در این پیغام، دوباره به ارتش نامریي خدا، یعنی فرشتگان، نگاه میکنیم. پس کتابمقدس و کاغذ و مداد جلوی دست داشته باشید، چون یک دنیا مطلب برای خواندن و یادداشت کردن وجود دارد.
ما دربارۀ این مخلوقات شگفتانگیز چه اطلاعاتی داریم؟ یکشنبۀ قبل، کیستی فرشتگان را بررسی کردیم و اشاره کردیم فرشتگان وجود دارند. سپس به اصل و منشأ و جوهر و ماهیت فرشتگان پرداختیم. به طور کلی، سعی کردیم برای شما توضیح بدهیم فرشتگان کیستند. پس میدانیم فرشتگان وجود دارند، و اصل و ماهیت آنها چیست.
در این پیغام، یک مورد دیگر را هم اضافه میکنیم. به نظرم، بسیاری از کتابها و منابع مسیحی دربارۀ این موضوع مفصل صحبت کردند. صحبت ما دربارۀ فرشتۀ خاصی است که سرشت و خمیرۀ او با بقیۀ فرشتگان فرق دارد. در واقع، این فرشته شبیه سایر فرشتگان نیست. او «فرشتۀ خداوند» یا «فرشتۀ یهوه» نام دارد. این فرشته بیهمتا است. این فرشته را فقط در عهدعتیق میبینیم. او هرگز در عهدجدید ظاهر نمیشود. اولین بار، در زمان ابراهیم است که در کتابمقدس با این فرشته آشنا میشویم. این اولین ظهور او است. آخرین بار نیز در کتاب زکریا او را میبینیم. این آخرین ظهور این فرشته در کتابمقدس است. از اینرو، باور داریم که او یک فرشتۀ بسیار خاص میباشد.
الان وقتش است این فرشته را به شما معرفی بکنم. بررسی ماهیت این فرشته به درک ما از کیستی فرشتگان کمک بیشتری میکند. در کتاب پیدایش ۱۶:۷ برای اولین بار با این فرشته آشنا میشویم: «فرشتۀ خداوند او را نزد چشمۀ آب، در بیابان، یعنی چشمهای که به راه شور است، یافت و گفت: ای هاجر، کنیز سارای، از کجا آمدی و کجا میروی؟ گفت: من از حضور خاتون خود، سارای، گریختهام. فرشتۀ خداوند به وی گفت: نزد خاتون خود برگرد و زیر دست او مطیع شو. و فرشتۀ خداوند به وی گفت: ذرّیت تو را بسیار افزون گردانم.» این وعده به هاجر و اسماعیل است.
دوباره به آیۀ ۱۰ نگاه بکنیم: «و فرشتۀ خداوند به وی گفت: ذرّیت تو را بسیار افزون گردانم، به حدی که از کثرت به شماره نیایند.» این وعده برای ذرّیت اسماعیل است که نسل او بسیار افزون خواهد بود، همانطور که خدا به ابراهیم وعده میدهد که نسل او از طریق اسحاق وسیع و بیشمار خواهد بود. ادامۀ آیه میگوید: «و فرشتۀ خداوند وی را گفت: اینک، حامله هستی و پسری خواهی زایید و او را اسماعیل نام خواهی نهاد، زیرا خداوند رنج و مصیبت تو را شنیده است. و او مردی وحشی خواهد بود، دست وی به ضد هر کسی و دست هر کسی به ضد او، و پیشِ روی همۀ برادران خود ساکن خواهد بود. و او [یعنی هاجر] نام خداوند را که با وی تکلم کرد خواند، زیرا گفت: اینجا نیز به عقب او که مرا میبیند نگریستم.» به این جملۀ جالب توجه بکنید: هاجر میگوید خدا مرا میبیند. پس این فرشتۀ خداوندْ خدا نامیده میشود.
حالا به کتاب خروج فصل ۳ نگاه بکنیم. «موسی گلۀ پدر زن خود، یِترون، کاهن مِدیان، را شبانی میکرد و گله را بدان طرف صحرا راند و به حوریب، که کوه خدا باشد، آمد. و فرشتۀ خداوند در شعلۀ آتش از میان بوتهای بر وی ظاهر شد. و چون او نگریست، اینک، آن بوته به آتش مشتعل است، اما سوخته نمیشود و موسی گفت: اکنون، بدان طرف شوم و این امر غریب را ببینم که بوته چرا سوخته نمیشود. چون خداوند دید که برای دیدن مایل بدان سو میشود، خدا از میان بوته به وی ندا درداد.»
همینجا به این نکته توجه بکنید که آیۀ ۲ نمیگوید «یک فرشته،» بلکه میگوید: «فرشته» یعنی به یک فرشتۀ مشخص اشاره دارد. به این هم توجه بکنید که در آیۀ ۲ فرشتۀ خداوند در بوته ظاهر میشود و آیۀ ۴ میگوید خدا از میان بوته به وی ندا درداد. خدا به موسی چه میگوید؟ آیۀ ۶: «من هستم خدای پدرت، خدای ابراهیم، و خدای اسحاق، و خدای یعقوب. آنگاه، موسی روی خود را پوشانید، زیرا ترسید که به خدا بنگرد.» در اینجا باز فرشتۀ خداوندْ خدا نامیده میشود.
الان برویم سراغ کتاب داوران فصل ۶ آیۀ ۱۱: «و فرشتۀ خداوند آمده، زیر درخت بلوطی که در عُفره است، که مال یوآش اَبیعَزَری بود، نشست و پسرش جِدعون گندم را در چرخُشت میکوبید تا آن را از مِدیان پنهان کند. پس فرشتۀ خداوند بر او ظاهر شده، وی را گفت: ای مرد زورآور، یهوه با تو است. جِدعون وی را گفت: آه، ای خداوند من.» در اینجا نیز فرشتۀ خداوند دوباره خدا نامیده میشود. حالا به داوران فصل ۱۳ آیۀ ۲۱ نگاه بکنید: «و فرشتۀ خداوند بر مانوح و زنش دیگر ظاهر نشد. پس مانوح دانست که فرشتۀ خداوند بود. و مانوح به زنش گفت: البته خواهیم مرد، زیرا خدا را دیدیم.»
تا اینجا، با چهار رویداد جداگانه، به شما نشان دادم که این فرشتۀ خاص، فرشتۀ خداوند، در همۀ این مناسبتها خدا نامیده میشود. شما میپرسید: «آیا او خودِ خدا است؟» بسیار خوب، به کلام خدا نگاه بکنیم تا جواب این سوال را پیدا بکنیم.
پس به کتاب زکریا برویم. کتاب زکریا انتهای عهدعتیق قرار دارد، یکی مانده به آخرین کتاب عهدعتیق. زکریا فصل ۱ آیۀ ۱۲ میگوید: «فرشتۀ خداوند جواب داده، گفت: ای یهوه صبایوت.» این گفتگو میان یهوه صبایوت و فرشتۀ خداوند است. در اینجا، فرشتۀ خداوندْ خدا میباشد. حالا به زکریا فصل ۳ آیۀ ۱ نگاه بکنید: «یِهوشَع رییس کاهنان را به من نشان داد که به حضور فرشتۀ خداوند ایستاده بود و شیطان به دست راست وی ایستاده تا با او مخاصمه نماید و یهوه به شیطان گفت: ای شیطان، یهوه تو را نهیب نماید.» این جمله خیلی جالب است: «یهوه به شیطان گفت: ای شیطان، یهوه تو را نهیب نماید.» اینجا دوباره شاهد گفتگو میان فرشتۀ خداوند و خدا میباشیم.
الان شما میپرسید: «فرشتۀ خداوند کیست؟» من معتقدم او شخص دوم تثلیث است، یعنی کسی نیست جز خداوند عیسی مسیح، که او را در عهدجدید میشناسیم. در آیات نامبرده، شاهد گفتگوی شخص دوم تثلیث و شخص اول تثلیث هستید. فرشتۀ خداوندْ عیسی مسیح میباشد، قبل از آنکه در جسم انسان به زمین بیاید. ظهور مسیح در عهدعتیق، قبل از آنکه در جسم انسان به زمین بیاید، با اصطلاحی تعریف میشود که در زبان یونانی Christophany «کِریستافانی» میباشد، یعنی «ظهور مسیح.» ظاهر شدن شخص دوم تثلیث در قالب فرشتۀ خداوند با این اصطلاح یونانی نیز بیان میشود: theophany «تئوفانی.» در زبان یونانی، «تئو» به معنی خدا و «فانی» فعلی است که به معنی ظهور میباشد. پس این اصطلاح به معنی «ظهور خدا» است.
به این نکته توجه بکنید: تنها عضو تثلیث که خودش را به انسانها ظاهر نمود شخص دوم تثلیث میباشد. خدا روح است و کتابمقدس میفرماید: «خدا را هرگز کسی ندیده است.» روح خدا، یعنی روحالقدس، شخص سوم تثلیث است که او نیز روح میباشد. خدا هرگز خودش را ظاهر نمیکند. خدا را هرگز کسی ندیده است. تنها عضو تثلیث که خودش را ظاهر نمود شخص دوم تثلیث میباشد.
