روح‌القدس پُر هستند مطیع اربابان خودشان خواهند بود. فصل ۶ آیۀ ۹: اربابانی که از روح‌القدس پُر هستند با خادمان خود به درستی رفتار می‌کنند.

آیا حواستان به این نکتۀ جالب است که در هیچ‌یک از این موارد پُر شدن از روح‌القدس خبری از خلسه رفتن و از خود بی‌خود شدن نیست. ثمرۀ پُر شدن از روح‌القدس سرود خواندن و شکر گفتن و اطاعت و روابط درست میان مردم است. در همۀ این مثال‌های پُر شدن از روح‌القدس، شاهدیم که هیچ‌کسی نمی‌لرزد و به خلسه نمی‌رود، هیچ‌کس از پشت زمین نمی‌افتد، هیچ‌کس از خودش بی‌خود نمی‌شود. پس موقع پُر شدن از روح‌القدس چه اتفاقی روی می‌دهد؟ خیلی ساده است. همۀ روابط انسان‌ها صحیح و سالم می‌شوند. رابطۀ شما با خدا درست است، چون سرود می‌خوانید و شکر می‌گویید. رابطۀ شما با دیگران درست است، چون مطیع هستید، چه در پیوند زناشویی یا در خانواده یا سر کارتان. پُر شدن از روح‌القدس بسیار کاربردی و بسیار روشن و شفاف است. پُر شدن از روح‌القدس در همۀ روابط ما تأثیر می‌گذارد، رابطه با خدا، رابطه با خانواده، رابطه با دیگران.

حالا به رسالۀ کولسیان فصل ۳ نگاه بکنیم که تقریباً هم‌معنا و هم‌راستای افسسیان فصل ۵ می‌باشد. آیۀ ۱۶ می‌فرماید: «یکدیگر را تعلیم و نصیحت کنید به مزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی.» این دقیقاً کلام افسسیان فصل ۵ می‌باشد. آیۀ ۱۷: «و آنچه کنید، در قول و فعل، همه را به نام عیسی خداوند بکنید و خدای پدر را به وسیلۀ او شکر کنید.» اینجا نیز همان حقایق بیان می‌شوند: زن مطیع شوهر خودش باشد، شوهر زن خودش را محبت بکند، فرزندان مطیع والدین باشند، پدران فرزندان را خشمگین نکنند، غلامان از ارباب خود اطاعت بکنند. سپس فصل ۴ آیۀ ۱ می‌فرماید: «ای آقایان، با غلامان خود عدل و انصاف را به‌جا آرید.» پس در هر دو رساله همین ترتیب را مشاهده می‌کنید: «سرود خواندن، شکر گفتن، مطیع بودن، زنان، شوهران، فرزندان، پدر، خادم، ارباب.» در رسالۀ افسسیان فصل ۵، همۀ اینها ثمرۀ پُر شدن از روح‌القدس است. در رسالۀ کولسیان فصل ۳ نیز همین را می‌بینیم، اما با یک تفاوت. آیۀ ۱۶ می‌فرماید: «کلام مسیح در شما به دولتمندی و به کمال حکمت ساکن بشود.»

