در پیغام قبلی، به این واقعیت پرداختیم که شخصیتی واقعی به نام شیطان وجود دارد. سپس کیستی او را بررسی کردیم و نشان دادیم که برهان و مکاشفۀ الهی و تجربۀ انسان، همگی، ثابت میکنند چنین مخلوقی وجود دارد. کتابمقدس بسیار واضح و روشن به ما اعلام میکند شیطان یک فرشتۀ سقوطکرده است. علاوه بر اینکه او فرشتۀ سقوطکرده است، والاترین فرشته در خلقت خدا بود. او کروبی سایهگستر بود، والامقامترین کروبی در میان لشکر فرشتگان.
شیطان یک مخلوق روحانی است، به این معنی که او روح است. اما، با اینکه او روح است، حاضر مطلق نیست، اما از این سو به آن سو با سرعت حرکت میکند. شیطان کارهای خودش را به کمک لشکر فرشتگانی که هنگام طغیان شیطان با او سقوط کردند پیش میبرد.
در پیغام قبلی، پرسش اول را پاسخ دادیم. پرسش اول این است: «آیا شیطان وجود دارد؟» بله، شیطان وجود دارد. سپس پرسش دوم را پاسخ دادیم: «شیطان کیست؟» شیطان یک مخلوق روحانی است، یک فرشتۀ سقوطکرده که به شدت قدرتمند است و فرمانروای لشکر دیوهایی است که مثل خودش هستند. همگی فرشتگان سقوطکرده هستند که ضد اهداف خدا عمل میکنند. این را هم توضیح دادیم که خط مُقدمی که شیطان در آن میجنگد بارگاه خدا است. نمونۀ آن کتاب ایوب میباشد. آسمان میدان نبرد روحانی است، چنان که در کتاب دانیال شاهد هستیم. البته کرۀ زمین هم میدان جنگ روحانی است، چنان که بارها و بارها در سراسر کتابمقدس شاهد آن هستیم. ما میدانیم همهجا جنگ روحانی و ستیز و کشمکش وجود دارد.
پس بررسی کردیم که شیطان وجود دارد. سپس کیستی شیطان را بررسی کردیم. حالا، در این موعظه، به سومین پرسش میپردازیم: «شیطان به چه میماند؟» قصد داریم شخصیت شیطان را با دقت بیشتر و شفافیت بیشتر تعریف بکنیم. دلیل این دقت و توجه این است که اگر میخواهیم به روشنی بفهمیم در دنیا چه خبر است، باید بفهمیم دشمن در حال چکاری است. پولس به کلیسای قرنتس چنین مینویسد: «نمیخواهم از مکرهای شیطان بیخبر باشید.» هرچه بهتر از ترفندهای شیطان باخبر بشویم، بهتر میتوانیم در مقابل ترفندهای او سنگربندی بکنیم. از اینرو، مهم است بدانیم شیطان به چه میماند.
پس کتابمقدس را جلوی دست داشته باشید تا در این مورد، که شیطان به چه میماند، چندین آیه را بررسی بکنیم. همینجا این را بگوییم که باید به این هم اشاره بکنیم که شیطان به چه چیزی نمیماند، یعنی شبیه چه چیزی نیست. لطفاً، توجه داشته باشید که شیطان مثل خدا نیست. ما، در جلسات صبحگاهی، دربارۀ کیستی خدا مطالعه میکنیم. حال، با توجه به آنچه دربارۀ کیستی خدا توضیح دادیم، میتوانید این مقایسه را درک بکنید. برای نمونه، مورد اول این میباشد که شیطان قائم به ذات نیست. شیطان آفریده شد. شیطان مخلوق است. همین مخلوق بودن شیطان او را به طرز چشمگیری زیردست خدا قرار میدهد.
مورد دوم این است که شیطان حاکم مطلق نیست. شیطان بر قلمروی دیوها حکمرانی میکند، ولی فراتر از حد و مرزی که خدا برای او مشخص کرده است قلمروی حکمرانی بیشتری ندارد. در واقع، شیطان هرگز نتوانست در دولت و فرمانروایی خدا خدشه ایجاد بکند و در آن اختلال به وجود بیاورد. شما میدانید که شورش و طغیان شیطان کاملاً ناکام ماند. اگر میخواهید به وضعیت شیطان نگاه بکنید، باید او را در حالی که در تبعید به سر میبرد ببینید. او به زمین و قلمروی زمین تبعید شد. شیطان هرگز نتوانست خدا را از سلطنت برکنار بکند. تنها کاری که از دست شیطان برآمد شورش بر ضد خدا بود. در واقع، شیطان به زنجیر است و همچنان که در زنجیر است خودش را به در و دیوار میکوبد، در حالی که زنجیرهای شیطان فقط تا جایی که خدا اجازه میدهد امتداد دارند و از آن مسافت بیشتر شیطان اجازه ندارد قدمی بردارد. شیطان فقط در محدودهای که خدا برای او مقرر کرده عمل میکند.
در همین راستا، پولس رسول به ما نشان میدهد که خدا حتی شیطان را برای اهداف خودش به کار میگیرد. در رسالۀ دوم قرنتیان فصل ۱۲ آیۀ ۷، پولس میگوید خاری به او داده شد تا به او لطمه بزند و تا پولس را از ضعف خودش آگاه بکند. به گفتۀ پولس، «خاری در جسم من داده شد، فرشتۀ شیطان، تا مرا لطمه زند.» پولس دعا میکند خدا آن خار را از او بردارد، اما ارادۀ خدا این نیست که آن خار را از پولس بردارد. در واقع، خدا اجازه داد شیطان کاری بکند که خدا بیشتر حرمت پیدا بکند. شیطان به ضد خدا شورش میکند، اما شورش او سرانجام ندارد، چون خدا شیطان را برای هدفهای خودش به کار میگیرد.
بنابراین، شیطان مثل خدا نیست. شیطان قائم به ذات نیست و حاکم مطلق نیست. شیطان قادر مطلق نیست. البته که او قادر مطلق نیست. شیطان صاحب قدرت مطلق نیست. بله، او پرقدرت است، اما قادر مطلق نیست. رسالۀ اول یوحنا ۴:۴ میگوید: «او که در شما است بزرگتر است از آن که در جهان است.» اما چه کسی در ما است؟ روحالقدس، که خودش خدا است، در ما است. شیطان بسیار بسیار کمتر از خدا است.
مورد دیگر اینکه شیطان دانای مطلق نیست. شیطان همهچیز را نمیداند. عدهای از مسیحیان سالها است بر سر این موضوع بحث میکنند که آیا شیطان میتواند فکر ما را بخواند؟ تا جایی که من از کتابمقدس فهمیدم، خیر، اصلاً آیهای وجود ندارد که این فرضیه را ثابت بکند. یک دلیل محکمی که باور دارم شیطان همهچیز را نمیداند این است که شیطان یک فرشته است و فرشتگان همهچیز را نمیدانند. این حقیقت در رسالۀ اول پطرس فصل ۱ آیات ۱۱ و ۱۲ به روشنی بیان میشود که فرشتگان مشتاقند به نجات و رستگاری آدمیان نظر بکنند. پس چیزهایی وجود دارد که فرشتگان از آن خبر ندارند.
در پیغام صبح امروز، دربارۀ رحمت و فیض و آمرزش صحبت کردیم که برای فرشتگان قابل فهم نیست، چون آنها را تجربه نمیکنند. اموری وجود دارد که فرشتگان آنها را درک نمیکنند. اگر یک فرشتۀ مقدس همهچیز را درک نمیکند، دلیلی ندارد معتقد باشیم یک فرشتۀ سقوطکرده قرار است از آن امور سر در بیاورد. هیچ اشارهای در کتابمقدس وجود ندارد که نشان بدهد شیطان میتواند فکر ما را بخواند. البته شیطان در پیشبینی کردن رفتارهای ما خیلی ماهر است، چون خیلی وقت داشته روی ذات انسان کار بکند و از آن سر در بیاورد. برای همین، با توجه به رفتار و کردار و خُلق و خوی ما خیلی خوب میتواند بفهمد درون ما چه خبر است، اما شیطان دانای مطلق نیست. یکی از مثالهای مناسب، که ثابت میکند شیطان همهچیزدان نیست، گیجی و سردرگمی و سرگشتگی در قلمروی حکمرانی او است. آیا تا به حال توجه کردید شیطان چطور دور خودش میچرخد و خیلی وقتها به بنبست میرسد؟ او واقعاً که کارهای احمقانه میکند. برای نمونه، اگر شیطان همهچیز را میدانست، هرگز اینهمه تقلا نمیکرد که مسیح روی صلیب برود. در ابتدای خدمت مسیح در این دنیا، به نظر میرسد شیطان تلاش میکند نگذارد مسیح روی صلیب برود. زمانی که شیطان مسیح را وسوسه میکند، میخواهد همهچیز را به مسیح بدهد. بعدها، از طریق پطرس، شیطان تقلا میکند مسیح را از مصلوب شدن منصرف بکند. اما، زمانی که میفهمد نمیتواند مسیح را بازدارد، همۀ توانش را برای مصلوب شدن مسیح به کار میگیرد، در حالی که اگر شیطان همهچیز را میدانست، این را باید میدانست که با مصلوب شدن مسیح تیشه به ریشۀ خودش میزند و صلیب مسیح ضربۀ مرگبار به سر خودش است. پس شیطان دانای مطلق نیست.
وقتی کتاب اعمال رسولان فصل ۱۹ را میخوانید، متوجه میشوید عجب گیجی و سردرگمی عجیبی در مردم دیوزدهای وجود دارد که نبوت میکنند و آینده را پیشبینی میکنند و کسانی هم در این میان سعی میکنند دیوها را اخراج بکنند که خودشان دیوزده هستند! شیطان بسیار گیج و سردرگم است. اگر کتابمقدس را با دقت مطالعه کرده باشید و شخصیت شیطان را با دقت مطالعه کرده باشید، میدانید که شیطان اصلاً انسجام ندارد و کارهای او اصلاً هماهنگ نیست. دلیلش این است که فساد و تباهی و سقوط در گناه روی عقل و هوش و شعور اثر میگذارد. فرشتگان هوش دارند، ولی هوش فرشتگان سقوطکرده فاسد است و عقل آنها به درستی کار نمیکند.