در عهدعتیق، مسیح، در مقام فرشتۀ خداوند، خودش را پیش از آنکه انسان بشود به آدمیان مکشوف کرد. در عهدجدید، عیسی مسیح به جهان میآید، او که خدا در جسم انسان است به جهان میآید، انسانی که مسیح عیسی است. برای همین، پس از کتاب زکریا، فرشتۀ خداوند دیگر هیچگاه در کتابمقدس ظاهر نمیشود، چون، حالا، فرشتۀ خداوند پسر خدا است که انسان شد و در دوران عهدجدید به زمین آمد.
بنابراین، فرشتۀ خداوند کسی نیست جز عیسی مسیح. اگر بخواهید نمودار خدمت فرشتۀ خداوند را ترسیم بکنید، خدمت او را در سراسر عهدعتیق پیدا میکنید. در ضمن، این مطالعۀ جالبی میباشد اگر خدمت فرشتۀ خداوند در عهدعتیق را با خدمت عیسی مسیح به قومش در عهدجدید مقایسه و بررسی بکنیم.
برای نمونه، در عهدعتیق، فرشتۀ خداوند کلام خدا را برای قوم خدا مکشوف میکند و مردمان را به خدمت ویژه فرا میخواند. فرشتۀ خداوند موسی را فرا میخواند. فرشتۀ خداوند جِدعون را فرا میخواند. فرشتۀ خداوند سامسون را فرا میخواند. در عهدجدید، عیسی مسیح خاصّان خودش را میخواند. فرشتۀ خداوندْ منجی و رهاننده است. او قوم خودش را نجات میدهد. او از طریق مردانی مثل موسی و جِدعون و سامسون، که آنها را به خدمت میخواند، قوم خودش را از بارها و گرفتاریها نجات میدهد. در عهدجدید، عیسی مسیح نجاتدهنده است. عیسی مسیح با کار صلیب نجاتبخشش قومش را نجات میدهد. فرشتۀ خداوند محافظ و نگهدار است. مزمور ۳۴:۷ میگوید: «فرشتۀ خداوند گرداگرد ترسندگان او است، اردو زده، ایشان را میرهاند.» در عهدجدید، عیسی مسیح همان کسی است که گرداگرد ما و محافظ و نگهدار ما است. فرشتۀ خداوند حتی شفیع ما است. در کتاب زکریا فصل ۱، فرشتۀ خداوند برای قوم اسراییل شفاعت میکند. وقتی به عهدجدید میرسیم، عیسی مسیح شفیع ما است. در کتاب زکریا فصل ۳، فرشتۀ خداوند در پیشگاه خدا میایستد و در مقابل حملههای شیطان از ایمانداران دفاع میکند. این دقیقاً همان کار عیسی مسیح در عهدجدید است. در عهدعتیق، در کتاب پیدایش فصل ۲۲، فرشتۀ خداوند عهد خدا را با ابراهیم تأیید میکند. در عهدجدید، عیسی مسیح عهد و پیمان جدید را با خون خودش مُهر میکند. در عهدعتیق، در کتاب پیدایش فصل ۱۶، فرشتۀ خداوند هاجر را تسلی میبخشد. در عهدجدید، عیسی مسیح تسلیدهندۀ ما است.
در همۀ این نمونهها، ظهور مسیح را پیش از آنکه انسان بشود و به دنیا بیاید مشاهده میکنیم. این موضوع خیلی مهم است، چون این حقیقت بدون ذرهای شک و تردید به ما ثابت میکند سه شخص تثلیث از ازل وجود دارند و اینگونه نیست که خدا، در هر مقطع از تاریخ، نقشهای مختلف داشته است. خدا همیشه یک خدا در سه شخص میباشد.
بعد از همۀ این توضیحات، تا اینجا یک اطلاعات و معلومات پایه و اولیه دربارۀ فرشتگان به دست آوردید، دربارۀ جوهر و ماهیت آنها، اصل و منشأ آنها، وجود و هستی آنها.
حالا، که فهمیدیم فرشتگان کیستند، وقتش است به سوال دیگری پاسخ بدهیم: «کار فرشتگان چیست؟ در حال حاضر، فرشتگان چکار میکنند؟» پس با هم به خدمت فرشتگان نگاه بکنیم. خدمت فرشتگان را به این شکل دستهبندی میکنیم: «کار فرشتگان برای خدا، کار فرشتگان برای مسیح، کار فرشتگان برای ایمانداران، کار فرشتگان برای غیرایمانداران.»
ابتدا، خدمت فرشتگان به خدا را بررسی میکنیم. این خدمت آنها به چند بخش تقسیم میشود. اولین خدمت فرشتگان این است که آنها با ستایش و پرستش خدا او را خدمت میکنند. در کتاب اشعیا فصل ۶، در رویای اشعیای نبی که خداوند را میبیند، فرشتگان سرافین ندا میدهند: «قدوس، قدوس، قدوس.» آنها خدا را میپرستند. در کتاب مکاشفه فصل ۴ دقیقاً به چشم میبینیم که فرشتگان خدا را میپرستند. آیۀ ۶: «در پیش تخت، دریایی از شیشه، مانند بلور، و در میان تخت و گرداگرد تخت چهار حیوان که از پیش و پس به چشمان پُر هستند.» این توصیف بسیار شبیه توصیف حزقیال نبی از این فرشتگان میباشد. در ادامه، کتاب مکاشفه فصل ۴ آیۀ ۸ از بالهای فرشتگان حرف میزند و اشاره میکند آنها روز و شب بازنمیایستند از گفتن «قدوس، قدوس، قدوس، خداوند خدای قادر مطلق، که بود و هست و میآید.» این یعنی پرستش. آیۀ ۹ میگوید: «جلال و تکریم و سپاس به آن تختنشینی که تا ابدالاباد زنده است.»
من باور دارم این کلام در کتاب مکاشفه توصیفگر این واقعیت است که فرشتگان خدا را میپرستند. خدمت فرشتگان با پرستش خدا شروع میشود. من معتقدم اولویت خدمت فرشتگان این است که خدا را ستایش و پرستش بکنند.
حالا به مکاشفه فصل ۵ آیۀ ۸ نگاه بکنیم. اینجا دوباره چهار موجود زنده را میبینیم. به نظرم، به احتمال خیلی زیاد، اینها فرشتگان کروبی هستند که به آن بیست و چهار پیر ملحق میشوند و به حضور برّه میافتند، در حالی که هر یک از آنها ساز چنگ و کاسههای پُر از بُخور دارند. آیۀ ۹: «سرودی جدید میسرایند.» آیۀ ۱۱: «و دیدم و شنیدم صدای فرشتگان بسیار را که گرداگرد تخت و حیوانات و پیران بودند و عدد ایشان کُرورها کُرور و هزاران هزار بود که به آواز بلند میگویند: لایق است برّه.»
بله، این آغاز خدمت فرشتگان به خدا است. به خاطر ارزش بیکران خدا، به خاطر جلال بیکران خدا، به خاطر کمال بیکران خدا، به خاطر زیبایی خدا، فرشتگان بازنمیایستند از ستایش خدا تا ابدالاباد. به نظرم، این کار کار همۀ فرشتگان است. ولی احتمالاً تعدادی از آنها کار دیگری ندارند جز ستایش و پرستش خدا.
در کنار پرستش خدا، دومین کار فرشتگان خدمت به خدا است. خدمت فرشتگان به خدا به چند دسته تقسیم میشود. فرشتگان خادمان خدمتگزارند. مورد اول این است که فرشتگان خدمت کهانت دارند. برای درک این مطلب، به کتاب عبرانیان ۱:۷ نگاه بکنیم. همینجا این را هم بگوییم که اینها برای شما یک درس الهیاتی است و اگر همۀ این درسها را کنار هم قرار بدهید، با یک سری آموزههای صحیح و سالم آشنا میشوید.
بسیار خوب، رسالۀ عبرانیان ۱:۷ میگوید: «و در حق فرشتگان میگوید که فرشتگان خود را بادها میگرداند و خادمان خود را شعلۀ آتش.» واژۀ «خادمان» در زبان یونانی leitourgos «لیتورگوس» میباشد که به معنی «نیایش» است. این خدمت کهانت خدمت پرستش و نیایش است. این کار فرشتگان در حضور خدا است. به گفتۀ این آیه، فرشتگان مثل باد هستند. به نظرم، منظور سرعت فرشتگان است. به گفتۀ این آیه، فرشتگان مثل آتش هستند که منظور شدت خدمت آنها و تب و تاب آنها است. این فرشتگان هر کاری که در این خدمت کهانت انجام میدهند، در حضور خدا، مثل باد و آتش هستند. آنها در پیشگاه خدا مثل کاهنان خدمت میکنند.
البته این را هم اضافه بکنیم که من همۀ معنا و مفهوم عبرانیان ۱:۷ را نمیدانم. من این موارد را با توجه به معنا و مفهوم این آیه در زبان اصلی توضیح میدهم. بنابراین، فرشتگان خدمت کهانت را تقدیم خدا میکنند. این آیه فرشتگان را خادمان مینامد. این یک واژۀ خاص با معنی منحصر به فرد میباشد که توصیفگر وظیفۀ کاهنان است. فرشتگان از آن نظر کاهن میباشند که در پیشگاه تخت خدا او را میپرستند.