در اینجا، لازم است نکته‌ای را به شما بگویم: پُر شدن از روح‌القدس و کلام مسیح در شما به دولتمندی ساکن شدن، هر دو، یکی است، چون ثمرۀ هر دو و حاصلی که هر دو بار می‌دهند یکی می‌باشد. مردم می‌گویند: «پُر شدن از روح‌القدس یک تجربۀ پررمز و راز و عرفانی است.» در پاسخ این مردم باید بگوییم: خیر، پُر شدن از روح‌القدس به این معنی است که کلامی که مسیح به ما بخشیده است در دلمان ساکن بشود. آیا می‌خواهید از روح‌القدس پُر بشوید؟ پس نروید یک گوشه بنشینید و به خدا التماس بکنید شما را از روح خودش پُر بکند. اگر می‌خواهید از روح‌القدس پُر بشوید، از کلام مسیح تغذیه بکنید. وقتی از کلام خدا تغذیه و از کلام خدا پُر می‌شوید و کلام خدا به دولتمندی در شما ساکن می‌شود، آن‌زمان است که در کنترل و اختیار کلام خدا قرار می‌گیرید. واژۀ دولتمندی و فراوانی، در زبان یونانی، plousios «پِلوسیوس» می‌باشد. به این نکته دقت بکنید: چه کسی نویسندۀ کلام مسیح است؟ روح‌القدس. وقتی از کلام خدا پُر می‌شوید، کلام خدا شما را کنترل می‌کند. به قول آقای اِسپرجن [الهیدان قرن نوزدهم]، «در خونتان کتاب‌مقدس جریان پیدا می‌کند.» بله، حق با آقای اِسپرجن است. پُر شدن از روح‌القدس موضوع ساده‌ای است و دلیل ندارد آن را این‌همه پیچیده بکنیم. پُر شدن از روح‌القدس یعنی اجازه بدهید کلام خدا در زندگی‌تان تسلط پیدا بکند. پس، اگر می‌خواهید بدانید پُر شدن از روح‌القدس به چه معنا است، از کلام خدا تغذیه بکنید، چون، وقتی کلام خدا در شما ساکن می‌شود، روح‌القدس شما را با حقیقت کلام خدا هدایت و راهنمایی خواهد کرد.

این پیغام را با یک مثال تمام می‌کنم که آن را بارها و بارها تعریف کردم. در کتاب کوچکی که دربارۀ ارادۀ خدا نوشتم، این مثال را به کار بردم. مثالم دربارۀ پطرس است که همیشه دلش می‌خواست کنار عیسی مسیح باشد و هر کجا عیسی می‌رود او هم با مسیح باشد. من مطمئنم پطرس قدم به قدم با عیسی همراه بود و به محضی که عیسی در مسیری قدم می‌گذاشت، پطرس هم پشت او راه می‌افتاد. خداوند به کوه می‌رود، پطرس هم با او به کوه می‌رود. خداوند از شاگردانش می‌پرسد: «آیا شما هم می‌خواهید بروید؟» پطرس می‌گوید: «از نزد تو کجا بروم؟» پطرس همیشه دور و بر مسیح بود. من می‌دانم چرا او همیشه دور و بر مسیح بود. در لحظه‌هایی که پطرس نزدیک عیسی بود، سه اتفاق روی می‌داد که آنها را در کتاب‌مقدس مشاهده می‌کنیم: پطرس کارهای معجزه‌آسا می‌کند، حرف‌های معجزه‌آسا می‌زند، شهامت معجزه‌آسا پیدا می‌کند.

حالا به اولین مورد بپردازیم. یکبار، پطرس را داخل قایق می‌بینیم. شاگردان داخل قایق هستند و آن لحظه لحظۀ پرتنشی است. باد و طوفان به پا است و آنها ترسان و لرزان وسط دریای جلیل تنها هستند. ناگهان، از دوردست عیسی را می‌بینند که روی آب راه می‌رود. بعد، پطرس با خودش فکر می‌کند: «اصلاً خوب نیست که من اینجام و عیسی آنجا. این فاصله را دوست ندارم.» پطرس تصمیم می‌گیرد نزد عیسی برود. پطرس همۀ عمرش ماهیگیر بود و در کنارۀ دریای جلیل زندگی کرده بود، ولی هرگز روی آب راه نرفته بود. پطرس می‌دانست، اگر پای خودش را روی آب بگذارد، در یک آن، داخل آب فرو می‌رود. این بار هم با دفعه‌های قبل فرقی ندارد. با این حال، از قایق بیرون می‌پرد و اصلاً حواسش نیست چکار می‌کند، چون همۀ هوش و حواس و فکرش این است که با عیسی باشد و جایی برود که عیسی آنجا است. البته که تا شروع می‌کند روی آب راه برود، داخل آب فرو می‌رود، اما خداوند به داد او می‌رسد، پطرس را بلند می‌کند، و با هم روی آب راه می‌روند تا به قایق می‌رسند. واقعاً که پطرس عجب حس و حالی داشته لحظه‌ای که همراه عیسی روی آب راه می‌رفت تا به قایق برسند! حتماً با یک حس دل‌انگیز به بقیه نگاه کرده و گفته: «آقایان، ما را نگاه کنید!»