بنابراین، شیطان قادر مطلق نیست، دانای مطلق نیست، حاضر مطلق نیست. در پیغام هفتۀ قبل، به شما گفتم شیطان سریع حرکت میکند، اما او همهجا حاضر نیست. هیچ فرشتهای همهجا حاضر نیست. کتاب دانیال فصل ۹ و ۱۰ این حقیقت را به روشنی بیان میکند. فرشتگان محدودیت دارند، به خصوص، فرشتگان سقوطکرده محدودیت دارند و از اینرو شیطان مخلوقی بسیار محدود است. اینها همۀ آن ویژگیها و صفتهایی است که میتوانیم بر مبنای آنها بگوییم شیطان به چه نمیماند.
اما شیطان به چه میماند؟ بهترین روشی که میتوانیم بفهمیم شیطان به چه میماند این است که به نامها و لقبها و عنوانهایی که در توصیف شیطان به کار میرود توجه بکنیم، چون این توصیفها دربارۀ شیطان به ما اطلاعاتی میدهند که بدانیم شیطان به چه میماند.
ابتدا، به نامها و لقبهای شیطان نگاه بکنیم که شخصیت شیطان را برای ما توصیف میکند. شماره یک: او شیطان نام دارد. این نقطۀ شروع خوبی برای بررسی ما است. من قصد ندارم همۀ آیات کتابمقدس را که او را شیطان مینامد به شما نشان بدهم، چون او پنجاه و دو بار شیطان نامیده میشود و یک دنیا وقتمان را میگیرد اگر بخواهیم همۀ آیات را بررسی بکنیم. اما از دو نمونه نام میبرم: زکریا ۳:۱، مکاشفه ۱۲:۹ و سایر آیات.
واژۀ «شیطان» در زبان عبری به معنای «دشمن» یا «مخالف» است. پس با توجه به نام شیطان میفهمیم که او یک دشمن است. اما او در اصل با چه کسی دشمن است؟ شیطان با خدا دشمن است. بعد از خدا، شیطان با فرشتگان مقدس دشمن است، چنان که در کتاب مکاشفه فصل ۱۲ شاهد هستیم که شیطان با فرشتۀ میکاییل و فرشتگان آسمانی و مقدس میجنگد. همچنین شیطان با قوم خدا دشمن است، شیطان دشمن کسانی است که به خداوند عیسی مسیح ایمان دارند. پس شیطان دشمن است. دشمن نام شیطان است که شخصیت او را تعریف میکند.
اما دومین مورد این است: علاوه بر اینکه کتابمقدس شیطان را شیطان مینامد، ابلیس نیز نام دیگر او است. این اسم، که سی و پنج بار در کتابمقدس به کار رفته است، در زبان یونانی، diabolos «دیابولوس» میباشد که به این معنی است: «کسی که تهمت میزند، کسی که دیگران را سر در گم میکند و آنها را به اشتباه میاندازد.» اگر بخواهیم این دو معنی را ترکیب بکنیم، باید بگوییم «دیابولوس» به معنی کسی است که با بدجنسی و کینهتوزی به دیگران تهمت و افترا میزند و به این شکل به آنها صدمه میزند. شیطان به خدا تهمت میزند. شیطان به مسیح تهمت میزند. شیطان به روحالقدس تهمت میزند. شیطان به کلیسا تهمت میزند. شیطان به کتابمقدس تهمت میزند. شیطان به آموزههای درست تهمت میزند. شیطان به شخصیت ایمانداران تهمت میزند. شیطان مداوم و پیوسته تهمت میزند. شیطان هر آنچه که به خدا ربط دارد بدنام میکند. شخصیت او این است. شیطان فقط یک دشمن و مخالف نیست، بلکه یک تهمتزن ماهر است. برای همین، گاه، برای یک ایماندار خیلی دشوار است خوشنامی خودش را در این دنیا حفظ بکند، چون، به گفتۀ رسالۀ اول یوحنا ۵:۱۹، دنیا در دامن شریر خوابیده است. کار شیطان این است به هرچه به مسیحیت ربط دارد تهمت و افترا بزند.
حالا به سومین نام شیطان میرسیم. البته این را هم بگوییم که این نامها ترتیب خاصی ندارند و ما آنها را به ترتیب خاصی بیان نمیکنیم. اما، در بررسی نامهای او، الان به سومین نام میرسیم. شیطان در کتاب مکاشفه ۱۲:۹ «آن مار قدیمی» نام دارد. در کتاب پیدایش فصل ۳، شیطان را به شکل مار میبینیم. رسالۀ دوم قرنتیان فصل ۱۱ آیۀ ۳ آیۀ جالبی است که میگوید: «میترسم که چنان که مار به مکر خود حوا را فریفت، همچنین خاطر شما هم از سادگی که در مسیح است فاسد گردد.» از قرار معلوم، شیطان به خاطر مکر و حیله و نیرنگ و فریب و کارهای یواشکی و تقلب و دغلکاری که مشخصۀ او است به مار تشبیه میشود. این شخصیت شیطان است. در واقع، در نامه به کلیسای افسس و بقیۀ کسانی که این نامه به دست آنها رسید، پولس رسول میگوید: «کودکان متلاطم و راندهشده از باد هر تعلیم نباشیم، از دغلبازی مردمان در حیلهاندیشی برای مکرهای گمراهی.» یعنی گول مکر و حیلۀ کسانی را نخوریم که میخواهند ما را فریب بدهند. شیطان یک فریبکار مکار و حیلهگر است.
وقتی به کتاب مکاشفه فصل ۱۳ آیات ۳ و ۷ و ۹ میرسیم، با نام دیگر شیطان آشنا میشویم. البته، در همین متن، او نامهای دیگری هم دارد، اما، در این آیات نامبرده، شیطان «اژدهای بزرگ» نامیده میشود. آیۀ ۳: «اینک، اژدهای بزرگ آتشگون که او را هفت سر و ده شاخ بود و بر سرهایش هفت افسر.» سپس آیات دیگر به توضیح دربارۀ او میپردازند تا به آیۀ ۷ میرسیم که دوباره شیطان را اژدها مینامد و آیۀ ۹ او را «اژدهای بزرگ» میخواند. اما این اسم به چه چیزی اشاره دارد؟ منظور قدرت و ویرانگری این حیوان وحشی است. شیطان یک جاندار وحشی و ترسناک و ویرانگر است که کار او خرابی و نابودی است. مکاشفه فصل ۱۲ شیطان را به این شکل توصیف میکند، چون او فرماندۀ لشکرهای جهنم است. در کتاب مکاشفه فصل ۱۲، شیطان ارتش دیوها را رزمآرایی میکند. به همین دلیل، شخصیت خوفناک و مهیب و عظیم او را به شکل یک اژدهای بزرگ میبینیم.
البته شیطان به نام حیوان دیگری هم خوانده میشود. رسالۀ اول پطرس فصل ۵ آیۀ ۸ او را شیر غرّان مینامد. من دربارۀ حیوان شیر اطلاعات زیادی ندارم. برای همین، کمی دربارۀ این حیوان مطالعه کردم تا از کار شیطان بیشتر سر در بیاورم. آیا میدانید حیوان شیر چه موقع غرّش میکند؟ شیرها زمانی غرّش میکنند که طعمه را به دست آوردند. آیا این جالب نیست؟ شیرها وقتی طعمه را تعقیب میکنند غرّش نمیکنند، چون، در این صورت، طعمه خبردار میشود که شیرها در تعقیبش هستند. شیرها کار خودشان را یواشکی انجام میدهند. شیرها، با دو متر قد و دویست کیلو وزن، در جنگل جولان میدهند و کار خودشان را یواشکی انجام میدهند. وقتی یک شیر به طعمه میرسد و مطمئن میشود پیروز شده است، قبل از آنکه طعمه را قورت بدهد، میغرّد. پس، شما زمانی صدای غرّش شیر را میشنوید که شما را یک لقمه کرده و قورت داده است. اما منظور پطرس از اینکه میگوید شیطان مثل شیر غرّان است که گردش میکند و کسی را میطلبد تا ببلعد این میباشد که شیطان میخواهد انسانها را اسیر بکند و آنها را گرفتار گناه خودش بکند و آدمیان را در شرارت و پلیدی خودش ببلعد.
بسیار خوب، از این نامهای شیطان، که به دنیای حیوانات ربط دارد، میگذریم و به نامهایی میرسیم که چندان با آنها آشنا نیستیم. در انجیل یوحنا ۱۷:۱۵، شیطان «آن شریر» نامیده میشود که در زبان یونانی poneros «پونِروس» میباشد که به معنی «آن شریر» است. بله، شریر ویژگی شیطان است. رسالۀ اول یوحنا ۵:۱۸ میگوید: «میدانیم که هر که از خدا مولود شده است گناه نمیکند، بلکه کسی که از خدا تولد یافت خود را نگاه میدارد و آن شریر [یعنی «پونِروس»] او را لمس نمیکند.» البته معنی اصلی «لمس کردن» نیست، بلکه به این معنی است که شیطان نمیتواند آن شخص را در دستانش نگه بدارد. وقتی خدا کسی را در دستانش حفظ میکند، شیطان نمیتواند به آن شخص دستدرازی بکند. پس شیطان در این آیۀ یادشده «شریر» نام دارد.
اما به اعتقاد من این واژۀ «پونِروس» به یک شرارت ذاتی و باطنی اشاره دارد. شیطان تجسم شرارت است. او تا آخرین حدی که امکان دارد شریر است. همۀ آدمهای شریر و همۀ دیوهای پلید هرگز از شرارت و پلیدی خودشان سیر نمیشوند و نه فقط سیر نمیشوند، دلشان میخواهد دیگران را نیز به فساد بکشانند. یک مثال آن رسالۀ رومیان فصل ۱ میباشد که دربارۀ کسانی صحبت میکند که از شرارت مسرورند و نه فقط خودشان در شرارت مسرورند، دیگران را هم به شرارت میکشند.