حالا به دومین خدمت فرشتگان میرسیم. علاوه بر اینکه آنها مثل کاهنان در حضور خدا خدمت میکنند، آنها شخصاً قاصد و پیامرسان خدا میباشند. واژۀ «پیامرسان» در زبان یونانی angelos «آنگِلوس» میباشد. در زبان عبری، واژۀ فرشته، که به معنی «پیامرسان» میباشد، «مالاخ» نام دارد. عهدعتیق فرشته یا پیامرسان را «مالاخ» مینامد. از اینرو، فرشتگان، در اصل، قاصد یا پیامرسان هستند. آنها قاصدان آسمانی میباشند. برای نمونه، به مزمور ۱۰۳:۲۰ توجه بکنید: «خداوند را متبارک خوانید، ای فرشتگان او که در قوت زورآورید و کلام او را بهجا میآورید و آواز کلام او را گوش میگیرید.»
فرشتگان بسیار قوی هستند. یکی از مشخصههای اصلی آنها این است که مخلوقات مطیع میباشند. فرشتگان کلام خدا را بهجای میآورند. در واقع، چنین به نظر میرسد که آنها گوش به فرمان و آماده به خدمت ایستادند و منتظر دستور هستند. از قرار معلوم، آماده به خدمت، منتظرند تا خدا فرمان خاصی بدهد و آنها را به مأموریت بفرستد. انجیل لوقا ۱:۱۹ میگوید: «فرشته در جواب وی گفت: من جبرییل هستم که در حضور خدا میایستم.» آیا میدانید این کلام جبرییل به چه معنی است؟ یعنی جبرییل در حضور خدا میایستد و منتظر میماند تا دستور بگیرد و برای مأموریت خاص اعزام بشود. این چقدر زیبا است! البته که در انجیل لوقا فصل ۱ جبرییل برای یوسف و مریم پیغام میآورد و خبر میدهد خدا در جسم انسان به دنیا میآید.
بله، فرشتگان پیامرسانان هستند. در کوه سینا، زمانی که خدا شریعت را عطا میکند، خدا نازل میشود و با انگشت خودش شریعت را بر لوح سنگی مینویسد. انگشت خدا ده فرمان را بر لوح سنگی نقش انداخت. به گفتۀ رسالۀ غلاطیان ۳:۱۹: «پس شریعت چیست؟» البته الان قرار نیست به این موضوع بپردازیم. اما فقط به همین یک نکته توجه بکنید: «برای تقصیرها بر آن افزوده شد تا هنگام آمدن آن نسلی که وعده بدو داده شد و به وسیلۀ فرشتگان، به دست واسطه، مرتب گردید.»
الان شما میپرسید: «منظور چیست که به وسیلۀ فرشتگان مرتب گردید؟ فرشتگان در عطای شریعت چه نقشی داشتند؟» بسیار خوب، یک قدم پیش برویم و به کتاب اعمال رسولان فصل ۷ آیۀ ۳۸ نگاه بکنیم تا رابطۀ فرشتگان را با عطای شریعت در کوه سینا متوجه بشویم. این آیه در اشاره به موسی میگوید: «همین است آن که در جماعت در صحرا با آن فرشتهای که در کوه سینا بدو سخن میگفت.» همینجا این را بگوییم که واژۀ «جماعت» میتواند «جمع خواندهشدگان» ترجمه بشود. واژۀ «خواندهشدگان» در زبان یونانی ekklesia «اِکلِسیا» میباشد که در واقع ریشۀ واژۀ «کلیسا» است.
به هر حال، در این آیۀ یادشده در اعمال رسولان، کتابمقدس از یک موقعیت یا یک رویداد خبر میدهد تا بدانیم فرشتگان در کوه سینا حضور داشتند. آیۀ ۵۲ دربارۀ انبیا صحبت میکند و آیۀ ۵۳ میگوید: «که به توسط فرشتگان شریعت را یافته.»
حالا به رسالۀ عبرانیان ۲:۲ نگاه بکنیم تا دوباره همین حقیقت را ببینیم. «زیرا، هرگاه کلامی که به وساطت فرشتگان گفته شد برقرار گردید، به قِسمی که هر خطا و نااطاعتی را جزای عادل میرسید، پس ما چگونه رستگار گردیم اگر از چنین نجاتی عظیم غافل باشیم؟» به گفتۀ این آیه، کلامی که به وساطت فرشتگان گفته شد برقرار گردید. منظور از کلام شریعت میباشد. به عبارتی، اگر نااطاعتی از شریعت بها دارد، چطور میتوانید خودتان را از بهای نااطاعتی از انجیل خلاص بکنید؟
بنابراین، به گفتۀ کتابمقدس، دستکم، چهار یا پنج بار به این واقعیت اشاره میشود که هنگام عطای شریعت فرشتگان حضور داشتند و نقش مخصوص خودشان را داشتند. در کتاب خروج فصل ۳۱ آیۀ ۱۸، خدا با انگشت خودش شریعت را مینویسد و فرشتگان شریعت را به موسی منتقل میکنند. این یکی از دلایلی است که یهودیان برای فرشتگان احترام فراوان قائل هستند، چون فرشتگان در عطای شریعت نقش داشتند. آنها قاصد و پیامرسان بودند. گاه، خدا پیغام خودش را از زبان فرشتگان اعلام میکرد و در مواردی فرشتگان را همراه یک تکه سنگ، که حاوی پیغام از طرف خدا بود، نزد قومش میفرستاد. در هر دو حالت، فرشتگان نقش داشتند.
بار اول که موسی به کوه سینا میرود، عصبانی میشود و لوح سنگی را میشکند. برای همین، باید دوباره به حضور خدا میرفت و خدا باید شریعت را دوباره روی لوح سنگی مینوشت. مثل بار اول، بار دوم نیز شریعت به وسیلۀ فرشتگان به دست موسی رسید.
پس تا اینجا بررسی کردیم که فرشتگان مثل کاهنان به خدا خدمت میکنند و در واقع قاصدان خدا هستند. حالا به سومین خدمت فرشتگان میرسیم که خدمت بسیار جالبی است. در سلطنت خدا بر زمین، فرشتگان پیشکار و کارگزار او هستند. خدا قصد میکند کارهایی را در قلمروی فرمانروایی خودش انجام بدهد، فرشتگان مسوول اجرای آن کارها هستند. برای نمونه، فرشتگان شرارت را در دنیا مهار میکنند. ما همیشه روحالقدس را مسوول مهار شرارت در دنیا میدانیم که البته درست است. روحالقدس شرارت را در دنیا مهار میکند. اما فرشتگان نیز انسانها را مهار میکنند. منظورم این است که فرشتگان به معنای واقعی کلمه جلوی مردم را میگیرند تا شرارت نکنند. روحالقدس انسانها را از درون و باطن مهار میکند، در حالی که یک فرشته به قول معروف ترمز را میکشد و انسانها را از شرارت بازمیدارد.
شما میپرسید: «این را از کجا میدانی؟» بسیار خوب، در کتاب پیدایش فصل ۱۸، فرشتگان با ابراهیم ملاقات میکنند و در فصل ۱۹ به شهر سدوم میروند. آیۀ ۱ میگوید: «وقت عصر، آن دو فرشته وارد سدوم شدند و لوط به دروازۀ سدوم نشسته بود.» میدانیم که سدوم شهر جالبی نبود و شهر همجنسگرایان بود. مردان شهر آن فرشتگان زیبا را میبینند و میگویند: «برویم سراغ آنها.» اما آن فرشتگان میگویند: «خیر، چنین اتفاقی نخواهد افتاد.» آیۀ ۱۰: «آن دو مرد دست خود را پیش آورده، لوط را نزد خود به خانه درآوردند و در را بستند. اما آن اشخاصی را که به در خانه بودند، از خُرد و بزرگ، به کوری مبتلا کردند که از جستن در خویشتن را خسته ساختند.» اینجا شاهد چه اتفاقی هستیم؟ فرشتگان جلوی شرارت آن مردان را میگیرند. فرشتگان بر آن مردان غلبه میکنند و آنها را کور میکنند. ما نمیدانیم چطور فرشتگان این کار را میکنند، اما چه بسا تماس انگشت فرشتگان برای کوری آنها کافی بود. ما نمیدانیم کوری آن مردان موقت بود یا همیشگی، اما، به هر حال، این کار فرشتگان بود. اینجا میبینیم که فرشتگان به شکل علنی جلوی شرارت را میگیرند.
دومین کار فرشتگان در دولت خدا روی زمین این است که فرشتگان عناصر و نیروهای طبیعت را کنترل میکنند. به گفتۀ کتاب مکاشفه فصل ۷ آیۀ ۲: «و فرشتۀ دیگری دیدم که از مطلع آفتاب بالا میآید و مُهر خدای زنده را دارد و به آن چهار فرشتهای که بدیشان داده شد که زمین و دریا را ضرر رسانند، به آواز بلند، ندا کرده، میگوید: هیچ ضرری به زمین و دریا و درختان مرسانید تا بندگان خدای خود را بر پیشانی ایشان مُهر زنیم.» اینجا، این فرشتگان آماده میشوند تا بلاهای نامبرده در کتاب مکاشفه را بر دنیا نازل بکنند. آنها بر عناصر و نیروهای طبیعت کنترل دارند. فرشتگان قرار است دریا را به خون تبدیل بکنند، گلها و گیاهان را نابود بکنند، آسمان را به هم بریزند تا ستارگان روی سیارۀ زمین بیفتند. پس فرشتگان بر عناصر طبیعت کنترل دارند. آنها میتوانند کاری بکنند که تگرگهای بزرگ و عظیم از آسمان ببارد.