تا یادم نرفته این را هم بگویم که من همیشه از حرف یک آقای نویسنده خنده‌ام می‌گیرد که ادعا می‌کند عیسی مسیح و پطرس روی ماسه‌ها راه رفتند. این آقا همان نویسنده است که ادعا می‌کند یونس را یک ماهی بزرگ قورت نداد. آن ماهی فقط یک قایق پارویی بود که آن را پشت کشتی بسته بودند. حالا سوال من از آن آقا این است که چه کسی تا به حال شنیده که یک قایق بتواند چیزی را بالا بیاورد و آن را استفراغ بکند؟

اما بازگردیم به پطرس و عیسی مسیح که روی آب راه می‌روند تا به قایق می‌رسند. پس باید قبول بکنید که هر زمان پطرس نزدیک عیسی است، می‌تواند کارهای معجزه‌آسا انجام بدهد. پطرس هیچ‌گاه نمی‌توانست روی آب راه برود، ولی، وقتی کنار عیسی بود، این توانایی را پیدا کرد. دفعۀ بعد، زمانی است که پطرس در جمع شاگردان است و عیسی مسیح از آنها می‌پرسد: «مردم مرا کِه می‌دانند؟» (متی فصل ۱۶). شاگردان می‌گویند: «بعضی یحیی تعمید دهنده و بعضی ایلیا و بعضی ارمیا یا یکی از انبیا.» ایشان را گفت: «شما مرا که می‌دانید؟» پطرس در جواب می‌گوید: «تویی مسیح، پسر خدای زنده!» من مطمئنم حتماً پطرس به خودش گفته: «این جمله از کجا به زبانم آمد؟» پطرس همیشه حاضرجواب بود. سپس، در همان فصل، شیطان از همین حاضرجواب بودن پطرس سوءاستفاده می‌کند، اما عیسی مسیح می‌فرماید: «دور شو از من، ای شیطان!» پطرس همیشه حاضرجواب بود و خدا هم این حاضرجواب بودن پطرس را به کار می‌گیرد زمانی که پطرس می‌گوید: «تویی مسیح، پسر خدای زنده!» عجب جملۀ تکان‌دهنده‌ای! بعد، عیسی مسیح به پطرس نگاه می‌کند و می‌گوید: «جسم و خون این را بر تو کشف نکرده، بلکه پدر من که در آسمان است. پدرم برای این لحظه و بیان این جمله زبان تو را به کار گرفت.» پس واضح است که چرا پطرس می‌خواست همه‌جا کنار عیسی باشد، چون پطرس می‌توانست در کنار عیسی کارهای معجزه‌آسا انجام بدهد و کلام معجزه‌آسا به زبان بیاورد.

حالا به مورد سوم می‌رسیم: پطرس گاه معجزه‌آسا شهامت و دل و جرأت داشت. در باغ جتسیمانی، همۀ سربازان برای بازداشت عیسی به آنجا می‌روند تا عیسی را دستگیر بکنند و او را برای محاکمه ببرند. وقتی سربازان آنجا می‌رسند، عیسی مسیح از آنها می‌پرسد: «چه کسی را می‌طلبید؟» سپس کل سپاهیان زمین می‌افتند، آنها مثل مهره‌های بازی دومینو روی زمین پخش می‌شوند. در این موقعیت، پطرس به خودش می‌گوید: «الان، کار آسان است. همۀ اینها، همه، روی زمین پخش هستند.» پطرس کنار عیسی ایستاده و هرچه می‌گذرد آتش خشم او تند و تیزتر می‌شود و چندی نمی‌گذرد که به کل از کوره در می‌رود و شمشیرش را از غلاف درمی‌آورد و سراغ اولین نفری می‌رود که سر راهش قرار دارد. البته که پطرس قصد دارد به قولی خدمت کل آن جمع را برسد. احتمالاً، پانصد نفر از نیروهای قلعۀ نظامی آنتونیا برای دستگیری عیسی آمده بودند. پطرس گوش شخصی به نام مَلوک را قطع می‌کند. البته شمشیر پطرس سر مَلوک را نشانه می‌گیرد، ولی مَلوک جاخالی می‌دهد. مشخص است که پطرس به خودش نمی‌گوید که باید گوش این شخص را ببرم. او سر مَلوک را نشانه می‌گیرد. پطرس با اولین نفر که سر راهش بود شروع می‌کند و نیّتش این است که کل آن قشون را تار و مار بکند. با این توصیف، برای ما این سوال پیش می‌آید که پطرس این‌همه شهامت و شجاعت را از کجا می‌آورد؟ پطرس می‌داند فقط کافی است به عیسی چشم بدوزد و دیگر نگران هیچ‌چیزی نباشد.