حالا به نام دیگر شیطان میرسیم که وسوسهگر میباشد. حتماً به یاد دارید که به گفتۀ انجیل متی فصل ۴ روحالقدس عیسی را به بیابان میبرد و پس از چهل روز، که عیسی مسیح روزه میگیرد، گرسنه میشود و شیطان نزد او میآید. اینجا است که شیطان «وسوسهگر» نامیده میشود. معنی این نام این میباشد که شیطان انسانها را به شرارت اغوا میکند. بعد، در این مورد بیشتر صحبت خواهیم کرد.
اما نام یا لقب دیگر شیطان که کتاب مکاشفه ۱۲:۱۰ به آن اشاره میکند «مدعی» میباشد. یکی از کارهای مورد علاقۀ شیطان متهم کردن ایمانداران است. او سخت مشغول این کار میباشد. ولی البته که خداوندمان شفیع ما است. شیطان متهم میکند، خداوندمان دفاع میکند. شیطان در توصیف ایوب میگوید: «ایوب آدم خوبی نیست. این کار را برای او نکن، این کار را برای او نکن تا ببینی چطور وسط کار جا میزند و میگوید من دیگر نیستم و تو را لعنت میکند و از تو روی میگرداند. این ذات آدمیزاد است. تو، ای خدا، به آنها بدی بکن تا ببینی چطور از تو بیزار میشوند.»
بله، شیطان مدعی است و متهم میکند. من مطمئنم شیطان تقلا میکند ما را در پیشگاه خدا متهم بکند تا خدا نظر لطفش را از ما بردارد. شیطان به خدا میگوید: «این آدم لایق نیست. او به فرمانهای تو گوش نمیدهد و لایق فیض تو و محبت تو و نجات تو نیست.» ولی ما رسالۀ رومیان فصل ۸ را داریم که به ما میگوید هیچکس نمیتواند برگزیدگان خدا را متهم بکند. عیسی مسیح ما را عادل ساخته و خدا ما را عادل و بیگناه اعلام کرده است. پس دلیلی ندارد بترسیم.
بنابراین، شیطان وسوسهگر و متهمکننده خوانده میشود. البته او نامهای دیگری هم دارد. در رسالۀ افسسیان ۲:۲، شیطان لقب جالبی دارد که عدهای معتقدند این یک لقب نیست و یک عبارت در توصیف شیطان است، اما عدهای هم معتقدند این یک لقب میباشد. در این آیه، شیطان چنین نامیده میشود: «روحی که در فرزندان معصیت عمل میکند.» این عبارت یعنی اینکه شیطان آن روح است که در غیرایمانداران کار میکند. شیطان سلطهگر دل انسانی است که نجات ندارد.
جالب است که تا اینجا با همین چند عبارت کوتاه در توصیف شیطان با شخصیت او آشنا شدیم. او شیطان است، دشمن است. او ابلیس است، افترازن است. او آن مار قدیمی است، حیلهگر و مکار و فریبکار است. شیطان اژدهای بزرگ است، آن موجود وحشی و خوفناک و ویرانگر است که کاری جز خرابی و نابودی ندارد. شیطان شیر غرّان است و آماده است تا هر کسی را که میتواند ببلعد و در نظام شریر خودش گرفتار بکند. شیطان شریر نامیده میشود، او در ذات خودش شریر است و فقط به شرارت خودش قانع نیست، بلکه میخواهد همه را به فساد بکشاند. شیطان وسوسهگر است و انسانها را به شرارت اِغوا میکند. شیطان مدعی است و متهم میکند و تقلا میکند داوری خدا را بر انسانها نازل بکند و به خدا بگوید: «ما، آدمیان، لایق لطف خدا و نجات خدا نیستیم.» به گفتۀ رسالۀ افسسیان فصل ۲ آیۀ ۲، شیطان روحی که در فرزندان معصیت عمل میکند نام دارد. این مخلوق، به نام شیطان، بر هر آدمی روی کرۀ زمین، که از خدا جدا است و به خدای راستین ایمان ندارد، سلطه دارد.
پس این بود تعدادی از لقبها و نامهای شیطان. حالا به یک جنبۀ دیگر نگاه بکنیم. راه دیگر برای شناخت شیطان این است که به اصطلاحاتی که در توصیف او به کار رفته است توجه بکنیم. البته این اصطلاحات با نامها و لقبهای شیطان فرق زیادی ندارند، اما صفتها یا اسمهایی هستند که شخصیت شیطان را برای ما تعریف میکنند. این بررسی را با سه نوع صفت شروع میکنیم و بعد ببینیم تا کجا میتوانیم ادامه بدهیم.
شماره یک: به گفتۀ انجیل یوحنا ۸:۴۴، شیطان «قاتل» نامیده میشود. خداوندمان در گفتگو با فریسیان، که ادعا میکردند فرزندان خدا هستند، به آنها میگوید شما تنها چیزی که نیستید این است که فرزند خدا باشید. در انجیل یوحنا فصل ۸ آیۀ ۴۴، عیسی مسیح میفرماید: «شما از پدر خود ابلیس میباشید و خواهشهای پدر خود را میخواهید به عمل آرید. او از اول قاتل بود و در راستی ثابت نمیباشد، از آن جهت که در او راستی نیست. هرگاه به دروغ سخن میگوید، از ذات خود میگوید، زیرا دروغگو و پدر دروغگویان است.» پس شیطان نه فقط دروغگو است، قاتل هم میباشد. اولین جرمی که پس از سقوط آدم و حوا اتفاق افتاد و در ذهن ما ماندگار شد قتل هابیل به دست قائن میباشد. از همانجا، شیطان قاتل شد و این حرفه را شروع کرد. رسالۀ اول یوحنا ۳:۱۲ میگوید: «نه مثل قائن که از آنِ شریر بود و برادر خود را کشت.» چرا قائن قتل کرد؟ چون قائن از شیطان بود و شیطان قاتل است. قتل جنایت شیطانی است. شیطان آدمها را به قتل اِغوا میکند. او یک عمر است این کار را میکند. در واقع، شیطان بارها و بارها تقلا کرده قوم اسراییل را نابود بکند و آنها را از صفحۀ روزگار پاک بکند. در کتاب مکاشفه فصل ۱۲، علاوه بر اینکه شیطان تقلا کرده قوم اسراییل را از صفحۀ روزگار پاک بکند، یکی از کارهای دیگر او این بوده که تلاش کرد کودکی را که از اسراییل ظهور میکند یعنی ماشیح را از بین ببرد.
بله، شما به گذشته بازمیگردید و حتماً به یاد میآورید چندین و چند مرتبه شیطان تقلا کرد ماشیح را نابود بکند. الان شما را به عهدعتیق میبرم و یک نمونه را نشان میدهم. در کتاب دوم پادشاهان فصل ۲۲، با زنی بسیار پلید به نام عَتَلیا آشنا میشویم. اَخزیای پادشاه از دنیا میرود و مادرش، این عَتَلیای پلید، تاج و تخت را تصاحب میکند. «و چون عَتَلیا، مادر اَخزیا، دید که پسرش مرده است، او برخاست و تمامی خانوادۀ سلطنت را هلاک ساخت.» اینجا، فرستاده و نمایندۀ شیطان را میبینیم که تلاش میکند نسلی را که قرار است ماشیح از آن به دنیا بیاید نابود بکند. او میخواهد نسل کسانی را که حق تاج و تخت پادشاهی از آن آنها است براندازد تا به این وسیله نسلی را که ماشیح از آن به دنیا میآید نابود بکند.
دوستان، توجه شما را به نکتهای جلب میکنم. از این مقطع از تاریخ، یعنی بعد از این کشتار به دست عَتَلیا، نسل خاندان سلطنتی داوود به یک نفر محدود است. اگر برای این یک نفر اتفاقی میافتاد، دیگر امیدی برای آمدن ماشیح وجود نمیداشت. «اما یِهوشَبَع، دختر یورام پادشاه، که خواهر اَخزیا بود، یوآش پسر اَخزیا را گرفت و او را از میان پسران پادشاه که کشته شدند دزدیده، او را با دایهاش در اتاق خوابگاه از عَتَلیا پنهان کرد و او کشته نشد و او نزد وی در خانۀ خداوند شش سال مخفی ماند و عَتَلیا بر زمین سلطنت مینمود.» ما نمیدانیم چطور یِهوشَبَع موفق به این کار شد، اما حتماً که کاری بود کارستان! خدا این بچۀ کوچک را که ریسمان امید مسیحایی بود حفظ میکند.
سرانجام، ماشیح میآید و شما انجیل متی فصل ۲ را میخوانید که شیطان میفهمد آن کودک به دنیا آمد. از اینرو، شیطان دوباره برای قتل ماشیح نقشه میکشد. «و چون ایشان روانه شدند، ناگاه، فرشتۀ خداوند در خواب به یوسف ظاهر شده، گفت: برخیز و طفل و مادرش را برداشته به مصر فرار کن و در آنجا باش تا به تو خبر دهم، زیرا که هیرودیس طفل را جستجو خواهد کرد تا او را هلاک نماید» (متی ۲:۱۳). «پس شبانگاه برخاسته، طفل و مادر او را برداشته به سوی مصر روانه شد و تا وفات هیرودیس در آنجا بماند تا کلامی که خداوند به زبان نبی گفته بود تمام گردد که از مصر پسر خود را خواندم. چون هیرودیس دید که مجوسیان او را مسخره نمودند، بسیار غضبناک شده، فرستاد و جمیع اطفالی را که در بیتلحم و تمام نواحی آن بودند، از دو ساله و کمتر، موافق وقتی که از مجوسیان تحقیق نموده بود، به قتل رسانید. آنگاه، کلامی که به زبان ارمیای نبی گفته شده بود تمام شد: آوازی در رامه شنیده شد، گریه و زاری و ماتم عظیم که راحیل برای فرزندان خود گریه میکند و تسلی نمیپذیرد، زیرا که نیستند.» شیطان از طریق هیرودیس تلاش میکند ماشیح را نابود بکند. اما خدا ماشیح را حفظ میکند. بله، شیطان قاتل است. او همواره قاتل بوده و همواره قاتل خواهد ماند.