وقتی به مکاشفه فصل ۸ و ۹ میرسیم، فرشتهای را میبینیم که شیپور مینوازد. آیۀ ۷: «چون فرشته بنواخت، تگرگ و آتش با خون آمیخته شد.» آیۀ ۸: «فرشتۀ دوم بنواخت که ناگاه مثال کوهی بزرگ به آتش افروخته شده، به دریا افکنده شد.» گویا این توصیف یک نوع شهابسنگ است. آیۀ ۱۰: «چون فرشتۀ سوم نواخت، ستارهای عظیم از آسمان فرود آمد.» در نتیجۀ این اقدام فرشته، چشمههای آب آلوده میشوند. آیۀ ۱۲: «فرشتۀ چهارم بنواخت و به یکسوم آفتاب و یکسوم ماه و یکسوم ستارگان صدمه رسید.»
پس، به خاطر قدرت فرشتگان بر عناصر طبیعت، این اتفاقهای هولناک روی میدهند که داوری خدا بر دنیا است. مکاشفه فصل ۱۶: فرشتۀ دوم «دومین پیالۀ خود را به دریا ریخت که آن به خون، مثل خون مرده، مبدّل گشت و هر نَفْس زنده از چیزهایی که در دریا بود بمرد و [فرشته] سومین پیالۀ خود را در نهرها و چشمههای آب ریخت و خون شد.» آیۀ ۸: «چهارمین [فرشته] پیالۀ خود را بر آفتاب ریخت و به آن داده شد که مردم را به آتش بسوزاند.» آیۀ ۱۰: «پنجمین [فرشته] پیالۀ خود را بر تخت وحش ریخت و مملکت او تاریک گشت و زبانهای خود را از درد میگزیدند و به خدای آسمان به سبب دردها و دُملهای خود کفر میگفتند و از اعمال خود توبه نکردند.» سپس ششمین فرشته پیالۀ خودش را بر رود فرات میریزد و آب آن خشک میشود.
در همۀ این رویدادها، شاهد هستید که فرشتگان با اجازۀ خدا بر عناصر طبیعت کنترل دارند. در آن دوران معروف به دوران مصیبت عظیم، در آخر زمان، با قدرتی که خدا به فرشتگان میدهد، هولناکترین اتفاقها در جهان روی خواهد داد. بنابراین، فرشتگان شرارت را مهار میکنند و با اجازۀ خدا و در ارادۀ خدا بر عناصر طبیعت کنترل خواهند داشت.
علاوه بر همۀ اینها، فرشتگان، که پیشکار خدا در ادارۀ دنیا هستند، امتها و ملتها را کنترل میکنند. در کشور ما، مثل همۀ کشورهای دنیا، در پشت صحنه، جنگ و کشمکش روحانی وجود دارد. دیوها و ارواح پلید تقلا میکنند اختیار کشور ما و جامعۀ ما را به دست بگیرند. دیوها و ارواح پلید تقلا میکنند اهداف خدا را در تاریخ در اختیار بگیرند. برای همین، فرشتگان مقدس با این مخالفت و ضدیت دیوها در نبرد میباشند. خدا فرشتگان مقدس را پشت صحنۀ دولتها و حکومتهای دنیا قرار داده است. برای اینکه این موضوع را بهتر متوجه بشوید، کتاب دانیال فصل ۴ را بخوانید که نقطۀ شروع مناسبی است. دانیال فصل ۴ آیۀ ۱۳: «در رویاهای سَرم، در بسترم نظر کردم و اینک پاسبانی [یا دیدهبان] و مقدسی از آسمان نازل شد.» همینجا این را بگوییم که یکی از لقبهای فرشتگان «دیدهبان» میباشد. فرشتگان دیدهبانی میکنند. آیۀ ۱۷: «این امر از فرمان دیدهبانان شده و این حکم از کلام مقدسان گردیده است تا زندگان بدانند که حضرت متعال بر ممالک آدمیان حکمرانی میکند و آن را به هر که میخواهد میدهد و پستترین مردمان را بر آن نصب مینماید.»
بنابراین، وقتی کنترل همهچیز دست خدا است، حتی بدترین اشخاص در دولتها و حکومتها به مقام میرسند، چون خدا اجازه میدهد. در این مسیر، فرشتگان بر این دولتها دیدهبانی میکنند و طرح و برنامۀ خدا را پیش میبرند. فرشتگان مقدس مشغول به کارند تا تدبیر خدا را در تاریخ آشکار بکنند. ما میدانیم که دیوها و ارواح پلید همهجا فعالیت دارند، فرشتگان مقدس خدا نیز همهجا فعالیت دارند.
دوباره خدمت فرشتگان به خدا را مرور بکنیم. مورد اول خدمت کهانت فرشتگان است، به این معنی که فرشتگان خدا را میپرستند. مورد دوم این است که فرشتگان قاصد و پیامرسان خدا هستند و خدا را به این شکل خدمت میکنند. مورد سوم این است که فرشتگان در پیشبرد ارادۀ خدا در جهان و در ادارۀ دنیا پیشکار و کارگزار خدا میباشند. این هم ناگفته نماند که علاوه بر این دو خدمت فرشتگان، یعنی پرستش و خدمت به او، داوری جهان هم شامل خدمت فرشتگان است، یعنی فرشتگان در داوری دنیا نقش دارند. تا چند دقیقۀ دیگر، به این موضوع میپردازیم.
اما، حالا، به دومین دستهبندی خدمت فرشتگان میرسیم. فرشتگان فقط به خدا خدمت نمیکنند، آنها به مسیح نیز خدمت میکنند. خدمت فرشتگان به عیسی مسیح یکی از زیباترین و بامعنیترین موضوعاتی است که میتوانید دربارۀ آن مطالعه بکنید. چگونه فرشتگان به مسیح خدمت کردند؟ این موضوع حقایق خیلی زیادی را دربارۀ فرشتگان برای خود من روشن میکند.
اولین خدمت فرشتگان به مسیح هنگام تولد او است. البته این را هم بگوییم که فرشتگان تقریباً در هر کاری که عیسی مسیح انجام داد نقش داشتند. واقعیت این است که عیسی مسیح فرشتۀ خداوند و فرماندۀ لشکرهای فرشتگان بود. در واقع، او خودش میفرماید: «اگر بخواهم، میتوانم فوجفوج فرشتگان را فرا بخوانم.» اما چرا؟ چون او فرماندۀ آنها بود. دوازده فوج از فرشتگان مثل یک قطره درون یک سطل است. اگر یک فرشته میتواند صد و هشتاد و پنج هزار تن از آشوریان را هلاک بکند، پس ببینید دوازده فوج از فرشتگان چه خواهند کرد! فرشتگان مشغول توجه و رسیدگی به مسیح بودند. مسیح فرشتۀ خداوند بود. او میان فرشتگان خدمت کرده بود.
پس دوباره به اولین خدمت فرشتگان بازگردیم که هنگام تولد مسیح بود. در انجیل لوقا فصل ۱، دربارۀ آمدن خداوند عیسی مسیح چنین میخوانید: «در ماه ششم، جبرییل فرشته از جانب خدا به شهری از جلیل، که ناصره نام داشت، فرستاده شد.» خدا جبرییل را که حاضر به خدمت و گوش به فرمان خدا ایستاده است از آسمان به زمین میفرستد. جبرییل، تند و سریع، نزد مریم باکره میآید. «پس فرشته نزد او داخل شده، گفت: سلام بر تو ای نعمترسیده، خداوند با تو است و تو در میان زنان مبارک هستی. چون او را دید، از سخن او مضطرب شده، متفکر شد که این چه نوع تحیّت است.» مریم نمیتواند بفهمد چه خبر است. مریم میپرسد: «این دیگر چه نوع معرفی و آشنا شدنی است؟ یعنی چه که میگویی سلام مریم، تو مورد لطف قرار گرفتی و در میان زنان مبارک هستی؟!» «فرشته بدو گفت: ای مریم، ترسان مباش، زیرا که نزد خدا نعمت یافتهای.»
بنابراین، اولین کار فرشتگان در زمان تولد مسیح این است که تولد او را پیشگویی میکنند. فرشتگان وسیلهاند تا تدبیر خدا را برای نجات آدمیان مکشوف بکنند. فرشتگان اولین کسانی هستند که به مریم و یوسف خبر میدهند آن کودک در راه است و خدا به دنیا قدم میگذارد. فرشتگان این حقیقت را پیشگویی میکنند.
حالا، در خصوص تولد مسیح، به دومین کار فرشتگان میرسیم. آنها تولد مسیح را اعلام میکنند، تولد مسیح را با ذوق و شوق بسیار مژده میدهند. این خبر را انجیل لوقا فصل ۲ اعلام میکند که من هم چقدر آن را دوست دارم. «در آن نواحی، شبانان در صحرا به سر میبردند.» توجه داشته باشید که شبانان مردم ساده و معمولی بودند. آنها به عمرشان چنین صحنهای ندیده بودند که لشکر فرشتگان در صحرا ظاهر بشود. فقط گوسفندان همدم شبانان بودند و چشم شبانان تنها چیزی که دیده بود گوسفندان اطرافشان بود. شبانان هنگام شب مراقب گوسفندان هستند که ناگهان یک فرشتۀ خداوند به آنها ظاهر میشود. حواستان باشد که او فرشتۀ خداوند نیست، بلکه یک فرشتۀ خداوند است. در واقع، ترجمۀ مناسب این است: «یک فرشتۀ خداوند بر ایشان ظاهر شد و کبریایی خداوند بر گرد ایشان تابید و به غایت ترسان گشتند.» واضح است که این صحنه برای شبانان عادی نیست. ادامۀ آیه میگوید: «فرشته ایشان را گفت: مترسید.» اما چرا فرشتگان همیشه میگویند: «نترسید»؟ چون دیدن یک فرشته همیشه ترسناک است. ظاهر شدن فرشتگان یک اتفاق چشمگیر و قابل توجه است.
حالا به ادامۀ آیه دقت بکنید: «مترسید، زیرا اینک بشارت خوشی عظیم به شما [و به ما] میدهم.» سپس فرشته مژده میدهد: «که امروز برای شما در شهر داوود نجاتدهندهای، که مسیح خداوند باشد، متولد شد.» آیۀ ۱۳: «در همان حال، فوجی از لشکر آسمانی با فرشته حاضر شده، خدا را تسبیحکنان میگفتند: خدا را در عرش اعلا جلال و بر زمین سلامتی و در میان مردم رضامندی باد.» در این لحظه، کل آسمان پُر از فرشتگان پرجلال است. آن شبانان در جای خودشان ایستادند و به فرشتگان خیره شدند. عجب صحنۀ شگفتآوری!
بنابراین، فرشتگان، علاوه بر اینکه تولد مسیح را پیشگویی میکنند، هنگام تولد او حضور داشتند.
دومین مورد این است که زمانی که عیسی مسیح روی کرۀ زمین زندگی کرد، فرشتگان کنار او حضور داشتند. آیا تا به حال زندگی عیسی مسیح را مطالعه کردید تا ببینید طی دورانی که مسیح در این دنیا حضور داشت، فرشتگان در زندگی او چه نقشی داشتند؟ فرشتگان، سخت، مشغول توجه و رسیدگی به مسیح بودند. به نظرم، خدا یکی از زیباترین صفتهای خودش را زمانی آشکار میکند که فرشتگان را به زمین میفرستد تا به مسیح خدمت بکنند. با فرستادن فرشتگان، خدا مهربانی خودش را به عیسی مسیح ابراز میکند و نشان میدهد تا چه اندازه فکر او است! این حقیقت به ما هم اطمینان میبخشد و ما را هم خاطرجمع میکند که خدا برای مراقبت از ما نیز فرشتگان را میفرستد، چون خدا ما را در مسیح میبیند. به خاطر مسیح، خدا ما را مهم به حساب میآورد. خدا مسیح را در ما میبیند.
دوباره به خدمت فرشتگان به مسیح بازگردیم که از همان لحظۀ تولد مسیح به او خدمت کردند. انجیل متی ۲:۱۹ میگوید: «چون هیرودیس وفات یافت، ناگاه، [یک] فرشتۀ خداوند در مصر به یوسف در خواب ظاهر شده، گفت: برخیز و طفل و مادرش را برداشته، به زمین اسراییل روانه شو، زیرا آنانی که قصد جان طفل داشتند فوت شدند.» یعنی: «وقت رفتن است. دیگر لزومی ندارد بترسی.»
در انجیل متی فصل ۲ آیۀ ۱۳، یکی از فرشتگان خداوند در خواب به یوسف ظاهر میشود و به او میگوید: «نوزاد را بردار و به مصر برو، چون هیرودیس قصد جان او را دارد.» پس فرشتگان به یوسف و مریم هشدار میدهند از آنجا بروند. اما فرشته دوباره بازمیگردد و به یوسف میگوید وقت بازگشت به اسراییل است. بنابراین، فرشتگان در مراقبت و محافظت از عیسی در زندگی زمینی او نقش دارند.
من انجیل متی ۴:۶ را خیلی دوست دارم که دربارۀ وعدۀ خدا است. البته این حرف از زبان شیطان است. در واقع، شیطان از کلام خدا نقلقول میکند، اما، به هر حال، حقیقت کلام خدا را به زبان میآورد. این آیه میگوید: «فرشتگان خود را دربارۀ تو فرمان دهد تا تو را به دستهای خود برگیرند، مبادا پایت به سنگی خورد.» در واقع، شیطان به مسیح میگوید: «میتوانی خودت را از بالای معبد به زیر بیندازی، چون این وعدۀ عالی را داری که فرشتگان مراقب تو هستند.» شیطان درست میگفت. البته او فقط زمانی که به نفعش است و میخواهد به هدفش برسد خیلی خوب میداند چطور حقیقت را به زبان بیاورد.
حالا به متی ۴:۱۱ توجه بکنید. پس از چهل روز، زمانی که شیطان مسیح را وسوسه میکند، آیۀ ۱۱ میگوید: «ابلیس او را رها کرد و اینک فرشتگان آمده، او را پرستاری مینمودند.» پس از چهل روز که مسیح روزه میگیرد، فرشتگان نزد او میآیند. شما میپرسید: «فرشتگان آنجا آمدند و چکار کردند؟» من نمیدانم دقیقاً چکار کردند، ولی تصور میکنم آنها برای مسیح ضیافت ترتیب دادند. به نظرم، آنها با خوراک و آذوقه از راه رسیدند و برای تسلی مسیح و رسیدگی به نیازهای او هر کاری لازم بود انجام دادند و مسیح را خدمت کردند.
حالا به انجیل لوقا ۲۲:۴۳ نگاه بکنیم. اینجا، در پایان زندگی عیسی، در باغ جتسیمانی، او در رنج و محنت است و میگوید: «ای پدر، اگر بخواهی این پیاله را از من بگردان، اما نه به خواهش من بلکه به ارادۀ تو. و فرشتهای از آسمان بر او ظاهر شده، او را تقویت مینمود.» این خیلی زیبا است که خدمت فرشتگان به عیسی مسیح را در عمل میبینیم. راستش را بخواهید، زمانهایی در زندگی خودم پیش آمده که به خدا گفتم: «ای خداوند، به نظرم، الان از آن وقتها است که لازم است یکی از فرشتگانت کنارم بیاید و مرا دستگیری بکند.» بله، احتمالاً زمانهایی در زندگیام بوده که فرشتگان مرا تقویت کردند.
بنابراین، شاهد هستید که فرشتگان هنگام تولد عیسی و در طول زندگی او حضور دارند. این را هم خیلی دوست دارم که فرشتگان زمان رستاخیز مسیح حضور دارند. آیا در لابهلای گفتههایم به یک نکتۀ جالب توجه کردید؟ آیا غیبت فرشتگان را هنگام مصلوب شدن مسیح متوجه شدید؟ زمان مصلوب شدن مسیح دقیقاً همان زمانی است که او میتواند فرشتگان را فرا بخواند، ولی مسیح آنها را فرا نمیخواند. آیا از این خوشحال نیستید که مسیح فرشتگان را فرا نخواند؟ آیا میدانید چه اتفاقی میافتاد اگر مسیح دوازده فوج از فرشتگان را در باغ جتسیمانی فرا میخواند؟ آن فرشتگان همه را با خاک یکسان میکردند؟ در این صورت، من و شما دیگر اینجا نبودیم. در واقع، تا ابد در جهنم به سر میبردیم. خدا را شکر که فرشتگان آن روز مرخصی رفتند!
حالا ببینیم فرشتگان پس از رستاخیز مسیح چه کردند؟ آنها رستاخیز مسیح را اعلام کردند. متی ۲۸:۱: «بعد از سبّت، هنگام فجر، روز اول هفته، مریم مجدلیه و مریم دیگر به جهت دیدن قبر آمدند که ناگاه زلزلهای عظیم حادث شد.» آیا میدانید چرا زمین لرزید؟ «از آنرو که [یک] فرشتۀ خداوند از آسمان نزول کرده، آمد و سنگ را از در قبر غلطانیده، بر آن بنشست.» برای همین، زمین لرزید. بله، فرشتگان گاه باعث زمینلرزه میشوند. «و صورت او مثل برق و لباسش چون برف سفید بود و از ترس او کشیکچیان به لرزه درآمده، مثل مرده گردیدند.» آنها، از شدت ترس، از حال رفتند. «اما فرشته به زنان متوجه شده، گفت: شما ترسان مباشید!» گویا فرشتگان باید تقریباً خودشان را هر بار با این جمله معرفی بکنند: «نترسید. دوباره ما آمدیم. همهچیز تحت کنترل است!» این آیه را خیلی دوست دارم که فرشته به زنان میگوید: «در اینجا نیست. او برخاسته است. بیایید جایی که خداوند خفته بود ملاحظه کنید.»
پس حالا میدانید فرشتگان پس از رستاخیز مسیح چه کردند. آنها رستاخیز او را اعلام کردند. فرشتگان جارچیان خیلی خوبی هستند. آنها حامل یک پیغام بودند و آن را منتقل کردند. در واقع، به گفتۀ انجیل لوقا فصل ۲۴، دو مرد در لباس درخشنده داخل قبر مسیح بودند. آنها در قبر خالی حضور داشتند. فرشتگان رستاخیز مسیح را اعلام کردند.
دوباره به پای صلیب مسیح بازگردیم و به یاد میآوریم که فرشتگان آنجا نبودند. واقعیت این است که فرشتگان نمیتوانند معنی نجات و رستگاری را شخصاً درک بکنند، چون طعم نجات را مزه نکردند. فرشتگان مقدس نیازی به نجات و رستگاری ندارند، آنها مقدسند. از طرف دیگر، فرشتگان سقوطکرده امکان نجات و رستگاری ندارند، آنها قبلاً پاک و مقدس بودند، اما پاکی و قدوسیت خودشان را از دست دادند. از اینرو، فرشتگان نجات را درک نمیکنند. اما، به نظرم، جالب است که در کتاب مکاشفه فرشتگان سرود نجات میخوانند، چون، با اینکه نجات و رستگاری را درک نمیکنند، میتوانند خدا را به خاطر این نجات و رستگاری حمد و سپاس بگویند. ما، یک عمر، خدا را میپرستیم و میستاییم، چرا فرشتگان این کار را نکنند؟ آیا متوجه هستید خیلی وقتها ما خدا را به خاطر اموری ستایش میکنیم که از آنها سر در نمیآوریم، در حالی که فرشتگان آن امور را درک میکنند. پس حالا فرشتگان هم برای اموری خدا را ستایش میکنند که خودشان از آن سر در نمیآورند، در حالی که ما آن را درک میکنیم.
بله، فرشتگان مشتاقند دربارۀ صلیب معلومات داشته باشند. به گفتۀ رسالۀ اول پطرس فصل ۱ آیۀ ۱۲: «بدیشان مکشوف شد که نه به خود بلکه به ما خدمت میکردند، در آن اموری که شما اکنون از آنها خبر یافتهاید، از کسانی که به روحالقدس که از آسمان فرستاده شده است بشارت دادهاند و فرشتگان نیز مشتاق هستند که در آنها نظر کنند.» فرشتگان مشتاقند به انجیل نظر بکنند تا آن را بهتر درک بکنند. در کتاب مکاشفه فصل ۵، فرشتگان به ما ملحق میشوند و با ما سرود میخوانند که «مستحق است برّه.» هرچند فرشتگان طعم نجات را نمیچشند، خدا را برای آن ستایش میکنند.
حالا به آخرین مورد خدمت فرشتگان به مسیح میپردازیم. فرشتگان هنگام بازگشت مسیح حضور دارند. یک پژوهشگر کتابمقدس خیلی لازم نیست به خودش زحمت بدهد تا این حقیقت را کشف بکند. به کتاب اعمال رسولان فصل ۱ آیۀ ۱۱ نگاه بکنید. در اینجا، عیسی مسیح به آسمان صعود کرده و شاگردان او بالای کوه ایستادند و به آسمان نگاه میکنند. آیۀ ۱۰: «دو مرد سفیدپوش نزد ایشان ایستادند.» ما میدانیم این دو مرد کیستند، آنها فرشتهاند. آن فرشتگان در آیۀ ۱۱ میگویند: «ای مردان جلیلی، چرا ایستاده، به سوی آسمان نگاه میکنید؟ همین عیسی، که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد، به همین طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید.» آنها بازگشت مسیح را پیشگویی میکنند. بله، فرشتگان بازگشت مسیح را پیشگویی میکنند.
الان لازم است نکتهای را به شما بگویم. علاوه بر اینکه فرشتگان بازگشت مسیح را پیشگویی میکنند، خودشان نیز همراه مسیح به زمین بازمیگردند. انجیل متی ۲۵:۳۱: «چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکۀ مقدس خویش آید.» پس فرشتگان فقط بازگشت مسیح را پیشگویی نمیکنند، بلکه خودشان در بازگشت او دنبال او خواهند آمد و شرکت میکنند. رسالۀ یهودا آیۀ ۱۴ از بازگشت مسیح همراه با فرشتگان خبر میدهد.
بنابراین، فرشتگان زمان تولد مسیح حضور دارند، زمان وسوسۀ مسیح حضور دارند، در سراسر زندگی مسیح حضور دارند. فرشتگان زمان مرگ مسیح در دسترس بودند، اما مسیح آنها را فرا نخواند. فرشتگان زمان رستاخیز مسیح حضور دارند، زمان صعود مسیح حضور دارند و بازگشت او را نوید میدهند. در حال حاضر، فرشتگان مسیح را پرستش میکنند و زمانی که عیسی مسیح بازمیگردد، فرشتگان همراه او خواهند بود.
دوستان، فرشتگان مقدس مخلوقات مهمی هستند. آنها به خدا و به عیسی مسیح خدمت میکنند.
حالا به سومین خدمت فرشتگان میرسیم که خدمت به ایمانداران است. شما میپرسید: «آقای مکآرتور، فرشتگان چگونه به ایمانداران خدمت میکنند؟» پاسخ شما این است که آنها به روشهای فراوان به ایمانداران خدمت میکنند. رسالۀ عبرانیان ۱:۱۴ در توصیف فرشتگان میگوید: «که برای خدمت آنانی که وارث نجات خواهند شد فرستاده میشوند.» بله، ما وارث نجات هستیم و فرشتگان برای خدمت ما فرستاده میشوند.
حقیقت جالبی را به شما بگویم. آیا میدانید فرشتگان شما را دوست دارند؟ شما میپرسید: «منظورت چیست؟ از کجا میدانی که آنها ما را دوست دارند؟» بسیار خوب، میتوانیم حقیقت کتاب دانیال فصل ۱۰ آیۀ ۱۱ را به خودمان نسبت بدهیم. در این آیه، فرشتگان به دانیال میگویند: «ای دانیال، مرد بسیار محبوب!» آن فرشته دانیال را دوست دارد، چون خدا دانیال را دوست دارد. اگر فرضمان این باشد که فرشتگان آنچه خدا دوست دارد دوست دارند، پس فرشتگان ما را دوست دارند. از اینرو، خدمت آنها به ما از روی محبت و علاقه و با میل و رغبت است. فرشتگان به ایمانداران که دوستدار آنها هستند خدمت میکنند. این واقعیت چقدر هیجانانگیز و باعث خوشحالی است که میدانیم روحالقدس در ما است و به نیازهای روحانی ما رسیدگی میکند و فرشتگان کنار ما هستند و مراقب نیازهای جسمانی ما میباشند!
حالا سراغ این موضوع برویم که چگونه فرشتگان به ایمانداران خدمت میکنند. من چند مورد را توضیح میدهم. اولین خدمت فرشتگان به ایمانداران این است که چشم آنها به ما است. واقعاً باید جالب باشد که فرشتگان همیشه و همهوقت حواسشان به ما است و چشم از ما برنمیدارند! گمان نمیکنم ما لحظهای از چشم هشیار و مراقب فرشتگان دور بشویم. رسالۀ اول قرنتیان ۴:۹ میگوید: «زیرا گمان میبرم که خدا ما رسولان را آخر همه عرضه داشت، مثل آنانی که فتوای مرگ بر ایشان شده است، زیرا که جهان و فرشتگان و مردم را تماشاگاه شدهایم.» پولس میگوید: «ما، رسولان، تماشاگاه فرشتگان هستیم.» بله، فرشتگان نظارهگر رسولان مسیح بودند.
الان شما میپرسید: «از کجا میدانی فرشتگان نظارهگر کل کلیسا میباشند؟ از کجا میدانی چشم فرشتگان بر همۀ ایمانداران است؟» بسیار خوب، به رسالۀ افسسیان ۳:۱۰ توجه بکنید: «تا آنکه اکنون بر ارباب ریاستها و قدرتها، در جایهای آسمانی، حکمت گوناگون خدا به وسیلۀ کلیسا معلوم شود.» در اینجا، «ریاستها و قدرتها» لقب فرشتگان میباشد. فرشتگان نظارهگر ما هستند تا حکمت خدا را مشاهده بکنند. فرشتگان به زمین نگاه میکنند و میگویند: «ببینید خدا در زندگی این شخص چه کرده! خدا حکیم است. واقعاً که خدا چقدر حکیم است!» فرشتگان این را میبینند و خدا را ستایش میکنند. آنها به ما مینگرند تا جلوۀ حکمت خدا را ببینند و خدا را بپرستند و نام خدا را حمد و ستایش بکنند. فرشتگان نظارهگر رسولان مسیح بودند و نظارهگر کلیسا میباشند.
آیا میدانید فرشتگان نظارهگر چه اشخاص دیگری هستند؟ فرشتگان به طور مخصوص نظارهگر زنان هستند. آیا این را میدانستید؟ شما میپرسید: «چطور؟ چگونه؟» بسیار خوب، پاسخ این سوال خیلی جالب است. در این مورد آیهای وجود دارد که به نظرم دلتان نمیخواهد چنین آیهای اصلاً وجود میداشت! رسالۀ اول قرنتیان ۱۱:۳ میگوید: «میخواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است و سر زن مرد و سر مسیح خدا.» موضوع این فصل دربارۀ مطیع بودن و تسلیم بودن است. حالا به آیۀ ۱۰ توجه بکنید که خیلی جالب است: «از این جهت، زن میباید عزتی [یعنی اقتداری] بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان.»
اما منظور چیست؟ منظور این است که فرشتگان نظارهگر زنان میباشند. ما تا چند هفتۀ دیگر مطالعه و بررسی این فصل از رسالۀ اول قرنتیان را شروع میکنیم. البته دعا میکنم که تا آن زمان کلیسا ربوده بشود و اینجا نباشیم که این فصل دشوار را موعظه بکنیم!
در اصل، پولس میگوید زنان باید مطیع باشند. منظور این است که زن باید مطیع شوهر خودش باشد، چون فرشتگان حواسشان به زنان است و نظارهگر آنها هستند. شما میپرسید: «اگر فرشتگان نظارهگرند، حواسشان به چه چیزی است و مراقب چه چیزی هستند؟» پاسخ شما این است که فرشتگان مراقبند که ببینند آیا شما مطیع شوهرتان هستید یا نه! شما میپرسید: «اگر مطیع نباشیم چه میشود؟» بسیار خوب، در این صورت، خداوند به فرشتگان پیغام میدهد که به گوش شما برسانند. شما میپرسید: «فرشتگان به چه صورت به من پیغام میدهند؟» جوابش را از من نپرسید، جوابش را نمیدانم!
همینجا، برای اینکه حال شما خانمها کمی بهتر بشود، این را هم بگوییم که آیا میدانید، علاوه بر خانمها، فرشتگان، به طور خاص، نظارهگر چه اشخاص دیگری هستند؟ فرشتگان از واعظان چشم برنمیدارند. آنها حواسشان به من است و البته خیلی وقتها اشکالی هم ندارد که حواسشان به من باشد.
در رسالۀ اول تیموتائوس ۵:۲۱، پولس به تیموتائوس، که واعظ کلام خدا است، میگوید: «در حضور خدا و مسیح عیسی و فرشتگان برگزیده، تو را قسم میدهم که این امور را بدون غرض نگاه داری و هیچ کاری از روی طرفداری مکن و دستها به زودی بر هیچکسی مگذار و به جهت شکمت شرابی کم میل فرما.» پولس به تیموتائوس رهنمود میدهد که چگونه خادمی باشد. پولس میگوید: «ای رهبران و مشایخ کلیسا، نیکو پیشوایی بکنید. گاو را وقتی که خرمن را خُرد میکند دهن مبند.» یعنی باید به فکر نیازهای واعظ باشید و مایحتاج او را تأمین بکنید. «به رهبر کلیسا اتهام وارد نکنید.» پولس به این رهنمودها دربارۀ خدمت رهبران کلیسا ادامه میدهد و میگوید: «شایسته رفتار بکنید، چون رفتار شما در حضور خدا و مسیح عیسی و فرشتگان برگزیده است که شاهد کارهای شما هستند.» بله، فرشتگان برگزیده حواسشان به رفتار و کردار من میباشد. شما میپرسید: «اگر شایسته زندگی نکنی، چه میشود؟» پاسخ شما این است که احتمالاً فرشتگان با پیغامی برای من از آسمان نزول میکنند.
حالا به یکی دیگر از کارهای فرشتگان برگزیده نگاه بکنیم که کتابمقدس دربارۀ آن به ما تعلیم میدهد. فرشتگان شاهد پاداش گرفتن ایمانداران خواهند بود. وقتی زمانش فرا برسد که از دست خداوند پاداش بگیریم، از قرار معلوم، فرشتگان نیز حضور خواهند داشت و نظارهگر خواهند بود.
بنابراین، فرشتگان در حال حاضر نظارهگر ما هستند. آنها در گذشته نظارهگر رسولان مسیح بودند. فرشتگان اکنون نظارهگر کلیسا هستند تا حکمت خدا را به چشم ببینند. فرشتگان نظارهگر زنان هستند تا ببینند آیا یک زن مطیع شوهرش میباشد یا نه. فرشتگان نظارهگر واعظان کلام خدا هستند. فرشتگان شاهد پاداش گرفتن ایمانداران در آینده میباشند. فرشتگان، سخت، مشغول تماشای ما هستند و بنا بر آنچه از ما میبینند وارد عمل میشوند.
دوباره به کارهای فرشتگان بازگردیم. شما میپرسید: «فرشتگان چکار میکنند؟» بسیار خوب، این موضوع بسیار مهم است. اولین کار فرشتگان این است که حقیقت را مکشوف میکنند. آیا میدانید بیشتر رویدادهای کتاب دانیال و کتاب مکاشفه به وسیلۀ فرشتگان انجام شد؟ البته فرشتگان کلام خدا را ننوشتند. فرشتگان نویسندۀ کتابمقدس نیستند، خدا نویسندۀ کتابمقدس است. روحالقدس کلام خدا را به نویسندگان الهام بخشید. اما فرشتگان کارگزارانی هستند که کلام خدا را انجام دادند. فرشتگان کلام خدا را برای ما مکشوف میکنند.
همینجا، نکتهای را اضافه بکنم تا گیج و سر در گم نشوید. تنها جایی که میبینید فرشتگان کلام خدا را انجام میدهند در جزییات رویدادهای کتابمقدس است و بس. بنابراین، مراقب باشید و حواستان باشد اگر کسی نزد شما میآید و میگوید: «من فرشتهای را ملاقات کردم و او به من یک پیغام داد.» خیر، فرشتگان فقط کلام کتابمقدس را به انجام میرسانند.
بسیار خوب، پس فرشتگان مراقب و نظارهگرند، فرشتگان حقیقت کلام خدا را مکشوف میکنند.
حالا به سومین کار فرشتگان در زندگی ایمانداران میرسیم که کار بسیار زیبایی است. فرشتگان هادی و راهنمای ایمانداران هستند. اما، به نظرم، هدایت و راهنمایی فرشتگان مثل هدایت روحالقدس نیست که درون قلب و وجود ما صورت میگیرد. به نظرم، فرشتگان، به شکل ملموس و بیرونی، ما را هدایت و راهنمایی میکنند. به گمانم، فرشتگان گوش شما را میکشند و شما را هر کجا و هر مسیری که لازم باشد میبرند.
در این مورد، یک مثال میزنم. در کتاب اعمال رسولان، در میان جمعیت انبوه، در شهر سامره، فیلیپ موعظه میکند و اتفاقهای شگفتآوری آنجا روی میدهد، از جمله، شمعون جادوگر به خاطر بشارت فیلیپ توبه میکند و ایمان میآورد. خلاصه، همهچیز خوب پیش میرود و فیلیپ وقت خوب و بینظیری در سامره دارد. ناگهان، در وسط جلسه، در آیۀ ۲۶ چنین میخوانیم: «اما [یک] فرشتۀ خداوند به فیلیپ خطاب کرده، گفت: برخیز و به سمت جنوب، به راهی که از اورشلیم به سوی غزّه میرود، که صحرا است، روانه شو.»
به عبارتی، این فرشته به فیلیپ ظاهر میشود و به او میگوید: «میدانم که جلسه تشکیل دادی و موعظه میکنی. اما جلسه را تمام بکن. میدانم جمعیت زیادی اینجا جمع شدند. اما خدا میخواهد به غزّه بروی.» آیا میدانید، اگر فرشته این را به من میگفت، واکنشم چه بود؟ میگفتم: «کجا؟ غزّه؟ غزّه که بیابان است.» فرشته هم میگفت: «درست است. من هم همین را گفتم. غزّه بیابان است.» من هم میگفتم: «چرا میخواهی من آنجا بروم؟» اما واقعیت این است که در کلام خدا چنین گفتگویی رد و بدل نمیشود. در عوض، فرشته به فیلیپ میگوید برو. شما خوی و منش فیلیپ را در آیۀ ۲۷ میبینید: «پس برخاسته، روانه شد.» اما فیلیپ چطور به غزّه میرود؟ بسیار خوب، خیلی جالب است که فیلیپ به یک طریقی به آنجا میرسد و همینطور که آنجا در صحرا نشسته و به ساعت آفتابی خودش نگاه میکند و با خودش میگوید: «هنوز نمیدانم چه خبر است،» ناگاه با شخصی حبشی ملاقات میکند. این شخص حبشی یک خواجه است و در دربار ملکۀ حبشه صاحب مقام و اقتدار میباشد. سپس این گفتگوی بینظیر میان او و فیلیپ رد و بدل میشود و فیلیپ عیسی مسیح را به این خواجه بشارت میدهد. چقدر جالب! یک فرشته، به معنای واقعی کلمه، فیلیپ را به منطقهای هدایت میکند که خداوند را خدمت بکند.
حالا به اعمال رسولان فصل ۱۰ میرسیم و با شخصی خداترس به نام کُرنیلیوس آشنا میشویم. آیۀ ۳: «[یک] فرشتۀ خدا نزد او آمده، گفت: ای کُرنیلیوس! آنگاه، او بر وی نیک نگریسته و ترسان گشته، گفت: چیست ای خداوند؟ به وی گفت: خدا دعای تو را شنید. اکنون، خدا میخواهد تو با شخصی به نام پطرس ملاقات بکنی.» سپس فرشته پیغامش را به کُرنیلیوس میدهد، او را راهنمایی میکند، و به او میگوید دقیقاً چکار بکند. بعد، در فصل ۱۱ آیۀ ۱۳ پطرس دقیقاً همین اتفاق را دربارۀ کُرنیلیوس توضیح میدهد: «ما را آگاهانید که چطور فرشتهای را در خانۀ خود دید که ایستاده به وی گفت کسان به یافا بفرست و شمعون معروف به پطرس را بطلب که با تو سخنانی خواهد گفت که به آن تو و تمامی اهل خانۀ تو نجات خواهید یافت.»
پس باز هم اینجا میبینیم که فرشتگان هادی و راهنما هستند. البته، در هر دو مورد، یعنی در مورد فیلیپ و کُرنیلیوس، این روحالقدس است که در نهایت برای درک انجیل روشنگری میبخشد. اما فرشتگان هادی و راهنمای ایمانداران میباشند.
البته به این نکته دقت بکنید. تأدیب ایمانداران نیز بخشی از همین خدمت هدایت و راهنمایی فرشتگان است. وقتی خداوند ما را هدایت میکند، شاید لازم باشد به ما تلنگر بزند تا به خودمان بیاییم. در کتاب دوم سموییل فصل ۲۴ چنین میخوانیم: «و خشم خداوند بار دیگر بر اسراییل افروخته شد. پس داوود را بر ایشان برانگیزانیده، گفت: برو و اسراییل را بشمار.» این گناه بزرگ داوود است که میخواهد سرشماری بکند تا ببیند لشکرش چقدر قوی و بزرگ است. داوود، به جای توکل به خدا، به ارتش خودش تکیه دارد. برای همین، آنها را سرشماری میکند. آیۀ ۱۰: «داوود، بعد از آنکه قوم را شمرده بود، در دل خود پشیمان گشت. پس داوود به خداوند گفت: در این کاری که کردم، گناه عظیمی ورزیدم و حال ای خداوند گناه بندۀ خود را عفو فرما، زیرا که بسیار احمقانه رفتار نمودم.» داوود روی توان و قوت ارتش خودش حساب میکند، نه توان و قوت خدا.
حالا به آیۀ ۱۳ توجه بکنید: «جادِ نبی نزد داوود آمده، او را خبر داده گفت: آیا هفت سال قحط در زمینت بر تو عارض شود یا سه ماه از حضور دشمنان خود فرار نمایی و ایشان تو را تعاقب کنند یا وبا سه روز در زمین تو واقع شود.» یعنی «تو حق انتخاب داری. هفت سال قحطی یا سه ماه فرار از دست دشمن یا سه روز وبا. کدام را انتخاب میکنی؟» اگر ما بودیم، آن یکی را انتخاب میکردیم که زمانش از همه کوتاهتر باشد.
«داوود گفت: در شدت تنگی هستم. نمیخواهم دست انسان بیفتم. ترجیح میدهم دست خداوند بیفتم» «پس خداوند وبا بر اسراییل از آن صبح تا وقت معین فرستاد و هفتاد هزار نفر از قوم، از دان تا بئرشَبَع، مردند.» البته تعداد زنان و کودکان را نمیدانیم. اما توجه بکنید که این بلا چطور نازل میشود: «و چون فرشته دست خود را بر اورشلیم دراز کرد تا آن را هلاک سازد، خداوند از آن بلا پشیمان شد و به فرشتهای که قوم را هلاک میساخت گفت: کافی است!» در این رویداد، خدا فرشتهای را میفرستد که جان بگیرد و خادم خدا، داوود، را تنبیه بکند.
دوباره کار فرشتگان را مرور میکنیم. فرشتگان مراقب و نظارهگرند، فرشتگان کلام خدا را مکشوف میکنند، فرشتگان هدایت و راهنمایی میکنند. حالا به یک مورد دیگر میرسیم و ادامۀ آن را در پیغام بعدی بررسی خواهیم کرد. کار بعدی فرشتگان این است که آنها به نیازهای جسمانی ما رسیدگی میکنند. در کتاب پیدایش فصل ۲۱، هاجر آب و خوراک احتیاج دارد، فرشتگان آن را فراهم میکنند. مزمور ۷۸، که قبلاً آن را بررسی کردیم، متن زیبایی در این مورد است که فرشتگان چگونه برای نیازهای قوم اسراییل تدارک میبینند. آیۀ ۲۳ میگوید: «پس ابرها را از بالا امر فرمود و درهای آسمان را گشود.» این زمانی است که قوم اسراییل در بیابان سرگردانند. «و منّ را بر ایشان بارانید تا بخورند و غَلۀ آسمان را بدیشان بخشید. مردمان نان فرشتگان را خوردند.» آیا میدانید خوراک قوم اسراییل در بیابان چه بود؟ مردم معمولاً میپرسند: «خوراک منّ یا مَنّا چیست؟» این خوراک خوراک فرشتگان است، نان فرشتگان است. این خیلی جالب است که دوباره میبینیم فرشتگان مسوول فرستادن خوراک هستند.
من ماجرای ایلیا را خیلی دوست دارم، این مرد، ایلیا، را خیلی دوست دارم. بیچاره ایلیا، بعد از آنکه همۀ کاهنان بَعل را هلاک میکند، میشنود که آن زن قصد جانش را دارد. برای همین، ترس همۀ وجودش را میگیرد و از شهر خارج میشود. خدا یک نبی پیر هشتاد ساله را برای دویدن نیافریده است. ایلیا خسته میشود و از توان میافتد و زیر درختی مینشیند تا استراحت بکند. اول پادشاهان فصل ۱۹ آیۀ ۵: «زیر درخت سَرو نشست.» ایلیا به خدا میگوید: «ای خداوند، جانم را بگیر. میخواهم بمیرم. خودکشی را ترجیح میدهم.» او در آیۀ ۴ میگوید: «ای خداوند، بس است.» «و زیر درخت دراز شده، خوابید.» ایلیا خسته بود و باید میخوابید، چون او پیر بود و دویدن برای او خوب نبود. ایلیا در خواب است که «اینک، فرشتهای او را لمس کرده، به وی گفت: وقت ناهار است. برخیز و بخور. و چون نگاه کرد، اینک، نزد سَرش قرصی نان بر ریگهای داغ و کوزهای از آب بود. پس خورد و آشامید و بار دیگر خوابید. و فرشتۀ خداوند بار دیگر برگشته، او را لمس کرد و گفت: برخیز و بخور، زیرا که راه برای تو زیاده است. پس برخاسته، خورد و نوشید و به قوت آن خوراک چهل روز و چهل شب رفت.» چقدر جالب و بینظیر! خدا فرشتۀ خودش را نزد ایلیای کهنسال میفرستد. فرشته روی شانۀ او میزند و هرچه نیاز دارد به او میدهد.
بنابراین، دوستان، بدانید که فرشتگان نظارهگر ما هستند. آنها در گذشته حقیقت خدا را مکشوف میکردند. فرشتگان ما را هدایت و راهنمایی میکنند. این هدایت و راهنمایی تا جایی است که حتی، اگر لازم باشد، ما را تأدیب هم میکنند. اما، هرگاه خدا فرشتگان را برای رسیدگی به نیازهای ما میفرستد، آنها نیازهای ما را تأمین میکنند.
بسیار خوب، این تازه شروع ماجرا است. هفتۀ دیگر بازگردید تا ببینیم فرشتگان چه کارهای دیگری میکنند.
با هم دعا بکنیم.
ای پدر آسمانی، میدانیم که فرشتگان به همه خدمت نمیکنند. ما که پسر خدا را میشناسیم و او را دوست داریم، ما که خداوند عیسی مسیح را میشناسیم و او را دوست داریم، در حال حاضر، از خدمت فرشتگان برکت میگیریم. اما مردم دنیا زمانی فرشتگان را میبینند که برای داوری میآیند تا حکم خدا را برای داوری جهان اجرا بکنند. میدانیم که عیسی مسیح همراه با فرشتگانش در آتش شعلهور داوری میآید. میدانیم این گفتۀ پولس رسول که عیسی خداوند از آسمان با فرشتگان قوت خود ظهور خواهد نمود، در آتش مشتعل، و انتقام خواهد کشید از آنانی که خدا را نمیشناسند و انجیل خداوند ما عیسی مسیح را اطاعت نمیکنند، که ایشان به قصاص هلاکت جاودانی خواهند رسید، از حضور خداوند و جلال قوت او.
ای پدر آسمانی، خیلی خوشحالیم که به جای اینکه با فرشتگانی ملاقات بکنیم که مأمور اجرای حکم داوری هستند، فرشتگانی داریم که مراقب و مواظب ما هستند، ما را دوست دارند، و تو آنها را فرستادی تا به کسانی که وارث نجات هستند خدمت بکنند.
از تو ممنونیم که روحالقدس را در ما ساکن کردی تا درونمان راهنمای ما باشد و فرشتگانت در این دنیا راهنمای ما باشند.
برای هر عزیزی که امشب اینجا در کلیسا حضور دارد که تو او را دوست داری و به خاطر او جان فدا کردی دعا میکنیم. برای کسانی دعا میکنیم که از خدمت تو در زندگی خودشان خبر ندارند، از خدمت روح تو و خدمت فرشتگان تو خبر ندارند و آن روز هولناک در انتظارشان است که فرشتگان برای اجرای داوری میآیند. کاش که برای این عزیزان چنین مباد!
از تو ممنونیم که در شخص عیسی مسیح قربانی روی صلیب را مهیا کردی. تو گناهان ما را بر دوش گرفتی و چون گناهان ما را به دوش گرفتی، با ایمان به عیسی مسیح و کار صلیب نجاتبخش او، برکت جاودان از آنِ ما است.
ای خداوند، دعای ما این است که اگر کسی اینجا عیسی مسیح را نمیشناسد و اصلاً از این مخلوقات روحانی که او را خدمت میکنند خبر ندارد، باشد که به عیسی مسیح ایمان بیاورد و از خدمت فرشتگان باخبر بشود. در نام او دعا میکنیم. آمین.
پایان
This article is also available and sold as a booklet.