به این ترتیب، پطرس توانایی کارهای معجزه‌آسا داشت و توانایی بیان حرف‌های معجزه‌آسا و شهامت معجزه‌آسا در زمانی که کنار عیسی مسیح بود. برای همین، او دلش می‌خواست همیشه با عیسی مسیح باشد. به همین دلیل است که وقتی مسیح می‌پرسد: «آیا شما نیز می‌خواهید بروید؟» پطرس می‌گوید: «خداوندا، نزد که برویم؟» با این حال، دفعۀ بعد که پطرس را می‌بینیم، او از عیسی جدا شده است. عیسی مسیح را برای محاکمه داخل می‌برند، اما پطرس بیرون ایستاده و دستان خودش را جلوی آتش گرم می‌کند. در همین لحظه است که کتاب‌مقدس می‌فرماید پطرس سه بار مسیح را انکار می‌کند. چقدر دردناک! به محضی که پطرس از عیسی مسیح جدا می‌شود، کم می‌آورد و قصور می‌کند. این یک اصل و قاعدۀ مهم است که درس مهمی را به ما می‌دهد. شما می‌گویید: «وقتی عیسی مسیح فقط چند قدم از پطرس دور می‌شود، پطرس به یک آدم ترسو و بزدل تبدیل می‌شود.» سپس عیسی مسیح به آسمان می‌رود و حتماً می‌گویید: «دیگر کار پطرس تمام است. او که تا عیسی مسیح چند متر از او دور می‌شود ترسو و بزدل می‌شود، حالا، که خداوند به آسمان بازگشته، پطرس می‌خواهد چکار بکند؟ دیگر کار او تمام است، باید به فکر خاکسپاری پطرس باشیم.»

خیر، اصلاً هم این‌طور نیست. آیا می‌دانید پطرس چکار می‌کند؟ در روز پنطیکاست، او میان جمعیت می‌ایستد و می‌گوید: «ای مردان یهود و جمیع ساکنان اورشلیم، این را بدانید و سخنان مرا فرا گیرید.» او دربارۀ عیسی موعظه می‌کند «که شما او را مصلوب کردید، او خداوند و مسیح است.» موعظۀ پطرس در روز پنطیکاست شاهکار است. خدا دوباره زبان پطرس را به کار می‌گیرد و او با الهام الهی لب باز می‌کند. پطرس موعظه می‌کند و شنوندگانش دل‌ریش می‌شوند و می‌گویند: «الان باید چه کنیم؟» پطرس پاسخ می‌دهد: «توبه کنید و هر یک از شما به اسم عیسی مسیح به جهت آمرزش گناهان تعمید گیرید و عطای روح‌القدس را خواهید یافت.» در آن روز، سه هزار نفر ایمان می‌آورند. پطرس در اینجا چکار می‌کند؟ او دوباره با کلامش معجزه می‌کند. پطرس دهانش را باز می‌کند و خدا از زبان او سخن می‌گوید.