حالا، در تعریف شخصیت شیطان، به مورد دوم میرسیم و قصد داریم وقت بیشتری را به این مورد اختصاص بدهیم. دومین مورد این است که شیطان دروغگو است. من انجیل یوحنا ۸:۴۴ را برای شما خواندم که میگوید: «او از اول قاتل بود و در راستی ثابت نمیباشد، از آن جهت که در او راستی نیست. هرگاه به دروغ سخن میگوید، از ذات خود میگوید، زیرا دروغگو و پدر دروغگویان است.» دقت بکنید چه میگویم: شما هرگز نمیتوانید حرف شیطان را باور بکنید. شیطان همیشه دروغ میگوید.
شما گاه میشنوید مردم میگویند: «من عجب تجربۀ بینظیری داشتم! آیا میدانید چرا؟ من در زندگی خیلی مشکلات داشتم تا اینکه به شخصی معرفی شدم و معلوم شد دیوها و ارواح پلید مختلفی برای من مشکلساز بودند. این شخص دیوها و ارواح پلید مختلف را از من اخراج کرد. این دیو یک چیزی گفت و آن روح بد یک چیز دیگری گفت و خلاصه هر یک از دیوها و ارواح پلید یک چیزی گفتند و حرفی زدند و نظری دادند.» بسیار خوب، آیا میدانید من همیشه به این آدمها چه میگویم؟ به آنها میگویم: «اصل مطلب این است که شما اصلاً نمیتوانید یک کلمه از حرفهای دیوها و ارواح پلید را باور بکنید.»
یکبار، یک آقایی به من گفت: «من یک مشکلی داشتم. اما وقتی به جلسۀ اخراج ارواح رفتم و یک نفر یک روح را از من اخراج کرد، معلوم شد اصلاً مشکل من کار آن روح نبوده و یک دیو دیگری برای من مشکلساز بوده.» در جواب این آقا باید بگویم آیا فکر نمیکنید آن دیو به شما دروغ خواهد گفت تا با آن دروغ خیال بکنید مشکل ندارید؟ یکبار هم یک آقایی میگفت دیو خِلط پشت گلو را از او اخراج کردند. بله، اگر حرف دیوها را باور بکنید، آنها هرچه فکرش را بکنید به شما میگویند. اما نمیتوانید حرف آنها را باور بکنید. شما نمیتوانید هیچ چیزی که از دیوها میشنوید باور بکنید. شیطان دروغگو است و حقیقت در او نیست. او جز دروغ چیزی نمیگوید. برای همین، من واقعاً دربارۀ این خدمتهای مسیحی که روحهای بد را از مردم اخراج میکنند سوال دارم. کسانی که دیوها را اخراج میکنند واقعاً در سطحی نیستند که بتوانند از عهدۀ دیوها و شیطان برآیند و به قول معروف حریف آنها بشوند، چون راستی و حقیقت در شیطان و دیوها جایی ندارد. شیطان دروغگو است و خیلی هم در این دروغگویی استاد است. کتاب مکاشفه ۱۲:۹ میگوید: «آن مار قدیمی، که به ابلیس و شیطان معروف است، که تمام ربع مسکون را میفریبد.» شیطان در دروغگویی کارکشته است. او کل دنیا را فریب میدهد. شیطان دروغگو است. پس خیال نکنید اگر با شیطان گفتگو بکنید، حقیقت را به شما میگوید. او دروغگو است.
پولس رسول در رسالۀ دوم قرنتیان فصل ۴ آیۀ ۱ میگوید: «بنابراین، چون این خدمت را داریم، چنان که رحمت یافتهایم، خستهخاطر نمیشویم، بلکه خفایای رسوایی را ترک کرده، به مکر رفتار نمیکنیم و کلام خدا را مغشوش نمیسازیم، بلکه به اظهار راستی.» پولس میگوید: «زمانی که از نظام مذهب فریسیان بیرون آمدم و به مسیحیت روی آوردم، یک اتفاقی که بیدرنگ برای من افتاد این بود که از دروغ گفتن دست کشیدم و راستگو شدم.» بله، از اینرو، همۀ مذاهب کاذب بر دروغ بنا شدند. پولس میگوید: «از مخفیکاری و بیصداقتی و ناراستی دست کشیدم، از مکر دست کشیدم، از اینکه کلام خدا را با فریب و نیرنگ بیان بکنم دست کشیدم، و حالا راستی و حقیقت را اعلام میکنم.» بله، فقط مسیحیت حقیقت است و بقیه دروغند.
به رسالۀ اول یوحنا ۲:۲۱ نگاه بکنیم که میگوید: «ننوشتم به شما از این جهت که راستی را نمیدانید، بلکه از اینرو که آن را میدانید و اینکه هیچ دروغ از راستی نیست. دروغگو کیست، جز آن که مسیح بودن عیسی را انکار کند. آن دجال است که پدر و پسر را انکار مینماید.» بله، این مشخصۀ شیطان است. حالا به اول یوحنا فصل ۴ آیۀ ۱ دقت بکنید: «هر روح را قبول مکنید، بلکه روحها را بیازمایید که از خدا هستند یا نه، زیرا که انبیای کاذب بسیار به جهان بیرون رفتهاند.» بله، شیطان دروغگو است و شما در سطحی نیستید که از عهدۀ دروغهای شیطان برآیید.
الان لازم است به نکتهای اشاره بکنم. شیطان دروغهای خیلی تأثیرگذاری در چَنته دارد. من احساس میکنم یکی از کارهایی که امروز شیطان سرگرم آن است این میباشد که ذهن مردم را با سحر و جادو و طالعبینی و اسرار نهان و اینگونه چیزها مشغول میکند تا توجه مردم را هرچه بیشتر از مسألۀ اصلی دور بکند.
عزیزان، من میدانم احضار ارواح و دور هم جمع شدن برای احضار روح مردگان میتواند کار جالب و هیجانانگیزی باشد و حتی عدهای از ما ایمانداران که هیچیک از این کارها را قبول نداریم شاید بدمان نیاید دور و اطراف این کارها پرسه بزنیم و سرک بکشیم تا ببینیم در این جلسات چه خبر است، چون به هر حال معتقدیم این کارها سرگرمکننده و عجیب و غریب هستند و همۀ ما کم و بیش دوست داریم بدانیم در آن دنیا چه خبر است. اما این را هم مطمئنم که شیطان دلش میخواهد ذهن همه را سمت کارهای آشکار و علنی خودش منحرف بکند تا مردم کارهایی را که شیطان در خفا و پنهانی انجام میدهد نبینند، در حالی که همان کارهای پنهانی که شیطان مخفیانه و دور از چشم مردم انجام میدهد و آن قصد و نیّتی که پی آن است دقیقاً همان هدف اصلی است که شیطان دنبال میکند و همۀ هدف و مقصودش را با دروغ پیش میبرد.
چند وقت پیش، این مطلب جالب را از آقای دِیو بِریز [شبان و الهیدان قرن بیستم] خواندم. او میگوید: «سِحر و جادو و افسونگری واقعاً خطرناک است، اما همۀ این کارها فقط سادهلوحان را فریب میدهد. بازی کردن با تختۀ احضار روح یا سر و کار داشتن با طلسم و جادو میتواند به یک عفونت روحانی ترسناک منجر بشود. همۀ این کارها بیشتر از همه برای کسانی جذابیت دارد که عقل و شعورشان را تعطیل کردند و بیشتر از آنکه بیندیشند، به احساسات تکیه دارند. اینگونه پدیدهها، که جلوۀ ظاهری دارند، چه بسا جالب و حتی تماشایی و چشمگیر باشند، اما برای مردم باشعور و منطقی و صاحب فکر و اندیشه جذابیت ندارند. با جذب کردن مردم به سحر و جادو و عیاشی و بیبند و باری و جلسات احضار ارواح و دیو زده کردن آدمها، شیطان هزاران نفر را اسیر و گرفتار میکند، در حالی که با آموزههای غلط میلیونها نفر را.»
بله، حق با آقای دِیو بِریز است. کار اصلی و واقعی شیطان ترویج آموزههای غلط است. آیا میخواهید نظر من را در این مورد بدانید؟ باید بگویم از نظر من اینکه یک نفر پشت منبر بایستد و کلام خدا را انکار و تکذیب بکند، در نهایت، تأثیر جدی و ویرانگری که بهجا میگذارد بسیار اهریمنیتر و شیطانیتر از برگزاری جلسات احضار ارواح مردگان است. این خیلی واضح است که این ترفند شیطان یک حیلهگری نامحسوس است.
عزیزان، شیطان مرگبارترین کار خودش را جایی انجام میدهد که بتواند حقیقت را تحریف و منحرف بکند. شیطان بیشتر وقتش را در این محدوده میگذراند. من مطمئنم این خواست شیطان است که طرز فکر جماعت انبوهی از مسیحیان را به این سمت منحرف بکند که بله، تنها کار شیطان این است که همراه با دیوهایش پرسه بزند و مردم را کمی به قول معروف سر کار بگذارد.
الان به رسالۀ اول تیموتائوس ۴:۱ توجه بکنید که میگوید: «روح میگوید که در زمان آخر بعضی از ایمان برگشته، به ارواح اِغواگر و تعالیم شیاطین گوش خواهند نمود.» این آیه از دو کار شیطان خبر میدهد. به این دو کار دقت بکنید، یکی کار آشکار و علنی شیطان است که همان روحهای اِغواگر است. اما کار دوم او، که کار پنهانی و در خفا است، ترویج آموزههای دیوها میباشد. شیطان به این دو روش کار میکند. او، آشکار و علنی، با ارواح اِغواگر خودش در بُعد روحانی جولان میدهد. اما، مهمتر از این بُعد روحانی، شیطان با آموزههای دیوها همهجا پرسه میزند. کلام خدا در رسالۀ اول تیموتائوس فصل ۴ در این مورد از «ریاکاری دروغگویان» میگوید. به همین دلیل، به ما حکم شده کلام خدا را مطالعه بکنیم تا بتوانیم دروغهای شیطان را خنثی بکنیم.
در همین راستا، پولس به تیطس میگوید: «ما باید به کلام امین بر حسب تعلیمی که یافتیم بچسبیم تا بتوانیم به تعلیم صحیح نصیحت کنیم و مخالفان را توبیخ کنیم.» البته که مخاطب پولس در اینجا مشایخ و رهبران کلیسا است، ولی همین حقیقت دربارۀ همۀ ما صادق است. به نظرم، هرگاه مردم بیش از اندازه درگیر تجربه و احساسات میشوند و صرفاً به تجربه و احساسات دل میبندند و به آن تکیه میکنند و آن را معیار قرار میدهند، خودشان را بازیچۀ دست شیطان قرار میدهند. بیشتر نظامها و ساختارهای مذهبی که بر پایۀ احساسات بنا هستند پُر از آموزهها و تعالیم غلط میباشند. امروز، این مشکل را بیشتر از هر جای دیگر در جنبش کَریزماتیک به چشم میبینیم. هر کجا دلمشغولی شما تجربه و احساسات است و حرف زدن از تجربیات روحانی و احساسات وِرد زبانتان است، همواره با هجوم تعالیم و آموزههای غلط روبهرو هستید. در همین تعالیم غلط است که خدا را اشتباه به شما معرفی میکنند، کتابمقدس را اشتباه تفسیر میکنند، و کارهای روحالقدس را اشتباه معرفی میکنند. وقتی تجربههای روحانی محک و معیار حقیقت میشود، شما دقیقاً بازیچۀ دست شیطان میشوید.
بله، شیطان در آموزهها و تعالیم غلط مشغول کار است. او دنیا را با تعالیم و آموزههای غلط به هم ریخته است. البته این را هم میدانید که یک تعداد اشخاص معقول و تحصیلکرده و باهوش و فرهیخته این آموزههای غلط را تعلیم میدهند. در تلویزیون برنامهای را تماشا میکردم به نام «مذهب امروزی.» در این برنامه، یک کشیش کاتولیک دربارۀ یک دیجِی آقای پاپ اعظم صحبت میکرد. قصد آن آقای دیجِی این بود که به دنیا اعلام بکند در ایستگاه رادیویی واتیکان خدا خدای امروزی و مدرن است و به قول معروف اهل دل است. از اینرو، آن آقا از آن ایستگاه رادیویی موسیقی راک پخش میکرد. سپس خادم شاخۀ پروتستان از کلیسای فرقۀ مِتدیست در لسآنجلس آمد و تیتر خبرها را خواند. بعد هم یک ربّای یهودی آمد که میخواست دربارۀ مطالب دیگری صحبت بکند. خلاصه، سه آدم معقول و باهوش، سه آدم، با سیاستهای به نظر محافظهکار، سه مرد متین، آنجا نشسته بودند و اظهار فضل میکردند، ولی باید بدانیم که فریب و نیرنگ شیطان معمولاً به همین شکل است. او از چنین اشخاصی استفاده میکند.
الان برای شما یک مثال میزنم. وقتی سنم کم بود، خیال میکردم بزرگترین آدم حیلهگری که بازیچۀ دست شیطان است و در کل دنیا از نظر فریبکاری همتا ندارد مردی است به نام مَهاتما گاندی. آیا میدانید چرا؟ چون او آدم متین و نجیبی بود و همه گاندی را دوست داشتند. بله، از این بهتر نمیشود که شما کسی را ببینید که یک مصلح است و همیشه و همهوقت نویدبخش صلح و دوستی و آشتی است. اما مصیبت از این بالاتر نیست که او آدم شیطان است که کل دنیا را با دروغهای خودش گرفتار میکند. راستش، سخت در اشتباهید اگر تصور میکنید یک آدم مست و ولگرد وسیلۀ دست شیطان است. خیر، آدمهای شیطان اشخاصی معقول و منطقی و مذهبی هستند. چنین شخصی آدم شیطان است. شما سخت در اشتباهید اگر خیال میکنید یک ساحر و جادوگر آدم شیطان است. ساحر و جادوگر آدمهای حاشیهای و فرعی شیطان هستند. اصل کار، آدم اصلی شیطان، یک نفر شبیه سایر مسیحیان است که از دایرۀ واژگان مسیحی استفاده میکند و اصطلاحات مسیحیت وِرد زبانش است، اما پیغام ابلیس را اعلام میکند. بله، شیطان در دروغگویی استاد است. دلم میخواهد این را بدانید.
الان وقتش است شماری از بهترین دروغهای شیطان را برای شما بیان بکنم تا وقتی این دروغها را میشنوید، بتوانید آنها را خنثی بکنید. من کولهبار حیله و نیرنگ و ترفندهای شیطان را با خودم آوردم تا آنها را اینجا خالی بکنم. بسیار خوب، به مورد اول میپردازیم که یکی از اَبَردروغهای شیطان است. ابتدا، به پیدایش ۳:۱ نگاه میکنیم، سپس سراغ ایوب میرویم و بعد به انجیل متی میرسیم.
اولین دروغی که به چشم من میآید این است که خدا بزرگترین قاتل شادی است. این اولین دروغ شیطان است. پیدایش ۳:۱: «و مار از همۀ حیوانات صحرا، که خداوند خدا ساخته بود، هشیارتر بود و به زن گفت: آیا خدا حقیقتاً گفته است که از همۀ درختان باغ نخورید؟» شیطان به حوا میگوید: «یعنی منظورت این است که خدا تو را در این باغ قرار داده و بعد گفته نمیتوانید اصلاً میوههای درختان را بخورید؟ این چه خدایی است؟ چرا چنین کاری کرده؟ آیا میدانی خدا چه خدایی است؟ او یک مستبد است و لذت میبرد آدمها را در تنگنا قرار بدهد و آنها را کلافه بکند. خدا دوست دارد تو را اینجا بگذارد و به تو بگوید به این میوهها دست نزن. آیا حواست هست؟ خدا فقط دوست دارد آدمها را کلافه بکند. خدا دوست دارد شریعت موسی را بنا بگذارد که کسی نتواند آنها را رعایت بکند و با این رعایت نکردن مردم را به شدت بترساند و آنها را به وحشت بیندازد. او قاتل شادی است. تو نمیتوانی با این شرایط کنار بیایی. این حرفها را رها بکن و هر کاری خودت دلت میخواهد انجام بده.»
حالا سراغ یک دروغ دیگر شیطان برویم. آیا میدانید این دروغ او چیست؟ اینکه خدا درغگو است. بله، درست شنیدید. «زن به مار گفت: از میوۀ درختان باغ میخوریم، اما از میوۀ درختی که در وسط باغ است خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس مکنید.» ولی آیا خدا این را گفته بود که لمس نکنید؟ خیر، خدا این را نگفته بود. حوا شرایط را از این هم بدتر کرد. چه بسا حوا به خود گفته بود: «خدا قاتل شادی است، به حدی که حتی اجازه نمیدهد به درخت دست بزنیم.» اما خدا این را نگفته بود. اصلاً چه کاری است به این میوه دست بزنید اگر به فکر خوردن آن نبودید. با این کار، خودتان را در وسوسه میاندازید. حوا از قول خدا میگوید: «مبادا بمیرید.» «مار به زن گفت: هر آینه نخواهید مرد.» اما منظور حرف شیطان چیست؟ منظور شیطان این است که خدا دروغگو است. کتابمقدس میگوید: «بدانید که گناه شما شما را درخواهد گرفت.» شیطان میگوید: «خیر، اینطور نیست. راحت باش و گناه بکن. مگر قرار است چه کسی از گناهت باخبر بشود؟» کتابمقدس میگوید: «اگر گناه بکنی، خدا تو را تنبیه خواهد کرد.» شیطان میگوید: «نه بابا، برو خوش باش. تو زیر فیض هستی.»
شیطان همیشه خدا را دروغگو مینامد. برای همین، تنها حفاظ شما در مقابل نیرنگهای ابلیس سپر ایمان است. شما یا به خدا ایمان دارید یا به شیطان. به محضی که حرفهای شیطان را باور بکنید، سپر کنار میرود و کارتان تمام است! ولی، مادامی که به خدا ایمان دارید و باور میکنید خدا راستگو است و حقیقت را بیان میکند، کارتان درست پیش میرود. حال آنکه، شیطان ادعا میکند خدا دروغگو است.
حالا به کتاب ایوب فصل ۱ نگاه بکنیم تا تعدادی از دروغهای شیطان را به شما نشان بدهم که بتوانیم ترفندهای این موجود فاسد را پیشبینی بکنیم. به نظرم، شیطان باید خسته شده باشد آنقدر که در سراسر آمریکا شنیده که واعظان همیشه ماجرای او را در کتاب ایوب تعریف میکنند. من مطمئنم شیطان یا خودش این پیغامها را میشنود یا یک نفر به گوشش میرساند که ما دربارۀ او صحبت میکنیم.
بسیار خوب، ایوب فصل ۱ آیۀ ۶: «و روزی واقع شد که پسران خدا آمدند تا به حضور خداوند حاضر شوند و شیطان نیز در میان ایشان آمد.» اینجا، پسران خدا به فرشتگان اشاره دارد. شیطان، آن دشمن، در میان آنها به حضور خدا میآید. «و خداوند به شیطان گفت: از کجا آمدی؟ شیطان در جواب خداوند گفت: از تردّد کردن در زمین و سِیر کردن در آن.» یعنی شیطان حال و هوای مردم را تند و سریع تفتیش و بررسی کرده بود. «خداوند به شیطان گفت: آیا در بندۀ من ایوب تفکر کردی که مثل او در زمین نیست؟ مرد کامل و راست و خداترس که از گناه دوری میکند.» خدا میفرماید: «آیا وقتی شتابان همهجا میگشتی، حواست به ایوب بود؟ او با بقیه فرق دارد.» «شیطان در جواب خداوند گفت: آیا ایوب مجّاناً از خدا میترسد؟»
آیا منظور شیطان را میدانید؟ منظورش این است که ایمانداران مادیگرا هستند. این هم یک دروغ دیگر شیطان است. شیطان به خدا میگوید: «تنها دلیلی که ایوب تو را خدمت و عبادت میکند این است که به او خوراکیهای دلچسب میدهی. ایوب مثل سگی میماند که همین که میداند تو آنجا هستی و قرار است خوراکیهای دلچسب به او بدهی، قند در دلش آب میشود و هر کاری لازم باشد انجام میدهد تا آن خوراکیها را از دست تو بگیرد. ایمانداران اهل مادیات هستند. تو خیال میکنی ایوب به خاطر محبتش به تو تو را خدمت میکند، زهی خیال باطل! آیا ایوب مفت و مجانی تو را خدمت میکند؟ خیر، او برای هدف خاصی تو را خدمت میکند تا چیزی را که دلش میخواهد از دست تو بگیرد.»
بسیار خوب، این دروغی است که مطمئنم بیشتر مردم دنیا، که مسیح را نمیشناسند، آن را دربارۀ ما باور دارند. از نظر دنیا، ما به این دلیل خدا را خدمت و عبادت میکنیم که خدا ما را راضی نگه میدارد و نیازهای ما را برطرف میکند. ما سرسپردۀ خدا هستیم، چون خدا کارهای خاصی برای ما که اهل مادیات هستیم انجام میدهد. این یکی از دروغهای خیلی معروف شیطان است.
شیطان این دروغ را با دروغ دیگری همراه میکند. آیۀ ۱۰: «آیا تو گرد او و گرد خانۀ او و گرد همۀ اموال او، به هر طرف، حصار نکشیدی و اعمال دست او را برکت ندادی و مَواشی او در زمین منتشر نشد؟» شیطان میگوید: «تو، ای خدا، نگاه بکن. تو میگویی ایوب مردِ خوبی است. بسیار خوب. اما او بیش از اندازه ثروتمند و توانگر است. تو گرداگرد او دیوار کشیدی که چیزی نتواند به این آدم صدمه بزند. با این شرایط، هر کسی هم باشد از تو اطاعت میکند. ببین برای او چکار کردی!» آیۀ ۱۱: «اما الان دست خود را دراز کن و تمامی دارایی او را لمس نما و پیشِ روی تو تو را ترک خواهد نمود.»
پس دروغ شیطان چیست؟ سختی و مشکلات در زندگی ایماندار باعث میشود او خدا را ترک بکند. شیطان میگوید: «بله، البته که ایوب تو را خدمت و عبادت میکند. ببین چه خوراکیهای دلپذیری از دست تو میگیرد! اگر ایوب جای من بود، معلوم است که اینهمه دربارۀ خدا ذوقزده نبود.» خلاصۀ حرف شیطان این است که خدا بندهنوازی میکند و پیروانش را با یک پاکت خوراکی راضی نگه میدارد. یعنی پیروان خدا واقعاً خدا را دوست ندارند.
بله، شیطان یک دنیا دروغ میگوید. حالا به دروغ دیگر او در کتاب ایوب فصل ۲ آیۀ ۱ میرسیم: «و روزی واقع شد که پسران خدا آمدند تا به حضور خداوند حاضر شوند و شیطان نیز در میان ایشان آمد تا به حضور خداوند حاضر شود و خداوند به شیطان گفت: از کجا آمدی؟ شیطان در جواب خداوند گفت: از تردّد نمودن در جهان و از سِیر کردن در آن. خداوند به شیطان گفت: آیا در بندۀ من، ایوب، تفکر نمودی؟» توجه بکنید که این گفتگو پس از آن است که خدا همهچیز را از ایوب میگیرد و ایوب میگوید: «خداوندا، اشکال ندارد. برهنه از رَحِم مادر خود بیرون آمدم و حالا هم فرقی نمیکند اگر برهنه باشم. خداوند داد و خداوند گرفت و نام خداوند متبارک باد.»
پس ایوب راه درست را پیش گرفته است. فصل ۱ آیۀ ۲۲: «ایوب گناه نکرد و به خدا جهالت نسبت نداد.» برای همین، شیطان میگوید: «باید دوباره سراغ این آدم بروم.» خدا میفرماید: «آیا در بندۀ من، ایوب، تفکر نمودی که مثل او در زمین نیست؟ مرد کامل و راست و خداترس که از بدی دوری مینماید و تا الان کاملیت خود را قایم نگاه میدارد.» چطور ایوب میتواند اینگونه باشد؟ تو بر ضد او برخاستی و او را نابود کردی! «شیطان در جواب خداوند گفت: پوست به عوض پوست و هرچه انسان دارد برای جان خود خواهد داد. اما الان دست خود را دراز کرده، استخوان و گوشت او را لمس نما و تو را پیشِ روی تو ترک خواهد نمود.» شیطان میگوید: «تو دارایی ایوب را از او گرفتی و زندگیاش زیر و رو شد، اما یک چیزی که در زندگی خیلی مهم است جان آدمیزاد است. تو جان او را تهدید بکن تا واقعاً قالب تُهی بکند.» «خداوند به شیطان گفت: اینک، او در دست تو است، اما جان او را حفظ کن.» «پس شیطان از حضور خداوند بیرون رفته، ایوب را از کف پا تا کلهاش به دُملهای سخت مبتلا ساخت و او سفالی گرفت تا خود را با آن بخراشد.» منظور این است که ایوب با یک تکه سفال شکسته دَلمههای زخمهای خود را میتراشد. «و زنش او را گفت: خدا را ترک کن.» زن ایوب حتی یک دُمَل هم در بدنش نداشت که این را گفت. آیۀ ۱۰: «او وی را گفت: مثل یکی از زنان ابله سخن میگویی! آیا نیکویی را از خدا بیابیم و بدی را نیابیم؟ در اینهمه، ایوب به لبهای خود گناه نکرد.» چقدر زیبا!
بنابراین، یکی از دروغهای شیطان این است که «مسیحیان مادیگرا هستند و زمانی که دچار سختی و مشکل میشوند، از خدا روی میگردانند. برای مسیحیان فقط همین زندگی و همین دنیا مهم است. لحظهای که به جسم آنها ضربهای وارد بکنی، از تو دور میشوند.»
ولی شما میدانید که دقیقاً خلاف این دروغ شیطان ثابت شده است. خیلی وقتها، وقتی یک ایماندار از نظر جسمی دچار مشکل جدی میشود، نزد خدا میرود و به خدا نزدیک میشود.
بله، شیطان دروغگو است. الان تعداد بیشتری از دروغهای او را به شما نشان میدهم. پس به انجیل متی فصل ۴ نگاه بکنیم. خیلی از مردم این دروغ را در فصل ۴ متی باور میکنند. یک کتابی نوشته شده به نام «همچون باد پرقدرت» نوشتۀ آقای مِل تاری. این کتاب به قولی دربارۀ بیداری روحانی در کشور اندونزی است. من یکبار شهادت این آقای نویسنده را شنیدم که تعریف میکرد یک روز، پس از پایان جلسۀ بینظیر کلیسا، قرار بود از اعضای کلیسا پذیرایی بشود و دور هم غذا بخورند. اما یک نفر فراموش کرده بود پودینگ یا ژله بیاورد. برای همین، خدا در یک آن، در آشپزخانه، برای تکتک حاضران پودینگ آفرید. به گفتۀ این آقا، خدا پودینگ آفرید. واقعاً؟ جدی میگویید؟ نمیدانم این ادعا در کدام بخش از الهیات شما جای دارد، ولی در الهیات من که جایی ندارد! این یکی از دروغهای شیطان است که در مردم این ذهنیت را به وجود میآورد که خدا برای رفع نیازهای جسمانی ما معجزه میکند.
حالا سراغ انجیل متی ۴:۳ برویم: «پس تجربهکننده نزد او آمده، گفت: اگر پسر خدا هستی، بگو تا این سنگها نان شود.» یعنی «تو گرسنه هستی و تو پسر خدا هستی. خدا شکم قوم اسراییل را در بیابان سیر کرد، در حالی که آنها گناهکار بودند. تو پسر خدا هستی، پس خودت را سیراب بکن. برای رفع نیاز جسمانی معجزه بکن.» «در جواب گفت: مکتوب است انسان نه محض نان زیست میکند، بلکه به هر کلمهای که از دهان خدا صادر گردد.»
بنابراین، یکی از دروغهای بزرگ شیطان این است که خدا برای نیازهای جسمانی معجزه میکند. امروز، مردمی را در هر گوشه و کنار میبینیم که فقط دنبال معجزه هستند. آنها به خیالشان خدا غول چراغ جادو یا شعبدهباز آسمانی است که با شیرینکاری، چپ و راست، معجزه میکند. این دسته از مردم معتقدند درخواست معجزه از خدا نشانۀ ایمان قوی آنها است. اما واقعیت این است که این مطالبات مداوم از خدا اصلاً گواه ایمان نیست، بلکه شک و تردید این آدمها را ثابت میکند که مدام دنبال سند و مدرک و نشانهاند.
یکبار، زوج بسیار دلنشینی را در ایالت آیووا ملاقات کردم. آنها به مهمانسرای محل اقامت من و همسرم آمدند و در زدند و در حالی که خیلی پریشان بودند گفتند که باید با شما حرف بزنیم. آنها را داخل اتاق دعوت کردیم و خانم شروع به صحبت کرد که آنها نوایمان هستند و سر و کارشان با کسانی افتاده که همیشه دنبال معجزه پشت معجزه هستند.
قبل از آنکه به ادامۀ صحبت این خانم بپردازم، یک پرانتز باز بکنم و این را بگویم که آیا میدانید بعد از خدا چه کسی بهترین معجزهگر در کل عالم هستی است؟ شیطان بهترین معجزهگر است که همیشه و همهوقت برای رفع نیازهای جسمانی معجزه میکند. دستکم، شماری از ما مسیحیان نیز خیال میکنیم این خدا است که در این مورد، به خصوص، معجزه میکند.
به هر حال، این خانم نشست و سر صحبت را دربارۀ معجزاتی باز کرد که در خانوادهاش رخ دادند. به گفتۀ او، یکی از زیباترین معجزات این بود که دخترش، که به گمانم هفت ساله بود، از خدا مکاشفه میگیرد، آن هم چه مکاشفههای بینظیری! بیا و ببین! شب به شب، مکاشفهها سرازیرند. آنها هم بیکار نمینشینند و مکاشفهها را از طرف خدا یادداشت میکنند. خلاصه، هر روز و هر شب، این دختر کوچولوی هفت ساله به تختخواب میرود، اما نیمهشب، در حالی که همۀ وجودش را عرق سرد گرفته، از خواب میپرد و یک اشباح و موجودات عجیب و غریب را در اتاقش میبیند و سپس رویا پشت رویا سرازیر میشود. این خانم میگفت: «ما همۀ آن مکاشفهها را مینویسیم، چون باور داریم همه از خدا هستند و دلمان میخواست شما را هم در جریان بگذاریم.» به نظرم، این خانم و آقا میخواستند من آن رویاها را تفسیر بکنم. آنها پرسیدند: «نظر شما چیست؟» ولی من فرصت ندادم آنها سوال بعدی را بپرسند.
واقعیت این است که در ظاهر این اتفاق میتواند خیلی هیجانانگیز باشد. به هر حال، سر و کلۀ یک نفر پیدا شده که به این خانواده میگوید راه و رسم زندگی مسیحی چیست. شما هر روز یک معجزه میبینید و دیگر از دکتر و دارو و خیلی چیزهای دیگر خبری نیست. گویا یک کتابی هم به این نام چاپ شده: «ابلیس را دور کنید با یک معجزه هر روز.» ولی واقعاً اینکه همۀ فکر و ذکرمان معجزه باشد راه به جایی نمیبرد.
در هر حال، به این زوج گفتم: «همین اول، باید چیزی را به شما بگویم. حتی یک دانه از آن چیزها که دخترتان دیده از خدا نیست.» با این حرفم، آنها یِکه خوردند و از جا پریدند. سپس گفتند: «راستش، برای ما هم سوال بود. خیلی از آنها حرفهای خوبی به نظر میآیند، ولی تعدادی از آنها عجیب و غریبند و دخترمان همیشه خیلی میترسد.» از قرار معلوم، آن دختر کوچولو آنقدر میترسد که دیگر حاضر نمیشود در اتاقش تنها بخوابد. به آنها گفتم: «هیچیک از آنها از خدا نیستند.» آیا میدانید چرا؟ چون خدا مکاشفۀ خودش را قبلاً داده است. مکاشفۀ خدا در کتابمقدس است. اگر قرار باشد خدا پیغامی بدهد، چرا باید به دختری هفت ساله در ایالت آیووا پیغام بدهد؟
واقعیت این است که این زن و شوهر به یک جلسۀ مطالعۀ کتابمقدس رفته بودند و در آنجا به آنها گفته بودند باید در زندگی مسیحی انتظار همهگونه معجزه داشته باشید.
پس میبینید که بزرگترین دروغ شیطان این است که تا معجزه نبینید، ثابت نمیشود خدا با شما است. بله، معجزه پشت معجزه. اما، به محضی که دنبال اینگونه امور و اتفاقها باشید، شیطان هم بیکار نمینشیند و ذهن شما را بیشتر با این چیزها مشغول میکند.
بله، شیطان دروغگو است. شیطان دربارۀ خیلی چیزها دروغ میگوید. اما یکی دیگر از دروغهای او این است که به شما میقبولاند که میتوانید از خدا سوءاستفاده بکنید و وعدههای خدا را استثمار بکنید. در این راستا، به انجیل متی ۴:۵ نگاه بکنیم. خیلی جالب است که ابلیس عیسی مسیح را به شهر مقدس میبرد و او را بر کنگرۀ معبد برپا میدارد و میگوید: «اگر پسر خدا هستی، خود را به زیر انداز.» یعنی درنگ نکن و خودت را پایین بینداز. شیطان قبلاً تقلا کرده بود وسوسه بکند، اما ناکام مانده بود. اما چرا مسیح باید چنین کاری بکند؟ «زیرا مکتوب است که فرشتگان خود را دربارۀ تو فرمان دهد تا تو را به دستهای خود برگیرند، مبادا پایت به سنگی خورد.» شیطان میگوید خدا وعده داد از تو مراقبت میکند. شیطان روی این وعدۀ خدا دست میگذارد و از وعدههای خدا سوءاستفاده میکند. او میگوید: «خدا گفته از تو مراقبت میکند.» شیطان میخواهد مسیح را به زور وادار به این کار بکند. بله، این دروغ دیگر شیطان است. شما یک کار چشمگیر و تماشایی انجام بدهید تا خدا وارد عمل بشود. این کار به آن معنی است که مقصود و منظور واقعی خدا را تحریف بکنیم.
و حالا به یک دروغ دیگر شیطان میپردازیم که میانبُر زدن از راه خدا است. این دروغ میگوید: «شما میتوانید به راه و روش خودتان به هرچه میخواهید برسید. شما مجبور نیستید راه و روش خدا را پیش بگیرید. خدا قرار است مملکتهای جهان را به ماشیح بدهد، بسیار خوب، چرا به راه و روش من این کار انجام نشود؟» شیطان در آیات ۸ و ۹ و ۱۰ میگوید: «مرا سجده بکن تا همه را به تو ببخشم. لازم نیست صبر بکنی و منتظر بمانی تا این مملکتها از آنِ تو بشوند. لازم نیست روی صلیب بروی. لازم نیست اینهمه بها بدهی. لازم نیست درد بکشی. من همه را به تو میدهم، اگر به راه و روش من پیش بروی.»
تا اینجا فهمیدیم شیطان قاتل است و شیطان دروغگو است. حالا به سومین مورد در توصیف شخصیت او میرسیم. سومین مورد این است که شیطان گناهکار است. به این آیۀ مهم در رسالۀ اول یوحنا ۳:۸ توجه بکنید: «کسی که گناه میکند از ابلیس است، زیرا که ابلیس از ابتدا گناهکار بوده است.» شیطان گناهکاری بیوقفه است. گناهکار بودن عادت شیطان است. در پیغام قبلی، پاکی و زیبایی شیطان را دیدیم و حالا گناهکار بودن او را. از اینجا میفهمید سقوط شیطان چقدر جدی است! عیسی مسیح میفرماید: «شیطان را دیدم که چون برق از آسمان میافتد.» تباهی و فساد شیطان چشمگیر و شگرف بود.
حالا به رسالۀ اول یوحنا ۳:۸ و فعل «گناه میکند» بازگردیم که در زبان یونانی poieo «پیاِئو» میباشد. این فعل در زمان حال به کار رفته و به این معنی است که یک نفر مداوم و پیوسته گناه میکند و گناه کردن عادت زندگی او است. «کسی که گناه میکند از ابلیس است.» حرف اضافۀ «از» در زبان یونانی ek «اِک» میباشد که وابستگی چیزی را به یک منبع و منشأ نشان میدهد، یعنی گناه کردن از یک منبع میآید. ابلیس آن منبع است، چون شیطان شالوده و زیربنای گناه است. مسیح فقط به این دنیا نیامد تا گناه را نابود بکند، بلکه تا شیطان را نابود بکند. به انتهای آیۀ ۸ توجه بکنید: «از این جهت، پسر خدا ظاهر شد تا اعمال ابلیس را باطل سازد.» مسیح آمد تا نه فقط گناه را بردارد، بلکه شیطان را نابود بکند. شیطان گناهکار است. شیطان دیگران را به گناه وسوسه میکند. او دیگران را به شرارت اِغوا میکند. مسیح آمد تا شیطان را نابود بکند.
و اما چهارمین مورد این است که شیطان به مقدسان ستم میکند. قبلاً رسالۀ اول پطرس ۵:۸ را برای شما خواندم که میگوید: «ابلیس مانند شیر غرّان گردش میکند و کسی را میطلبد تا ببلعد.» فعل «گردش میکند» زمان حال میباشد و به معنای واقعی کلمه به این مفهوم است که شیطان همواره و پیوسته یواشکی پرسه میزند و زمانی که طعمه را گرفتار میکند، آنگاه، میغرّد.
شیطان به مقدسان ستم میکند. او مقدسان را تعقیب میکند و تقلا میکند آنها را گوشهای گرفتار بکند و آنها را به دام گناه بیندازد.
و اما مورد پنجم این است که شیطان گمراهگر و انحرافگر است. خیلی جالب است که شیطان روی هر نیکویی که خدا آفرید دست گذاشته و آن را منحرف کرده است. شیطان همهچیز را منحرف میکند. خدا برای ما میوه آفرید تا آبمیوه بنوشیم، شیطان آن را از راه به در و تبدیل به مشروب میکند. خدا رابطۀ جنسی را آفرید تا زن و شوهر از آن لذت ببرند، شیطان آن را به رابطهای کثیف و زناکاری تبدیل میکند. کار شیطان این است که هر نیکویی را که خدا آفرید منحرف بکند.
یک مورد دیگری امروز ذهنم را به خودش مشغول کرده که نمیتوانم از آن بگذرم و به آن اشاره نکنم. البته شاید آنچه میخواهم بگویم کمی غیرمعمول باشد، اما جنبۀ کاربردی دارد. حرفم دربارۀ غذا است. شیطان عزم خودش را جَزم کرده که حتی نعمت به این خوبی مانند غذا و خوراک را به انحراف بکشد. بسیار خوب، شما نمیتوانید با غذا خوردن مست بشوید، اما میتوانید پرخوری بکنید. شیطان در این مورد هم بیکار ننشسته است. در این مورد، به رسالۀ اول تیموتائوس فصل ۴ آیۀ ۳ نگاه بکنید. شیطان با تعالیم دیوها از راه میرسد. یکی از تعالیم دیوها در آیۀ ۳ ممنوع کردن ازدواج است. اما پولس در ادامه میگوید: «همچنین یکی از چیزهایی که دیوها تعلیم میدهند پرهیز از خوراکهایی است که خدا آفرید برای مومنان و عارفان حق تا آنها را با شکرگزاری بخورند.» در اینجا، کاری که شیطان میکند این است که در واقع هر آنچه به رژیم غذایی مربوط میشود به انحراف کشانده و پرهیز غذایی را وارد نظام مذهب کرده تا به آن رنگ و بوی مذهبی و روحانی بدهد و به مردم بقبولاند داشتن رژیم غذایی خاص و پرهیز از مواد غذایی خاص شما را به اشخاص معنوی و روحانی تبدیل میکند. به عبارتی، میزان روحانی بودن شما به آنچه میخورید بستگی دارد.
به اعتقاد من، بسیاری از یهودیان این احساس را داشتند که میزان روحانی بودن آنها به آنچه میخورند بستگی دارد. وقتی در دوران عهدجدید کلیسا پایهگذاری میشود، بسیاری از یهودیانی که مسیحی شده بودند هنوز احساس میکردند ایمان آنها همچنان بر این پایه بنا است که چه غذایی بخورند و از چه غذایی پرهیز بکنند. این همان مشکلی است که پولس در نامۀ اول قرنتیان فصل ۸ دربارۀ گوشت قربانی برای بتها به آن اشاره میکند. رسالۀ رومیان فصل ۱۴ و ۱۵ نیز به همین موضوع بگو مگوی ایمانداران میپردازد که چه چیزی بخورند و چه چیزی نخورند.
شیطان دوست دارد مردم خیال بکنند میزان روحانی بودن آنها به غذایی که میخورند بستگی دارد. من مطمئنم مردمی در این دنیا وجود دارند که خیال میکنند با گیاهخواری اشخاص روحانیتری هستند. بنابراین، شیطان حتی غذا خوردن را تا اینجا به انحراف کشانده و خیلی جایهای دیگر از حد گذشته است.
حالا به آیۀ بعد، یعنی اول تیموتائوس ۴:۴، میرسیم که میگوید: «زیرا که هر مخلوق خدا نیکو است و هیچچیز را رد نباید کرد، اگر به شکرگزاری پذیرند.» شیطان اینجا هم دست بردار نیست. بله، هر مخلوق خدا نیکو است و نباید آن را رد کرد. از اینرو، عدهای از مردم هرچه جلوی دستشان باشد میخورند و میگویند: «بهبه، ببین خدا چه نعمتهایی به ما داده! این را هم به من بده، ظاهرش که عالی است، یک دانه از این میخواهم، با خامۀ اضافه لطفاً!»
این دسته آدمها از آن طرف بام میافتند. آنها، به جای اینکه پرهیز غذایی داشته باشند و آن را نشانۀ روحانی بودن بدانند، معتقدند «هیچچیز برای من ممنوع نیست.» شیطان هم این را خوب میداند و شما را در این مسیر هُل میدهد. اما نتیجه چه میشود؟ شما به یک آدم پُرخور و شکمپرست تبدیل میشوید. رسالۀ اول پطرس فصل ۴ آیۀ ۳ میگوید: «زیرا که عمر گذشته کافی است برای عمل نمودن به خواهش امتها و در فجور و شهوات و مِیگساری و عیاشی.» واژگان «عیاشی و مِیگساری» به ضیافت دادن و پُرخوری و عیش و نوش اشاره دارد. در هر دو مورد، اصل مطلب به شکمپرستی ربط دارد.
حال آنکه، برای خدا این موضوع خیلی جدی است که ما در غذا خوردن تعادل را رعایت بکنیم و میانهرو و معتدل باشیم. کتاب امثال سلیمان ۲۳:۱ میگوید: «چون با حاکم به غذا خوردن نشینی، در آنچه پیشِ روی تو است تأمل نما.» حالا به این آیه دقت بکنید: «و اگر مرد پُرخور هستی، کارد بر گلوی خود بگذار.»
این هم ناگفته نماند که یک مشکل جدی در جامعۀ ما این است که بیشتر کارمندان روی صندلی لَم میدهند و پشت میز کار میکنند، به جای اینکه عرق بریزند و انرژی مصرف بکنند و با زور بازو کار بکنند. اما، به هر حال، این چیزی است که کلام خدا به ما میگوید.
در ادامه، کتاب امثال سلیمان فصل ۲۳ آیۀ ۲۰ میگوید: «از زُمره مِیگساران مباش و از آنانی که بدنهای خود را تلف میکنند، زیرا که مِیگسار و پُرخور فقیر میشود و صاحب خواب به خِرقهها ملبّس خواهد شد.» اگر زیاد مشروب بخورید و زیاد غذا بخورید، تنبل میشوید و کار نمیکنید و درآمد ندارید و پول خرید چیزی را ندارید و عاقبت مجبورید لباس پاره و کهنه بپوشید.
بله، پُرخوری یک مشکل جدی است. من فقط منظورم این است که به شما نشان بدهم خدا نعمت شگفتانگیزی به نام خوراک را به ما بخشیده تا به بدنمان انرژی برسد. ولی ما، از یک طرف، با پرهیز از یک سری خوراکها و اینکه چه چیزی بخوریم و چه چیزی نخوریم، غذا خوردن را به نشانهای برای روحانی بودن تبدیل کردیم و از طرف دیگر عدهای از آدمها غذا خوردن را به این سمت منحرف میکنند که احساس میکنند آزادند هرچه خدا برای آنها فراهم کرده بخورند تا جایی که به پُرخوری و شکمپرستی میرسند و به جای آنکه برای بقا داشتن غذا بخورند، زندگی آنها در خوردن و آشامیدن خلاصه میشود و بس.
واضح است که شیطان همهچیز را تحریف کرده و به انحراف کشانده است. دنیای آدمیان خلاصه شده در محدودۀ همۀ آنچه شیطان به انحراف کشانده است. شیطان انحرافگر است.
حالا به مورد آخر میرسیم. شیطان تقلیدگر است. شیطان، به جز گناه در ذهنش، هیچ فکر بِکر و تازهای در ذهن ندارد. شیطان به یک تقلیدگر تبدیل شد. او مدام تقلید میکند. آیا میدانید شیطان از چه کسی تقلید میکند؟ او از خدا تقلید میکند. رسالۀ دوم قرنتیان ۱۱:۱۳ میگوید: «زیرا که چنین اشخاص رسولان کاذب و عملۀ مکار هستند که خویشتن را به رسولان مسیح مشابه میسازند و عجب نیست، چون که خود شیطان هم خویشتن را به فرشتۀ نور مشابه میسازد. پس امر بزرگ نیست که خادمان وی خویشتن را به خادمان عدالت مشابه سازند.» در اینجا میبینیم که شیطان تقلیدگر است.
قبلاً به شما گفتم سخت در اشتباهید اگر تصور بکنید یک آدم ولگرد، یک آدم مست، یک جنایتکار، یک نفر که از نظر جنسی منحرف است آدم شیطان است. به نظرم، حتی شیطان از این دسته آدمها اکراه هم داشته باشد، چون این دسته آدمها، که از آنها نام بردم، تبلیغات خوبی برای شیطان نیستند. در عوض، شاهکار شیطان، گل سرسبد شیطان، یک آقای مذهبی محترم و متین و نجیب و صادق و درستکار و اتوکشیده است که آموزههای غلط را به اسم آموزۀ درست جا میزند و آن را تعلیم میدهد.
بله، شیطان تقلیدگر است. او به شکل فرشتۀ نور ظاهر میشود. شیطان همیشه به شکل فرشتۀ نور ظاهر شده است. شیطان تقلیدگر است. شیطان فریبکار است. شیطان واعظی است که نقاب به چهره میزند و خودش را پیامآور خدا معرفی میکند. آیا میدانید شیطانیترین اقدام دجال در آینده چیست؟ اینکه او بسیار بسیار شبیه مسیح خواهد بود.
دوباره به این سوال بازگردیم که آیا شیطان وجود دارد؟ بله، وجود دارد. اما شیطان کیست؟ او لوسیفر است که سقوط کرده است. شیطان به چه میماند؟ شیطان به همۀ آنچه در این موعظه بررسی کردیم میماند. هفتۀ آینده، به این موضوع میپردازیم که شیطان در فرزندان خودش و در فرزندان خدا چگونه کار میکند.
با هم دعا بکنیم.
ای پدر آسمانی، میدانیم فقط یک راه برای غلبه بر این شیطان، بر این دشمن، وجود دارد و کتابمقدس این یک راه را بسیار روشن بیان میکند. ما به این کلام ارزشمند کتاب مکاشفه ۱۲:۱۱ فکر میکنیم که میفرماید: «و ایشان به وساطت خون برّه غالب آمدند.»
ای پدر آسمانی، میدانیم، روی صلیب، آن برۀ باارزش خدا، بیلکه و بیعیب، بر شیطان پیروز شد و شیطان را عاجز و ناتوان کرد. سپس خودش در ما، ایمانداران مسیح، روحالقدس را ساکن کرد و به ما قدرت بخشید و پیروزی.
ای پدر آسمانی، از تو ممنونیم که برای ما که خداوند عیسی مسیح را میشناسیم شیطان یک دشمن کاملاً شکستخورده است. اما، همزمان، ای خداوند، این را هم میدانیم که برای کسانی که به خداوند عیسی مسیح ایمان ندارند و به او در مقام نجاتدهندۀ خودشان پشت میکنند شیطان همان روحی است که درون آنها کار میکند، زندگی آنها را پیش میبرد، و سرنوشت آنها را تعیین میکند.
ای پدر آسمانی، دعا میکنیم اگر الان در این جمع، در میان ما، کسانی وجود دارند که اسیر فریب و نیرنگ شیطان قاتل و دروغگو و گناهکار و انحرافگر میباشند، تو با قدرت روح خودت زنجیرها را پاره و آنها را آزاد بکنی. دعا میکنیم آنها با ایمان به خداوند عیسی مسیح از گناه آزاد بشوند، و از قلمروی تاریکی به ملکوت پسر عزیزت وارد بشوند.
ای پدر آسمانی، در این جلسه، این کار را انجام بده، برای ستایش جلالت، در نام عیسی. آمین.
پایان
This article is also available and sold as a booklet.