دفعۀ بعد، که پطرس را ملاقات می‌کنیم، او و یوحنا را می‌بینیم که برای عبادت و پرستش به معبد می‌روند. آنجا مردی نشسته و گدایی می‌کند. پطرس به او نگاه می‌کند و می‌گوید: «مرا طلا و نقره نیست، اما آنچه دارم به تو می‌دهم. به نام عیسی مسیح ناصری برخیز و بخرام!» آن مرد از جای خودش بلند می‌شود و می‌ایستد و می‌خرامد و جست و خیزکنان داخل معبد می‌رود. بنابراین، پطرس فقط کلام معجزه‌آسا به زبان نمی‌آورد، بلکه واقعاً معجزه می‌کند. اما سران مذهبی یهود کار پطرس را نمی‌پسندند و او را نزد شورای عالی یهود می‌برند و به او می‌گویند: «دیگر موعظه نکن!» ولی پطرس به آنها می‌گوید: «خودتان به من بگویید آیا باید از شما اطاعت بکنم یا از خدا؟» سپس پطرس را آزاد می‌کنند و او می‌رود و جلسۀ دعا تشکیل می‌دهد و همه با هم دعا می‌کنند که خدا به آنها دلیری ببخشد. پس همه می‌روند و دوباره موعظه را از سر می‌گیرند.

برای من خیلی جالب است که وقتی پطرس در کنار عیسی مسیح بود می‌توانست معجزه بکند، کلام معجزه‌آسا به زبان بیاورد، و شهامت معجزه‌آسا داشته باشد. سپس، وقتی عیسی مسیح به آسمان بازمی‌گردد، پطرس باز هم می‌تواند معجزه بکند، می‌تواند کلام معجزه‌آسا به زبان بیاورد، و معجزه‌آسا شهامت داشته باشد. اما شما می‌پرسید: «اینها با هم چه ارتباطی دارد؟» بسیار خوب، قبل از موعظۀ پطرس در روز پنطیکاست، کتاب‌مقدس در اعمال رسولان ۲:‏۴ می‌فرماید: «همه از روح‌القدس پر گشته.» از این آیه چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟ نتیجه این است که پُر شدن از روح‌القدس مانند این است که در کنار عیسی مسیح و نزدیک او باشیم. پُر شدن از روح‌القدس یعنی اجازه بدهید حضور مسیح در زندگی شما غالب و مسلط باشد. پُر شدن از روح‌القدس یک تجربۀ پرراز و رمز و از خود بی‌خود شدن و خلسه رفتن نیست. پُر شدن از روح‌القدس یعنی خودمان را با کلام خدا پُر بکنیم تا حقیقت مسیح بر فکرمان غالب بشود و همزمان که خودمان را تسلیم حقیقت مسیح می‌کنیم، روح خدا ما را هدایت می‌کند تا خواست و ارادۀ خدا را انجام بدهیم و به خواست و ارادۀ خدا لب باز بکنیم و آن کسی باشیم که خدا می‌خواهد.

با هم دعا بکنیم.

ای پدر آسمانی، کسانی را که خودت می‌خواهی هدایت بکن تا برای نجاتشان دعا بکنند و اگر مشورتی لازم دارند از کلام خدا مشاوره بگیرند. از تو ممنونیم برای روح‌القدس که در ما زندگی می‌کند و می‌خواهد لحظه به لحظه ما را پُر بسازد تا خودمان را تسلیم حضور عیسی مسیح بکنیم. به ما کمک بکن تا به حضور مسیح فکر بکنیم، از صبح تا شب به عیسی مسیح فکر بکنیم، و از کلام مسیح خوراک بگیریم تا روح‌القدس ما را هدایت بکند و بتوانیم برای تو و هدف‌های تو و جلال تو مفید باشیم. در نام عیسی. آمین.

پایان

This sermon series includes the following messages:

Please contact the publisher to obtain copies of this resource.

Publisher Information
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969

Welcome!

Enter your email address and we will send you instructions on how to reset your password.

Back to Log In

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize
View Wishlist

Cart

Cart is empty.

Subject to Import Tax

Please be aware that these items are sent out from our office in the UK. Since the UK is now no longer a member of the EU, you may be charged an import tax on this item by the customs authorities in your country of residence, which is beyond our control.

Because we don’t want you to incur expenditure for which you are not prepared, could you please confirm whether you are willing to pay this charge, if necessary?

ECFA Accredited
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Back to Cart

Checkout as:

Not ? Log out

Log in to speed up the checkout process.

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize